داستان كوتاه discussion
نوشته هاي ديگران
>
کک به تنور مورچه خاک به سر
date
newest »
newest »
message 1:
by
Ashkan
(new)
May 10, 2012 04:08PM
چندی پیش با یکی از دوستان که گفتگو می کردم سخن از داستان های فولکلور افتاد و من به یاد این داستان از کودکی هایم افتادم. از آنجایی که کتاب آن را نیافتم دست به دامان گوگل شدم و نتیجه آنکه این نوشته بدست آمد. پیش کش به همه کسانی که داستان های کودکیشان این چنین بوده است
reply
|
flag
روزی، روزگاری كك و مورچه ای با هم دوست بودند. یك روز كك به مورچه گفت «دلم از گشنگی ضعف می رود.»
مورچه گفت «من هم مثل تو.»
كك گفت «بریم چیزی بگیریم و شكم مان را وصله پینه كنیم.»
و نشستند به صحبت كه «چه بگیریم؟ چه نگیریم؟»
«گردو بگیریم پوست دارد.»
«كشمش بگیریم دم دارد.»
«سنجد بگیریم هسته دارد.»
«بهتر است گندم بگیریم ببریم آسیاب آرد كنیم؛ بیاریم خانه نان بپزیم و بخوریم.»
كك رفت گندم گرفت آورد داد به مورچه.
مورچه گندم را برد آسیاب آرد كرد و آورد خانه. آرد را الك كرد و تو لاوك خمیر كرد و چونه درست كرد.
كك هم رفت تنور را آتش كرد كه نان بپزد. اما، همین كه خواست نان اول را بچسباند به تنور پاش سر خورد؛ افتاد تو تنور و سوخت.
مورچه شیون و زاری راه انداخت و از خانه رفت بیرون. بنا كرد به سر و سینه زدن و خاك به سر خودش ریختن.
كفتری از بالای درخت پرسید «مورچه خاك به سر! چرا خاك به سر؟»
مورچه جواب داد «كك به تنور؛ مورچه خاك به سر.»
كفتر هم پرهای دمش را ریخت.
درخت پرسید «كفتر دم بریز! چرا دم بریز؟»
كفتر جواب داد «كك به تنور؛ مورچه خاك به سر؛ كفتر دم بریز.»
درخت هم برگ هاش را ریخت.
آب آمد از پای درخت رد شود، دید درخت برگ ندارد. پرسید «درخت برگ ریزان! چرا برگ ریزان؟»
درخت جواب داد «كك به تنور؛ مورچه خاك به سر؛ كفتر دم بریز؛ درخت برگ ریزان.»
آب هم گل آلود شد و رفت به طرف گندم زار.
گندم ها پرسیدند «آب گل آلود! چرا گل آلود؟»
آب جواب داد «كك به تنور؛ مورچه خاك به سر؛ كفتر دم بریز؛ درخت برگ ریزان؛ آب گل آلود.»
گندم ها هم سر و ته شدند.
در این موقع دهقان به گندم زار رسید و دید گندم ها سر و ته شده اند.
دهقان پرسید «گندم سر و ته! چرا سر و ته؟»
گندم ها جواب دادند «كك به تنور؛ مورچه خاك به سر؛ كفتر دم بریز؛ درخت برگ ریزان؛ آب گل آلود؛ گندم سر و ته.»
دهقان هم بیلی را كه دستش بود زد به پشتش و برگشت خانه.
دختر دهقان وقتی دید باباش بیل زده به پشتش، پرسید «بابا بیل به پشت! چرا بیل به پشت؟»
دهقان جواب داد «كك به تنور؛ مورچه خاك به سر؛ كفتر دم بریز؛ درخت برگ ریزان؛ آب گل آلود؛ گندم سر و ته؛ بابا بیل به پشت.»
دختر هم كاسه ماستی را كه دستش بود و آورده بود با نان بخورند ریخت به صورت خودش.
ننه دختر تا او را دید، پرسید «دختر ماست به رو! چرا ماست به رو؟»
دختر جواب داد «كك به تنور؛ مورچه خاك به سر؛ كفتر م بریز؛ درخت برگ ریزان؛ آب گل آلود؛ گندم سر و ته؛ بابا بیل به پشت؛ دختر ماست به رو.»
ننه هم همین طور كه دم تنور نشسته بود و نان می پخت، پستانش را چسباند به تنور داغ.
در این بین پسرش سر رسید و پرسید «ننه جز و وز! چرا جز و وز؟»
ننه جواب داد «كك به تنور؛ مورچه خاك به سر؛ كفتر دم بریز؛ درخت برگ ریزان؛ آب گل آلود؛ گندم سرو ته؛ بابا بیل به پشت؛ دختر ماست به رو؛ ننه جز و وز.»
پسر هم با نك قلم دوات زد یك چشم خودش را كور كرد.
وقتی رفت مكتب، ملا دید یك چشم پسر كور شده. پرسید «پسر یك چشمی! چرا یك چشمی؟»
پسر جواب داد «كك به تنور؛ مورچه خاك به سر؛ كفتر دم بریز؛ درخت برگ ریزان؛ آب گل آلود؛ گندم سر و ته؛ بابا بیل به پشت؛ دختر ماست به رو؛ ننه جز و وز؛ پسر یك چشمی.»
ملا هم یك لنگ سبیلش را كند.
وقتی ملا سوار خرش شد، خر پرسید «ملا یك سبیل! چرا یك سبیل؟» \
ملا جواب داد «كك به تنور؛ مورچه خاك به سر؛ كفتر دم بریز؛ درخت برگ ریزان؛ آب گل آلود؛ گندم سر و ته؛ بابا بیل به پشت؛ دختر ماست به رو؛ ننه جز و وز؛ پسر یك چشمی؛ ملا یك سبیل.»
خر رو دو پاش بلند شد و عرعر كرد «كك به تنور به من چه؛ مورچه خاك به سر به من چه؛ كفتر دم بریز به من چه؛ درخت برگ ریزان به من چه؛ آب گل آلود به من چه؛ گندم سر و ته به من چه؛ بابا بیل به پشت به من چه؛ دختر ماست به رو به من چه؛ ننه جز و وز به من چه؛ پسر یك چشمی به من چه؛ ملا یك سبیل به من چه؛ می خندم و می خندم. به ریش همه می بندم.»
ملا گفت «بی خود كه خر نشدی. این طور شد كه خر شدی.»
بالا رفتیم دوغ بود؛ پایین اومیدم ماست بود؛
قصه ما راست بود. بالا رفتیم ماست بود؛
پایین اومدیم دوغ بود؛ قصه ما دروغ بود.
اشکان عزیز ممنونخنده دار بود. و چقدر خوشم اومد از شخصیت خر. من تا حالا نشنیده بودمش.
.
.
یه داستانی هم بود که برای بچگی های من تعریف میشد . که گوگل هم در برابر درخواست سرچ من کلی سایت عربی معرفی کرد.
اسمش بود : مثل شهر زوول .
چیز زیادی ازش یادم نیست .
خلاصه اش تقریبا اینطور بود.
یه خر میخواد به شهر ایدآل زول بره و تو راه یکی یکی به حیوانات جنگل میرسه و و قتی اونها ازش میپرسن کجا میری با یه شعر فولکور خیلی جالب در تمجید شهر زوول میخونه و اون حیوان همراهش میشه. همراه که نه سوارش میشه. به طوری که آخر داستان حدود 50 تا حیوان سوار خر بدبخت شدن.
تصویری که از کودکی به یاد دارم یه خر هزار پاست اما نمیدونم این تخیل من بود و یا واقعا خر قصه هزار پاداشت.
به هر حال قبل از رسیدن به شهر زول یه تفرقه بین حیوونها به وجود میاد و همدیگرو لت و پار میکنن.
دقیقا ماجرا یادم نیست . این رو پدر بزرگم که سال 73 فوت کرده تعریف میکرد.
خوشحال محمد که خواندی و دوست داشتی. بد نیست داستان های دوره کودکی را اینجا بیاوریم. همیشه هنر نو ریشه در هنر فولکلور دارد
ممنون اشکان
همین که نگاهم به این تاپیک افتاد،یاد خاطرات بچگی افتادم؛ گرچه مبهم ولی در عین حال شیرین
این قطعه رو که بی ربط به پُست شما نیست،از فیلم حسن کچل انتخاب کردم.
حسن کچل اولین فیلم سینمایی علی حاتمی است. او این فیلم را در سال ۱۳۴۸ کارگردانی کرد. او در این فیلم، علاوه بر کارگردان، نویسنده فیلم نامه و سراینده اشعار نیز بود.
+نون و پنیر آوردیم، دخترتونو بردیم.
- نون و پنیر ارزونیتون، دختر نمیدیم بهتون.
+فرش حصیر آوردیم، دخترتونو بردیم.
-فرش حصیر، نون و پنیر ارزونیتون، دختر نمیدیم بهتون.
+کماج شیر آوردیم، دخترتونو بردیم.
- کماج شیر، فرش حصیر، نون و پنیر ارزونیتون، دختر نمیدیم بهتون.
+ دوماد فقیر آوردیم، دخترتونو بردیم.
- دوماد فقیر، کماج شیر، فرش حصیر، نون و پنیر ارزونیتون، دختر نمیدیم بهتون.
+ مادر پیر آوردیم، دخترتونو بردیم.
- مادر پیر، دوماد فقیر، کماج شیر، فرش حصیر، نون و پنیر ارزونیتون، دختر نمیدیم بهتون.
+ مرد دلیر آوردیم، دخترتونو بردیم.
- مرد دلیر، مادر پیر، دوماد فقیر، کماج شیر، فرش حصیر، نون و پنیر ارزونیتون، دختر نمیدیم بهتون.
+ حلقه سیر آوردیم، دخترتونو بردیم.
- حلقه سیر، مرد دلیر، مادر پیر، دوماد فقیر، کماج شیر، فرش حصیر، نون و پنیر ارزونیتون، دختر نمیدیم بهتون.
+ تور و حریر آوردیم، دخترتونو بردیم.
- تور و حریر، حلقه سیر، مرد دلیر، مادر پیر، دوماد فقیر، کماج شیر، فرش حصیر، نون و پنیر ارزونیتون، دختر نمیدیم بهتون.
+ مشک و عبیر آوردیم، دخترتونو بردیم.
- مشک و عبیر، تور و حریر، حلقه سیر، مرد دلیر، مادر پیر، دوماد فقیر، کماج شیر، فرش حصیر، نون و پنیر ارزونیتون، دختر نمیدیم بهتون.
+ آینه چراغ آوردیم، دخترتونو بردیم.
- آینه چراغ، مشک و عبیر، تور و حریر، حلقه سیر، مرد دلیر، مادر پیر، دوماد فقیر، کماج شیر، فرش حصیر، نون و پنیر ارزونیتون، دختر نمیدیم بهتون.
+ گل از تو باغ آوردیم، دخترتونو بردیم.
- گل توی باغ، آینه چراغ، مشک و عبیر، تور و حریر، حلقه سیر، مرد دلیر، مادر پیر، دوماد فقیر، کماج شیر، فرش حصیر، نون و پنیر ارزونیتون، دختر نمیدیم بهتون.
+ کره الاغ آوردیم، دخترتونو بردیم.
- کره الاغ، گل توی باغ، آینه چراغ، مشک و عبیر، تور و حریر، حلقه سیر، مرد دلیر، مادر پیر، دوماد فقیر، کماج شیر، فرش حصیر، نون و پنیر ارزونیتون، دختر نمیدیم بهتون.
+ پسته داغ آوردیم، دخترتونو بردیم.
- پسته داغ، کره الاغ، گل توی باغ، آینه چراغ، مشک و عبیر، تور و حریر، حلقه سیر، مرد دلیر، مادر پیر، دوماد فقیر، کماج شیر، فرش حصیر، نون و پنیر ارزونیتون، دختر نمیدیم بهتون.
+ پس بیا بریم پس در پس --- شهرهای دیگهم دختر هس
(جلب موافقت دختر)
- پس بیا بیا پیش در پیش --- شاید شدیم قوم و خویش
همین که نگاهم به این تاپیک افتاد،یاد خاطرات بچگی افتادم؛ گرچه مبهم ولی در عین حال شیرین
این قطعه رو که بی ربط به پُست شما نیست،از فیلم حسن کچل انتخاب کردم.
حسن کچل اولین فیلم سینمایی علی حاتمی است. او این فیلم را در سال ۱۳۴۸ کارگردانی کرد. او در این فیلم، علاوه بر کارگردان، نویسنده فیلم نامه و سراینده اشعار نیز بود.
+نون و پنیر آوردیم، دخترتونو بردیم.
- نون و پنیر ارزونیتون، دختر نمیدیم بهتون.
+فرش حصیر آوردیم، دخترتونو بردیم.
-فرش حصیر، نون و پنیر ارزونیتون، دختر نمیدیم بهتون.
+کماج شیر آوردیم، دخترتونو بردیم.
- کماج شیر، فرش حصیر، نون و پنیر ارزونیتون، دختر نمیدیم بهتون.
+ دوماد فقیر آوردیم، دخترتونو بردیم.
- دوماد فقیر، کماج شیر، فرش حصیر، نون و پنیر ارزونیتون، دختر نمیدیم بهتون.
+ مادر پیر آوردیم، دخترتونو بردیم.
- مادر پیر، دوماد فقیر، کماج شیر، فرش حصیر، نون و پنیر ارزونیتون، دختر نمیدیم بهتون.
+ مرد دلیر آوردیم، دخترتونو بردیم.
- مرد دلیر، مادر پیر، دوماد فقیر، کماج شیر، فرش حصیر، نون و پنیر ارزونیتون، دختر نمیدیم بهتون.
+ حلقه سیر آوردیم، دخترتونو بردیم.
- حلقه سیر، مرد دلیر، مادر پیر، دوماد فقیر، کماج شیر، فرش حصیر، نون و پنیر ارزونیتون، دختر نمیدیم بهتون.
+ تور و حریر آوردیم، دخترتونو بردیم.
- تور و حریر، حلقه سیر، مرد دلیر، مادر پیر، دوماد فقیر، کماج شیر، فرش حصیر، نون و پنیر ارزونیتون، دختر نمیدیم بهتون.
+ مشک و عبیر آوردیم، دخترتونو بردیم.
- مشک و عبیر، تور و حریر، حلقه سیر، مرد دلیر، مادر پیر، دوماد فقیر، کماج شیر، فرش حصیر، نون و پنیر ارزونیتون، دختر نمیدیم بهتون.
+ آینه چراغ آوردیم، دخترتونو بردیم.
- آینه چراغ، مشک و عبیر، تور و حریر، حلقه سیر، مرد دلیر، مادر پیر، دوماد فقیر، کماج شیر، فرش حصیر، نون و پنیر ارزونیتون، دختر نمیدیم بهتون.
+ گل از تو باغ آوردیم، دخترتونو بردیم.
- گل توی باغ، آینه چراغ، مشک و عبیر، تور و حریر، حلقه سیر، مرد دلیر، مادر پیر، دوماد فقیر، کماج شیر، فرش حصیر، نون و پنیر ارزونیتون، دختر نمیدیم بهتون.
+ کره الاغ آوردیم، دخترتونو بردیم.
- کره الاغ، گل توی باغ، آینه چراغ، مشک و عبیر، تور و حریر، حلقه سیر، مرد دلیر، مادر پیر، دوماد فقیر، کماج شیر، فرش حصیر، نون و پنیر ارزونیتون، دختر نمیدیم بهتون.
+ پسته داغ آوردیم، دخترتونو بردیم.
- پسته داغ، کره الاغ، گل توی باغ، آینه چراغ، مشک و عبیر، تور و حریر، حلقه سیر، مرد دلیر، مادر پیر، دوماد فقیر، کماج شیر، فرش حصیر، نون و پنیر ارزونیتون، دختر نمیدیم بهتون.
+ پس بیا بریم پس در پس --- شهرهای دیگهم دختر هس
(جلب موافقت دختر)
- پس بیا بیا پیش در پیش --- شاید شدیم قوم و خویش

