داستان كوتاه discussion
كودك درون
date
newest »
newest »
احساس مي كنم سبك تازه اي رو براي شعر نوشتن
انتخاب كردي آرزو جان
شعرهاي كه كمي خشن كمي برهنه و رك است
به نظر من كه خيلي ساده و قشنگ هستند
مرسي
انتخاب كردي آرزو جان
شعرهاي كه كمي خشن كمي برهنه و رك است
به نظر من كه خيلي ساده و قشنگ هستند
مرسي
بی خیال حمید(باز اشتباه شد ببخشید. مهدی) جانمنظور دلارام خانوم این بود که تا حالا تو شعرایی که خوندم ندیدم که شاعر اینجوری رک پوست کنده شعر بگه
و بدون شک منظور از سبک همین بوده
نه یک سبک شعری تازه
حالا اگه فزض کنیم منظورش همین بوده منم با تو موافقم
شعر لحن خاصی داره ولی سبکش اصلا تازه و خاص نیست
آقا محمد منظورتون از بي خيال چيه؟
بعدشم مهدي جان را نوشتيد حميد جان
مرسي به جاي من پاسخ دادين
آقا مهدي شما اگه شعرهاشو تو وبلاگ با اينهامقايسه كنيد مي بينيد كه انگار پرده آنها كنار رفته اينجا رك و راست شده حرفا يعني اونچه آقا محمد به جاي من گفتند
حالا مگه چي شده؟
بعدشم مهدي جان را نوشتيد حميد جان
مرسي به جاي من پاسخ دادين
آقا مهدي شما اگه شعرهاشو تو وبلاگ با اينهامقايسه كنيد مي بينيد كه انگار پرده آنها كنار رفته اينجا رك و راست شده حرفا يعني اونچه آقا محمد به جاي من گفتند
حالا مگه چي شده؟
میدونید مهدی قبلا به من گفته که نسبت به شعر سخت گیری خاصی دارهو اگه من گفتم بیخیال منظورم اینه که مهدی کوتاه بیا
اونقد سختگیر نباش که اگه کسی به جای لحن نوشت سبک سریع بهش بگی
منم احساس كردم آقا مهدي سختگيره
اونم در شعر
ولي اينكه شعر من نبود
لحنش موجب تعجبم شد
مرسي اقامحمد
اونم در شعر
ولي اينكه شعر من نبود
لحنش موجب تعجبم شد
مرسي اقامحمد
من در مورد شعرهای آرزو باهاش حرف زدم حتی داشت مخ من رو تیلیت می کرد که مثل اون شعر بگم ولی فکر کنم نتونست.
اما جدا از شوخی باید بگم که آرزو اعتقاد داره که نباید برای شعر گفتن خودت رو دچار یکسری دغدغه های ÷یچیده کلامی و یا تکنیکی کنی و هر جوری که می تونی و راحتی باید شعر گفت و از این رو من احساس می کنم که آرزو با توجه به این دیدگاهش همیشه رک و راست و رو حرف می زنه.
بعدشم هرکی از طرف خودش حرف بزنه.
حمید هم من نیستم یکی دیگه حمیده.
خوب کاری می کنم که در مورد شعر بیشتر حساسیت دارم.
نه حمیـــــــــــــــــد!
اما جدا از شوخی باید بگم که آرزو اعتقاد داره که نباید برای شعر گفتن خودت رو دچار یکسری دغدغه های ÷یچیده کلامی و یا تکنیکی کنی و هر جوری که می تونی و راحتی باید شعر گفت و از این رو من احساس می کنم که آرزو با توجه به این دیدگاهش همیشه رک و راست و رو حرف می زنه.
بعدشم هرکی از طرف خودش حرف بزنه.
حمید هم من نیستم یکی دیگه حمیده.
خوب کاری می کنم که در مورد شعر بیشتر حساسیت دارم.
نه حمیـــــــــــــــــد!
من كه نمي تونم شعر بگم
ولي هميشه اين نوع شعرهارو بيشتر دوست دارم
مثل شعرهاي فروغ يا احمدرضا احمدي
به نظرم شعرهاي سخت رو حافظ و سعدي گفتند و تمام كردند
رمز و رازها فاش شد يا نشد
الان در اين زمونه نوبت رك و راستيه
من شعرهاي شمارو هم دوست دارم آقا مهدي
درسته از فوق به بالا مي نويسين
ولي خوب مي نويسين
ولي هميشه اين نوع شعرهارو بيشتر دوست دارم
مثل شعرهاي فروغ يا احمدرضا احمدي
به نظرم شعرهاي سخت رو حافظ و سعدي گفتند و تمام كردند
رمز و رازها فاش شد يا نشد
الان در اين زمونه نوبت رك و راستيه
من شعرهاي شمارو هم دوست دارم آقا مهدي
درسته از فوق به بالا مي نويسين
ولي خوب مي نويسين
و من شعرهایم تنها کلماتند
گاهی با حرکتهای طولی
گاهی با تتبع اضافات
اما من
خودم را در زیر کلمات پنهان نمی کنم
عریانی من عریانی کلمات هستند
در پس وزن و قافیه ها
در آهنگ درونی جملات
اینها من اند
کلمه هایی که ردیف
کلمه هایی که مجهول
باقی می مانند.
گاهی با حرکتهای طولی
گاهی با تتبع اضافات
اما من
خودم را در زیر کلمات پنهان نمی کنم
عریانی من عریانی کلمات هستند
در پس وزن و قافیه ها
در آهنگ درونی جملات
اینها من اند
کلمه هایی که ردیف
کلمه هایی که مجهول
باقی می مانند.
دوستان عزيزم متشكرم از نقد..آقاي بهروزي
در فضاي رنگارنگ شعر من مانند گلوله اي هستم شما مانند كره زمين ..دوشاعر همواره دور هم مي چرخند تا يكي از ديگري تاثير بگيرد
معلوم است كه گلوله جذب كره زمين مي شود
و محو
آنهارا هم كه مي بينيد
نوشته هاي ست كه گاهي از سر اشتياق به نوشتن مي نويسم
بقول يك شاعر ايتاليايي:
من کيم؟
شايد شاعرم
نه مطمئن نيستم
قلم روح من جز اين کلمهی عجيب چيزی
نمینويسد:
«ديوانگی»
پس شايد نقاشم
نه، اين هم نيستم
تخته شستی روح من جز يک رنگ ندارد:
«شوريدگی»
پس لابد نوازندهام
اين هم نه!
بر شستيهای پيانوی روح من جز يک نُت
نيست:
«دلبستگی»
پس چيم من؟
ذرهبينی بر دلم مینهم
تا به مردم نشانش دهم
کيم من؟
دلقک روح خودم.
فکر کنم اغراق می کنید و من و کره زمین؟ نه خیلی اغراق بود.
نمی گم مرسی چون اگه بگم تایید کردم و اگر تایید کنم مغرور می شوم من همین حالا هم راهم را توی شعر که یک روزی همه چیرم بود گم کرده ام چه برسد وقتی که غرور هم بخواهد چاشنی این گمگشتگی شود.
نمی گم مرسی چون اگه بگم تایید کردم و اگر تایید کنم مغرور می شوم من همین حالا هم راهم را توی شعر که یک روزی همه چیرم بود گم کرده ام چه برسد وقتی که غرور هم بخواهد چاشنی این گمگشتگی شود.
آقاي بهروزيمن نگفتم مانند كره زمين هستيد
اين يك تشبيه بود
در مقايسه كوچكي من و بزرگي شما در شعر
مقايسه يك گلوله كوچك با يك گلوله بزرگ
اينكه اغراگرم من يا نه؟
دوستاني كه شعرهاي من و شما را مي خوانند
خود مي توانند ببينيد كي شاعرتر است
همه اين حرفا اشاره كوچكي به اين بود كه من هرگز رو شعر گفتن شما (بقول شما تيليت كاري)نكردم
(:(:
فقط همين
بابا آرزو خانم شوخی کرده بودم. تیلیت کجا بود.
به هر حال ممنون و لی من در این حدی که فرمودید نیستم باور کنید.
به هر حال ممنون و لی من در این حدی که فرمودید نیستم باور کنید.






و
پيش مرگت مي سازم
تا
چونان رقاصه اي
بي تاب
برپلكان مخفي خانه ات
به آهنگي برآيد