داستان كوتاه discussion
گفتگو و بحث
>
چه قدر این گروه بی حال شده
date
newest »
newest »
message 1:
by
مهدی عناصری
(new)
Oct 20, 2008 10:29AM
خبری شده؟
reply
|
flag
من به دوستان در حین نقد گذاشتن روی نوشته ها اخطار می دادم که بیشتر نقد بنویسند تا با هم کل کل کنند اما فقط تعداد اعضاء بالا میره ولی از عمق مطالب کم میشه و این گروه به انحراف کشیده و من هم از این مسئله ناراحت هستم اما انگار کاریش نمیشه کرد.
منم كه ديگه تا اواسط آبان اينجام
و بلاخره دارم ميرم استراليا
اونجا هم تا به خودم بيام و كارهامو رديف كنم
سالي گذشته از دست من يكي راحته گروه
مخصوصا
فرزان جان خيالت تخت
(:):(:
ولي يه چيز بگم و برم
بشين منتظر كه رئيس گروه بياد نميشه كه هر كي عضو شده بايد كاري برا گروهش بكنه
مگه اسكار داره ميان عضو ميشن و ميرن تا به قيامت
آقا عزت زياد
و بلاخره دارم ميرم استراليا
اونجا هم تا به خودم بيام و كارهامو رديف كنم
سالي گذشته از دست من يكي راحته گروه
مخصوصا
فرزان جان خيالت تخت
(:):(:
ولي يه چيز بگم و برم
بشين منتظر كه رئيس گروه بياد نميشه كه هر كي عضو شده بايد كاري برا گروهش بكنه
مگه اسكار داره ميان عضو ميشن و ميرن تا به قيامت
آقا عزت زياد
فکر میکنم این در یک گروه عادی باشه که گاهی خیلی فعال و گاه فعالیتش کم بشه.هرکدوم از ما به نوبه خودش مسئولیتی در قبال این گروه داره و تنها مدیران نباید به فکر گروه باشن...اونا باید کنترلش رو به عهده بگیرن که به تحریف و یا حاشیه های بیش از حد کشیده نشه.
اگر یک گروه خشک و خیلی رسمی باشه...من یکی به روحیم نمیخوره که هر روز بهش سر بزنم.
.........................
المیرا جون نکنه بری و زیرچشمی هم نگامون نکنی ها....من که از الان اعلام میکنم دلم خیلی برای خودت و تیکه های نابت تنگ میشه.
دوستان عزيز به هر دليلي ممكنه فعاليتهاي گروه كم شده باشه از جمله شروع سال تحصيلي و كم شدن زمان هاي فراغت اما اين دليلي براي بيروح شدن و از بين رفتن گروه نيست.
اميدوارم كه هم دوستان مشاركت كنند تا باز هم فضاي نقد بر فضاي كل كل چربش پيدا كنه.
ممنون از همه.
اميدوارم كه هم دوستان مشاركت كنند تا باز هم فضاي نقد بر فضاي كل كل چربش پيدا كنه.
ممنون از همه.
یادت هست؟در شبی بودیم که اول باربودیم
کودکی دلداده و سرشار بودیم
هوس می ریخت گرما در تن ما
ز گرمی در تبی بیمار بودیم
دو لب پیچیده در بوسیدن عشق
دو تن پیچیده در این کار بودیم
لبی چون در میان لب که افتاد
به لب آماس این اصرار بودیم
دو کس در چرخه ی آرامش تن
دو تن اینگونه در تکرار بودیم
نفس میزد ز کامی گرم و شیرین
دو دل افسون این دیدار بودیم
اتفاقا من دلم برای شما هم تنگ میشه خانومه المیرا اختلاف سلیقه با هم داشتیم اما شما با اون طنز گزنده ای که داشتین حال و هوای گروه رو عوض می کرد من اگر کاری بتونم بکنم حتما می کنم
درسته گاهي گروه به حاشيه ميره و از موضوع اصلي دور ميشه ولي اين حاشيه ها هم واسه خودشون شيرين هستن و باعث رفع خستگي ميشن البته تا جايي كه زياده روي نشهالميرا عزيز برات آرزوي بهترين ها رو دارم
رفتي، گروه رو فراموش نكن
همانطوري كه داستان نويسي و داستان خواني شايد قرن هاست رواج داره و عادي يا خسته كننده نيست گروهي هم كه هدفش داستان است چرا بايد به قول دوستان بي حال شده باشد؟ به نظر من اگر تنها هر كسي كه عضو گروه شده در پست هاي گروه شركت بكنه و مديريت گروه تنوع بياره به گروه كه اين تنوع و پيشنهاد باز به عضوهاي گروه هم بر مي گرده گروه در راستاي "داستان"و دوست بودن باهم ...خيلي بهتر پيش ميره.البته اين نظر من بود باز دوستان بهتر مي توانند تصميم بگيرند
..
الميرا جان هر كجا ميروي مثل هميشه سرزنده باشي
آقاي خط خطي كه مثل بچه هاي شب عيد تيپ زدي
الهي چشم نخوري
ديدي من نوشتم تا برم استراليا و به خودم بيام و كارامو اونجا رديف كنم براي اقامت و شغلم سالي گذشته وگرنه ميدونم اينترنت سيم كشي ست مثل فين سبز بچه هاست "كشدااااااااااااااااااار"
عزت زياد جونم
آقا فرزان اينجوري بگي عاشقت ميشم عوض كارهاي اقامت مي افتم شناسنامو كوچيك كنم زنت بشم
بي شوخي :دلم براي غرغر زدنت تنگ ميشه
دختر خانم چشم آبي ماهي توي چشاتم
آرزو جان هيچ وقت بهم غر نزدي قربونه مرامت
و الناز جان فدات
آقا مهدي شمام كه بي تفاوت از كنار رفتن ما گذشتي باشه موقع رفتنه و حلالت مي كنم
عزت زياد
الهي چشم نخوري
ديدي من نوشتم تا برم استراليا و به خودم بيام و كارامو اونجا رديف كنم براي اقامت و شغلم سالي گذشته وگرنه ميدونم اينترنت سيم كشي ست مثل فين سبز بچه هاست "كشدااااااااااااااااااار"
عزت زياد جونم
آقا فرزان اينجوري بگي عاشقت ميشم عوض كارهاي اقامت مي افتم شناسنامو كوچيك كنم زنت بشم
بي شوخي :دلم براي غرغر زدنت تنگ ميشه
دختر خانم چشم آبي ماهي توي چشاتم
آرزو جان هيچ وقت بهم غر نزدي قربونه مرامت
و الناز جان فدات
آقا مهدي شمام كه بي تفاوت از كنار رفتن ما گذشتي باشه موقع رفتنه و حلالت مي كنم
عزت زياد
گروه بیحال شده خیلی هم بی حال شده
حالا به هر دلیلی که باشه . من که بار اول به این گروه اومدم و چند تا از داستان هارو خوندم و و بعدش نظر ها رو خوندم ذوق زده شدم
خوب من استفاده ارتباطی از اینترنت رو از وقتی که فضای مبتذل چت رو دیده بودم،کنار گذاشته بودم تا اینکه این گروه قشنگ رو شناختم
این گروه برای من باعث شد چند تا داستانی رو که قبلا هیچکی حوصله یخوندنشونو نداشت اینجا بزارم و به قول المیرا خانوم نقدهای قشنگی کادو بگیرم
ولی دیگه اون فضا اینجا دیده نمیشه اگه بعد از چند روز به گروه سر بزنی به جز چند کامنت جدید و اغلب بی محتوا چیزی رو نمیبینی
گروه مثل بازار تجاری شده داستانی که یه کم بلنده خونده نمیشه مگه اینکه نویسندش تو این گروه سرشناس باشه، خوب اگه قراره داستانهای خیلی کو تاه رو اینجا بیاریم بهتری اسم گروه رو هم به گروه داستانهای خیلی کوتاه تغییر نام بدیم
نقد خیلی کم انجام میشه و نظر در مورد داستان به شدت به شخص نویسنده بستگی داره
خوب من گله های دیگه ای از گروه دارم که فکر کنم شخصی باشه و گفتنش خوبیت نداشته باشه
.
.
.
به المیرا خانوم
در حد یه پیشبینی میگم اون طرف که رفتی بیشتر به این گروه سر میزنی . فکر نکنم کسی از نبودنت خوشحال بشه.استرالیا خوش بگذره
ببینم چند نفرو میتونی فارس کنی دختر
کامنت هات که از اون طرف میرسه بدون شک قشنگترن امیدوارم همچنان اون رگه ی شیطونی و آتیش پارگی رو تو خودشون داشته باشن
ایرانی بمون
موفق باشی
.
به خط خطی نامه
یه جورایی اعصابم خورد میشه وقتی با نام وبلاگت صدات میکنم فکر کنم اونقدر با گروه روراست شده باشید که اسم واقعی تون رو بگید البته این رو به عنوان پیشنهاد میگم
این گروه با گروههای دیگه فرق داره همه یه جورایی اهل مطالعن همه به نحوی یه روشنفکر کوچولو هستن
من که تا حالا تو این گروه کم احترامی ندیدم نمیدونم چرا اینقدر این رو تاکید میکنید
اگه منظورتو اون کل کل هاست که فکر کنم از بی روح شدن گروه جلوگیری میکنه
زندگی قابل تحمل نیست مگر اینکه اندکی دیوانگی چاشنی آن باشد.
نه اقای محمد موضوع بی احترامی یک مورد کوچیکی بود که من کمی با کسی که نباید شوخی کردم
اما اینکه چرا اسمم جایی نیست اینه که شغلم به من اجازه رو نمیده. و بی اعتمادی به بچه های اینجا نیست
اما در مورد بی حال شدن گروه فکر کنم بهتره محیط رو از حالت خیلی جدی خارج کنیم و موضوعاتی که تو ادبیات زیاد به آنها توجه نمیشه رو هم اضافه کنیم
مثل کاریکلماتور
جک یا طنز (البته به مفهوم ادبی و نه عامیانه )
فیلم نامه های کوتاه
نمایشنامه های کوتاه
خاطرات شخصی
و....
بقیه اش را هم شما پیشنهاد بدین
به المیرا خانوم ما با هم یک کم تفاوت سن داریم من 26 و شما 28 ------------------------------------------
( زن من میشی :D
خواستگار هم که پیدا کردی المیرا کجا میری استرالیا
من تا الان ده تا از اینا رو دیدما
خبری نیست که نیست ای دلربا
یک شعری برای رفتنت
اگه گود بای بای پارتی خفن -دی جی گرفتی بچه های گروهم خبر کن
بی معرفتی نکنی یک وقت
ببین شوهر پیدا شد المیرا میری استرالیا چی کار ؟ اما از شوخی بگذریم وجود دوستان با طنزهای گزنده و گاهی هم زننده و گاهی هم مکنده گروه را سر حال میاورد
پس من فكر لباس باشم عروسي داريم آره؟
به نظر من كه خيلي گروه بي حال شده
من هر هفته به گروه سري مي زدم الان ديگه نه
فكر مي كنم هم تقصير دوتا مديره كه تنهاش گذاشتند
هم تقصير ما بچه هاي گروه
به نظر من كه خيلي گروه بي حال شده
من هر هفته به گروه سري مي زدم الان ديگه نه
فكر مي كنم هم تقصير دوتا مديره كه تنهاش گذاشتند
هم تقصير ما بچه هاي گروه
همه گروه ها فراز و نشيب دارن يك مدتي گروه در اوج كار خودش بود و حالا داره استراحت مي كنه بايد يكي از دلايل بي حالي گروه رو آغاز سال تحصيلي دونست فعاليت خود من به همين خاطر كمي، كم شده
فکر میکنم کم کم به این نتیجه باید برسیم که گروه بی حال نشده بلکه یک جورایی آبش نبوده تا شنا کنند شناگر هاش...با این تاپیک خیلی از بچه هایی که تقریبا کمرنگ شده بودند خودشون رو نشون دادند و فعالیتشون رو مجددن از سر گرفتند.
آقای محمد و فرزان عزیز...نباید از یک گروه فقط انتظار نقد و انتقاد داشته باشید...درسته که اکثر بزرگواران دستی در نوشتن و فرهنگ و ادب دارند ولی این دلیل نمیشه که یک محیط خشک و خالی از هر نوع حاشیه داشته باشیم.
حاشیه بیش از حدش باعث انحراف موضوع میشه...ولی یک موضوع بدون حاشیه هم چندان چنگی به دل نمیزنه...من فکر میکنم اگر روی یک مسیر مشخص قدم برداریم و هرچیزی رو بجای خودش استفاده کنیم بهتره.
البته هرجور که مدیران محترم تصمیم بگیرند و رای اکثریت باشه...ما هم طابعیم.
المیرا ببین چه بلوایی راه انداختی دختر! ....ء
فكر كنم داره يك چيز هايي معلوم ميشهرفتن الميرا اونم به استراليا گروه به حال كرده
اولا الميرا خان شوهر كه پيدا شد
تازه اگه از اوني كه گفت زنم ميشي خوشت نياد برو بچ گروه براي حفظ تماميت ارزي-عرضيگروه هم كه شده يك شوهر ياحال برات پيدا ميكنن
تازه اگه همهي اينا هم نشد من در خدتمتم . هرچند ميگن اخلاقت خيلي بده و با صد من عسل هم نميشه هورتت داد ولي براي فداكاري و حفظ گروه هم كه شده اين كار رو ميكنم
اصلا استراليا ميري چه كار
اگه در س ميخوني بخوني كه اصلا بهت نمياد برو هند . مدركاشو بهتر قبول ميكنن
با راج باچانم شايد دوست شدي و مخشو زدي
نگا من همشو رفتم
از الملن و فرانسه و انگليس و اكراين و استراليا و ....
ميري دست از پا دراز دراز تر برميگردي و ايدن دفعه نميدونم به جاي گوسفند به كانگورو فكر كني يا شوهرهايي كه پريدن . از ما گفتن
بعدش هم اگه خواستي بري يك لپ تاپ و يك موبايل ماهواره اي بگير و وصلي شو اينجا . اگه مشكلي بود بود حتما بگي . بچه هاي اينجا با معرفتن .. راستي اگه موبايلو گرفتي شمارشو به من بدي . يادت نره -خصوصي باشه ها
ممكنه مجبور بشي مثل دوستاي من با مدرك مهندسي بري نقاش ساختمون بشي . اون موقع فكر كنم خيلي كارت بگيره
تو كه سه سوت همه رو رنگ ميكني اونجا چه كارا كه نميتوني بكني.
راستي الميرا يك تاپيك به اسم الميرا ميرود پالميرا درست كن
و دليل فرار مغزتو بگو
بايد خيلي اموزنده باشه
فعلا
:)هر چی میکشیم از دست این زندگیه! مگه وقت سر خاروندن میذاره واسه ادم؟ فکر کنم علت غیبت بچه ها هم همین باشه
متاسفانه المیرا جون من سعادت همراهی باهاتو نداشتم...ولی مطمئنم جات اینجا خیلی خالی خواهد بود...
کی میگه گروه بی حال شده؟!کم کار شاید ولی بیحال نه
اینجا اولین گروهی بود که من پیشنهاد کتابخونی رو دادم و بقیه چه قدر خوب استقبال کردن ودر واقع انتظارشو نداشتم...با اینحال مطمئنم دوباره گروه به زودی به پرکاری قبل میشه...
محمد صالح :
من ميرم اونم بخواد مياد بغل من فرمايش؟
براي خط خطي نامه كه هويتش نه از عكس بلكه از نامش مشخص خواهد شد:
"چه حرفا"
اولندش جونم من اگه ميرم استراليا براي ادامكه تحصيل و پيدا كردن كار و شوهر و اينا كه نيست من ميرم اونجا پيش خانوادم همه اونجان نمي خواي كه اوشين وار قصه زندگيمو بگم به شغلم لطمه مي خوره (:
دلا آرام : عروسيم تو استخره بگم بدوني چي بدوزي
محمد حسين خوش بيان نوشتي:
شايدم ديگه نيام"
ديدي گفتم تو با ... بله
چون من فقط به اون گفته بودم كه ديگه بر نمي گردم
مچت را گرفتم
ولي برا خدافظي ولش مي كنم
تو خيلي با مرامي و هنوزم مي گم سنت رو اشتباه نوشتي
عزت زياد
براي عشق نتي ام فرزان:
عزيزم چشم براهي سخت است برايم هيچ اشك مريز از بادهاي جنوبي و شمالي خواهم خواست به جاي من ترا ببوسند همان موقع است كه خواهي فهميد هنوز در انتظار وصلت تو مي سوزم و مي سازم بهترينم از تو مي خواهم در نبود من مانند هميشه وفادار بماني زيرا در هر صورت وصال ما نزديك است
براي بقيه:
همگي بچه ها خدافظ و عزت زياد قربونه همتون
bayyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyy
من ميرم اونم بخواد مياد بغل من فرمايش؟
براي خط خطي نامه كه هويتش نه از عكس بلكه از نامش مشخص خواهد شد:
"چه حرفا"
اولندش جونم من اگه ميرم استراليا براي ادامكه تحصيل و پيدا كردن كار و شوهر و اينا كه نيست من ميرم اونجا پيش خانوادم همه اونجان نمي خواي كه اوشين وار قصه زندگيمو بگم به شغلم لطمه مي خوره (:
دلا آرام : عروسيم تو استخره بگم بدوني چي بدوزي
محمد حسين خوش بيان نوشتي:
شايدم ديگه نيام"
ديدي گفتم تو با ... بله
چون من فقط به اون گفته بودم كه ديگه بر نمي گردم
مچت را گرفتم
ولي برا خدافظي ولش مي كنم
تو خيلي با مرامي و هنوزم مي گم سنت رو اشتباه نوشتي
عزت زياد
براي عشق نتي ام فرزان:
عزيزم چشم براهي سخت است برايم هيچ اشك مريز از بادهاي جنوبي و شمالي خواهم خواست به جاي من ترا ببوسند همان موقع است كه خواهي فهميد هنوز در انتظار وصلت تو مي سوزم و مي سازم بهترينم از تو مي خواهم در نبود من مانند هميشه وفادار بماني زيرا در هر صورت وصال ما نزديك است
براي بقيه:
همگي بچه ها خدافظ و عزت زياد قربونه همتون
bayyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyy
این بای که المیرا گفت همه رو غافاکیر-قافاگگیر کردای دختره...........
نتمیدونم ..............حد
حد اقل منو که یادت هست
همدردیم


