داستان كوتاه discussion

22 views
نوشته هاي كوتاه > پشت تیر چراغ برق،به کمینت نشسته ام

Comments Showing 1-19 of 19 (19 new)    post a comment »
dateUp arrow    newest »

message 1: by [deleted user] (new)

می گی دیگه دوسم نداری؟
واقعا؟
دروغ می گی.
راست می گی؟؟
خوب...باشه
ولی یادت باشه.بد می بینی
چی کار می کنم؟
حالا می بینی چی کار می کنم
همچین حالتو می گیرم
چه جوری؟
اونش دیگه به خودم ربط داره
قُپی میام؟
فکر کردی
حالا می بینی
مثلا؟
مثلا یه روز میام زنگ در خونتونو می زنم و در می رم.همچین که کله ت رو آوردی بیرون،از پشت تیر چراغ برق در میام و یه گوله تو مغزت خالی می کنم
می خندی؟
بخند
ولی از ما گفتن بود
بچه هم خودتی
چاقم خودتی


message 2: by Mehdi (new)

Mehdi | 1794 comments Mod
خودتی.
خودمم.
اصلن بیا
بیا فراموش کنم
کل کل نکنیم
بیا پشت همون چراغ برق
من چشم بگذارم
تو روبرویم بایست
زل به زن به چشمهای بسته ام
سک سک
بیا بغلم
بیا
بیا فراموش کنیم که کل کل می کردیم
بیا از این خواب بلند شویم
دستمان را دوباره توی دستهای هم بگذاریم
برویم زیر پل خواجو
رو پله ها بنشینیم
دستهایمان را توی رودخانه ببریم
و به هم
آب بپاشیم
با زنده رود زنده کنیم همه خاطرات خوبمان را.
بیا
کل کل بسه.
روزها به سرعت دارند می روند
و برای من و تو اصلن نمی ایستند.


message 3: by mohammad (new)

mohammad (irani_1313) | 1523 comments مریم جان واقعا خیلی خوشکل بود.
خیلی خوشم اومد.
.
شعر مهدی از جنس متفاوتی بود
دقیقا مثل دو تا گل بودن که بوهای مختلفی داشتن.
من که واقعا خوشم اومد از جفتشون


message 4: by [deleted user] (new)

چه جالب مریم جان،

دوست داشتم و خندیدم که چه تفکر شدیدی، واقعاً گلوله میزنی؟ خطرناکی باید مواظب بود!! تا قبل از گلوله یاد خودم افتادم که همینطوری حرف میزنم وقتی‌ ناراحت میشم درست مثل بچه‌ها اما تفنگ کاری در کار نیست. آخرش هم می‌شه مثل شعر مهدی خواهش که بیا دوست باشیم لطفا. "بچه هم خودتی، چاق هم خودتی" بامزه کاش یکی به من میگفت.

خیلی‌ زیبا و مرسی‌ عزیزم،

شعر شما را هم خیلی‌ دوست داشتم مهدی به قول محمد مکمل شعر مریم بود. میتونید با هم کتاب شعر چاپ کنید.


message 5: by Ashkan (new)

Ashkan Ansari | 2135 comments نمی دانم چه کسی باید از هر تیر چراغ برق در سر راهش بترسد که خوشبختانه من نیستم


message 6: by [deleted user] (new)

مرسی مهدی از این نوشته ی زیبا.حس و حالش آشنا بود با نوشته ی من.ولی در حال حاضر غریبه


message 7: by [deleted user] (new)

محمد ذوق می کنم وقتی می گی خوشت اومد.حسابی خوشحالم کردی


message 8: by [deleted user] (new)

رویا جون حست به حس من خیلی نزدیکه
خیلی ممنون از خواندنت.


message 9: by [deleted user] (new)

اشکان خوب گفتی،اصلا هم شوخی بردار نیست این قضیه
ممنون از نظرت


message 10: by [deleted user] (last edited May 18, 2012 01:52PM) (new)

ونوس جان باعث افتخاره که مورد توجهت قرار گرفت.تیزبین هستی تو.
ممنون از اینکه خواندیم


طیبه تیموری | 659 comments بازي هاي بچه گيمون چقدر از همديگه دورمون كرد
اصلاً بيا بازي تازه بشيم
هركي باخت برنده بشه
هركي بُرد، نره
...


message 12: by [deleted user] (new)

تی تی جان بازنده ،بازنده ست.حالا هرچقدر هم که دست و پا بزنه تا قوانین بازی رو عوض کنه
خوشحالم از خواندنت دوست خوبم


message 13: by Behzad, دیوونه (new)

Behzad Vahdati manesh (behzadium) | 1320 comments Mod
واسه من یه نوستالژی بود
که بعد خوندنش تلخ خندیدم


message 14: by ستاره (new)

ستاره (sisily_clfyhoocom) | 437 comments مریم جون زیبا و تلخ بود...
ولی مهدی با دید مثبتش شیرین کرد نوشتتو...
سک سک
بیا همو بغل کنیم....


message 15: by [deleted user] (last edited May 20, 2012 12:38AM) (new)

بهزاد خوشحالم که مورد توجهت قرار گرفت


message 16: by [deleted user] (last edited May 20, 2012 12:38AM) (new)

ستاره جان خوبه که تلخیش برات تداوم نداشت.ممنون از حس زیبات


message 17: by [deleted user] (new)

محسن حالا عصبانی نشو
:))
ممنون از تشویقت.روحیه بخشه واقعا


message 18: by [deleted user] (new)

ننگ بر شما!ننگ بر شما!
شرم بر شما!شرم بر شما!
ننگ بر همه تان که به این فضای مجازی هم رحم نکرده اید و از اینجا برای مقاصد ننگین و پلید خود استفاده میکنید
البته چه انتطاری میرود از گروهی که مدیران آن خود سردسته فتنه گرانند و مخالف با ایرانیت و اسلامیت و خودشان ایجاد فتنه میکنند آن هم در فضای مجازی و با ابزار بیگانگان
چه انتظاری میرود از گروهی که بسیاری از اعضای آن اجنبی نشینند و به سرزمین و هویت و میراث پیشین و اصیل خود پشت کرده اند و جیره خوار اجانب شده اند
چه انتظاری میرود از گروهی که اعضای داخل نشین هم غربزده شده اند و از ارزشهای واقعی خود دورافتاده اند و دنباله روانی بی چون و چرا و خودباختگانی بیچاره بیش نیستند
شرم بر شما و ننگ بر شما که نام ادبی بر گروه نهاده اید و تحت لوای ادب مقاصد ننگینی را دنبال میکنید
به خود بیایید و این از این بساط ننگین و سراسر شرم آور خودتان را رها کنید،بیشتر اندیشه کنید که که بودید و که هستید و به کجا میخواهید بروید
به کجا چنین شتابان؟
خدا را ناظر بر اعمال و کارهایتان بدانید،به ارزشها و اصول پایبند باشید و این مکان سراسر فساد و گناه را ترک کنید وخود را از تباهی و رفتن در دام اجانب باز دارید راه توبه پیش گیرید و کمی از قرآن و آیه های الهی استمداد طلبید

ومکرو و مکرالله و الله خیرالماکرین
و من الله توفیق


message 19: by Mehdi (new)

Mehdi | 1794 comments Mod
برادر جان من نمی دونم مشکلت چیه؟ بیا به جای این همه کلی گویی و انگ زدن مصداقی صحبت کن ببینیم چی می گی؟
من هم به اون قرآن اعتقاد دارم که تو داری.
من به عنوان یکی از مدیران این گروه مکری به کار نبسته ام که انتظار داشته باشم مکری از جانب خدا بر من کارگر شود.

شما اگر کژی در من و نوشته هایم می بینید بگویید تا بدانم عیبم کجاست.
ممنون.


back to top