داستان كوتاه discussion

61 views
گفتگو و بحث > تفاوت جریان سیال ذهن و فلاش بک

Comments Showing 1-6 of 6 (6 new)    post a comment »
dateUp arrow    newest »

message 1: by [deleted user] (new)

منبع: http://knde.blogfa.com/post-67.aspx


در ابتدا بايد بدانيم "جريال سيال ذهن" و "فلاش بك" هر دو تكنيك هايي هستند در "روايت"
براي بازگشت به گذشته، پس دقت كنيم كه تكنيك ها جزئي از "روايت" هستند خود "روايت"
نيستند. پس نبايد بگوييم :‌روايت سيال ذهن است يا روايت فلاش بك است. بلكه می شود
گفت در "روايت" از جريان سيال ذهن و يا فلاش بك استفاده شده است.
(براي مرور و درك بهتر این مطلب ، پیشنهاد می کنم تعريف روايت را بخوانيد).
گاهی راوی داستان نیاز دارد اطلاعاتی را در قالب رخداد های گذشته نقل کند -گذشته یعنی
زمانی غیر از زمان نقل داستان... یک ساعت قبل یا ۱۰۰سال قبل- راوی شروع می کند و از
گذشته حرف مي زند يعني گذشته را منبع اطلاعات داستان را قرار مي دهد.اين از توانايیهاي
"روايت" داستان است كه مي تواند با توجه به توان قصه اي داستان حركت روايي داشته
باشد و داستان را از موقعيت هاي مختلف عبور دهد و به پايان برساند.
حال در اين مسيرِ "روايت" نويسنده گاهی به واسطه یک نشانه یا نماد به یاد گذشته می افتد
مثلا مردي با دیدن یک گلدان گل محمدی يا استشمام بوی گل شب بو... به یاد زني مي افتد و
شروع مي كند از آن زن و مسائل و خاطراتي كه از او در ذهنش هست حرف مي زند. نقل از
گذشته شامل مرور يك خاطره، ترسيم يك تصوير، يك جمله نقل قولي و هر چيز ديگر باشد.
اگر "روايت" در ارايه اطلاعات به گذشته رجوع داشته باشد و در اين ارجاع گذشته را در خط
سير هاي زماني و مكاني مرتب از نقطه اي درگذشته تا نقطه اي ديگر در گذشته را مرور كند
"فلاش بك" اتفاق افتاده است روايت در يك داستان ممكن است بارها و بارها فلاش بك داشته
باشد يعني بدون محدوديت در رفتن به گذشته و بازگشت به حالِ روايت. در فلاش بك، محدوده
زماني و مكاني آنچه از گذشته تعريف مي شود مشخص است. يعني آن چيزهايي كه از
گذشته گفته مي شود قابل تمييز دادن از زمان "حال" و ديگر زمانهاي گذشته در داستان
است.
اما : اگر "روايت" در ارايه اطلاعات به گذشته رجوع داشته باشد به نحوي كه در اين ارجاع به
گذشته، مكان و زمان و رويدادهايي كه مرور مي شود به سادگي قابل تمييز دادن از ديگر
زمانها و مكانها و رويدادهاي داستان نباشد، "جريان سيال ذهن" بوجود آمده است، در واقع
"ذهن سيال روايت" در هر رفتن به گذشته و بازگشتت آن آزاد و سيال عمل ميكند. ممكن
است آنچه گفته ميشود تركيبي از چند زمان يا مكان يا حتي چند رويداد باشد، مثلا يك جمله
نقل قولي را از يك زمان در گذشته و يك تصوير عاشقانه را از يك زمان ديگر در گذشته با يكديگر
تلفيق شود و تعريف شود ماجراها مكانها و زمانها گرفتار سياليت در روايت هستند. هيچ قيد
وبندي براي شروع و يايان رفتن به گذشته ها وجود ندارد. در هر جا و به هر اندازه و از هر
بخش از گذشته را مي توان به تنهايي يا با تلفيق روايت كرد. يك الگوي كامل براي جريان سيال
ذهن رمان خشم و هياهو نوشته فاكنر و بهتر از آن حتي رمانهاي سمفوني مردگان و پيكر
فرهاد نوشته عباس معروفي است.


message 2: by [deleted user] (new)

مریم جون هر بر که مطلب مفیدی را که پست میکنی‌ و من می‌خونم پیش خودم فکر می‌کنم، زندگی مگر از این راحت‌ترم می‌شه!

مرسی‌ عزیزم برای زحمتی که می‌کشی


message 3: by [deleted user] (new)

خواهش می کنم رویای مهربونم
خوشحالم که می تونم یه کار مفید واسه توی عزیز و بقیه انجام بدم
اصلا زحمتی نیست ، در وهله ی اول ، این خودمم که بیشتر یاد می گیرم
امیدوارم باعث هر چه بهتر شدن نگارش داستان هامون بشه


message 4: by [deleted user] (new)

منم می زنم پشت کمرت و می گم قابلی نداره پسرم


message 5: by Mehdi (new)

Mehdi Sadeghian | 55 comments خیلی استفاده کردم مریم خانم
هم از این پستتون، هم از پست‌های قبلی
واقعا ممنون. پشت کار را باید از شما یاد گرفت


message 6: by [deleted user] (new)

خواهش می کنم مهدی
خیلی خوبه که از این پُست ها توی گروه داشته باشیم، خیلی کمک می کنه، مخصوصا به خود من


back to top