داستان كوتاه discussion

33 views
نوشته هاي ديگران > لحظه ء آخر

Comments Showing 1-17 of 17 (17 new)    post a comment »
dateUp arrow    newest »

message 1: by ArEzO.... (new)

ArEzO.... Es | 1249 comments زن حتي صداي بسته شدن درهاي زندان را هم مي توانست بشنود.
آزادي اش تا به ابد از بين مي رفت .قدرت تسلطش را بر سرنوشت اش را براي هميشه از دست ميداد .درباره فرار افكار ديوانه واري به ذهنش رسيد اما مي دانست راه گريزي نيست .
لبخند زنان رو به داماد كرد و اين كلمات را تكرار كنان گفت:قبول مي كنم
"تينا ملبورن"


message 2: by Behzad, دیوونه (new)

Behzad Vahdati manesh (behzadium) | 1320 comments Mod
مازوخیسم


message 3: by Kourosh (new)

Kourosh | 389 comments پس این قبول کردن بیشتر به نفعش بوده وگر نه باید می ایستاد و می جنگید و از خود دفاع میکرد و خود را آزاد میکرد خودش فرار و آزادی را افکاری دیوانه وار دانسته تسلیم شدن را منطقی و مصلحت اندیشانه دانسته


message 4: by [deleted user] (new)

عجب زن ماليخوليايي


message 5: by mohammad (new)

mohammad (irani_1313) | 1523 comments کودک حتي صداي بسته شدن درهاي زندان را هم مي توانست بشنود.
آزادي اش تا به ابد از بين مي رفت .قدرت تسلطش را بر سرنوشت اش را براي هميشه از دست ميداد .درباره فرار افكار ديوانه واري به ذهنش رسيد اما مي دانست راه گريزي نيست .
گریه کنان رو به پرستار سبز پوش اين كلمات را تكرار كنان گفت:اوه اووه اوووه


با عرض پوزش از تینا ملبورن که عقیده مو تو متنش گذاشتم



message 6: by Kourosh (new)

Kourosh | 389 comments ولی این شخصیت زن اصلا اسیر عشق نشد ومساله عشق اینجا در میان نبود چون اگر عشقی در میان بود احساس در زندان بودن وفکر فرار به سرش نمیزداین اسارت به هیچ عنوان از عشق نیست از ترس و اجبار و ضعفه


message 7: by Kourosh (new)

Kourosh | 389 comments بله رک و راست بودن خوبه ولی کمی خطر ناکه هم جوری باید حرف زد که حرفتو زده باشی و تو خودت باد نکنه هم این که کمی هم تجزیه تحلیل بشه تا خطری از جزئی تا بزرگتر پیش نیاد من آنچنانم نیستم که هر چی به ذهنم بیاد سریع وارد کنم و بفرستم اگر این جور بود شما منو تحسین نمیکردی و من نیز نوشته های شما را نمی خواندمو صلحی نبود ولی به قول معروف نسبت به هم تساهل و تصامح به خرج میدیم که معنیشم آنچنان درست نمیدونم به هر حال موفق باشیدجناب نبی خان


MahtaBi KhaNooM | 1782 comments از ماست که بر ماست !ا


message 9: by Kourosh (new)

Kourosh | 389 comments مهتابی خانوم تا حدودی درست ولی 100 درصد هم این حرف همه جا درست نیست نمیشه همیشه همه تسلیم هر چیز ناخوش آیندی شوندو برای تبرئه کردن خود و بعضی ها و محکوم کردن عده ای و نیز خود بگویند از ماست که بر ماست این جمله سازنده ای نیست جا خالی کردن در مقابل هر فشاروظلمو تبعیض است و نتیجه اش محکومیتی شاید ابدی


message 10: by MahtaBi KhaNooM (new)

MahtaBi KhaNooM | 1782 comments پس از ماست که بر ماست :)


message 11: by [deleted user] (new)

با سلام:اقا كورش بر عكس شما من نظرمهتابي خانم رو تاييد ميكنم.درست هست كه مشكلات محيطي و گاهي اوقات مسايل جبري سختگيرانه بر جسم و روح انسان تازيانه شقاوت بي هويتي و گم كردن هدف رو بر پيكر انسانيت وارد ميكنه.اما با تمام اينها اشكال از خوده خودمان است.


message 12: by [deleted user] (new)


ما نماز عشق در صحراي چشمت خوانده ايم

سال ها در هرم تب در انتظارت مانده ايم

ما از آن چشمان ليلايي و نا آرام ومست

قصه مجنوني مجنون مکرر خواندهايم

ما در اين حسرت حوالي کوير دير پا

خيمه هاي بي کسي را بارها سوزانده ايم

بر بلنداي نگاه برفگيرت هر سحر

صد گل خورشيدبر محراب دل رويانده ايم

بي تو اي ما نا ترين آيينه دار لحظه ها

تار وپود زخمي عشقي به دل تا بانده ايم

تقديم به دوستان


message 13: by [deleted user] (new)

هر چند که دلتنگ تر از تنگ بلورم

با کوه غمت سنگ تر از سنگ صبورم

اندوه من انبوه تر از دامن الوند

بشکوه تر از کوه دماوند غرورم

يک عمر پريشاني دل بسته به مويي است

تنها سر مويي ز سر موي تو دورم

اي عشق به شوق تو گذر مي کنم از خويش

تو قاف قرار من و من عين عبورم

بگذار به بالاي بلند تو ببالم

کز تيره ي نيلوفرم و تشنه ي نورم


message 14: by MahtaBi KhaNooM (new)

MahtaBi KhaNooM | 1782 comments مرسی آقای سعید از شعرهای زیباتون


message 15: by [deleted user] (new)

راه گريزي هست

اما دراين راه گريز

به در چاهي ديگر باز مي شود

اسارت هميشه براي زنان بوده است


message 16: by Mona (new)

Mona | 28 comments خود آزاریی احمقانه


Amir  reza(mohammad) | 79 comments اينو زن هاي چند قرن قبل مي تونن ادعا كنند
يا بگن
اما زن هاي امروزي ؟..
من فكر نكنم
و خيلي هم موافقم كه نكنند


back to top