سعدی شاعر عشق و زندگی
discussion
علی اصغر سیدآبادی از سعدی کاتوزیان می گوید
date
newest »
newest »
ادامه کاتوزیان چنین برخوردی را با اثر ادبی نمی پذیرد و سپس به پژوهش هایی اشاره می کند که نشان داده است سعدی به برخی از این سفرها نرفته است.
البته ایشان ادعای دیگر سعدی را نیز با نگاهی تطبیقی به برخی حوادث تاریخی و زندگی سعدی مورد سنجش قرار می دهد. مثلا ادعای سعدی مبنی اساراتش به دست فرنگیان و کار گل کردن برای آنان را با ذکر دوره های مختلف تاریخ جنگ های صلیبی مورد سنجش قرار می دهد.
به عبارت دیگر می توانیم نتیجه بگیریم که از نظر دکتر کاتوزیان نمی توان نسخه واحدی برای همه حکایت های گلستان پیچید و باید ادعای هر حکایت را جداگنه سنجید.
آن چه در سخن دکتر کاتوزیان در حد اشاره می ماند و به نظر می تواند در روشن شدن حقایق کمک بزرگی بکند، ویژگی متن ادبی است که نمی توان با معیار صدق و کذب سراغش رفت. برای این که سنجش درستی از گلستان سعدی داشته باشیم، باید در کنار سنجش های تاریخی و تطبیقی مورد نظر دکتر کاتوزیان، به تلقی مولف و زمانه نیز از متنی که ارائه شده است، بپردازیم.
در زمانه سعدی از گلستان چه تلقی داشته اند؟ گلستان را چه گونه می خواندند؟ آیا آن را مجموعه ای از داستان و حکایات می دانستند یا خاطره های سعدی از سفرها و حضرهایش؟
پیش از این که سعدی گلستان را تصنیف کند، برخی از ژانرهای ادبی در ایران شکل گرفت و ایرانیان با آن آشنا بودند. مردم در آن دوره سفرنامه را می شناختند و می دانستند که سفرنامه چیست و سفرنامه معروف ناصر خسرو، به ارائه تصوری درست از این قالب ادبی کمک کرده بود.
آنان داستان سرایی و دخل و تصرف هنرمندانه در واقعیت را می شناختند و با آثار نظامی گنجوی به شناخت این گونه ادبی رسیده بودند و می دانستند که می توان چیزی نوشت که مبنایش تخیل باشد و نه واقعیت.
آنان هم چنین داستان های عارفانه را به نظم و به نثر از طریق آثار سنایی و عطار می شناختند و هم چنین با متن های عارفانه از طریق مکتوبات عارفان به نامی هم چون ابن عربی و پیروانش در ایران آشنا بودند.
ایرانیان زندگینامه را نیز از طریق تذکره های مختلف می شناختند و با حکایت نویسی هم از طریق جوامع الحکایات آشنا بودند که نزدیک ترین اثر است به گلستان سعدی در آن دوره. هم چنین دوره زندگی سعدی دوره رونق تاریخ نویسی است و تاریخ جهانگشای جوینی که اتفاقا از دوستان سعدی هم بوده در همین دوره نوشته شده و مردم با تاریخ نویسی هم در آن دوره و پیش از آن آشنا بودند.
طبیعی است که گلستان سعدی با آثار پیش از خود علیرغم شباهت هایی که با برخی از آن ها دارد، متفاوت است و آن را نمی توان با معیارهای حاکم بر آثاری که نام بردیم و برای مخاطبان روشن بوده، ارزیابی کرد. گلستان نه تاریخ است، نه داستان تخیلی به سبک نظامی، نه متن عرفانی به سبک تذکره الاولیا و نه سفرنامه.
یکی از راه هایی که بتوانیم دیدگاه روشنی درباره گلستان پیدا کنیم، مراجعه به آثاری از آن دوره است که نشان می دهد تلقی مردم و ادیبان زمانه سعدی از ادبیات، نثر و شعر چیست؟
مراجعه به چنین آثاری برای دست یافتن به گفتمان های حاکم بر ادبیات آن دوره و تعیین جایگاه گلستان در آن منظومه و احتمالا انحراف معیارهای آن از موازینی که توافق تقریبی درباره آن وجود دارد، می تواند در کنار پژوهش های تطبیقی – تاریخی صرف برای روشن شدن بسیاری از حقایق به ما کمک کند.
از همین زاویه شاید باید دیباچه گلستان را نیز دوباره بخوانیم که سعدی درباره چگونگی فراهم آوردنش در آن سخن گفته است، به خصوص آن جا را که دلیل تصنیف گلستان را نزهت ناظران و فسحت حاضران می داند:
بامدادان که خاطر باز آمدن بر رای نشستن غالب آمد دیدمش دامنی گل و ریحان و سنبل و ضیمران فراهم آورده و رغبت شهر کرده گفتم گل بستان را چنانکه دانی بقایی و عهد گلستان را وفایی نباشد و حکما گفته اند هر چه نپاید دلبستگی را نشاید گفتا طریق چیست گفتم برای نزهت ناظران و فسحت حاضران کتاب گلستان توانم تصنیف کردن که باد خزان را بر ورق او دست تطاول نباشد و گردش زمان عیش ربیعش را بطیش خریف مبدل نکند.
یا آن جا که می گوید:
اما به اعتماد سعت اخلاق بزرگان که چشم از عوایب زیردستان بپوشند در افشای جرائم کهتران نکوشند کلمه ای چند به طریق اختصار از نوادر و امثال و شعر و حکایات و سیر ملوک ماضی رحمهم الله درین کتاب درج کردیم و برخی از عمر گرانمایه برو خرج موجب تصنیف کتاب این بود و بالله التوفیق.
و این هم بیت پایانی این دیباچه ای که بررسی دقیق آن خود شاید بتواند گرهی باز کند:
مراد ما نصیحت بود وگفتیم حوالت با خدا کردیم و رفتیم
all discussions on this book
|
post a new topic

پژوهشگر برجسته دکتر محمدعلی همایون کاتوزیان در مقاله ای با عنوان "ریشه های سعدی کشی" گزارشی مجمل از این دعواها داده است و اشاره هایی به ریشه های مخالفت روشنفکران ایرانی و به خصوص روشنفکران ملی گرا و چپ با سعدی دارد.
این مقاله که نخستین بار در مجله ایران شناسی منتشر شده بود، اکنون با ۲۰ مقاله دیگر در کتابی با عنوان "سعدی شاعر عشق و زندگی" توسط نشر مرکز در ایران منتشر شده و در اختیار علاقه مندان است.
این کتاب در میان انبوهی از کتاب هایی که ادیبان سنتی درباره سعدی نوشته اند و چندان به مذاق نسل جدید خوش نمی آید، یکی از آثار خوب و ارزنده در زمینه شناخت سعدی است.
کاتوزیان در این مقاله ضمن ارائه گزارشی کوتاه از برخورد نخستین روشنفکران ایرانی و هم چنین کسروی و یارانش با سعدی، دلیل انتخاب سعدی را برای کوبیدن، در این می داند که سعدی تا دهه ۱۳۲۰ در ایران قهرمان بلامنازع شعر و بی رقیب به شمار می رفته و حتی روشنفکران چپ نیز او را به خاطر ستودن عدل و نکوهش ظلم مورد تمجید قرار می دادند، اما رفته رفته ورق برمی گردد، زیرا به نظر برخی از آنان خط بطلان کشیدن بر سعدی به معنی خط بطلان کشیدن بر شعر و شاعری قدیم در زبان فارسی است.
درباره توفیق یا عدم توفیق منتقدان و مخالفان سعدی می توان بحث های زیادی کرد، اما همین که هنوز در نشست های مختلف در ایران به سعدی پرداخته می شود و چهره های برجسته فکری و ادبی ایران درباره سعدی بحث می کنند، نشان می دهد که سعدی موضوع تمام شده ای نیست و بحث درباره اش ناتمام است.
کاتوزیان در این مقاله، سعدی کشی و سعدی پرستی را تقریبا دو روی یک سکه می داند و به سعدی پرستان نیز اشاره ای می کند و مقاله اش را با این امید به پایان می رساند که فروکش کردن تب سعدی کشی به سعدی پرستی منجر نشود، اما او ریشه اصلی را بیش از این که در اختلافات ادبی و بحثی در حوزه ادبیات و شعر بداند، بحثی ایدئولوژیک می داند.
اگرچه در این باره نمی توان تردید کرد، اما به نظر می رسد از یک نکته غفلت شده است و آن "تلقی عصری از شعر یا متن ادبی" است.
در هر عصر بر اساس انتظارات مردم یا طبقه ای از مردم از ادبیات، تلقی هایی از متن ادبی شکل می گیرد. ایدئولوژی ها و دیدگاه های سیاسی نیز مانند عوامل دیگر در ساختن این انتظارات و تلقی ها موثرند.
در تاریخ ادبیات ایران نیز این تفاوت تلقی ها به خوبی دیده می شود. این تلقی ها هم محتوای ادبیات را شامل می شود و هم شکل و فرم را.
در زمان غزنویان تلقی ای از شعر وجود دارد که با دوره مغول تفاوت دارد، هم چنان که در دوره تیموریان و مثلا جامی تلقی دیگری از شعر شکل می گیرد که با دوره قبل و بعد از خود متفاوت است.
همین که در اوایل دوره قاجار سبک هندی به عنوان انحطاط در شعر فارسی معرفی می شود و گروهی به فکر بازگشت ادبی می افتند، خود حکایت از تفاوت این تلقی ها دارد و سیاست و ایدئولوژی به عنوان عناصر تاثیر گذار در شکل گیری این تلقی ها هستند.
یکی از بحث هایی که اتفاقا از سالیان دور تا همین امروز درباره سعدی همواره مورد بحث بوده، دیدگاه های اخلاقی اوست. نگاه او به زنان یکی از این بحث هاست، اما در نقد اخلاقی سعدی همواره می توان به تناقض هایی آشتی ناپذیر رسید. مثلا درباره زنان چگونه می توان میان گلستان و غزلیاتش آشتی قایل شد که در یکی زن تا مقام خدایی بالا رفته است و در دیگری فرو افتاده است؟
یا یکی دیگر از بحث ها درباره سعدی راست و دروغ بودن ادعاهای سعدی در گلستان است درباره سفرهایش که مدعی است شرق و غرب را گشته است، عراق و مصر و شام و حجاز و هند و بخارا را.
همان طور که دکتر کاتوزیان در کتابش اشاره می کند، گروهی از ستایندگان سنتی سعدی در چنین مواقعی این پرسش را پیش می آورند که سعدی به فلان سفر رفته است یا دروغ گفته است و چون صفت دروغ گویی را برازنده سعدی نمی دانند، پس می پذیرند که سعدی به این سفرها رفته است.
دکتر کاتوزیان در پاسخ به چنین برخوردی به نکته خوبی اشاره می کند، اما این نکته در حد اشاره باقی می ماند، در حالی که می تواند کمک بسیار به روشن شدن چنین ماجراهایی بکند.