داستان كوتاه discussion
نوشته هاي ديگران
>
رنگین کمان در بند / غاده السمان
date
newest »
newest »
وا محسن.
در گره آمیزی کوری از بسترش
یعنی در جایی که کره کوری می خورد در بسترش.
برداشت من از اون جمله همین بود.
بهتر از این دیگه نمی تونستم ترجمه کنم.
شاید توی ترجمه زیادی اغراق کردم.
در گره آمیزی کوری از بسترش
یعنی در جایی که کره کوری می خورد در بسترش.
برداشت من از اون جمله همین بود.
بهتر از این دیگه نمی تونستم ترجمه کنم.
شاید توی ترجمه زیادی اغراق کردم.
به نظر من که کاملا مشخصه و کاملا هم با جمله بعد و قبلش ارتباط داره.
نمی دونم مشکلت با این جمله چیه محسن جان.
به هر حال می گم که ممکنه خوب ترجمه نکرده باشم.
نمی دونم مشکلت با این جمله چیه محسن جان.
به هر حال می گم که ممکنه خوب ترجمه نکرده باشم.
اتفاقا من یکی شعر را خیلی دوست داشتم، اون جمله هم خیلی خوب ترجمه شده بود نمیدونم چرا محسن متوجش نشد چون شاید زن نیست و این هم اشکالی نیست.
من یاد شعر شاملو افتادم که گفت "دوستت دارم بی آنکه بخواهمت.."
ممنون مهدی جان، تو بنویس من میخوانم که عاشق شعرم من
من یاد شعر شاملو افتادم که گفت "دوستت دارم بی آنکه بخواهمت.."
ممنون مهدی جان، تو بنویس من میخوانم که عاشق شعرم من
مهدی من متوجه ی مفهوم کلی شعر شدم.
اما به نظر منم جاهایی از شعر ترجمه ی روانی نداره و نمی تونه مفهوم رو به درستی منتقل کنه
اما به نظر منم جاهایی از شعر ترجمه ی روانی نداره و نمی تونه مفهوم رو به درستی منتقل کنه
من عرض کردم مریم جان شاید از ترجمه من باشه
بهتر از این من لا اقل نمی تونستم ترجمه کنم این شعر رو.
ممنون از اظهار نظرت و خوبه که کلیت شعر رو متوجه شدی.
بهتر از این من لا اقل نمی تونستم ترجمه کنم این شعر رو.
ممنون از اظهار نظرت و خوبه که کلیت شعر رو متوجه شدی.
عجب تناقضهایی کشف شدهتناقضهایی که تو زندگی همه هست اما فقط
باهوشها و زنها درکش میکنن
و شاعرها مینویسننش
و با ذوق ها ترجمه اش میکنن
و خوش سلیقه ها گلچینش میکنن و به خوانش ما میرسانند
.
و ما چیزهایی را که میدونیم رو از در شعر شاعری غریبه میبینیم و این لذت بخش ترین مرحله از خواندنه.
ممنون
من اینجا از سر تفنن نیستم ...محسن جان من نمیدونم کجای این شعر نا مفهومه..
ترجمه هم به نظر من روونه ...
به جای بهونه گرفتن قشنگ بشین بخون ...
برو بابا محسن این حرفا چیه.
خصومت شخصی چیه.
کی من همچین برداشتی دارم؟
تو اگه اصل این شعرذ رو بخونی واقعا متوجه نمی شی خودش دقیقا منظورش از اون قسمت چی بوده.
خصومت شخصی چیه.
کی من همچین برداشتی دارم؟
تو اگه اصل این شعرذ رو بخونی واقعا متوجه نمی شی خودش دقیقا منظورش از اون قسمت چی بوده.
Mehdi wrote: "ممنون ستاره جان.اما ممکنه نظر هرکسی متفاوت باشه.
اینجا برای دوستی هم دور هم جمع شده ایم.
نه؟"
حق با شماست...
البته منم با شما موافقم محسن فضای شعر و نگرفته...
محسن صادقیان wrote: "اون که شوخی بود
خوب مهدی معلومه که اصلش را بخونم هچی نمی فهمم
وظیفه مترجمه که به من بفهمونه چی می گه
شایدم من تو فضای این شعر نیستم"
محسن میگیم حالت خرابه باور کن، شعر روان هست، ترجمه روانتر، ما را که در درک مشکلی نیست، شما را چه میشود؟ به قول ستاره جان درست بشین ولی اگر خواستی زنگ بزن من برات دوباره ترجمه میکنم، خوبه؟
خوب مهدی معلومه که اصلش را بخونم هچی نمی فهمم
وظیفه مترجمه که به من بفهمونه چی می گه
شایدم من تو فضای این شعر نیستم"
محسن میگیم حالت خرابه باور کن، شعر روان هست، ترجمه روانتر، ما را که در درک مشکلی نیست، شما را چه میشود؟ به قول ستاره جان درست بشین ولی اگر خواستی زنگ بزن من برات دوباره ترجمه میکنم، خوبه؟



اما
اما نمی خواهم
نمی خواهم در بندت شوم
آنگونه که رودخانه
نمی خواهد
در گره آمیزی کوری از بسترش
اسیر شود
اسیر شود در بندی که بر پای رنگین کمان است
تو می دانی که دوستت دارم
و ما، در همان رودخانه، دیگر بار
آب بازی خواهیم کرد
تا لحظات هراسمان را در بند کنیم
ای دیریاب و همیشه در دست
چونان چشمه ای، که به دست نمی آیی
جز آنکه به راه افتی
ای دیریافته
ای هماره در دسترس
چون صدفی
چونان صدفی
بر تو لب می گشایم
و رویاهایت به زفاف من می نشینند
من
آری من
رویاهای سیاه و بی همتایت را بارور می شوم
بحشی از شعر بلند صید رنگین کمان
ترجمه: مهدی بهروزی
26/2/91