داستان كوتاه discussion

131 views
نوشته هاي ديگران > شعر گل - مهدی اخوان ثالث

Comments Showing 1-8 of 8 (8 new)    post a comment »
dateDown arrow    newest »

message 1: by [deleted user] (new)

همان رنگ و همان روی
همان برگ و همان بار
همان خنده ی خاموش در او خفته بسی راز
همان شرم و همان ناز
همان برگ سپید به مَثَل ژاله ی ژاله به مَثَل اشک نگونسار
همان جلوه و رخسار
نه پژمرده شود هیچ
نه افسرده ، که افسردگی روی
خورد آب ز پژمردگی دل
ولی در پس این چهره دلی نیست
گرش برگ و بری هست
ز آب و ز گلی نیست
هم از دور ببینش
به منظر بنشان و به نظاره بنشینش
ولی قصه ز امید هبایی که در او بسته دلت ، هیچ مگویش
مبویش
که او بوی چنین قصه شنیدن نتواند
مبر دست به سویش
که در دست تو جز کاغذ رنگین ورقی چند ، نماند


message 2: by Mehdi (new)

Mehdi | 1795 comments Mod
ممنون مریم. بسیار زیبا بود.


message 3: by [deleted user] (new)

طرفدارشم بی‌ چون و چرا.

سپاسگزارم مریم جان که نشنیده بودم این شعر را و لذت بردم بسیار


message 4: by [deleted user] (new)

ممنون از مهدی و رویا.من هم با شما هم نظرم.شعر خیلی خیلی زیباییه


message 5: by Ashkan (new)

Ashkan Ansari | 2135 comments خواندنی بود مریم، سپاس
;)


message 6: by [deleted user] (last edited Jun 04, 2012 01:10PM) (new)

مرسی از تو اشکان عزیز که خوندی


message 7: by [deleted user] (new)

خواهش می کنم محسن.دست شاعرش درد نکنه
:)


message 8: by [deleted user] (new)

Hamid wrote: "لذت بردم از خوندن اين همه زيبايي ، ممنونم مريم عزيز"

از حضور دوبارت خوشحال شدم.ممنون از تو حمید عزیز


back to top