داستان كوتاه discussion

41 views
داستان كوتاه > بيوه زن ..

Comments Showing 1-21 of 21 (21 new)    post a comment »
dateUp arrow    newest »

message 1: by [deleted user] (new)

بیوه زن برگشت به پشت سرش …عده ای محاصره اش کرده بودنند .همان های که وقتی از زیر کلبه اش می گذشتند زمزمه های عاشقانه خود را از زیر درزها به او میرساندند .نیمه شبها مست در را از پا در می آوردنند و هنگام گذر تمام اندام او را با نگاهای هیز خود می بلعیدنند و وقتی با زن خود می خوابیدنند فکر می کردنند با بیوه زن است که وقت می گذرانند.
سنگی به سرش خورد .مرد فریاد زد بیوه زن باید سنگسار شود برای پسران نوجوان ما دام می گستراند.. .بدنبالش مرد دیگری سنگی به کمرش زد ..بیوه زن برای دختران ماعبرت بدیست ...درد و خون میان میان گیسوان سیاهش بین آن صورت معصوم موج میزد ..افتاد زمین .. دست نیاز بلند کرد .. وچشمهایش را بست ...شوهرش خندان به استقبال زن وفادارش آمده بود ….




message 2: by [deleted user] (new)

اگه بشه دوسطر نوشتن رو داستان گفت
منم از فردا مي نويسم
بهتر نيست ديگه از زن و مرد و ..اين چيزا ننويسيد
يه چيز آكبند
تازه



message 3: by mohammad (last edited Sep 23, 2008 09:23AM) (new)

mohammad (irani_1313) | 1523 comments خوب المیرا خانم نصف جمعیت جهان زنن نصفشم مردن پس در مورد چی بنویسیم منتظرم که دو سطر تاثیر گذار ازتون ببینم


متن خیلی خیلی قشنگی بود من که خیلی خوشم آمد



صورت معصوم
این رو به کار نبرید، درسته شاید معصوم بوده ولی
شما با به کار بردن این، دیگه حق قضاوت رو از خواننده میگیرید و مجبوریم که قبول کنیم معصوم بوده


message 4: by Farzan (new)

Farzan (persianguy1983) | 1378 comments المیرا خانوم شما نویسنده هستین ؟ 3 خط هم میتونه داستان باشه من خودم 7 الی 8 خط همیشه می نویسم و دوستان هم اعتراضی در این مورد نداشته اند . اگه شما می تونید بهتر بنویسید


message 5: by [deleted user] (new)

الميرا خانوم
فكر كنم هر نوشتني باعث نويسنده شدن و هر كسي كه مي نويسد هدفش نويسنده شدن نيست پس بهتره شما به جاي اينهمه ايراد گيري كمي بنويسيد من فكر مي كنم آن موقع درونتون خالي از اين عقده ميشود كه در پي سياه كردن اين و آن است
اين هارا به خاطر نوشته خودم نمي گم چون اين اولين نوشته من در زندگيم است معلومه چيزي نيست
ولي چيزي در دنيا نيست براي نوشتن كه آكبند باشد
چون هرچيزي يه بار اتفاق افتاده
فرمايشي نبود ديگه ؟

آقا محمد حق باشماست آن معصوم كل همه چيزو لو داده




message 6: by Shaitoon (new)

Shaitoon | 1 comments خيلي جالب بود


message 7: by [deleted user] (new)

WOOOOW
انگار ترو خيلي سيا كردم جونم
كه منو عقد ه ي هم كردي
ولي يك نويسنده بايد انتقاد پذير باشه
مخصوصا اگه داستان اولشه
بايد ظرفيت داشته باشه
درمورد خودت حرف بزنيم
ولي در مورد سيا كردن اين و آن وكيل وصي كسي نمي خواد
حالا هم دعوا نكنيم كه دوتا رئيس داريم كه گوشمونو مي گيرن

محمد خان درمورد حيونات چي نميشه نوشت؟ (:

فرزين خان مي بينم مد شده اين دوسه سطر نوشتن ها اسمش رو هم مي ذارين داستان.من بي ادعا م در اين مورد.هرجور عشقتون مي كشه


message 8: by SerA (new)

SerA Mo (saramoazamian) | 60 comments سلام خانم دلارام
من یاد زوربای یونانی افتادم با اون گیسوان سیاهش
خب البته خیلی فرق داشتن این دوتا بیوه زن.اما ترکیب بیوه زن منو یاد اون کتاب انداخت

من از داستان کوتاه چیزی حالیم نمیشه اما به نظر من همینکه تونسته آدمای مختلف رو یاد موقعیتای مختلف بندازه یعنی خوبه و باارزش



message 9: by [deleted user] (new)

از نظرات همگي دوستان ممنونم

آقا حميد من با هيچ كس در گروه كاري ندارم ولي استاد ادبيات و گفته هاي مثلا الميرا خانم در پيشرفت يك نوشته زمين تا آسمان فرق دارد
منبع اين كجا منبع آن كجا براي انتقاد


message 10: by ArEzO.... (new)

ArEzO.... Es | 1249 comments دل آرام عزيزم
از اينكه بلاخره همت كردي براي نوشتن
و اولين قدم را برداشتي خوشحالم
اما داستانت
بايد كمي مقدمه برايش مي ذاشتي
كمي از اطراف و فضا ترسيم مي كردي
تا بشود فضا سازي داستانت تا خواننده بتواند تجسم كند
تو فقط قلب موضوع را نوشته اي
نه ابتدا دارد نه انتها
كلمه معصوم خيلي حيف كرده نوشتتو
چون وقتي شوهرش به استقبال همسر وفادارش مي آيد
خواننده خودش حدس مي زند كه زن بي گناه است
اما از موضوع و نوع تعريفت خوشم آمد
به نظر من براي اولين كار خيلي هم خوب است
منتظر داستان هاي بعدي ات هستم



message 11: by Mehdi (new)

Mehdi | 1794 comments Mod
سلام دلارام خانم
1- از هيچ نقدي نترس ولو اينكه اصلا نقد نباشد. هميشه توي انتقادات و يا حتي تهمتها و شكواييه هاي بي پايه و اساس حرفي براي پند گرفتن هست.
2- نقد حميد نقد خوبي بود سعي كن ازش استفاده كني.
3- داستان اصلا خوب شروع نشده بود. نوشتم داستان چون داستان و عناصر داستان را داشت.
4- براي كار اول كار خوبي بود.
5- نوشته را يكبار ديگر بخوان نياز به ويرايش نگارشي هم
دارد.

بقيه حرفها و نكته ها را دوستان گفته اند پس كلام را طولاني تر نمي كنم.
موفق باشي منتظر نوشته بعديت هستيم.



message 12: by Elnaz (new)

Elnaz | 326 comments دلارام عزيز به عنوان اولين نوشته خوب بود


موفق باشي


message 13: by Abbas (new)

Abbas | 8 comments فقط به رسم ادب می نویسم. و آرزوی موفقیت دارم. با نوشته حمید کاملن موافقم. پس گفتنی نمی ماند.


message 14: by [deleted user] (new)

از همه دوستان ممنونم
در داستان بعدي حتما نكته به نكته اين اصولي كه گفتيد را مراعات مي كنم
مخصوصا آقا مهدي:چشم و مرسي


message 15: by Farzan (new)

Farzan (persianguy1983) | 1378 comments المیرا خانوم درست نگاه کنید فرزین نه فرزان بعد هم شما بیشتر بخ جای اینکه به دیگران طعنه بزنید بنویسید شما بیشتر طعنه می زنید تا انتقاد کنید زبان طعنه با انتقاد کلی فرق دارد طعنه یا همان متلک خودمان فحش بی جواب است


message 16: by [deleted user] (new)

فرزين فرزان فرزاد فرنام پرهام ....
آه...
ببخشيد شما بايد آقاي فرزان خان باشيد
قصور بنده را ببخشين
اين نامهاي مجازي همه شبييه هم هستند
من دنبال عباس سيرو س و لطفعلي و قاسم و كاظم ديروز مي گردم
از درون امروز پرت شدنند به ديروز
آه...
فرزان خان جسارتا نام شما را كمي اشتباهي تلفظ كردم
آيا امكان دارد دستتان را مقابلم بگيريد
من به صفاي مردان قديمي آنها را معطر كنم
تازه از چيدن گلهاي معطري برگشتم
كه بي خبر از دنياي مغرور شما روييده بود
(:


message 17: by Farzan (new)

Farzan (persianguy1983) | 1378 comments الحق که محمد صالح و المیرا خانوم به هم خیلی می خورید و نان به هم قرض می دهید . من می گم بهتر است نقد درست انجام بدیم تا طعنه بزنید . در ضمن من ناراحت نمیشم من را با هر اسم دیگری صدا بزنید اما این با نکته سنجی شما در تضاد است ...


message 18: by سحر (new)

سحر | 381 comments سلام عزیزم
خیلی خوشحالم که در مورد زن نوشتین
خوب بود و امیدوارم باز هم در مورد مسائل زنان بنویسین
موفق باشی گلم


message 19: by Mahdi (new)

Mahdi (mahdi_foraty) | 22 comments قشنگ بود مثل فیلم های ما فرشته نیستیم, مالنا,قدمگاه و ... و البته داستان حضرت علی ;-)


message 20: by MahtaBi KhaNooM (new)

MahtaBi KhaNooM | 1782 comments دل آرام عزیز و مهربونم...
نوشتت قشنگ و زیبا بود...ولی یه مقدار خام بود که
اگر روش وقت بذاری حتما میتونی بهتر از اینش کنی.


وصف مردهای طماع و حسودی که وقتی دستشون به گوشت نمیرسه...میگن بو میده.

ممنونم گلم. و ورودت به جمع نویسنده هارو تبریک میگم



message 21: by zst (new)

zst taheri (zsadattaheri) | 3 comments اوقات به کام
این چند خط فقط از این لحاظ دارای تامل بود که با همین چند کلمه خواننده را سردرگم می کنه ولی به نظر من با ذهن یه نویسنده متفکر خیلی فاصله داره ای کاش این توانایی ایجاد ابهام رو تو مطالب بهتری به کار ببرید


back to top