داستان كوتاه discussion
نوشته هاي كوتاه
>
پشت تیر چراغ برق،به کمینت نشسته ام
date
newest »
newest »
خودتی.
خودمم.
اصلن بیا
بیا فراموش کنم
کل کل نکنیم
بیا پشت همون چراغ برق
من چشم بگذارم
تو روبرویم بایست
زل به زن به چشمهای بسته ام
سک سک
بیا بغلم
بیا
بیا فراموش کنیم که کل کل می کردیم
بیا از این خواب بلند شویم
دستمان را دوباره توی دستهای هم بگذاریم
برویم زیر پل خواجو
رو پله ها بنشینیم
دستهایمان را توی رودخانه ببریم
و به هم
آب بپاشیم
با زنده رود زنده کنیم همه خاطرات خوبمان را.
بیا
کل کل بسه.
روزها به سرعت دارند می روند
و برای من و تو اصلن نمی ایستند.
خودمم.
اصلن بیا
بیا فراموش کنم
کل کل نکنیم
بیا پشت همون چراغ برق
من چشم بگذارم
تو روبرویم بایست
زل به زن به چشمهای بسته ام
سک سک
بیا بغلم
بیا
بیا فراموش کنیم که کل کل می کردیم
بیا از این خواب بلند شویم
دستمان را دوباره توی دستهای هم بگذاریم
برویم زیر پل خواجو
رو پله ها بنشینیم
دستهایمان را توی رودخانه ببریم
و به هم
آب بپاشیم
با زنده رود زنده کنیم همه خاطرات خوبمان را.
بیا
کل کل بسه.
روزها به سرعت دارند می روند
و برای من و تو اصلن نمی ایستند.
مریم جان واقعا خیلی خوشکل بود. خیلی خوشم اومد.
.
شعر مهدی از جنس متفاوتی بود
دقیقا مثل دو تا گل بودن که بوهای مختلفی داشتن.
من که واقعا خوشم اومد از جفتشون
چه جالب مریم جان،
دوست داشتم و خندیدم که چه تفکر شدیدی، واقعاً گلوله میزنی؟ خطرناکی باید مواظب بود!! تا قبل از گلوله یاد خودم افتادم که همینطوری حرف میزنم وقتی ناراحت میشم درست مثل بچهها اما تفنگ کاری در کار نیست. آخرش هم میشه مثل شعر مهدی خواهش که بیا دوست باشیم لطفا. "بچه هم خودتی، چاق هم خودتی" بامزه کاش یکی به من میگفت.
خیلی زیبا و مرسی عزیزم،
شعر شما را هم خیلی دوست داشتم مهدی به قول محمد مکمل شعر مریم بود. میتونید با هم کتاب شعر چاپ کنید.
دوست داشتم و خندیدم که چه تفکر شدیدی، واقعاً گلوله میزنی؟ خطرناکی باید مواظب بود!! تا قبل از گلوله یاد خودم افتادم که همینطوری حرف میزنم وقتی ناراحت میشم درست مثل بچهها اما تفنگ کاری در کار نیست. آخرش هم میشه مثل شعر مهدی خواهش که بیا دوست باشیم لطفا. "بچه هم خودتی، چاق هم خودتی" بامزه کاش یکی به من میگفت.
خیلی زیبا و مرسی عزیزم،
شعر شما را هم خیلی دوست داشتم مهدی به قول محمد مکمل شعر مریم بود. میتونید با هم کتاب شعر چاپ کنید.
مرسی مهدی از این نوشته ی زیبا.حس و حالش آشنا بود با نوشته ی من.ولی در حال حاضر غریبه
محمد ذوق می کنم وقتی می گی خوشت اومد.حسابی خوشحالم کردی
رویا جون حست به حس من خیلی نزدیکه
خیلی ممنون از خواندنت.
خیلی ممنون از خواندنت.
اشکان خوب گفتی،اصلا هم شوخی بردار نیست این قضیه
ممنون از نظرت
ممنون از نظرت
ونوس جان باعث افتخاره که مورد توجهت قرار گرفت.تیزبین هستی تو.
ممنون از اینکه خواندیم
ممنون از اینکه خواندیم
بازي هاي بچه گيمون چقدر از همديگه دورمون كرداصلاً بيا بازي تازه بشيم
هركي باخت برنده بشه
هركي بُرد، نره
...
تی تی جان بازنده ،بازنده ست.حالا هرچقدر هم که دست و پا بزنه تا قوانین بازی رو عوض کنه
خوشحالم از خواندنت دوست خوبم
خوشحالم از خواندنت دوست خوبم
بهزاد خوشحالم که مورد توجهت قرار گرفت
ستاره جان خوبه که تلخیش برات تداوم نداشت.ممنون از حس زیبات
محسن حالا عصبانی نشو
:))
ممنون از تشویقت.روحیه بخشه واقعا
:))
ممنون از تشویقت.روحیه بخشه واقعا
ننگ بر شما!ننگ بر شما!
شرم بر شما!شرم بر شما!
ننگ بر همه تان که به این فضای مجازی هم رحم نکرده اید و از اینجا برای مقاصد ننگین و پلید خود استفاده میکنید
البته چه انتطاری میرود از گروهی که مدیران آن خود سردسته فتنه گرانند و مخالف با ایرانیت و اسلامیت و خودشان ایجاد فتنه میکنند آن هم در فضای مجازی و با ابزار بیگانگان
چه انتظاری میرود از گروهی که بسیاری از اعضای آن اجنبی نشینند و به سرزمین و هویت و میراث پیشین و اصیل خود پشت کرده اند و جیره خوار اجانب شده اند
چه انتظاری میرود از گروهی که اعضای داخل نشین هم غربزده شده اند و از ارزشهای واقعی خود دورافتاده اند و دنباله روانی بی چون و چرا و خودباختگانی بیچاره بیش نیستند
شرم بر شما و ننگ بر شما که نام ادبی بر گروه نهاده اید و تحت لوای ادب مقاصد ننگینی را دنبال میکنید
به خود بیایید و این از این بساط ننگین و سراسر شرم آور خودتان را رها کنید،بیشتر اندیشه کنید که که بودید و که هستید و به کجا میخواهید بروید
به کجا چنین شتابان؟
خدا را ناظر بر اعمال و کارهایتان بدانید،به ارزشها و اصول پایبند باشید و این مکان سراسر فساد و گناه را ترک کنید وخود را از تباهی و رفتن در دام اجانب باز دارید راه توبه پیش گیرید و کمی از قرآن و آیه های الهی استمداد طلبید
ومکرو و مکرالله و الله خیرالماکرین
و من الله توفیق
شرم بر شما!شرم بر شما!
ننگ بر همه تان که به این فضای مجازی هم رحم نکرده اید و از اینجا برای مقاصد ننگین و پلید خود استفاده میکنید
البته چه انتطاری میرود از گروهی که مدیران آن خود سردسته فتنه گرانند و مخالف با ایرانیت و اسلامیت و خودشان ایجاد فتنه میکنند آن هم در فضای مجازی و با ابزار بیگانگان
چه انتظاری میرود از گروهی که بسیاری از اعضای آن اجنبی نشینند و به سرزمین و هویت و میراث پیشین و اصیل خود پشت کرده اند و جیره خوار اجانب شده اند
چه انتظاری میرود از گروهی که اعضای داخل نشین هم غربزده شده اند و از ارزشهای واقعی خود دورافتاده اند و دنباله روانی بی چون و چرا و خودباختگانی بیچاره بیش نیستند
شرم بر شما و ننگ بر شما که نام ادبی بر گروه نهاده اید و تحت لوای ادب مقاصد ننگینی را دنبال میکنید
به خود بیایید و این از این بساط ننگین و سراسر شرم آور خودتان را رها کنید،بیشتر اندیشه کنید که که بودید و که هستید و به کجا میخواهید بروید
به کجا چنین شتابان؟
خدا را ناظر بر اعمال و کارهایتان بدانید،به ارزشها و اصول پایبند باشید و این مکان سراسر فساد و گناه را ترک کنید وخود را از تباهی و رفتن در دام اجانب باز دارید راه توبه پیش گیرید و کمی از قرآن و آیه های الهی استمداد طلبید
ومکرو و مکرالله و الله خیرالماکرین
و من الله توفیق
برادر جان من نمی دونم مشکلت چیه؟ بیا به جای این همه کلی گویی و انگ زدن مصداقی صحبت کن ببینیم چی می گی؟
من هم به اون قرآن اعتقاد دارم که تو داری.
من به عنوان یکی از مدیران این گروه مکری به کار نبسته ام که انتظار داشته باشم مکری از جانب خدا بر من کارگر شود.
شما اگر کژی در من و نوشته هایم می بینید بگویید تا بدانم عیبم کجاست.
ممنون.
من هم به اون قرآن اعتقاد دارم که تو داری.
من به عنوان یکی از مدیران این گروه مکری به کار نبسته ام که انتظار داشته باشم مکری از جانب خدا بر من کارگر شود.
شما اگر کژی در من و نوشته هایم می بینید بگویید تا بدانم عیبم کجاست.
ممنون.






واقعا؟
دروغ می گی.
راست می گی؟؟
خوب...باشه
ولی یادت باشه.بد می بینی
چی کار می کنم؟
حالا می بینی چی کار می کنم
همچین حالتو می گیرم
چه جوری؟
اونش دیگه به خودم ربط داره
قُپی میام؟
فکر کردی
حالا می بینی
مثلا؟
مثلا یه روز میام زنگ در خونتونو می زنم و در می رم.همچین که کله ت رو آوردی بیرون،از پشت تیر چراغ برق در میام و یه گوله تو مغزت خالی می کنم
می خندی؟
بخند
ولی از ما گفتن بود
بچه هم خودتی
چاقم خودتی