مجله آفتاب مجله آفتاب discussion


17 views
درآمدی بر نوسازی چپ

Comments Showing 1-7 of 7 (7 new)    post a comment »
dateDown arrow    newest »

خرس سلام
یکی از بحث های خوبی که مجله آفتاب شروع کرد در مورد جریان چپ بود .
علیرضا علوی تبار در شماره اول مجله مقاله ای داشت که به نام درآمدی بر نوسازی چپ که چند شماره هم ادامه پیدا کرد و چند نقد و مقاله هم در باره آن منشر شد ولی بعد از چند شماره خیلی کم رنگ شد و تا آخر مجله دیگر با کیفیت مطرح نشد.
برای من و شاید بسیاری از دوستان مسئله چپ بسیار حیاتی هست همه ما در برهه هائی از جوانی مان چپ بودیم . آرمان های چپ گرایانه داشتیم و الان اوضاع فرق کرده است . هنوز ته دلملن به آرمان ها و شعار های چپ مان علاقه داریم ولی در زندگی روزمره با وضعیت جدیدی روبرو می شویم . مثلا من خودم ته دلم فریرز رئیس دانا را با آن قیافه سبیل مردانه اش و با آن شعارهایش دوست دارم و اینکه در تمام اعتراضات مدنی اول صف حاضر هست ولی وقتی مواضع مثلا غنی نژاد می خوانم می بینم پر بی راه هم نمی گوید
واقعیت این هست کسانی چون من که هنوز خود را چپ می دانند یا علائق چپگرایانه دارند باید به بازسازی و تعریف دوباره ای از هویت خود دست بزنند و این مقالات علیرضا علوی تبار دقیقا از این موضع است االبته از دید یک چپ اسلامی
سعی می کنم خلاصه ای از این مقالات و نقدهایش را اینجا بیاورم که نمی دانم تا چه حد مقدور خواهد شد.
بسیار خوشحال خواهم شد که دوستان نظرات خود را بنویسند یا ادامه این بحث را اگر جایی می دانند اینجا بنویسند
یک توضیح دیگر اینکه با گسترش افکار چپ در میان دانشجویان نسل جدید که اتفاق بسیار خجسته و مبارکی هست چیزی که حتی در خواب نمی دیدیم و که نمود آن در دانشجویان چپ دانشگاه ها که به اسم های مختلفی مثل دانشجویان برابری طلب یا چپ های رادیکال و غیزه فعالیت می کنند نیاز به این تلاش تئوریک بیشتر هست و اگر این کار نشود ممکن هست نتایج منفی هم داشته باشد نمونه آن برخی درگیری های درونی در بین دانشجویان از جمله تاکید مبالغه آمیز و حداکثری بر دشمنی با فعالان لیبرال قومی زنان روشنفکران و غیره است.

در خلاصه این بحث که در پائین می اید ابتدا خلاصه سه مقاله از علیرضا علوی تبار در ویژگی های چپ لزوم بازسازی آن و راهکارهای آن می آید . بعد نفدر تقی رحمانی بر این یادداشت ها می آید که معتقد است اولا جریان علوی تبار ویژگی های چپ ندارد دوما اساسا با سابقه شرکت در حامیت در سرکوب چپ بدون نقد آن گذشته نمی تواند این کار را بکند سوم هم اساسا اندیشه های علوی تبار از آرای لیرال ها سر چشمه می گیرد نه چپ ها علوی تبار به او پاسخ می دهد و علی دینی ترکمان به علوی تبار و خلاصه جواب علوی تبار به اوهم در ادامه می آید دو یادداشت دیگر در ادامه این بحث از محمود عبادیان و حبیب اله پیمان درمجله منتشر شده بود خلاصه ای از آن را هم می خوانید
البته به خاط طولانی بودن مطلب چند جا ناقص بود که بعدا کامل می کنم امیدوارم که مفید باشد و دوستان نقدهای خود را بر آن بنویسند



خرس در آمدی بر نوسازی چپ // علیرضا علوی تبار
** ویژگی های چپ متعارف :
1- جهت گیری به سوسیالیسم دولتی
چپ های متعارف به ویژه در بخش تندرو تر طیف همیشه گرایش خویش را به سوسیالیسم دولتی آشکار ساخته اند. در خط مشی گذاری های اقتصادی نیز گسترش ماکیت دولت و افزایش نقش برنامه ریزی دستوری مرکزی از محورهای اصلی سیاست گذاری چپ محسوب می شود.

2- نگرش اجتماعی ستیز انتقادی :
در توضیح نظام اجتماعی و روابط موجود در جوامع بشری دو نگرش وفاق و ستیز همیشه در رقابت با یکدیگر هستند
نگرش وفاق :
هنجارها و ارزش های مشترک عناصر اساسی اجتماعی هستند. و جامعه دستگاهی است متشکل از اجزای هماهنگ با ارزش های همرنگ که دائما محمدوده خود را حفظ و نگهداری می کرده و در وفاق و تعادل و توازن مداوم زیست می کنند.
نگرش ستیز:
جامعه مجموعه ای است از تضاد ها و ستیزهای دائمی میان گروه ها قشرها و طبقاتی که منافع هدف ها و آرمان های مختلف دارند.نظم اجتماعی حاصل تحمیل منافع و آرمان های حاکمان بر محرومان و مغلوبان است.
در میان طرفداران نگرش ستیز دو سنت و جریان متفاوت را می توان از هم تمیز داد.

سنت و جریان انتقدی : : طرفداران سنت انتقادی معتقدند عالمان و صاحب نظران اجتماعی تعهدی اخلاقی برای مداخله و مشارکت در نقادی جامعه به خصوص حاکمان و بر کزیدگان دارد. از نظر آنها می توان جامعه ای بدون ستیز داشت

دیدگاه ستیز تحلیلی : ستیز را به عنوان یک جنبه اجتناب ناپذیر و دائمی زندگی اجتماعی می داند . پیروان این دیدگاه علاقه مند به تثبیت علم اجتماعی با عینیتی مشابه علوم طبیعی هستندو مایلند حتی المقدور تعریف و تحلیل را از ارزیابی و داوری جدا نمایند.
چپ متعارف علی الاغلب از نگرش ستیزی و انتقادی به روابط اجتماعی و زندگی جمعی حمایت می کرده است.

3- دیدگاه اصالت جامعه :
چپ متعارف در معنای حقوقی بی تردید به اصالت جامعه باور داشته است . در زمینه اجتماعی نیز معمولا چپ ها غلبه و تاثیر و نفوذ محیط را بر فرد می پذیرند. در کاربرد فلسفی نیز بسیاری از چپ های متعارف از اصالت اجتتماع دفاع می کرده اند.

4- امپریالیسم و وابستگی :
چپ متعارف ایران به ویژه از سال های چهل به بعد بر توزیع نا برابر ثروت و قدرت و اطلاعات در سطح بین المللی و روابط نا متقارن و نامتوازن جهانی تاکید کرده و کوشیده تا نشان دهد که توسعه نیافتگی کشورهای جهان سوم حاصل روابط استثماری است که میان آنها و کشورهای سرمایه داری صنعتی برقرار می شده است.

5- صنعت گرایی :
چپ گرایان جامعه ایران همسو با این باور عمومی بودند که می گفت کشورهای ثروتمند معمولا صنعتی هستند . معمولا چپ گرایان از رویکرد های تمرکز بر جایگزینی واردات با کالاهای مصرفی ساخته شده توسط تولید کنندگان داخلی و راهبرد توسعه و گسترش صنایع کالاهای سرمایه ای دفاع می کرده اند.

** پرسش های موجود در برابر چپ

1- هویت چپ :
معمولا چپ ها با دو ویژگی از راست ها متمایز می شده اند. حمایت از میزانی از تغییر در ساخت اقتصادی و اجتماعی و سلسله مراتب امتیازات مستقر و دخالت دو لت در تغییر جامعه. بنابر این چپ گرایان نه تنها برابری را دنبال می کنند بلکه معتقدند که دولت باید نقش کلیدی در پیشبر آن بازی کند. هر دو وجه هویت بخش چپ امروز مورد حمله مخالفان قرار گرفته است.

2- ساز و کار بازار :
بسیاری از اقتصاددانان چپ با تکیه بر موارد درماندگی بازار خواهان افزایش حضور دولت و جایگزینی برنامه ریزی دستوری مرکزی به جای سازوکار بازار می شدند و از این طریق به افزایش نقش تصدی دولت حکم می کردند. اما مطالعات بعدی نشن داد که گسترش فعالیت های اعمال تصدی دولت مقرون به دو نوع خطاست اول خطای مداخله دوم خطای غفلت

3- جامعه مدنی
پذیرش جامعه مدنی یعنی پذیرش تنوع تفاوت اختلاف و رقابت . برای مدت طولانی چپ خواهان ایجاد جامعه آرمانی بود که در آن تفاوت های طبقاتی و در نتیجه ستیز و رقابت طبقاتی از میان رفته است.

4- فرد گرایی :
چپ به طور سنتی با دعوت به جمع گرایی و پرهیز از خودپرستی و فردمحوری توام و همراه بوده است. اما واقعیت دنیای جدید به ویژه با فرارسیدن دوران مدرنیته متاخر حکایت از احیای پر قدرت فرد گرایی می نماید. البته در شرایط جدید نباید فرد گرایی را با خودپرستی یکسان دانست. با رونق و شکوفایی فردیت چپ محتاج تعریف تازه ای از برابری است که در آن فردیت و تشخص به رسمیت شناخته شود.

5- جهانی شدن :
جهانی شدن اندیشه متعارف چپ را به چالش می خواند هم نگاه بین المللی چپ هم تصوری که از سرمایه داری داشت و هم جایگاه و نقشی که برای دولت قائل بودهمگی در مقابل فرایندهای جهانی شدن قرار می گیرند.

چپ نو تندیش مردم سالار // علیرضا علوی تبار

1- اصلاح طلبی ریشه ای ( طرفداری از اصلاحات بنیادی )
2- اقتصاد مختلط نوین
3- دولت مقید سازگار و با استقلال بهینه از جامعه
4- بخش خصوصی کارآمد تولیدگرا و مدرن
5- نظام جامع رفاه و تامین اجتماعی
6- فرا رفتن از مردم سالاری نخبه گرا توازنی و کثرت گرا
7- جامعه مدنی پیوسته
8- خانواده مدرن و متعادل
9- مردم سالارانه کردن نظام بین الملل





خرس اصول و ارزش های چپ نواندیش و مردم سالار // علیرضا علوی تبار

1- برابری هم آرمان و هم معیار سنجش
2- اقتدار تنها از راه مردم سالاری
3- هر حقی توام با مسئولیت
4- حمایت از آسیب پذیران
5- آزادی به معنای خودمختاری مسئولانه فردی
6- تامین نیازهای اولیه برای توجه به نیازهای ثانویه
7- میهن دوستی مردم سالار
8- یک پارچگی جهانی با حفظ کثرت
9- نقد سنت و عقل گرایی انتقادی



خرس نقدها

عبور از لیبرالیسم به سوسیال دموکراسی // تقی رحمانی

** مفهوم چپ در انقلاب فرانسه باب شدو بر اساس نشستن نمایندگان طبقات متوسط و پائین جامعه در برابر اشراف شکل گرفت. در قرن 19 و 20 به جنبش های اجتماعی اعتقادی اطلاق شد که خواستار بهبود امور وضعیت اقشار فقیرتر مردم به شکل ریشه ای بودند. و در نقد لیبرالیسم که به آزادی بدون عدالت اهمیت می داد آنان به عدالت و آزادی توجه داشتند.
در ایران ابتدا از سوی طرفداران سوسیالیست دموکراسی مطرح شد که در اندیشه های میرزا آقاخان نوری موج می زد و بعد ها در خزب دموکرات عامیون تا حدی جلوه کرد. اما بطور مشخص با تقی ارانی و حزب توده وارد عرصه های مشخصی شد که مفاهیم تئوریکی را با خود به همراه داشت.
جریان مذهبی چپ به نوعی با نهضت ملی ایران و جبهه ملی پیوند داشت و با نام خداپرستان سوسیالیت که متاثر از آرای آشتیانی و مرحوم نخشب بود شکل گرفت . جریان چپ مذهبی در درون جبهه گسترده نیروهایی که امروزه بخش بزرگی از آنان ملی مذهبی خوانده میشوند استمرار یافت که می توان در این مورد از جریاناتی چون مجاهدین خلق و جنبش مسلمانان مبارز ... نام برد.
باید توضیح داد که چرا جریانات مزبور را چپ یا چپ مذهبی می گفتند. باور به تحقق حاکمیت مردم (خلق ) از طریق مکانیسم شورائی تا مکانیزم های دیگر که مشارکت مردم را تعمق دهد. توجه به حقوق قومیت ها اقلیت ها در جامعه تسریع آزادی های مدنی و گرایش اقتصاد غیر از اقتصاد بازار آزاد از حول دولتی و خصوصی تعاونی و دولتی گرفته تا مدل آرمانی اقتصاد محقق نشده سوسیالیستی از ویژگی این جریانات بوده است.حال با این ویژگی باید دید که مفهوم چپ در حاکمیت ایران طی سال های 60 الی 68 جریانی که در در مرز بندی با آرای نوگرایان ملی مذهبی و به خصوص شریعتی در داخل حاکمیت شکل گرفته می تواند چپ به مفهوم نگاه بنیادی آن نامیده شود.
جریان مزبور علاوه بر نداشتن ویژگی چپ در عرصه سیاست و اقتصاد در زمینه فرهنگ نیز بسیار بسته عمل می کرد نادیده انگاشتن نقش زنان در جامعه مقابله با هر اندیشه دینی مخالف خود به اسم التقاط و جدال با اندیشه های غیر دینی به نام مبارزه با کفر و الحادنشان می داد که جریان مزبور در داخل حاکمیت نمی تواندویژگی های چپ را داشته باشد.. اطلاق واژه چپ در آن روزگار به جریانی که خود را پیرو خط امام می خواند دلچسب نبود بعد از سال 68 آن گرایشی که حول روزنامه سلام گرد امده بودند واژه چپ را برای خود بکار بردند. بایستی توجه ئاشت که هر دو جریان ریشه دار چپ مذهبی و غیر مذهبی دارای محبوبیت در میان روشنفکران بودند و ایشان مبنائی نظری برای دیدگاه های خود عرضه می کردند. در حالیکه جریان معروف به چپ حاکمیت در رقابت و دشمنی با استراتژیک با تمام جریانات مزبور قرار گرفت و با هیچکدام از جریانات مزبور ارتباط برقرار نکرد. نداشتن مبانی تئوریک برخورد عکس العملی با جریانات چپ مذهبی و غیر مذهبی - آن هم جریاناتی که اکثر آنها در برخورد با شرایط دارای دید عمیق نبودند جریان مزبور را بشدت دستخوش تحولات گوناگون کرده و خواهد کرد.
دو عامل نداشتن مبانی نظری و حرکت عکس العملی جریان مزبور را که از قدرت اصلی فاصله گرفته اما از امکانات داخل حاکمیت بر خوردار بود را دچار تغییر اصولی در دیدگاه های گذشته کرد. در دهه اول آنچه مهم جلوه می کرد تفکیک تئوری و عمل از گذشته خود بود. به عبارتی آنچه به نام جریان اصلاح طلب در داخل حلقه کیان و دفتر مطالعات استراتژیک شکل گرفت. حال این تغییر مواضع تا چه حد دارای استحکام و مبانی تئوریک بود جای سئوال داشت. با این همه نقد گذشته از موضع پارادیم نوکانتی بود و در مبانی نظری با طرح گسست علم و دین - دین و عقلانیت شروع شد که می کوشیدند تا مبانی نظری خود را عرصه عمومی بر پایه عقلانیت و دستاوردهای مدرن بگذارد و در عرصه خصوصی آمیختگی میان شریعت فقهی و عرفان نظری مولانا با زبان کهنه بنا کند. این دیدگاه بیشتر در میان دیدگاه سیاسی اقتصادی فون هایک تا جان راولز در نوسان بود به عبارتی کل جریان در مبانی نظری خود با دید کانتی و نوکانتی آغاز کرده و در عرصه سیاست و اقتصاد با آرای لیبرال ها و دموکرات لیبرال ها مانوس هستند. البته این ویژگی کامی به جلوست اما نمی توان این گرایش را با توجه به ویژگیس های چپ به مفهوم اخص آن چپ دانست چرا که لازم به توضیح نیست که مبانی نظری پوپر در کادر چپ قرار نمی گیرد.

جدا از گرایش کارگزارانی این جریان فکری سر دیگر این جریان فکری در حیطه لیبرال دموکراسی پارلمانی تا لیبرال دموکرات در نوسان است. به عبارتی جلوه ای از مبانی چپ - چه مذهبی آن متاثر از شریعتی و چه غیرمذهبی آن در دیدگاه مزبور وجود ندارد. بی گمان توضیح این مسائل نقطه آغازی برای تکوین و پیدایش یک جریان گرایش چپ در جریان مزبور است به عبارتی نویسنده محترم با توجه به گرایشی که وی خود را نماینده یا طرفدار آن می داند با طی فرایندی از لیبرال دموکراسی مذهبی به سوسیال دموکراسی مذهبی تمایل یافته اند.


خرس جواب علیرضا علوی تبار به تقی رحمانی
چپ در ایران بعد از انقلاب اسلامی // علیرضا علوی تبار

یکم : منظور من از چپ گرایشی فکری است که از (( دخالت دولت برای تغییر ساخت اقتصادی اجتماعی و سلسله امتیازات مستقر با هدف دستیابی به برابری بیشتر حمایت می کند)) بنابر این هدف چپ ها (( برابری بیشتر در عرصه در عرصه اقتصاد سیاست فرهنگ اجتماع و ابزار آنها (( دخالت دولت برای ایجاد تغییر در جامعه )) است.

دوم : در تاریخ یک صد و پنچاه ساله اخیر ایران سه جریان به طور تاریخی شکل گرفت جریان ملیت گرا جریان مارکسیستی جریان اسلامی
چپ در اساس نابرابری را به عنوان یک آسیب یا مشکل اجتماعی مورد مطالعه قرار می داده است. آسیب یا مشکل اجتماعی پدیده است ناگوار که از سه ویژگی برخوردار است : 1- گستردگی 2- وجود داوری منفی در باره آن به دلیل ارزش هایی که بر اثر آن تهدید ی شوند. 3- لزوم مقابله با آن این نگاه را در میان هر سه جریان فکری به طور تاریخی موجود در ایران می توان یافت.

چهارم نکته دیگری که که در مقاله آقای رحمانی بر آن تاکید شده بود ( وجود گرایش های تمامت خواهانه ) در جریان چپ درون حاکمیت است.اندیشه های شریعتی علی رغم صداقت و صمیمیت او در دفاع از آزادی و حاکمیت مردم به آفت بنیان های نظری تمامت خواهی آفت زده است. از اندیشه های زنده یاد شریعتی می توان دو گونه تفسیر ارائه کرد تفسیر ایدئولوژیک و تمامت خواه و تفسیر اقتادر ستیز آنارشیستی . مدعیان پیروی از دکتر شریعتی در سال های نخست انقلاب همگی تفسیری از آرای وی ارائه می کردند که کاملا تمامت خواهانه بود نگاهی گذرا به دیدگاه های سازمان رزمندگان پیشگام مستضعفین ایران و کانون ابلاغ اندیشه های شریعتی به خوبی این ادعا را تائید می کند.

پنچم: آقای رحمانی هم در تحلیل خود از اندیشه های دکتر سروش و پیروانش و هم در داوری در مورد آنها دچار خطاهای آشکاری شده اند.

ششم : چپ درون حاکمیت جمهوری اسلامی ایران علی رغم ضعف ها و خطاهای خود زمینه ساز توسعه اجتماعی نسبی شده استکه پس از انقلاب اسلامی در ایران به وقوع پیوسته است.


خرس جواب علی دینی ترکمانی به علیرضا علوی تبار
پارادوکس اصلاح طلبی و نقدناپذیری // علی دینی ترکمانی

علیرضا علوی تبار در پاسخ به نقد تقی رحمانی از عملکرد چپ در حاکمیت در دهه اول انقلاب معتقد است که ظهور خشونت به دلیل الودگی تمام نیروهای چپ به (( آفت تمامت خواهی )) اجتناب ناپذیر بود. از این منظر داستان خشونت ورزی در آن سال ها با جا به جائی نیروهای سیاسی در راس هرم قدرت چندان تفاوتی نمی کرد. آفت تمامت خواهی ظرفیت صبر و بردباری و مدارای نیروهای سیاسی را تحلیل می برد و آنها را به راه خشونت ورزی سوق می داد.

////////////////////////
جواب علیرضا علوی تبار به علی دینی ترکمانی
دهه شصت و تکوین جناح بندی های درون حاکمیت // علیرضا علوی تبار

سرفصل های زیر در واقع معیارهای ما برای بندی تاریخ سیاسی بعد از انقلاب

1- مهم ترین شکاف فعال اجتماعی در هر مرحله

شکاف های اجتماعی را وقتی فعال می نامیم که بر پایه آن گروه بندی ها و عمل و آگاهی سیاسی تکوین یابد. شکاف های فعال ممکن است در اثر گذشت زمان به شکاف های غیر فعال تبدیل شوند و بر عکس. در هر مرحله یکی از شکاف ها از دیگر شکاف ها اهمیت بیشتری یافته و آنها را تحت تاثیر قرار می دهد و به شکاف فعال اجتماعی غالب تبدیل می شود. در ایران معاصر از چهار شکاف فعال اجتماعی می توان نام برد:
دینی / غیر دینی سنت گرا / نوگرا چپ گرا / راست گرا مردم سالارانه / آمرانه

2- سخت عرصه سیاست
3- ویژگی های حاکمیت
4- ویژگی های مخالفان
5- سرمشق غالب در میان روشنفکران
6- ساختار نظام حقوقی - سیاسی کشور



خرس چالش های عمده جنبش چپ // حبیب اله پیمان

1- آزادی فردی و دموکراسی در برابر تمرکز قدرت در یک دولت توتالیتر :
جنبش های سوسیالیستی پس از آن پدید آمدند که ثابت شد نظام های لیبرال بورژوازی از تامین حقوق و آزادی های فردی به طور برابر برای همه مردم و طبقات اجتماعی ناتوان اند. پیشروان سوسیالیسم نفی استثمار و الغا مالکیت خصوصی وسائل کار جمعی را بری تضمین حق آزادی و توزیع عادلانه و برابر فرصت ها در میان همه شهروندان و استقرار دموکراسی حقیقی ضروری تشخیص دادند. اهمیت محوری این هدف موجب شد تا جنبش های چپ گرا از تاکید لازم بر اهمیت آزادی های فردی و دموکراسی در تحقق رهایی انسان از خود بیگانگی غفلت ورزند. یا چنین تصور شد که با الغای مالکیت خصوصی و نفی طبقات آزادی و دموکراسی خود به خود برقرار خواهدشد.
بی اعتنایی نسبت به اصل آزادی فردی و دموکراسی از سوی معماران سوسیالیسم موجود نه یک امر تصادفی و یا دلبخواه بلکه نتیجه سیاست دولتی کردن مالکیت و اقتصاد نگاه دترمینیستی به تاریخ و تاکید بر رسالت ویژه طبقه کارگر در رهبری به سوی سوسیالیسم بود.
چپ جدید با آموختن از تجربه و سرنوشت سوسیالیسم دولتی یک بار دیگر بر تفکیک ناپذیری سوسیالیسم و دموکراسی تاکید می کند. با توجه به این واقعیت که سوسیالیسم در اصل زاده جنبش های آزادیخواهی با هدف تحقق فردیت و آزادی و استقلال فردی رهایی خرد و وجدان و اراده ی وی از از سلطه هر نیرو و مرجع بیرونی است بنابر این باید با بازنگری و نقد شیوه های گذشته به گونه ای برنامه ریزی کند که یک بار دیگر هدف قربانی وسیله نشود.

2- مالکیت دولتی یا اجتماعی سوسیالیستی

3- مسئله اخلاق و مذهب
----------------------------------------------------------
برابری خواهی پیشینه و واقعیت آن // محمود عبادیان


////////

با پوزش چون مطلب طولانی بود شب کاملش می کنم


back to top