عاشقانه هاي پاك- Pure Love discussion

83 views
جملات عاشقانه > جاي تو خالي

Comments Showing 1-14 of 14 (14 new)    post a comment »
dateDown arrow    newest »

مهدی عناصری  عناصری | 4 comments بیا ببین چه شعله اغ نشسته بر وجود من
بیا ببین چه آتشی گرفته تار و پود من

....
ای شمع روشن جای تو خالی
در خانه ی من جای تو خالی ...



message 2: by Reza (new)

Reza (aseman_569) | 651 comments

جالب بود
تشکر


message 3: by mehrdad (new)

mehrdad (mehrabun) | 826 comments Mod
نمي دونم چرا آقاي خط خطي عزيز

اين موضوع را دنبال نكرد

اما چندتا خط خطي هم من اضافه مي كنم

تا در سر خود شورشرر خيز نداري
اين بند به دست و بدن خود مسپاري

اين راه كهن رفته به سان پر سيمرغ
اي كاش فزونش كند اين عشقمداري


message 4: by Reza (new)

Reza (aseman_569) | 651 comments این شعرهای قشنگ و موزون رو خودتون میگید؟
:-O


message 5: by mehrdad (new)

mehrdad (mehrabun) | 826 comments Mod
آره رضا جان

قابلي نداره

بپيچم براتون




message 6: by mehrdad (new)

mehrdad (mehrabun) | 826 comments Mod
از پرسش اين نو گل نو رس چه بگويم

كو در پي جان و شرر جان پي جانان


اينم براي شما آقا رضاي مهربان


message 7: by Reza (last edited Feb 23, 2009 09:36AM) (new)

Reza (aseman_569) | 651 comments

و دیگر هیچ
...


message 8: by Reza (last edited Mar 11, 2009 09:49PM) (new)

Reza (aseman_569) | 651 comments آقا این - جا خالیه - نمیخاد پر بشه؟
؟؟؟؟؟؟


♀☻ஆ(¸.•'´Pal2aSt0o `'•.¸) | 61 comments نه چون خالیه.جالب بود


مهدی عناصری  عناصری | 4 comments عشق عاقبت سرکش و خونی بود
هر که از ما نیست بیرونی بود


message 11: by [deleted user] (new)

جات خالی

عشق اول و آخر من

که دوری که دوری تا به جدایی


message 12: by Rose (new)

Rose | 46 comments قرنهاست برای پر کردن جای خالی ات کاری نمیتوانم بکنم...
پس جای خالی ام را به جای خالی ات اضافه میکنم شاید که جا برای آنهایی که دنیا هم برایشان تنگ است باز شود


message 13: by Rose (new)

Rose | 46 comments جا مانده است چیزی ،جایی
که هیچگاه دیگر هیچ چیز
جایش را پر نخواهد کرد
نه موهای سیاه
نه دندانهای سپید


مهدی عناصری  عناصری | 4 comments Rose wrote: "جا مانده است چیزی ،جایی
که هیچگاه دیگر هیچ چیز
جایش را پر نخواهد کرد
نه موهای سیاه
نه دندانهای سپید"


آمدی آخر!
چه دیر ؟
در را ببند .
میدانم !
برای ما یک میز و یک قلم
و تنها
یک شعله کافیست

در را ببند.

از من چه میخواهی ؟

با رگبار نگاهی از اندیشه های طوفانی
و گهوار بازوان افسونگر
از من چه میخواهی؟

بشین در کنارم
واز آن بوسه ی آتش که درآن روز
تو به شیطان کوچک قلبم داده ای
دوباره بنویس

آیا برای این جمله یک میز و یک قلم کافیست ؟



back to top