داستان كوتاه discussion
داستان كوتاه
>
مورچه بالدار
date
newest »
newest »
Mohsen Sad wrote: "به دلم نچسبیدتمام توانتون را به کار نگرفتید"
kash yekam fanitar naghd konin mohsen jan
man nemitunam manzuretuno az be delam nachabid befahmam
باور نمی کنی؟ دوست گرامی، دیوونه (بهزاد) در اینباره می گوید که هرکسی در گروه فینگیلیش تایپ کند بقیه رویش تُف می اندازند. لینکش رو پیدا می کنم می گذارم اینجا، خودت بخون
Ashkan wrote: "باور نمی کنی؟ دوست گرامی، دیوونه (بهزاد) در اینباره می گوید که هرکسی در گروه فینگیلیش تایپ کند بقیه رویش تُف می اندازند. لینکش رو پیدا می کنم می گذارم اینجا، خودت بخون"
eeeeeeee من یادم رفته بود
اما آدم واقعا در مقابل این طرز حرف زدن فقط میتونه اظهار تاسف کنه
Mohsen Sad wrote: "وقتی از بیخ با نوشته ای مخالفی فقط می توانی بگویی به دل نچسبیدفینگیلیش کار بدیه دیگه تکرارش نکن"
جدا واقعا خوب که گفتید
;dddddd ناراحت نشو, محسن عزیز رییس بزرگ و عزیز با همه رک صحبت میکنن می گی نه برو پستای دیگه رو بخون
:ی
راجع به فینگلیشم .....خوب زبان ما پارسی است پسر جان
-------------
در اخر:پسر جان مثل من باش پوست کلف شدم
...اما یه سنجاقک که معلوم نبود یهو از کجا پیداش شد
با یه سرعت سرسام آور از توی تار عنکبوت رد شد۰
لونه ی عنکبوته ویرون شد۰
مورچه گوچولو خیلی خوشحال شد۰
از آن روز به بعد "سنجاقک شدن" آرزوی مورچه پردار شد۰
avashk wrote: "Ashkan wrote: "باور نمی کنی؟ دوست گرامی، دیوونه (بهزاد) در اینباره می گوید که هرکسی در گروه فینگیلیش تایپ کند بقیه رویش تُف می اندازند. لینکش رو پیدا می کنم می گذارم اینجا، خودت بخون"
eeeeeeee..."
نخست آنکه من نقل قول کرده ام و سخن از من نیست. دوم دیگر نمی دانستم این طنازی را توهین تلقی می کنی. سوم دیگر من ندیدم کسی به نویسنده توهین کرده باشد.
نمی دانم چرا این چنین در برابر سخن دیگران جبهه گیری می کنی! اگر نتوانی با انتقادها هرچند که بیاندیشی به گزافه رفته است کنار بیایی هرگز نمی توانی هیچ اثری را ارائه کنی.
شکیبایی هنری است که اگر داشته باشی پیشرفت خواهی کرد.


گاهی به آسمون نگاه می کرد و گاهی هم با حسرت به مورچه های بالدار چشم می دوخت
با خودش زمزمه کرد :چی میشد منم یه مورچه بالدار بودم
اما در همان لحظه مورچه بالداری که مورچه کوچولو با چشماش اونو تعقیب می کرد توی تار عنکبوت گیر کرد!