داستان كوتاه discussion
غزه ..
date
newest »
newest »
و همين دوست داشتن هاستکه طاقتمان را طاق نکرده
از ديدن اينهمه خون
...
آرزوجان
سه روز است که درگيرم با خودم
بايد چيزي مي نوشتم
ولي از دلم نبود؛ قلم مي سُريد از زير دستانم
تو عزيز، از دل ِ ما هم نوشتي
و چه لطیف و انسانی! ممنون
كاش مي شد كاري كرد
براشون كاري كرد
قلبم درد مي كنه وقتي مي بينمشون
شعر مانند خودت بود
دوست داشتني
براشون كاري كرد
قلبم درد مي كنه وقتي مي بينمشون
شعر مانند خودت بود
دوست داشتني
ديروز تو تلوزيون ديدمشون
ديگه كاري براشون نميشه كرد
بياد شعر تو بودم
و ماريا كه مي گفت
اگر اين دوست داشتن ها هم نبود ...
ديگه كاري براشون نميشه كرد
بياد شعر تو بودم
و ماريا كه مي گفت
اگر اين دوست داشتن ها هم نبود ...
ظلم در دنیایی که دم از عدالت می زنند مثل تلاش ماهی که از آب زلال بیرون افتاده و می خواد بپره توی آب آلوده
چرا این دنیای مسخره و دروغ گو و ریا کار را خراب نمی کنند و بر خرابه هایش دنیای دیگر بسازندسرانجام چه زمانی چه کسی خواهد آمد که این دنیای وارونه را راست کند
"کافکا
آرزو جان خیلی ناز گفتی
شعر خاطره انگیزیه خوش به حالت نگهش دار
بايد از صلح نوشت
و بر همه آهنگراني كه آهن ها را مي كوبند
لعنت فرستاد
نه
بايد يك گل هديه دادشان
گلي به رنگ خون
خونهايي كه از شمشيرها چكه مي كنند
بايد از صلح نوشت
و بر همه كارخانه هاي اسلحه سازي لعنت فرستاد
چه فرق مي كند
كودك فلسطيني
زير تلي از خاك در غزه
يا كودكي در تل آويو
بچه ها صلح را مي فهمند
بچه ها اسباب بازي هايشان را با هم قسمت مي كنند
بايد از صلح نوشت
و بر همه آتش افروزان لعنت فرستاد
فرقي نمي كند
آتش آتش است
چه در دامان تو در غزه
چه در دامان من در حيفا
و بر همه آهنگراني كه آهن ها را مي كوبند
لعنت فرستاد
نه
بايد يك گل هديه دادشان
گلي به رنگ خون
خونهايي كه از شمشيرها چكه مي كنند
بايد از صلح نوشت
و بر همه كارخانه هاي اسلحه سازي لعنت فرستاد
چه فرق مي كند
كودك فلسطيني
زير تلي از خاك در غزه
يا كودكي در تل آويو
بچه ها صلح را مي فهمند
بچه ها اسباب بازي هايشان را با هم قسمت مي كنند
بايد از صلح نوشت
و بر همه آتش افروزان لعنت فرستاد
فرقي نمي كند
آتش آتش است
چه در دامان تو در غزه
چه در دامان من در حيفا
این بازی مرا میچرخاندسرانجامش مرا می لرزاند
چه ماتم بگیریمو همدردی کنیم
چه به سبک ستاره آبی پایکوبی کنیم
آنچه این جنگ را از یاد برد
قیمت نفت است که باید بیشتر شود
پس میشینیمو دیدی مزنیم بر غزه
تا جاودانه بماند نفت در بشکه
نفت در بشکه نه میشه خونی که از سر اون چهارساله غزه ای رفتهنه میشه روح به بدن اون سه ساله ی اورشلیمی
نه امید برای مادران هر دو طرف
پس میشینیمو دیدی میزنیم بر غزه
و با تحقیر از انسانهای عصر حجر یاد میکنیم
کدامین دست پی شده از آرنج را به شوق دست فرزندم بفشارم بر سینه
نامه به آقاي پپسي كولاآقای پپسی کولا !
کاری کنید که غزه در محاصره کامل است
آقای فانتا !
تو کاری کن
که زمزم الحرمین
کاری نمی کند
اهرام مصر!
خدای معبد آمون!
خوابگزاران اعظم
کاری کنید
که من خواب سه مار سیاه دیده ام
که مغز سیصد و شصت و پنج روز را
در سینی ماه
می بردند بر سر
خواب سیصد و شصت و پنج ستاره خونی
و خواب نیل
که با ساطور
سیصد و شصت و پنج تکه شد
من خواب یوسف را دیدم
در چاه نفت
افتاده بود
و تاجران دلار بر سر چاه
فریاد می زدند:
- هفتاد سنت بالا!
- دو دلار کم!
من خواب ناوها و شمشیرها و باران ها دیده ام
دیدم
که جمال عبدالناصر
با اسب
از دروازه رفح گذشت
و عزالدین قسام
و صلاح الدین
دروازه های غزه را
گشوده بودند
خواب سه مار سیاه
بر شانه های حسنی مبارک و
شاه چموش اردن و امیر پرفسورالریش!
دیدم که پادشاهان عرب
خوراک مغز جوانان غزه را
در سه دیس کنفرانس
به پادشاه کشور یأجوج
تقدیم می کنند
آقای بی بی سی!
گویا نیوز!
بالاترین!
شما کاری کنید!
چرا کسی کاری نمی کند برای غزه
تعبیری برای خواب من زخمی
مارادونای عزیز پرتقالی!
تو کاری کن!
شیخ بدون چشم !
صاحب فتوای زمین نمی چرخد
و عکس حرام...
امیر نفت!
که با برادر ناتنی ات
عربی رقصیدی
یک غلطی کن!
خوانندگان رپ و راگ!
شما کاری کنید!
که غزه در دهان گرگ است
به پاپ ژان پل چندم مربوط نیست
به صاحبان کلیسا نه
به خادم الحرمین
به الازهر
به کبارالعلما
هرگز!
آنان برای فتوا بر علیه نماز
با دست باز
آنان فقط
برای مصرف صابون و ادکلون
مُحرم شدن
و انتخاب حلق و تقصیر
و حرمت صید حرم
آفریده شده اند
آقای اسکولاری!
تو کاری کن!
آقای چلسی!
خانم هالیوود!
شما کاری کنید!
خانم آیشواریا!
عروس آمیتاباجان عزیز!
شما کاری کنید!
و شما
ای اسب های اصیل عرب!
نه از نژاد ذوالجناح اید
نه از نژاد براق
از نژاد اینترنت اید و چت روم و آزمایشگاه
از نژاد یورو و جکوزی
سوارانتان را کشتند
و پادشاهانتان را اخته کردند
مردانگی تان را کشیدند
تا در مسابقات پرش
همچنان سواری بدهید و
رستگار شوید
که شیوخ عرب
بزغاله و وزغ را
بر شما مسلط کرد
با این همه هنوز شما
مردترید از آن سه مار
شما کاری کنید
که سازمان ملل تعطیل است!!!
علي رضا قزوه
سازمان ملل تعطيل نيست
وجدان هاي ما تعطيل شده
مايي كه از اين طرف آتش بيار معركه ايم
و آنهايي كه از آن طرف
آتش بيار معركه شده اند
آقاي قزوه
تو چرا آتش بيار معركه اي هستي
كه حتي
مختصات جغرافيايي اش را
از تلويزيون دولتي شان
غلط گرا مي دهند
آقاي قم
آقاي زمزم
آقاي ظاهر الصلات
چرا فكر مي كني تو هم در خون هاي به زمين ريخته غزه بي تقصيري؟
براي وجدان هاي بيدار
اشهد ان لا اله الا الله
و براي وجدان هاي بيدار تر
قد قامت الصلاح!
وجدان هاي ما تعطيل شده
مايي كه از اين طرف آتش بيار معركه ايم
و آنهايي كه از آن طرف
آتش بيار معركه شده اند
آقاي قزوه
تو چرا آتش بيار معركه اي هستي
كه حتي
مختصات جغرافيايي اش را
از تلويزيون دولتي شان
غلط گرا مي دهند
آقاي قم
آقاي زمزم
آقاي ظاهر الصلات
چرا فكر مي كني تو هم در خون هاي به زمين ريخته غزه بي تقصيري؟
براي وجدان هاي بيدار
اشهد ان لا اله الا الله
و براي وجدان هاي بيدار تر
قد قامت الصلاح!
عادت شده استشمام
بوی گرز خونی
دیدن
دود و ویرانی
هوش نا یار کودکی
مبهوت و گیج از
چرایی عظیم
به بزرگی گل های سرخ
میز و کاغذ و رای
چهره هایی
در هم و خوشرو
سر خوش و آسوده
از پاسخی حقیر
به کوچکی پوتین های سیاه
عادت شده
چون خواب عصرانه
کاش من هم کودکی بودم از غزه
از حیفا
...از
!هذیان می گویم؟
اینجا هم سهل و آسان
حلق آویزم کرده اند
به دار مکافات نکرده
که تا پایان با من است
تنگی نفسهایم
...
خوشا به حال کودک ِ غزه
کودک ِ حیفا
کودک ِ... ا
دلم برات تنگ شده دختر مهربان
تو كجايي
تو كجايي







در يك سوي جهان
كودكي زانو مي زند در خون
تا شيشه شكسته هارا
از زير پاي خانواده اش جمع كند
وقتي نگاهم در نگاهت محو مي شود
در يك سوي جهان
شهري رنگ خون مي گيرد
رنگ خاكستري
رنگ سياه مرگ
ببين من و تو
در چه زمانه اي
همديگر را دوست داشته ايم