داستان كوتاه discussion

note: This topic has been closed to new comments.
15 views
گفتگو و بحث > نامه سرگشاده به آقای بهزاد (ملقب به دیوونه) بعنوان یکی از مدیران گروه داستان کوتاه

Comments Showing 1-9 of 9 (9 new)    post a comment »
dateUp arrow    newest »

message 1: by Art Miss (new)

Art Miss (Artmiss) مدت‌ها پیش از این بنا به پیشنهاد یکی از بهترین دوستانم, نادر عزیز که زمانی در این گروه قلم میزد با این سایت آشنا شدم و شروع به فعالیت در آن کردم۰ زمانی که بسیاری از این گروه رفته بودند و گروهی هم که مانده بود خیلی زود با مصیبت فیلتر شدن سایت روبرو شد که فعالیت بسیاری را متوقف نمود۰
من اما همانند معدودی دیگر از دوستان ثابت قدم همچون اشکان و محسن ماندیم۰ بسیار روزها گذشت که سه یا چهار نفر بیشتر در این گروه نمی نوشتند و حتی نمی آمدند و نمی خواندند۰ از مدیران هیچ خبری نبود۰ هر یک به دنبال کار خود و روزمرگی خویش۰

تا اینکه محمد مهربان از سربازی بازگشت و از روی علاقه‌ای که به این گروه دارد و این کاملاً در کامنت هایش مشهود است تلاشی را آغاز نمود در جهت نوسازی و پویایی دوباره گروهی که تقریبن دیگر هیچ‌کس در آن باقی نمانده بود و این تلاش نتیجه هم داد و باعث شد چند نفری دوباره بازگردند و لخ لخ ی را در گروه زوار در رفته شاهد باشیم۰

مدتی پیش از این اما از نادر دوست خوبم پیامی داشتم که می‌گفت فایده ندارد۰ در آنجا وقتت را تلف می کنی۰ آن‌ها نمی‌توانند میان نویسنده‌ هایی که برایشان می‌نویسند تفاوت قایل شده و نویسندگان خوب خود را حفظ و تشویق کنند۰ مدیریت این گروه شور و شوق و انگیزه برای نوشتن در مخاطب خویش ایجاد نمی کند۰ نمی خواستم این گفته را بپذیرم و به کار خود ادامه دادم تا که جنابعالی از خدمت سربازی بازگشتید و دوباره فعالیت‌هایی را آغاز کردید که بیشتر بررسی و نوخوانی داستان‌های خاک خورده خودتان و بروز رسانی آن‌ها بود۰

من هم همانند بسیاری دیگر بنا به دلایل خودم با نامی مستعار و تصویری غیر از خود بر روی پروفایلم می نویسم۰ نه تنها اینجا بلکه در چند سایت دیگر نیز با نام های مستعار دیگری هم می‌نویسم و این را همه دوستانم در این سایت‌ها بخوبی می دانند۰ هیچ‌گاه تصویری از خود در پروفایل خویش نمی‌آورم چرا که این انجمن را یک انجمن ادبی مجازی می‌دانم که با جسم و قیافه این و آن کاری ندارد و برای جلب نمودن دیگران به خود نیز نمی نویسم۰ چنین فتنه هایی را می‌توان در سایت‌های اجتماعی دیگر همچون فیس بوک شاهد بود که حتی بسیاری هم در آن به تن فروشی مجازی سرگرم هستند۰ اما اینجا سخن از احساس و روح است که به زیبایی پیکر و چهره بازنمیگردد۰ اینکه من که هستم و چه قیافه ای دارم و یا چه سنی دارم در اینجا بی معناست۰ اما دوست عزیز پس از بازگشت مجدد خود در نخستین پیام‌های خصوصی خود پرسیده بودید آیا تصویری که در پروفایل گذاشته‌ام خودم هستم یا نه! این چه پرسشی است از جانب یک مدیر آنهم اینجا در یک انجمن مجازی۰ من که شخصاً هیچ‌گاه بخود اجازه نمی‌دهم به سراغ تصویر شخصی بروم و از او سؤال کنم آیا این شما هستید؟ فرض کنیم بله این من هستم۰ بعد چه می شود؟ آنوقت می خواهید مرا بر اساس چهره ام داوری یا نقد کنید؟ بله من همه تصاویر مجازی هستم که در پروفایل خویش منتشر میکنم۰

از همان زمان برخوردهای دوپهلوی شما در کامنت هایتان آغاز شد تا اینجا ادامه داشته که وقتی می‌آیم و می‌گویم این سیستم اشتباه است و جهت پویایی آن می‌توانید این روش را بیازمایید۰ روشی که دیده‌ام و شاهد هستم که یکی از دقیق‌ترین روش‌ها برای پویایی چنین سایت‌هایی ست۰ آمدید و نوشتید: فرمایشات شما صحیح است ۰۰۰۰

برای من مهم است که گروه پویا باشد۰ اما در چه جهتی و به چه منظور و هدفی۰ پویایی برای سرگرمی و وقت گذرانی می‌تواند در کافی شاپ ها و چت روم های عمومی هم دنبال شود۰ اما پویایی برای من که وقت می‌گذارم و برای این سایت مطلب تهیه می‌کنم معنایی دیگر دارد۰ پویایی آن نیست که هر از چندی بروم از ته انبار یکی از نوشته‌های قدیمی و خاک خورده‌ام را بیاورم و دوباره در معرض خوانش دیگران قرار دهم۰ پویایی در نوشتن من است که هفته‌ای یک داستان در مدت اخیر با تمامی گرفتاری‌های زندگی تهیه کرده‌ام و در اینجا آورده‌ام تا مخاطب خود را از دست ندهم۰

جناب بهزاد مقلب به دیوانه مدیریت محترم داستان کوتاه۰

اگر وارد یک کتابفروشی و یا یک کتابخانه شوید متوجه می‌شوید که کتاب‌ها و مقالات همه رده بندی و طبقه بندی موضوعی دارند۰ در غیر اینصورت شما نمی‌توانید در میان یک کتابخانه بدون رده بندی موضوعی در کمترین فرصت به کتاب مورد نظر خود دست یابید۰ این هیچ ربطی به ادبیات ندارد که بخواهید ادبیات مرا بازنگری کنید۰ این یک سیستم و نظام است که در تقریبن همه کتابخانه‌ها و کتابفروشی ها رعایت می شود۰ من خواننده می بایستی نخست به آنچه طالب مطالعه آن هستم دست یابم نه اینکه وقتی صفحه اول این سایت را باز می‌کنم با چند فولدر مواجهه می‌شوم که نیمی از آن‌ها ربطی به داستان کوتاه و عمومن داستان ندارد۰ از آنکه بگذریم وقتی می‌خواهم داستان‌های محفوظ در این سایت بخوانم با وجودیکه در جایی هستم که سرعت اینترنت در چند صدم ثانیه برایم صفحه می گشاید بازهم از حوصله ام خارج است تا صفحه دوم و سوم و چهارم بیشتر پیش نمی‌روم و این جستجو برایم کسالت آور می‌شود چرا که در آنجا خروار داستان است که موضوع آن‌ها نامشخص است۰ مثل انباری بی سروته که کتاب‌های داستان را دایم در آن تپانده باشند و بخواهی از آن میان داستانی مطابق سلیقه خویش بیابی۰

در اینکه چنین پیشنهادی را تأیید نمی‌کنید همه را بواسطه تنبلی و عدم کفایت شما برای مدیریت چنین سایتی می‌دانم که آنرا نه تنها برای خود شوخی و سرگرمی می‌دانید بلکه دیگرانی را هم که در تلاش هستند تا آنرا از این رکود و مرگ نجات دهند به سخره می‌گیرید و به قول معروف سر کار می گذارید۰

این نامه را از این جهت آوردم که دوستان عزیزی که در پیام‌های خصوصی و گشوده خویش پرسیده بودند چرا عصبی هستی و نمی‌خواهی دیگر بنویسی را در جریان احوالات خویش گذاشته باشم۰ دوستان عزیزی که برایشان احترام و ارزش بسیار قایل بوده‌ام که وقت می‌گذارند و مرا و دیگری را می‌خوانند و می‌نویسند و فعالیت دارند۰

شخصاً تا زمانی که جنابعالی مدیریت و دایره نفوذتان بر این گروه چنین باشد دیگر برای این گروه نخواهم نوشت۰ این کوچکترین اعتراضی ست که می‌توانم داشته باشم و آنرا حق خود می دانم۰ مدیریتی که برای نویسنده گروه خود ارزش و اعتباری قایل نیست همانند ناشری است که نویسنده‌اش را در انحصار خود در آورده و او را به اسارت کشیده باشد۰

جنابعالی در مقام مدیریت این گروه موظف هستید به اعتراضات من پاسخ دهید۰ چرا که وقت و انرژی و نیرو و انگیزه ی نوشتن من و امثال مرا با ندانم کاری های خود تلف نموده اید۰
اگر مانده‌ام و این‌ همه را شکوه میکنم فقط و فقط بواسطه وابستگی روحی و انس و الفتی است که به دوستانم در این گروه دارم۰

با تشکر

آرتمیس


message 2: by Behzad, دیوونه (last edited Apr 30, 2012 08:26AM) (new)

Behzad Vahdati manesh (behzadium) | 1320 comments Mod
باز هم سلام بر بانوی هنر
باید اعترافی بکنم که بنده در ابتدای پاسخ گویی به توهین های شما در تاپیک ( پیشنهاد ) نیم نگاهی به این مسئله عکس که فرمودید داشتم
اما شرط ادب حکم می کرد که من به هیچ عنوان مسئله رو شخصی نکنم که حالا به لطف ادب شما این نقاب برداشته میشه و راز عیان
در برخورد اولی که من از شما داشتم متوجه شدم که اصولا هیچگاه سر سازگاری با هیچ چیز و هیچ کس را ندارید
اولین پستی که برایتان نوشتم با توجه به فقط یک داستان نبود بلکه پست هایی زیادی از شما را در آن نوشته لحاظ کردم
و با جوابی که از جانب شما شنیدم بر شک خود یقین کردم
و اما مدتی بعد شما عکسی در پروفایل گذاشتید که من بطور کاملا اتفاقی عکاس آن عکس را از مقادیر خوبی نزدیک می شناختم
و اما شما
این یک آزمون بود تا شاید بتوانم دوباره اعتمادم رو نسبت به شما نویسنده خوب جلب کنم که متاسفانه شما با توسل به دروغ همه چیز را از میان بردید
در جواب سخن های شما حرف بسیار دارم هم شرط ادب اجازه گفتنش را نمی دهد هم کمبود وقت


message 3: by Behzad, دیوونه (new)

Behzad Vahdati manesh (behzadium) | 1320 comments Mod
و البته این هم متن کامل صحبتهایی که رد و بدل شده که استنباط شما از این چند خط خیلی بی نظیر بود
و اینکه می بینید دقیقا بعد از اینکه شما به دروغ عنوان کردید من منظورم از پرسش این سوال رو دادم

1446225 you said to Art Miss:
ما گلچین تقدیر و تصادفیم
استوای بود و نبود
به روزگار طوفان موج و نور و رنگ
در اشکال گرفتار آمدم
مستطیل های جادو
مربع های جادو
من در همین پنجره معصومیت آدم را گریه کرده ام
دیوانگیهای دیگران را دیوانه شده ام
... Feb 17, 2012 06:02am
view | delete
4658897 Art Miss said to you:
چه شباهت غریبی میان آدمهاست۰
وجه تمایزی در دنیا و فشای مجازی هست که می بایستی به آن پایبند باشم۰
دنیای فیس بوکی و دنیای گودریدزی۰
دنیای نمایش و عرضه جسم در پس تصاویر
و دنیای نمایش روح در پس تصاویر
به شخصه تصویر اشخاص یا سن و سال و هر آنچه به کمیت های مادی آنان بر میگردد برایم بی معناست۰
به جستجوی کیفی روح های بدون تصویر هستم۰ Feb 17, 2012 03:31am
view | save | trash
1446225 you said to Art Miss:
سلام
خیلی جالبه
جون عکاس این عکس آقای الکساندر خارلامو روسی الاصل و ساکن پرتغال هستن و البته چهره شما هم بی شباهت به دوست نزدیک ایشون خانم جوآنا فاریای پرتغالی نیست
بازهم خوشحالم از این که این همه اتفاق جالب پشت هم رقم خورد تا من چهره شما رو ببینم Feb 17, 2012 03:18am
view | delete
4658897 Art Miss said to you:
سلام دوست من

خیلی هم خوش آمدی۰

بله عکس خودمه گرچه چند سالی از عمرش می گذره۰

شاد باشی۰ Feb 16, 2012 11:44pm
view | save | trash
1446225 you said to Art Miss:
سلام
ممنون از اینکه دعوت به دوستی من رو پذیرفتین
امیدوارم بتونیم دوستای مفیدی واسه هم باشیم
راستی واقعا خوشحال شدم که یکی از مجهولات ذهنم که دیدن چهره شما بود امشب بر طرف شد
عکس خودتونه دیگه ، درسته ؟


message 4: by Art Miss (new)

Art Miss (Artmiss) هر زمان که وقت کردید خرفهایتان را در معرض دید دیگران روی صفحه بریزید۰

متاسفم که چنین گروهی چنین فرد نابخردی را بعنوان مدیریت صاحب نقوذ خود برگزیده است۰

دیگران اگر پیام های خصوصی شما را بازگو نمیکنند من کردم تا دورنگی هایتان در پس پرده باقی نماند۰


message 5: by Art Miss (last edited Apr 30, 2012 08:28AM) (new)

Art Miss (Artmiss) این یکی را جا انداخته بودید


Behzad said to you:
کاش مرا اکسپتی بود گاهی 10. Februar, 18:09 Uhr


گیرم که آب رفته بجوی آید
با آبروی رفته چه باید کرد


message 6: by Mehdi (new)

Mehdi | 1794 comments Mod
اینا یعنی چی آخه؟


message 7: by ستاره (new)

ستاره (sisily_clfyhoocom) | 437 comments اینجا چه خبره...
واقعا" تو یک گروه ادبی جای اینطور صحبت کردناست... ؟؟!!!!
بس کنین لطفا" ...


message 8: by Art Miss (new)

Art Miss (Artmiss) اینجا در این سایت هستند بسیاری که شاهد فعالیت من در این مدت بوده اند۰

تصور نمی کنم آنچه را که مدیریت محترم به من نسبت داده اند دلایل قابل قبولی برای جنگ روانی که در این مدت با من داشته اند بوده باشد۰

در هرصورت من نیز همانند بسیاری دیگر از این گروه میروم و شما را با جناب بهزاد ملقب به دیوانه و نظریات واهی ایشان تنها می گذارم۰

آنان که میدانند و سکوت می کنند را هم می بخشم و آرزو می کنم زمانی جسارت بیان واقعیت را داشته باشند۰

موفق باشید۰


message 9: by mohammad (new)

mohammad (irani_1313) | 1523 comments اصلا وضع خوبی نیست.
مناسب این گروه نیست.
.
این گروه با این بحث ها غریبه است.
لطفا هر تصمیمی گرفتید بس کنید.
و ادامه ندید و کسی روی این پست کامنت جدید نزاره.
تمام


back to top
This topic has been frozen by the moderator. No new comments can be posted.