داستان كوتاه discussion
گفتگو و بحث
>
یک پیشنهاد
این موضوع حل بشه خوبتر میشم آقا محسنمن برای این ارفاق قائل شدم که گاهی کسانی هستند که بنا به علت های مجبورن در دنیای مجازی ناشناس باشند، که با اونا کنار می آییم اما مدیریت حتما باید بشناسدشون.
مرسی که موافقی
سرکار خانوم آرزومن مدت سه سال است حدودن در این گروه آمد و رفت دارم و در مدتی هم که فرصت بیشتری داشتم در آن می نوشتم۰
در رابطه با این پیشنهاد بایستی خدمتتان عرض کنم که این پیشنهاد بستگی به انتخاب مدیران و مؤسسان آن دارد۰
چنانچه توجه فرموده باشید شما می توانید چهار نوع و به تعبیری پنج نوع گروه در سایت گودریدز داشته باشید که در بخش تشکیل گروه به آن اشاره شده است۰
که عبارتند از
This group is public
گروه عمومی
This group is restricted
گروه محدود
This group is private
گروه خصوصی
This group is secret
گروه مخفی
همچنین گزینه گروه بالاتر از هجده سال که در پایین آن آمده و شما بعنوان مدیر و تصمیم گیرنده می توانید دست به انتخاب گروه مورد نظر خود با توجه به شرایط هر کدام بزنید۰
اینکه مخاطب شما تصمیم به مشارکت در گروه انتخابی شما بگیرد به خود او مربوط می شود۰
با احترام
نادر
من نیز موافقبی اعتمادی واقعا آزار دهنده اس
هر عملی که انجام بشه و قتی اعتماد نباشه بدترین برداشت ازش میشه.
.
.
آرزو جان
ممنون از این پیشنهادت.من کاملا موافق هستم.
اما در مورد علنی نشدن بعضی از پروفایل ها کمی شک دارم.فکر می کنم همه باید با هم برابر باشیم
ممنون از این پیشنهادت.من کاملا موافق هستم.
اما در مورد علنی نشدن بعضی از پروفایل ها کمی شک دارم.فکر می کنم همه باید با هم برابر باشیم
بله ؛ بهتره همه ء پیشنهاد ها داده بشه و آقای بهروزی هم که من رفتنشون رو به رسمیت نمی دونم برگردن و دسته جمعی تصمیماتی گرفته بشه که به صلاح اشخاصی از گروه باشه که واقعا می خواهند یک گروه مفید هنری داشته باشند
مهدی به عنوان بزرگ گروه، باید باشه،باید حضور داشته باشه
مرسی از تو آرزو که با آمدنت به همه ی ما دلگرمی خاصی دادی
امید که این دلگرمی پایدار باشه
مرسی از تو آرزو که با آمدنت به همه ی ما دلگرمی خاصی دادی
امید که این دلگرمی پایدار باشه
اول اینکه آرزو از دیدن دوباره ات بسیار خوشحالم. و دیگر اینکه هرچند که من خود هیچ نگرانی از بابت افشا هویتم ندارم و پیشتر هم نداشته ام، از بن با این طرح مخالف هستم به دو دلیل:
دلیل نخست این که این حق را برای کسانی که دوست ندارند هویت واقعیشان فاش شود به هزار و یک دلیلی که کم یا بیش همه در جریان آن هستیم قائلم و به آنها حق می دهم که دوست نداشته باشند چنین کنند.
و دیگر این که این قانون به هیچ وجه قابل اجرا نیست و تنها چیزی که همراه خواهد داشت رواج دروغگویی در گروه خواهد بود. مگر مدیران دسترسی به شناسنامه شخص دارند و می توانند تطبیق دهند که آیا آن فرد هویت واقعی خود را گفته است و یا دروغ گفته! اگر من نامم را می گذاشتم بردیا فروتن و یک عکس جعلی برای خودم دست و پا می کردم، کسی متوجه می شد که من که هستم؟ نه! تنها یک دلخوشی بود که من بردیا فروتن هستم!
ما اینجا نشر رسمی انجام نمی دهیم که نگران هویت افراد باشیم. به باور من تصویب چنین طرحی هم برای مخاطبین و نویسندگان می تواند شک برانگیز باشد و هم کمکی به گروه نخواهد کرد.
از یاد نبریم در زمان پویایی گروه کسی به هویت افراد کاری نداشت و فضای «بی اعتمادی» هم در گروه حاکم نبود.
به دلایل گفته شده من از بن با این طرح مخالفم و رای منفی می دهم.
ممنونم اشکان عزیزاین هم حرف در خور توجهی ست
پیشنهاد شما ؛ برای داشتن گروهی منسجم و آدم های که اهدافشون خالصانه باشه چیه؟
پیش از آنکه پیشنهادی ارائه کرده باشم می خواستم یک یادداوری کنم و آن اینکه گروه، مرامنامه ای هشت بندی دارد که آن نیز مدت هاست به درستی اجرا نشده است. سه بند آن که مدتی است به آن بی توجهی شده است را در زیر می آورم: - مطالب ارسالي بايد اكيدا فاقد هرگونه توهين و تمسخر نسبت به اشخاص ، اقوام ، اديان و خصوصا اعضاء گروه باشد .
- فولدر بحث و گفتگو صرفا براي بحث و گفتمان در خصوص مواردي مربوط به ادبيات و داستان نويسي و مسايل مطرح شده درون گروه است لذا در صورت ايجاد تاپيك هاي بي مورد و ناهمگون و بحث هاي انحرافي ، تاپيك ايجاد شده حذف و به عضو ارسال كننده تذكر داده مي شود .
- قسمت كامنت در ذيل هر نوشته براي بحث ، نقد و نظرات اعضاء در خصوص همان مطلب است ، فلذا كامنت هاي بي مورد و نامربوط ( از قبيل احوالپرسي و گفتگوهاي نامربوط به نوشته و ... ) بدون تذكر حذف مي گردد .
نخست اینکه ما مکانیزم کارامدی جهت پاسخگو کردن اعضا نداریم و دیگر اینکه اگر در بند اخیر قابل اجرا نیست حالا به هر دلیلی چرا از مرامنامه حذف نمی شوند و اگر بخشی از مرامنامه هستند چرا اجرا نمی شوند.
من نمی دانم شما ماریا را به یاد می آورید؟ اگر نه! نوشته هایش که هست! آنها را بخوانید. من هنوز هم گاهی به نوشته هایش سری می زنم و لذت می برم. برایم مهم نیست که او که بوده است و یا صورتش چگونه بوده. زیبایی خیره کننده نوشته هایش و روان بلند و بی آلایشش و شخصیت مهربان و کم مانندش آنچنان من را جادو می کند که دیگر نام و چهره اش برایم اهمیتی نمی یابد. برای من او می شود زیباترین فرشته جهان.
چیزی که برایم شده است یک پرسش این است که چرا فکر می کنید بی اعتمادی ناشی از هویت های ناشناس است؟ و یا اصلن فضای بی اعتمادی بر گروه حاکم شده است؟ اعتماد به چه کسی و یا چه چیزی؟ خاصیت فضای مجازی اصل قرار دادن اعتماد است. زمانی که گروه عمومی می شود مانند آن می ماند که ما در خانیمان را به روی همه گشوده ایم. پس اصل را بر اعتماد نهاده ایم.
اگر به دیگران اعتماد نکنیم، کسی به ما اعتماد نخواهد کرد. جدا از این که چه کسی می نویسد، باید دید چه چیزی می نویسد.
به باور من دو محور را باید در گروه دنبال کرد تا به بالندگی پیشین خود برسد:
تبلیغ گسترده
ایجاد مکانیزمی تامینی برای جلوگیری از بروز هرج و مرج
نباید مکانیزم تامینی را با مکانیزم تادیبی اشتباه گرفت. منظور از تامینی پاسخگو کردن افراد نسبت به گفته ها و عملکردشان است. همیشه باور داشته ام و هنوز هم دارم که اگر قانونی که نمی شود اجرایش کرد تصویب شود، حرمت قانون را خدشه دار کرده ایم و اگر قانونی را مصوب می کنیم باید تمام تلاشمان را برای به اجرا دراوردن آن به کار ببندیم.
آنچه نوشتم دو پیشنهاد به انضمام انتقاد من از به اجرا درنیامدن کامل مرامنامه گروه بود.
من در تایید تمامی گفته های دوست عزیزم اشکان گرامی تصور می کنم یکی از علل نابسامانی ها و هرج و مرج در این گروه تعدد مدیران است۰ وقتی می گویم مدیر منظورم آن کسی است که قانون را در نهایت به اجرا نهاده و در اجرای آن متعهد و مسئول است۰از مشکلات بزرگ این گروه یکی همین است۰ گویی که سرزمینی چهار یا پنج پادشاه یا ریاست جمهوری داشته باشد۰ این مدیران می توانند هر یک بنا به داوری خویش دست به اجرای قانون بزنند یا نزنند و این بسیار مخرب است۰
مثال میزنم آنچه برای دوست عزیزم آرتمیس پیش آمد که کسی هم به آن توجهی نکرد
می آید و مطلبی را پست می کند و یکی از مدیران بلافاصله مطلب او را حذف می نماید۰ بعد عارض می شود که چرا چنین می کنید مدیری می آید و می گوید نخیر چنین نبوده اگر چنین بود دلایل آن گفته می شد۰
چه ادعای آرتمیس راست و چه دروغ باشد آنچه را گذشته در نظر می آورم و از خود می پرسم اگر در مورد من چنین شود چه کسی پاسخگو خواهد بود۰ زمانی که همه مدیران ادمین هستند و می توانند همانی را که دیگر بر گروه اعمال می نماید اعمال نمایند این را مجمع مدیران می نامم که هر پنچ مدیر را مسئول چنین هرج و مرجی می شناسم۰
همچنین در جهت بهبود این وضعیت پیشنهاد دارم همانند هر جامعه آزاد و دموکرات نخست انتخاب یک مدیر را به راي گذاشته تا از میان مدیران سابق و کاندیدهای جدید یکی انتخاب شود که تنها پاسخگو و مسئول اجرای قوانین گروه باشد۰ این بدان مفهوم نیست که چنین مدیری بدون مشورت با مشاوران!! و مدیران!! پایین تر از خود دست به هر اقدامی بزند۰
البته اینها همه نظر شخصی من بود
موفق باشید
در ضمن دوستان توجه داشته باشند که تنها شش دهم درصد از اعضا گروه این مطلب را خوانده اند و تنها سه دهم اعضا گروه در گفتگو شرکت کرده اند. فکر می کنید با این میزان مشارکت می شود قانونی جدید تصویب کرد؟
پس بهتر است ؛ ابتدا یک دعوت نامه بعمل بیاید از تمامی دوستانی که دوست دارند گروه شعر و داستان داشته باشند.و بعد از بین علاقمندان، مدیرِِ جدید انتخاب شود.
مدیر جدید با تغییر و اضافات و هر آنچه صلاح جمعی می طلبد، در قانون گروه، ایجادکرده، یک گروه نو را رقم بزند..
چون فکر می کنم این همه وقت را بیهوده زمان از دست داده یم و باید سریعتر عمل کنیم که دوستانی که هستند هم ،برای رفتن مصمم نشوند.
محسن جان شما در فرستادن دعوت نامه استادی »
اگر زحمتی نیست خودت شروع به دعوت کن
پیشنهاد دعوتنامه هم بسیار خوب است زیرا که دیگر کسی نمی تواند بهانه ای بیاورد که من نمی دانستم و یا این نوشته را دنبال نمی کردم
نادر عزیز
باید خدمتتون عرض کنم که اون مطلبی که می گین دوست عزیزتون آرتمیس پُست کرده و بعد توسط یکی از مدیران حذف شده رو، من پیگیری کردم
نه حمید، نه مهدی، نه بهزاد و نه محمد، هیچکدوم این کار رو نکردند
مگر اینکه آرزو حذف کرده باشه ، که بعید می دونم
کم کم دارم به این نتیجه می رسم که دوست شما اخیرا تنها به دنبال ایجاد تشنج و هرج و مرج در گروه بوده و با حرف هایی که زده بی اعتمادی خاصی رو نسبت به مدیران به وجود آورده و در آخر هم با پیروز مندی موفق شده مهدی رو از جمع مدیران برکنار کنه.
این من رو به یاد نمایشنامه ایی میندازه که آرتمیس با صراحت ازش حرف می زد.نمایشنامه ایی که در اون ،اعضای این گروه به صورت فی البداهه ، نقش خودشون رو بازی می کنن.
این فکر،که یک نفر یا نمی دونم،شاید چندین نفر،من و شعورم رو به بازی گرفتن،به شدت ناراحتم می کنه.
در ضمن ادبیات شما حتی یک اپسیلون هم با دوست عزیزتون نفاوت نداره.واین بدگمانی بسیار زیادی رو در من بوجود میاره.
یکی از علت هایی هم که با علنی شدن هویت افراد موافقت کردم، همین مورده.همه ی ما شما دوست گرامی نادر رو از خیلی پیش می شناسیم.و همه ی ما از اونجایی که شیر آدمیزاد خوردیم، می تونیم بفهمیم که رفتار و گفتارتون صدو هشتاد درجه با گذشته فرق کرده؛و در چند روز اخیر، که همه شاهد بودیم، این موضوع ،نمود بیشتری پیدا کرد.
حالا هم که آرتمیس از گروه رفته ، شما نماینده ی زبان و افکار و عقاید ایشون شدید.
من نمی دونم هدف آرتمیس و حالا شما چی بوده وهست.فقط می دونم که اصلا هدف خوبی نیست.
در این مدت سعی کردم آرتمیس رو بهتر بشناسم تا شاید بتونم بهتر بپذیرمش.اما نتیجه ی عکس داد.و نتیجه اش ،توضیحاتی هست که در بالا دادم.
به هیج وجه در این شرایط با رای گیری موافق نیستم
باید خدمتتون عرض کنم که اون مطلبی که می گین دوست عزیزتون آرتمیس پُست کرده و بعد توسط یکی از مدیران حذف شده رو، من پیگیری کردم
نه حمید، نه مهدی، نه بهزاد و نه محمد، هیچکدوم این کار رو نکردند
مگر اینکه آرزو حذف کرده باشه ، که بعید می دونم
کم کم دارم به این نتیجه می رسم که دوست شما اخیرا تنها به دنبال ایجاد تشنج و هرج و مرج در گروه بوده و با حرف هایی که زده بی اعتمادی خاصی رو نسبت به مدیران به وجود آورده و در آخر هم با پیروز مندی موفق شده مهدی رو از جمع مدیران برکنار کنه.
این من رو به یاد نمایشنامه ایی میندازه که آرتمیس با صراحت ازش حرف می زد.نمایشنامه ایی که در اون ،اعضای این گروه به صورت فی البداهه ، نقش خودشون رو بازی می کنن.
این فکر،که یک نفر یا نمی دونم،شاید چندین نفر،من و شعورم رو به بازی گرفتن،به شدت ناراحتم می کنه.
در ضمن ادبیات شما حتی یک اپسیلون هم با دوست عزیزتون نفاوت نداره.واین بدگمانی بسیار زیادی رو در من بوجود میاره.
یکی از علت هایی هم که با علنی شدن هویت افراد موافقت کردم، همین مورده.همه ی ما شما دوست گرامی نادر رو از خیلی پیش می شناسیم.و همه ی ما از اونجایی که شیر آدمیزاد خوردیم، می تونیم بفهمیم که رفتار و گفتارتون صدو هشتاد درجه با گذشته فرق کرده؛و در چند روز اخیر، که همه شاهد بودیم، این موضوع ،نمود بیشتری پیدا کرد.
حالا هم که آرتمیس از گروه رفته ، شما نماینده ی زبان و افکار و عقاید ایشون شدید.
من نمی دونم هدف آرتمیس و حالا شما چی بوده وهست.فقط می دونم که اصلا هدف خوبی نیست.
در این مدت سعی کردم آرتمیس رو بهتر بشناسم تا شاید بتونم بهتر بپذیرمش.اما نتیجه ی عکس داد.و نتیجه اش ،توضیحاتی هست که در بالا دادم.
به هیج وجه در این شرایط با رای گیری موافق نیستم
maryam wrote: "نادر عزیزباید خدمتتون عرض کنم که اون مطلبی که می گین دوست عزیزتون آرتمیس پُست کرده و بعد توسط یکی از مدیران حذف شده رو، من پیگیری کردم
نه حمید، نه مهدی، نه بهزاد و نه محمد، هیچکدوم این کار رو نکرد..."
مریم گرامی
من آرتمیس را با توجه به شناختی که از او همچنین از این گروه داشتم به اینجا راهنمایی کردم و شاید علت حمایتی که از او کردم یکی همین مورد بوده۰
اما واقعن این پرسش برای شما پیش نیامده که به چه دلیلی در تمامی مدت دو سال گذشته که مدیران هر یک بنا به دلیلی در این گروه حضور دایم و فعالیتی نداشتند این نوع درگیری ها مطرح نبوده و آرتمیس نیز همانند دیگر اعضا به فعالیت خود ادامه می داده و چنین مورد تهاجم واقع نمی شده است؟
من نه می خواهم مدیری را متهم نمایم و نه دوست دارم به وکالت از آرتمیس برخیزم۰ همانگونه که در بالا هم اشاره کردم چه آرتمیس راست گفته و چه دروغ این نوع مدیریت با چنین شرایطی فقط به همین هرج و مرج ها خواهد انجامید۰
بگذارید دچار اوهام نشویم۰
کسی را بی دلیل متهم نکنیم
و راهی را برویم که مبتنی بر احترام به حقوق دیگران و
اعتماد متقابل باشد۰
من آدمی هستم که نکات مثبت شخصیت و رفتار آدم ها بسیار بیشتر از بدی هاشون به چشمم میاد و همیشه سعی کردم جواب بدی دیگران را با خوبی بدم.
در این مورد اخیر هم ، فقط هدفم برقراری آرامش و ایجاد صلح و دوستی بود.اما کم کم دارم می بینم که اوضاع به جای بهتر شدن، داره به سمت هرچه بدتر شدن پیش میره.سکوت و میان داری دیگه برای من یکی معنایی نداره.
خوبی چو از حد بگذرد/نادان خیال بد کند
آرتمیس چه دروغ گفته باشه ، چه راست!!؟به همین راحتی؟از شما بعیده نادر
این همه مدت آرتمیس رو دوست خودم می دونستم،برای خودش و نوشته هاش ارزش و اهمیت قائل بودم. در حالی که اون چه دروغ چه راست، هرچی می خواسته می نوشته، وهر طور دلش می خواسته من و دیگران رو بازی می داده.با این حرف شما، من می تونم به درست بودن بدگمانی هام(والبته نه اوهام! ) بیشتر اعتماد کنم
در مدت دوسال گذشته که مدیران اینجا فعالیت نداشتن؟ منظورتون اینه که علت این بحث ها حضور دوباره ی مدیرهاست؟
این مدتی که گروه چندان فعال نبود،افراد کمی هم رفت و آمد می کردند و در نتیجه، اختلاف نظر کمتری هم پیش می آمد.
و در ضمن آرتمیس مورد تهاجم! قرار نگرفت.تا اونجایی که من شاهد بودم یک درگیری بچه گانه بین بهزاد و آرتمیس بود که آرتمیس خیلی بیشتر از اونچه که لازم بود، شلوغش کرد.
اما ظاهرا بعضی ها در مدت فعالیت کمتر گروه، امر بهشون مشتبه شده بوده که صاحب اصلی گروه هستن و حضور دوباره ی مدیرها و اعضای قدیمی به مذاقشون خوش نیومده.
نادر خان با توجه به پیشنهاد رای گیری که دادین،چطوره بهزاد و محمد و آرزو هم به طور دسته جمعی از مدیریت کناره گیری کنن ؟
در ضمن آیا این پرسش برای شما پیش نیومده که چرا اون موقع که هم مدیرها و هم سایر اعضا فعال بودن ،گروه به نحو احسن اداره می شد؟یادمون نره که مدیرها ،همین ها بودن(به استثنای حمید)
علت هرج و مرج این گروه،مدیرهاش نیستن، بلکه عدم صداقت و دو رویی بعضی از اعضا هست
در این مورد اخیر هم ، فقط هدفم برقراری آرامش و ایجاد صلح و دوستی بود.اما کم کم دارم می بینم که اوضاع به جای بهتر شدن، داره به سمت هرچه بدتر شدن پیش میره.سکوت و میان داری دیگه برای من یکی معنایی نداره.
خوبی چو از حد بگذرد/نادان خیال بد کند
آرتمیس چه دروغ گفته باشه ، چه راست!!؟به همین راحتی؟از شما بعیده نادر
این همه مدت آرتمیس رو دوست خودم می دونستم،برای خودش و نوشته هاش ارزش و اهمیت قائل بودم. در حالی که اون چه دروغ چه راست، هرچی می خواسته می نوشته، وهر طور دلش می خواسته من و دیگران رو بازی می داده.با این حرف شما، من می تونم به درست بودن بدگمانی هام(والبته نه اوهام! ) بیشتر اعتماد کنم
در مدت دوسال گذشته که مدیران اینجا فعالیت نداشتن؟ منظورتون اینه که علت این بحث ها حضور دوباره ی مدیرهاست؟
این مدتی که گروه چندان فعال نبود،افراد کمی هم رفت و آمد می کردند و در نتیجه، اختلاف نظر کمتری هم پیش می آمد.
و در ضمن آرتمیس مورد تهاجم! قرار نگرفت.تا اونجایی که من شاهد بودم یک درگیری بچه گانه بین بهزاد و آرتمیس بود که آرتمیس خیلی بیشتر از اونچه که لازم بود، شلوغش کرد.
اما ظاهرا بعضی ها در مدت فعالیت کمتر گروه، امر بهشون مشتبه شده بوده که صاحب اصلی گروه هستن و حضور دوباره ی مدیرها و اعضای قدیمی به مذاقشون خوش نیومده.
نادر خان با توجه به پیشنهاد رای گیری که دادین،چطوره بهزاد و محمد و آرزو هم به طور دسته جمعی از مدیریت کناره گیری کنن ؟
در ضمن آیا این پرسش برای شما پیش نیومده که چرا اون موقع که هم مدیرها و هم سایر اعضا فعال بودن ،گروه به نحو احسن اداره می شد؟یادمون نره که مدیرها ،همین ها بودن(به استثنای حمید)
علت هرج و مرج این گروه،مدیرهاش نیستن، بلکه عدم صداقت و دو رویی بعضی از اعضا هست
maryam wrote: "من آدمی هستم که نکات مثبت شخصیت و رفتار آدم ها بسیار بیشتر از بدی هاشون به چشمم میاد و همیشه سعی کردم جواب بدی دیگران را با خوبی بدم.در این مورد اخیر هم ، فقط هدفم برقراری آرامش و ایجاد صلح و دو..."
البته که نظر شما مریم عزیز قابل احترام است۰
وقتی می گویم آرتمیس راست گفته یا دروغ می خواهم شما هم به این نکته بیاندیشید که شاید هم یکی از مدیران به شما دروغ گفته۰ همانقدر به ادعای آرتمیس بها میدهم که به گفته ها و اعمال دیگران۰
درضمن من به دلایل حرفه ای در مدت اخیر حضور کمرنگی در اینجا داشته ام و دورادور و گهگاه می آمدم و می رفتم تا همین بحث های اخیر و اگر نظرم را گفتم خدای ناکرده حمل بر این نشود که خواسته باشم اینجا ادعای مدیریت یا حتی حضور فعال همچون سابق داشته باشم۰
بسیاری گروه را ترک کردند و به باور من با این روند شاید بسیاری دیگر هم آنرا ترک نمایند۰
اگر مطلبی گفتم که باعث تکدر اوقات شما شد عذر می خواهم۰
با احترام
محسن همین الان در کامنت خصوصی هم بهت گفتم که اگر فکر می کنی ممکنه اعضا سؤ برداشت کنن از حرفهام بگو.ظاهرا من درست بیان نکردم و بالاخره سؤبرداشت پیش اومد
به هیچ وجه روی صحبتم با تو و اشکان نیست،به خوبی می دونم که در طی اون روزها شماها چراغ اینجا رو روشن نگه داشتین.شما و تعدادی از دوستان مثل امین که متاسفانه دیگه فعالیت نمی کنن.امیدوارم بیان من رو ببخشید
در ضمن کاملا به این موضوع معترفم که آرتمیس هم از اعضای فعال بوده.ولی متاسفانه اتفاقات این چند روز گذشته ،نظرم رو نسبت بهش کاملا عوض کرد؛و باید بگم که اصلا هم از این موضوع خوشحال نیستم
به هیچ وجه روی صحبتم با تو و اشکان نیست،به خوبی می دونم که در طی اون روزها شماها چراغ اینجا رو روشن نگه داشتین.شما و تعدادی از دوستان مثل امین که متاسفانه دیگه فعالیت نمی کنن.امیدوارم بیان من رو ببخشید
در ضمن کاملا به این موضوع معترفم که آرتمیس هم از اعضای فعال بوده.ولی متاسفانه اتفاقات این چند روز گذشته ،نظرم رو نسبت بهش کاملا عوض کرد؛و باید بگم که اصلا هم از این موضوع خوشحال نیستم
درضمن از روی علاقه مندی که از همان آغاز به این گروه داشته ام و هنوز هم دارم می خواهم از همه شما دوستان خوبم خواهش کنم که این بحث سازنده را با پیش کشیدن بعضی سوتفاهماتی که اخیرا بوجود آمده به بن بست نکشانید و چنانچه عشق به خواندن و نوشتن دارید بر اساس احترام به قوانین و رعایت حقوق خود و دیگران البته در دنیای مجازی با اعتمادی متقابل بیایید و سازنده باشیدهمینجا از مهدی برادر عزیز که شخصا او را مدیری شایسته برای این گروه می دانم می خواهم چنانچه هنوز هم بستگی هایی با گروه دارد بازگردد و در کنار بقیه گروهی بالنده و والا در عرصه ادبیات و دستان نویسی ایجاد نماید۰
دیگر عرضی نیست
موفق باشید
نادر اگر گفتم که هیچ کدوم از مدیرها مطلب آرتمیس رو حذف نکردن، از این بابت مطمئنم.درغیر این صورت اینجا بیانش نمی کردم
این روندی که می فرمایید در نتیجه ی بحث های حاشیه ایی اخیر بوده که هیچ ارتباطی به داستان و شعر و گفتگو های ادبی نداشته، و همینه که باعث دلسردی یه عده و اجبارشون به ترک گروه شده.
این روند رو تغییر میدیم(با کمک همه ی اعضا)تا همه چی دوباره مثل قبل بشه.همونطور که درخور و شایسته ی این گروهه
بنویسیم و بخونیم، یاد بدیم و یاد بگیریم
آرزو جان کمی از بحث اصلی تاپیک شما منحرف شدیم.
بنابراین من باز هم روی نظرم پا فشاری می کنم و معتقدم که اعضا باید با اسم و رسم شفاف در این گروه فعالیت کنن.
اگر حرف،حرف محدودیت های حال حاضر جامعه ی ماست که دست بعضی ها رو در ارائه ی مشخصات واقعیشون می بنده،باید عرض کنم که هموطنای داخلی نسبت به هموطنای خارج،شجاعت بیشتری در نشان دادن هویت واقعیشون به خرج میدن.
که این هم خودش جای ابهام داره
این روندی که می فرمایید در نتیجه ی بحث های حاشیه ایی اخیر بوده که هیچ ارتباطی به داستان و شعر و گفتگو های ادبی نداشته، و همینه که باعث دلسردی یه عده و اجبارشون به ترک گروه شده.
این روند رو تغییر میدیم(با کمک همه ی اعضا)تا همه چی دوباره مثل قبل بشه.همونطور که درخور و شایسته ی این گروهه
بنویسیم و بخونیم، یاد بدیم و یاد بگیریم
آرزو جان کمی از بحث اصلی تاپیک شما منحرف شدیم.
بنابراین من باز هم روی نظرم پا فشاری می کنم و معتقدم که اعضا باید با اسم و رسم شفاف در این گروه فعالیت کنن.
اگر حرف،حرف محدودیت های حال حاضر جامعه ی ماست که دست بعضی ها رو در ارائه ی مشخصات واقعیشون می بنده،باید عرض کنم که هموطنای داخلی نسبت به هموطنای خارج،شجاعت بیشتری در نشان دادن هویت واقعیشون به خرج میدن.
که این هم خودش جای ابهام داره
نادر عزیزخوشحالم که در گروه فعال هستید و امیدوارم این فعالیتت ادامه پیدا کنه و کماکان بمانید. و به ما و فیلمنامه و نمایشنامه صلح آمیز را بیاموزید
دوست دارم باز داستانهایی از شما در این گروه ببینم و از نظراتتون که متاسفانه اغلب از داستانهای من و خیلی از دوستان دریغ میداری بهرمندمون کنید.
اینجا یک پیشنهاد خیلی عالی از آرزو اراءه شده که بی ارتباط به حاشیه های اخیر گروه نیست. این پیشنهاد اونقدر منطقی هست که جای هیج گونه بهانه ای نذاشته. چرا که اگر کسی به خاطر مشخص نشدن هویت خود مشکلی داشته باشه این رو به صورت خصوصی به یکی از مدیران اعلام کنه و اگه به هیچ کدومشون اعتماد کافی نداشته باشه پس فکر کنم نیامدنش به گروه منطقی ترین کاره.
انواع و اقسام گروه ها رو همه میشناسیم و این پیشنهاد ارتباط چندانی با اون نداره و اقتضای زمان هست و هرچه هست از تجربه ای بوده که به دست اومده.وگرنه دوسال و یا سه یا چهارسال پیش این پیشنهاد داده میشد.
در مورد رای گیری برای انتخاب مدیریت موافقت و با مخالفت من اهمیتی ندارد بهتر بود اول از تمام اعضای گروه نظر خواهی میکردید و میدیدید که آیا همه و همه با شما در این مسءله همنظرند که آشوب ها و هرج مرج ها و ترک گروه ها و شکایت ها و کاستی ها بر گرده مدیرهاست. نا آنکه یک نفره ببرید و بدوزید ک اینچنین عجولانه عمل کردن از شما بعید هست
دوستانه میگم که تاپیک آرت میس توسط هیچ یک از مدیران حذف نشد و من به صورت خصوصی به خود او توضیح دادم. پیگیر نباش و اینکه میگویی کسی توجه نکرد سخت در اشتباهی که اشخاص زیادی در مورد آن از من پرسیدند و اظهار دلخوری کردند.
هیچ اختلاف نظری بین مدیرها وجود نداره. که فکر میکردم تو تاپیک قصه داستان کوتاه این رو ثابت کردم . طی سه سالی که من مدیر هستم تاکنون هیچ اختلاف نظری نداشتیم و همه ما مهدی و حمید رو به عنوان بزرگتر قبول داشتیم.
لحن تند و نتیجه گیری های احساسی شما واقعا تناقضی عجیب با متانتتون داشت قبلا هم گفتم تو ذوقم زد. و اگر این تناقض نبود هیچ وقت .....
.
.
اشکان جان
قربانت برم بابا بهزاد یه اشتباهی کرد.
و اونجا کمی تند رفت . که فکر کنم متوجه شدی که عذر خواهی کرد و من هم به او تذکر لازم رو دادم و قول به عدم تکرارش داده . خواهش میکنم پیگیر این قضیه نباش که به جز کدورت نتیجه ای نداره.
سعی بر این هست که قانون شکنی نشه و بعضی وقتها از دست آدم خارج میشه . مثلا کل این تاپیک چه ارتباطی به داستان داره که تناقضی آشکار هست با یک بند از قوانین.
.
ممنون از تذکر بجات. و دلسوزی و مهربانی و سواد و فعالیت و بخششت که همه و همه الان برای گروه لازمه.
باز هم پرسشم را تکرار می کنم محمد. مدیران چگونه می خواهند هویت واقعی یک عضو را تعیین کنند؟ آیا از او شناسنامه و کارت ملی می خواهند؟ اگر چنین است دیگر چرا گروه آزاد اعلام شده است؟ می توانست در چهارچوب یک گروه خصوصی باقی بماند
نه اشکان جان موضوع اینگونه نیستعضو فقط یک نام و نام خانوادگی ساده در پرو فایل خود قرار بده کافیه
کسی پیگیر نمیشه که اسم واقعا از خود اوست یا نه
اما اعتماد خواننده جلب میشه.
با تشکر
محمد ایرانی
محمد ایرانی
محمد ایرانی
من هم بالا گفتم من اگر بجای نامم می گذاشتم بردیا فروتن، جز دروغگویی چیز دیگری نبود اما این قانون را هم ارضا کرده بودم. پس چه حسنی دارد؟ چه چیزی بدست می دهد جز رواج دروغگویی؟ کسی که بخواهد هویتش را مخفی کند، باز هم این کار را می کند و این قانون به باور من جز ایجاد تنش و صدمه زدن بیشتر به گروه هیچ سود دیگری ندارد
محمد عزیزمریم عزیز
محسن عزیز
و همه ی عزیز
من اول که عضو سایت شدم هم اسم داشتم هم فامیل
حتی واسه یکی از نوشته هام هم نوشتم اسم و فامیلمو
اما بنا بر همون اعتماد خیال ندارم دوباره شناسنامه دار بشم
ترجیح من پشت سایه پنهان شدنه
حالا اگر به اعتماد کسی لطمه ای وارد میکنه
نقل قول حرف محمد عزیز:
"
اینجا یک پیشنهاد خیلی عالی از آرزو اراءه شده که بی ارتباط به حاشیه های اخیر گروه نیست. این پیشنهاد اونقدر منطقی هست که جای هیج گونه بهانه ای نذاشته. چرا که اگر کسی به خاطر مشخص نشدن هویت خود مشکلی داشته باشه این رو به صورت خصوصی به یکی از مدیران اعلام کنه و اگه به هیچ کدومشون اعتماد کافی نداشته باشه پس فکر کنم نیامدنش به گروه منطقی ترین کاره."
از نظر من موردی نداره همه ی راه ها به اینجا ختم نمیشه
موفق باشید
به هر حال نظر ها متفاوته و اصلا قصد تحمیل این نظر رو ندارم. .
.
که نظر تو خیلی بیشتر از نظر من منطقیه
اما تو دنیایی که نقابها روح مارو نپوشونن.
.
امان از این ابتهاج که من رو رها نمیکنه و هی میگه شعر من رو اینج بزار
چشم بابا کشتی مارو.
.
.
د
پرده افتاد
صحنه خاموش
آسمان و زمین مانده مدهوش
نقش ها رنگ ها چون مه و دود
رفته بر باد
مانده در پرده گوش
رقص خاموش فریاد
پرده افتاد
صحنه خاموش
وز شگفتی این رنگ و نیرنگ
خنده یخ بسته بر لب
گریه خشکیده در چشم
پرده افتاد
صحنه خاموش
و آن نمایش
که همچون فریبنده خوابی شگفت
دل از من همی برد پایان گرفت
ومن
که بازیگر مات این صحنه بودم
چو مرد فسون گشته خواب بند
که چشم از شکست فسون برگشاید
به جای تماشاگران یافتم خویشتن را
شگفتا ! که را بخت آن داده اند
که چون من
تماشاگر بازی خویش باشد ؟
وز این گونه چون من
تراشد
فریب دل خویشتن را
که آخر رگ جان خراشد ؟
بلی پرده افتاد و پایان گرفت
فسونکاری این شب بی درنگ
و من در شگفت
که چون کودکان
بخندم بر این خواب افسانه رنگ ؟
و یا در نهفت دل تنگ خویش
بگریم بر اندوه این سرگذشت ؟
مصویای عزیز
همونطور که خودت قبلا گفتی،سابقا اینجا فعالیت می کردی، پس تازه وارد به حساب نمیای
در مورد گوگل سرچ باید بگم که ظاهرا شما اینقدر در ساختن یه اکانت جدید کاربری عجله داشتی که متوجه ی امکاناتی که گودریدز در اختیار کاربرهاش می گذاره ، نشدی
Last Name
My Last Name Is Viewable By:
1.anyone (including search engines)
2.Goodreads members
3.friends
پس می بینی که می تونی بنا به انتخاب خودت، اجازه ندی اسم فامیلت در گوگل سرچ لحاظ بشه
ارت یه بار خواهش کردم و ظاهرا ناچارم بازم تکرار کنم.لحنی که در نوشته هات به کار می بری، شایسته ی این گروه ادبی و اعضاش نیست.در پیام های خصوصی هرطور دوست داری صحبت کن،مطمئن باش کسی بهت خرده نمی گیره.ولی در جمع خواهش می کنم رعایت کن
باز هم نظر موافقم رو در مورد آشکار بودن اسم و رسم اعضا،اعلام می کنم
و باز هم میگم که هیچ نیازی به رای گیری نیست.اینجا مدیر داره و مدیرها هم کارشون رو به نحو احسن انجام میدن.
مشکل این گروه مدیرهاش نیستن
همونطور که خودت قبلا گفتی،سابقا اینجا فعالیت می کردی، پس تازه وارد به حساب نمیای
در مورد گوگل سرچ باید بگم که ظاهرا شما اینقدر در ساختن یه اکانت جدید کاربری عجله داشتی که متوجه ی امکاناتی که گودریدز در اختیار کاربرهاش می گذاره ، نشدی
Last Name
My Last Name Is Viewable By:
1.anyone (including search engines)
2.Goodreads members
3.friends
پس می بینی که می تونی بنا به انتخاب خودت، اجازه ندی اسم فامیلت در گوگل سرچ لحاظ بشه
ارت یه بار خواهش کردم و ظاهرا ناچارم بازم تکرار کنم.لحنی که در نوشته هات به کار می بری، شایسته ی این گروه ادبی و اعضاش نیست.در پیام های خصوصی هرطور دوست داری صحبت کن،مطمئن باش کسی بهت خرده نمی گیره.ولی در جمع خواهش می کنم رعایت کن
باز هم نظر موافقم رو در مورد آشکار بودن اسم و رسم اعضا،اعلام می کنم
و باز هم میگم که هیچ نیازی به رای گیری نیست.اینجا مدیر داره و مدیرها هم کارشون رو به نحو احسن انجام میدن.
مشکل این گروه مدیرهاش نیستن
گفتگوی من و شما به همین جا ختم میشه
آرزو جان
می بخشی که زیر تاپیک شما بحث به حاشیه کشیده شد،چنین قصدی نداشتم.
فکر می کنم سکوت دیگه کافیه،به تمامی اعضا می گم
می بخشی که زیر تاپیک شما بحث به حاشیه کشیده شد،چنین قصدی نداشتم.
فکر می کنم سکوت دیگه کافیه،به تمامی اعضا می گم
دوستان با افشای هویت نویسنده این گروه از هرج و مرج در نمیاد . در اوائل به وجود آمدن این گروه من پیشنهاد دادم گروه رو از حالت کاروانسرا در بیارین. یعنی اینکه هر کسی رو به گروه راه ندین . الان بیشتر 1600 نفر عضو داره اما 50 نفر توش فعالیت می کنن. در ضمن با افشای هویت نویسندگان مخالفم چون تعرض به زندگی شخصی طرف است.
الان ما اعضای خارجی توی گروه داریم که فارسی هم بلد نیستن حتی مطمئن هستم نمی دونن ایران کجاست . اینا از گروه حذف کنید . اعضایی که در گروه به خودشون زحمت یک کامنت گذاشتن ندادن ، از گروه پاک کنید. هر کدوم از مدیران فعلی ، مدیر یکی از بخش های گروه بشه و یک نفر هم بر کار مدیران این بخش نظارت کنه. از باند هم دست بردارین چون مثلا من اشکان را به گروه معرفی کردم ، فقط باید مطالب اشکان را بخونم یا براش پیغام بذارم.
به شخصه از شرایط گروه راضی نیستم و در نتیجه خیلی کمتر از حالت معمول میام سر میزنم چون غیر از مسخره بازی ، دعوا ، نقدهایی که گاهی اوقات سازنده نبوده و گاهی بیشتر به خودش شکل سخنرانی گرفته.
فرزان عزیز واقعا از نظراتت تشکر میکنم . و دلسوزی و حسن نیت رو کاملا میشه فهمید از نظرت.
یه کم وضع گروه با وجود تعداد کم بازدید کننده آشفته شده بود و یه سری نظرها داده شد. من از نظرت استقبال میکنم . امیدوارم بقیه هم بیان و نظرشون رو بگن که به یک جمع بندی کلی برسیم
دیده شده که میگم بعضی از نوشته ها هم فقط تعداد بازدید کننده بالا دارد اما از نقد خبری نیست
در ضمن محسن جان
من نظرات و گفتگوی های شما رو خوندم
در مورد هویت مسویا یا هرچیزی که هست
شما به هویت این فرد چی کار دارین
اگر راست یا دروغ هست ما کاری نمیتونیم بکنیم
در نتیجه اصرار بیش از حد فایده نداره
من هم تا الان خودم و وارد این مسائل نکرده بودم ولی به قول مریم جان سکوت کافیه.. من هم دلیل کم اومدنم به گروه همین مسخره بازیا و به قول فرزان عزیز باند و باند بازیا بوده که متاسفانه بعضی از دوستان با ورودشون به گروه به وجود آوردن و اون محیط دوستانه و صمیمی که بین بچه های گروه بود و ازشون گرفتن..واقعا" چرا مهدی عزیز باید از مدیریت انصراف بده .عذر میخوام اینو عنوان میکنم ولی احساس میکنم یه عده اومدن و بعد از این که به خواستشون رسیدن مثلا" رفتن . که البته همه اینو خوب میدونن که با نام مستعار در حال فعالیت هستن...
ما تو این همه سال که دوستانه و صمیمی در کنار هم بودیم کوچک ترین مشکلی با مدیریت نداشتیم و نخواهیم داشت.. با خندیدیم با هم اشک ریختیم کنار هم بودیم... این محیط واقعا" آرامش بخش بود..
ولی الان حتی رغبت نمیکنم بیام سمتش ..
اگه بهزاد عزیز سکوت کرد در مقابل توهین های آرتمیس از بزرگواریشون بوده اشتباه برداشت نکنین فرار نکردن.. و اما مهدی عزیز من از طرف خودم به شخصه ازتون خواهش میکنم برگردین و گروه و به حالت اول خودش برگردونین...
این محیط با این اوضاع عذاب آور شده..
پرسشی دارم و آن این که زمانی که شما به دیگران اعتماد نمی کنید، انتظار دارید آنها به شما اعتماد کنند؟ هنوز هیچ یک از طراحان این قانون جدید و کسانی که این کار را درست می دانند پاسخ مرا نداده اند. شما بر چه اساس و پیمانه ای می خواهید درستی هویت افراد را بسنجید؟ به باور من با تصویب این قانون ابروی گروه درست نمی شود، هیچ چشمش هم کور می شود. تنها یکبار بیاندیشیم که اگر اتهام های وارد شده به کسی درست نبودند، آن زمان چه پاسخی داریم؟
با بی اعتمادی هرگز نمی شود اعتمادسازی کرد.
اشکان جان تمام سعی اینه که به کسی اتهام بیخود نزنیم.خوب طرحی هست که اراءه شده و بیشتر از خود طرح نظر اعضا مهم هست.
راستی چرا فکر میکنی ابروی گروه کجه.
دوستان محترم و گرامیدلم نمی خواست بیایم و دوباره اینجا حرفی بزنم۰ هرچه نظرم بود را پیش از این گفتم۰ اما بعضی مطالب خواندم که خود را موظف دیدم چند نکته اشاره کنم۰
در مورد مدیریت گروه هنوز هم بر سر موضع خود هستم که تنها یک مدیر می تواند در مقابل این گروه مسئولیت پذیر باشد و قانون آنرا به اجرا درآورد تا نظم و امنیت در آن برقرار شود۰
در مورد تعیین هویت تفسیرهای متفاوت دیدم که باید بگویم همه حق دارند۰ هم آن گروهی که می خواهند اعضا شناخته شده باشند تا افرادی با پروفایل های متفاوت نتوانند گروه را منحرف نمایند و هم گروهی که بنا به دلایل خود نمی توانند هویت واقعی خویش را ارائه دهند۰
فقط در این میان به این نکته می اندیشم که اگر به دلیل فقط ورود گاه کوتاه و گاه بلند مدت شخصیت هایی که به قول معروف غم گروه را نمی خورند بخواهیم سد راه گروه دومی که غم گروه را می خورند اما مجبور هستند در زیر نقاب باقی بمانند شویم آیا خطا نکرده ایم؟
بگویم برایتان از بسیاری فارسی زبانان غربت نشین که بنا به قوانین حقوق بشر از ارایه هویت خویش معذورند و تنها دلخوشی آنان ایجاد ارتباط از طریق قلم با دیگر هم زبان های خویش است۰
در مورد آرتمیس دیدم که سخنی رفت دوباره باز هم می گویم او هم بعنوان یکی از گروه دومی ها می آید در این گروه می نویسد در مقطعی که گروه پویایی خود را از دست داده و هیچکس نیست جز دوستمان اشکان و جناب محسن و دو سه نفری دیگر و بدون هیچ مشکلی با همدلی جلو می آید تا در مقطعی از جانب دوستم محمد مورد این پرسش قرار می گیرد که برای پویایی بیشتر گروه چه کنیم۰
او پیشنهادی می دهد و عده ای می آیند موافقت می کنند که ناگاه مدیری از راه رسیده و با آن وضعیت که شاهد بودید پیشنهاد او را رد می کند و الباقی ماجرا که حالا دیدم دوستمان ستاره عزیز از او بعنوان یک فحاش نام میبرد۰
این نوع داوری ها را کنار بگذارید۰ با محبت بیشتر به هم نگاه کنید و نخستین گام پویایی را اعتماد بدانید۰
دوست عزیزم نادر خوشحالم که این روزها فعالیتت رو بیشتر کردی و مطالب مفید و علمی رو به خصوص در مورد زبان منتشر میکنی و تو که هستی جای خالی آرت میس زیاد حس نمیشه. و واقعا حسادت من رو بر انگیخت که دوستی شما در حدیست که من وقتی از شما میخونم احساس میکنم که از آرت میس میخونم
نادر جان
اینکه هر یک از اعضا و مدیرها در چه موضعی هستند از اهمیت زیادی برخور داره. اما اینکه تمام اعضا سر چه موضوعی نظر یکسان داند اهمیت خیلی بیشتری دارد. و اینکه تصمیم به این مهمی در خصوص مدیریت در صورتی قابل اجرا هست که لا اقل به صورت غیر رسمی یک پنجم اعضا در گروه فعال باشن و با هم به این نتیجه رسیده باشند. و نه اینکه این احساس نیاز فقط از سوی یکی دو نفر باشه . نادر جان حق بده که نمیشه روی این احساس نیاز ها تصمیم جدی گرفت.
نادر عزیز من قبلا هم گفته ام که برای اعضایی که در گروه در هر دوره ای فعالیت میکنند اهمیت بیش از حدی قاءل هستم و برام خیلی قابل احترام هستند . و اینکه چه کسی دلسوز گروه هست و چه کسی نیست رو حتی کند ذهن ترین افراد هم از طرز برخورد طرف متوجه میشن.
نادر ما اینجا میخوایم ثابت کنیم که جواب های هوی نیست . و در دعوا اتفاقا نقل و نبات و محبت و دوستی پخش میشه.
اگه کسی سیلی زد چرا باید اون رو زیر رگباری از سیلی ها قرار داد . گیرم که سیلی زننده اول از بد ماجرا مدیر گروه باشه. اصلا توجیه پذیر نیست.
نمیشه تمام زحمتهای حمید رو به علت عدم فعالیت اخیرش فراموش کرد و گفت که دیگه نیازی بهش نیست و مثلا از مدیریت خلعش کرد. میشه .
تمام طراوت گروه از کسایی هست که فعال هستند و کامنت میذارن مثل برگهای درخت بوی خوش درخت هوای مطبوع زیر درخت سایه درخت و زیبایی درخت همه و همه مدیون این برگهاست این برگها هستند که ورشید رو میبینند و به سمتش حرکت میکنند . این برگها و شاخه های کوچک تمام اشخاص فعال تو هر دوره ای هستند.. اما واقعا معقول هست که برگها به ساقه های اصلی درخت بگن ساقه های خشک ساقه های بیروح.
حمید ساقه اصلی درخت هست . مهدی و صالح و فرزان و مهتابی نبی و بهزاد و تی تی و مهتابی و آرزو و ماریا و محسن و اشکان و .... غیره هم ساقه یی هستند که درخت رو تشکیل دادن . اینا هم یه روزی برگ بودن یه روزی شاخه های کوچک بودن . اینا برای گروه زحمت کشیدن اینا برادری و خواهری خودشون رو ثابت کردن تعداد کامنتها و نوع کامنتها ثابت کننده همه چیزه.
پس عضوی که هر چقدر هم فعال باشه تو یه دوره باید برادری و یا خواهری خودش رو ثابت کنه. آرت میس عضو فعال با داستانهای متفاوت و جدیت قابل تمجید و ... نتونست اعتماد اعضا رو جلب کنه از جمله من که مثبت نگرترینشون بودم. خواهریش ثابت نشد متاسفانه هر چند از رفتنش خوشحال نیستم اما ناراحت هم نیستم اما بار اول که تصمیم گرفت بره من خیلی ناراحت شدم.
نادر جان ثابت کردن برادری تلاشی نیست که بکنی. یک مسءله ذاتیه یکی یا دلسوز گروه هست یا نیست و تظاهر به دلسوزی مسءله خنده داریه که فقط توسط احمق ها انجام میشه.
هم تو و هم همه میدونن که اسم و فامیل تنها یک واکنش بوده در برابر بی اعتمادی ها .هر واکنشی در این خصوص که لزوما خوب نیست. وگرنه اعضای حتی متفاوتی داشتیم مثل خط خطی نامه که من اصلا نفهمیدم اسمش چیه اما الان روی اسمش قسم میخورم.
من قبول دارم عضوی که وارد میشه باید اول گروه اعتمادش رو جلب کنه تا اون بتونه به گروه اعتماد کنه . خیلی ها بودند که وارد گروه شدن و اول نامی مستعار داشتن بعد این نام به نام خودشون تغییر پیدا کرد.
.
به هر حال خیلی راحت تر میشه به یه بی نام آنارشیست شک کرد تا یه نامدارش.
.
ممنون که فعال هستی و دلسوز.
با تشکر
محمد ایرانی
دلم نمیخواست که در این بحث شرکت کنم که خسته هستم از بحث و نتایج ناخوشایندش اما وقتی بعضی صحبتها را میبینم چاره نمیبینم در اظهار نظر. من که برایم مشکل هست فهمیدن این قانون جدید برای شناسائی افراد میپرسم که شما چگونه میخواهید به هویت یک شخص پی ببرید چه اسمش را ظاهر کرده باشد و چه نه؟؟ من یک اسم خیالی ساختم و آن را گوگل کردم و هیچ نیافتم جز خالی. حالا آیا شما میخواهید به ثبت احوال بروید و ته و توی قضیه را در بیاورید؟؟ الان این یک معما شده برای ذهن کوچک من. چرا که فشار آوردن بر روی این موضوع فقط باعث تنش بیهوده میشود.
محمد جان خودت میدونی که من چقدر قبولت دارم که بهترینی ولی آرزو داشتم که این حرف را از ارتمیس نمیگفتی. من شاید مثل ارتمیس رفتار نمیکردم، در تأیید رفتارش هم که به درازا کشید در آن بحث نه هستم نه میتونم قضاوت کنم اما باید بدونی که هر آدمی در مقابله با بحثها به روش خود جلو میرود. آدمی مثل من ترجیح میدهد در پشت پرده و خصوصی به بحث بنشیند و اگر خیلی ناراحت بود سکوت کند. آدمی دیگر صدایش را بالا میبرد و دیگری موضوع را عمومی میکند.
من که جدید هستم ولی دیدم که ارتمیس دو سال هست که در این گروه شرکت دارد و از وقتی که من هستم هم بسیار فعال بده و تقریبا هر هفته مینویسد که باعث میشد یک جوری همه دور هم جمع بشویم. ارتمیس به علت فعالیت و دلسوزی که داشت میخواست شرایط را تغییر بدهد حالا متاسفانه بحثی در گرفت که یک طرف آن هم مدیر بود. هر دو عصبانی شدند، بحث ادامه دار شد و تا به آخر. من شاید نمیکردم آنچه ارتمیس کرد اما این دلیل بر فکرهای انحرافی در مورد او نمیشود.
چطور با یک حادثه من تمام وجودیت این شخص را به زیر سوال ببرم و بگویم خواهری نکرد. اگر دنیا اینگونه بود که الان ما با نصف بیشتر مردم یا قهر بودیم یا دلزده یا دشمن خونی. درک کردن یعنی همین، یعنی فهمیدن آدمها در نقطه ضعیف و در وقت سختی. به نظر من الان نام بردن از ارتمیس که اینجا را ترک کرده کمی بی منطقی میاید. ما باید به دنبال راه سازنده باشیم، از تجربه تلخ درس بگیریم و بسازیم دنیای تازهی را نه اینکه یاد آوری کنیم آنچه که گذشت و به دنبال مقصر بگردیم.
مطمئن باش همه ما خطا کاریم و همه ما رفتارای عجیب و قریب داریم که در موقع خود بروز میکند. همه ما دوستانی داریم که از ما حمایت میکنند حتا اگر اشتباه میگویم و همه ما طرز فکری داریم که موافق دارد و مخالف دارد. چیزی که ما فراموش کردیم زندگی مسالمت آمیز در کنار یک دیگر میباشد. بودن یک عضو چه قدیمی چه جدید با داشتن اسم، عکس، و دیگر مشخصات دلیل بر صداقت و درستی نیست و بودن یک عضو با داشتن اسم مستعار دلیل بر بی اعتمادی نیست. شما به جای اشتباهی خیره شدید آنجا که جوابی نیست جز دو دستگی و کدورت.
بیایید که هم دیگر را به چشم انسان، همنوع، و دوست بنگریم تا زندگی زیباتر شود.
مرسی محمد جان
محمد جان خودت میدونی که من چقدر قبولت دارم که بهترینی ولی آرزو داشتم که این حرف را از ارتمیس نمیگفتی. من شاید مثل ارتمیس رفتار نمیکردم، در تأیید رفتارش هم که به درازا کشید در آن بحث نه هستم نه میتونم قضاوت کنم اما باید بدونی که هر آدمی در مقابله با بحثها به روش خود جلو میرود. آدمی مثل من ترجیح میدهد در پشت پرده و خصوصی به بحث بنشیند و اگر خیلی ناراحت بود سکوت کند. آدمی دیگر صدایش را بالا میبرد و دیگری موضوع را عمومی میکند.
من که جدید هستم ولی دیدم که ارتمیس دو سال هست که در این گروه شرکت دارد و از وقتی که من هستم هم بسیار فعال بده و تقریبا هر هفته مینویسد که باعث میشد یک جوری همه دور هم جمع بشویم. ارتمیس به علت فعالیت و دلسوزی که داشت میخواست شرایط را تغییر بدهد حالا متاسفانه بحثی در گرفت که یک طرف آن هم مدیر بود. هر دو عصبانی شدند، بحث ادامه دار شد و تا به آخر. من شاید نمیکردم آنچه ارتمیس کرد اما این دلیل بر فکرهای انحرافی در مورد او نمیشود.
چطور با یک حادثه من تمام وجودیت این شخص را به زیر سوال ببرم و بگویم خواهری نکرد. اگر دنیا اینگونه بود که الان ما با نصف بیشتر مردم یا قهر بودیم یا دلزده یا دشمن خونی. درک کردن یعنی همین، یعنی فهمیدن آدمها در نقطه ضعیف و در وقت سختی. به نظر من الان نام بردن از ارتمیس که اینجا را ترک کرده کمی بی منطقی میاید. ما باید به دنبال راه سازنده باشیم، از تجربه تلخ درس بگیریم و بسازیم دنیای تازهی را نه اینکه یاد آوری کنیم آنچه که گذشت و به دنبال مقصر بگردیم.
مطمئن باش همه ما خطا کاریم و همه ما رفتارای عجیب و قریب داریم که در موقع خود بروز میکند. همه ما دوستانی داریم که از ما حمایت میکنند حتا اگر اشتباه میگویم و همه ما طرز فکری داریم که موافق دارد و مخالف دارد. چیزی که ما فراموش کردیم زندگی مسالمت آمیز در کنار یک دیگر میباشد. بودن یک عضو چه قدیمی چه جدید با داشتن اسم، عکس، و دیگر مشخصات دلیل بر صداقت و درستی نیست و بودن یک عضو با داشتن اسم مستعار دلیل بر بی اعتمادی نیست. شما به جای اشتباهی خیره شدید آنجا که جوابی نیست جز دو دستگی و کدورت.
بیایید که هم دیگر را به چشم انسان، همنوع، و دوست بنگریم تا زندگی زیباتر شود.
مرسی محمد جان
مرسی رویا بابت تذکرتفکر میکردم که کسی رو متهم نکرده ام.
اما میبینم این برداشت از نوشته ام شده.
اشتباه کردم که این نوشته رو تنها با نادر عزیز درمیان نذاشتم.
ببخشید
من خودم را در جایگاهی نمیبینم که به شما یا هیچ کس دیگری تذکر بدهم محمد جان. من فقط خواستم که از گذشتهها صحبت نکنیم یا از کسی که در حال حاضر اینجا نیست که مشکلی حل نمیشود اینگونه. شما را تقدیر میکنم که به دنبال راه گشایی هستید و معذرت میخوام اگر بدجور گفتم که من قصدی نداشتم.
اشکان عزیزمن هنوزم فکر می کنم بهتره دوستانی که در گروه هستند با هویت خودشون وارد عمل بشوند. من قبول دارم که اگر کسی بخواهد هم عکس هست هم نام و نام خانوادگی زیاد
اما کسی که وارد رفاقت های نامرئی یک گروه می شود و با مرور زمان رفیق شفیق هم می شود غیر ممکن است بتواند نقابش را بر ندارد.
من خودم زمانی که وارد اینجا بودم بی عکس بودم و تنها اسمم بود اما با رویایی با دوستان خیلی خوب افشای هویت کردم .
به نظر من مشکل از همین نقاب است
وگرنه آنچه در بیرون ریخته است داستان است و کتاب
ما اینجا می خواهیم در کنار دوستی و رفاقت کتاب را همراه شویم
من تعجبم از افرادیه که در زیر سایه ء فرهنگ و ادب وارد مسائلی می شوند که درونمایه ء هویت شرط اول شود.
اشکان عزیز من اگر نوشتم که مدیران فقط باخبر شوند از هویت دوستان برای این بود که می فهمم گاهی بزرگی هست اهل قلم که دوست ندارد نامش افشا شود
در هر صورت پیشنهاد شما مورد قبول من بود و من سپردم به خود دوستان
اما مدیریت:وقتی سخن از تغییر مدیریت آمد
من استقبال کردم چون اینجا مدیران بسیار عالی مثل حمید سلطان آبادیان داشت و آقا مهدی
و بعد بهزاد و محمد
قبول دارم که من در نصفه مجبور به رفتن شدم و کاری برای گروه انجام ندادم
اما دوستان خیلی زحمت کشیدند
می دانید که اینجا به کسی حقوق نمی دهند و تنها بر اساس عشق است و محببت
وقتی دوستان خواستند مدیریت عوض شود
من با زیش و قیچی رو سپردم به دست دوستان
ولی آنچه مشخصه
اینه که بعضی از دوستان تنها بحث را دوست دارند
و به چاله کشیدن آدم هارا
در حالیکه اینجا هدف تنها ادبیات بود
و به کسی هم جایزه ء نوبل داده نمی شود
...



به نظر من ؛ هیچ معنا نداره که فردی با نام مستعار و پروفایل مستعار در بین گروه ، باشه
صحبت پیشنهاد نقد و نظریه ء چنین فردی ماهیت پیدا نمی کنه . من پیشنهاد می کنم گروه از پذیرش چنین کسانی معذور باشه تا نظم در گروه برقرار بشه . و خیلی مسائل حل بشه
و ارفاقی هم که به این پیشنهاد می تونم قائل بشم اینه که صاحب نام مستعار می تونه در گروه مستعار بمونه اما برای مدیران گروه بصورت خصوصی باید پروفایل واقعیشو رو بکنه
به نظر من دو آدم بدون نقاب بهتر می تونند با هم کنار بیان
شما چی فکر می کنید؟ .