داستان كوتاه discussion
گفتگو و بحث
>
آفرینش در وداها
date
newest »
newest »
خاست گاه و ساختار کیهان در متون وداییبر اساس كيهان شناخت ودایی برهما ـ لوكا والاترين و به تعبيری كم تراكم ترين بُعد مادی در كيهان است. برای بعضی نام برهما اغلب در رابطه با تثليث هندوئيستی، برهما ـ ويشنو ـ شيوا مطرح ميشود.
بد نيست كه نظري اجمالي و نزديكتر نيز بر دستگاه كيهانشناخت ودایی در رابطه با ازليت، آغاز جهان و ساختار آن انداخته باشيم.
توصيف ودايی از آغاز كيهان توصيفی يكتاپرستانه است. بدان معنا كه نه تنها يك جهان، بلكه جهان های متفاوت و بيشماری وجود دارند و هر يك از اين جهان ها برهمایی خاص خود دارد. آفرينش و پيداییِ اين جهان ها خودبخودی نبوده، بلكه همگی یک آفریننده دارد: ويشنو، آفريننده ی همه ی جهان هاست.
ويشنو (در زبان سانسكريت به مفهوم جاری و نافذ در همه چیز.) نخستين آفریننده ی جهانی ماورای ادراك است، ويشنو خود نخستين آفریننده ییست كه كل عالم را آفريده و همه چيز از اوست۰
خدای مطلق اما بيش از فقط آفریننده ی جهان های مادی و گذرا معنا ميدهد. والاترين نيروی آفرينش و خدا به مفهوم مطلق كلمه در زبان سانسكريت، كريشنا ( به مفهوم فراگیرنده ی همه و به تعبیری آنکه همه ی عالم در اوست) ناميده شده، او نامحدود است و بی شمار نام و شکل در حیطه ی قدرت اوست۰ يكی از نام ها و شکل های او ويشنو ست كه سویِ جهانی و قابل دركِ او و آفرینش تابناك و ازلیِ كيهان است.
یکی از مهمترین مکتب های ودایی می گوید: ـ همه چیز ابدی ست۰ ـ و کلمه ی برهمن در این رابطه آمده است۰ (برهمن با برهما متفاوت است۰) برهمن در رابطه ی با نیرو و انرژی خدایی مفهوم می یابد۰ انرژی نامحدود از خاستگاهی جاودانی۰ در این واحدِ خدایی نوعی چندگونگی نامحدود وجود دارد و بخشی از این چندگونگی قطب جهان مادیِ ما را تشکل میبخشد که خود مجموعه یی از دنیاهای موازی و بی شمار است۰ در این جهان ها موجوداتی زندگی میکنند که در ابعاد و سطوح گوناگون از والاترین خدایان تا پست ترین موجودات در درجات متفاوت هستی دچار سلسله های بازپیدایی می شوند۰
همه چیز ابدی ست۰ حتی انرژی مادی۰ برطبق چنین طرحی انرژی مادی (به سانسکریت: پراکریتی) دارای خاصیتی ست که اشکالی میرا و گذرا عرضه نماید۰ پس ماده ابدی ست و بروزات آن در چرخه یی بی شمار (زمان به سانسکریت: کالا.) اشکالی میرا و گذراست۰ جهان های مادی, پیکرهای آسمانی و کالبد انسانی هم ۰۰۰ و آن گاه که روح ابدی (آتما) در یکی از این اشکال مادی هویت یابد, بعنوان مثال در پیکر انسان آنچه ایجاد میگردد به زبان سانسکریت مایا نامیده می شود۰ مایا به مفهوم خیال, وهم و در ترجمه ی تحت الفظی ـ آنچه که نیستی ست ـ معنا می یابد۰
در اینجا برای روشنتر شدن مفهوم مایا به روایات ودایی و اوپانیشادها بازمی گردیم۰ در زمانی دور استاد و شاگردی در بیابانی خشک و زیر تابش خورشیدی سوزان میرفتند هر دو گرسنه و تشنه۰ جایی شاگرد از استاد خود در مورد مایا و مفهوم آن می پرسد۰ استاد جواب نمیدهد تا کمی بعد به نزدیکی یک آبادی میرسند۰ استاد در کنار سنگی مینشیند و به شاگرد میگوید بیش از این یارای آمدنم نیست۰ به این آبادی برو و کمی آب باخود بیاور۰ شاگرد اطاعت میکند و به آبادی می رود۰ بر در خانه یی میکوبد و زنی زیبا در بروی او می گشاید۰ زیبایی آن زن چنان جوان را می فریبد که هوش از سر او میبرد۰ او را به خانه میبرند و نگه داری میکنند تا که بهتر میشود اما گذشته ی خود را فراموش کرده و در طی زمان از آن زن خاستگاری میکند و او را به زنی گرفته و زندگی میگذراند۰ صاحب فرزندانی میشود۰ تا اینکه روزی سیلی بزرگ میآید و زن و فرزند او در آب میافتند و او برای نجات آنها به آب میزند و سیل او را با خود می برد۰ زمانی که سیل فرو مینشیند چشم می گشاید و میبیند در بیابان خشک در کنار سنگی افتاده ست و استادش بر بالای سرش ایستاده و میگوید برای آوردن آب رفته بودی!۰
آنچه بر تو گذشت مایا معنا میدهد۰
۰۰۰
تمامی جهان ها به گونه ی بذر و نطفه مانند از ويشنو بوجود آمده، گسترش و انبساط يافته، به گونه یی كه ويشنو در تمامی آنها حضور دارد، بدون اينكه از حضورش بطور همزمان در این جهان ها کاستی و کمی ایجاد گردد . ماده ی كيهانی و اتمی (ماکرو و میکرو) در ويشنو به يگانگی می رسد همان كه مركز دريای انرژی آگاهِ جهانی (در سانسكريت گاربها ـ اوداكا) است۰
مفهوم دریایِ انرژیِ اوداكا امروزه در دیدگاه آن گروه از فيزيكدانانی كه بر روی نظريه ی فیزیک كوآنتوم پژوهش می نمايند، به شکل پتانسیل ضمنی کوآنتوم عمومی توجیه میگردد۰
برهما از گرابها ـ اوداکا ـ ویشنو بیرون میآید و همراه با او تمامی ابعاد والای کیهانی تجلی می یابند۰ عمر برهما و کیهان یکی ست۰ زندگی برهما همان طول زندگانی تمامی کیهان است۰ در چنین جهان هایی ست که آفرینش به مفهوم ادامه ی تراکم های متعدد مادی بروز می نماید۰ تمامی شکلهای حیات در کیهان مستقیم یا غیرمستقیم به برهما بازمیگردد۰ هم او که می گوید: ـ نور باشد!۰ روز باشد!۰ شب باشد!۰ این دومین پله ی آفرینش از وظایف برهماست۰ او که قدرتمندترین است۰ نخستین نیمه خدای کیهانی۰ و آن گاه که آدمی از پایین بر برهما بنگرد به عظمت و شکوه و قدرت و جلال او پی می برد۰ نیروی آفرینش او بی نهایت است۰ اما او خدا نیست۰ برهما فقط یک نیمه خداست۰
برهما خود در معدود مقاطع وداها به این مورد اشاره می نماید۰ او در سریماد بهاگاواتام (۲/۵/۱۰/۱۲)۰ به فرزند خویش نارادا که او نیز دچار خطا شده و در این اندیشه ست که پدرش خداست می گوید: ـ همانچه که تو همیشه در مورد من گفته یی خطا نبوده است۰ تا زمانی که انسان از هستی ویشنو آگاه نیست, همان که حقیقت مطلقِ فراتر از من است, با دیدن آفرینش پرشکوه من به این خطا در اندیشه ی خود میرسد که من همان والاترین سرچشمه ی عالم (خدا) هستم۰بروز چنین تفاوتهایی در دستگاه کیهان شناخت ودایی پیروان شاخههای چندگونه ی مذاهب جدید را با مشکلات بسیاری در درک واقعی از مطالب ذکر شده در این متون مواجه می سازد۰ در این مذاهب هستند بسیاری از پیروان که به خدایی باور دارند که خدا نیست! اینکه برهما آفریننده ی مطلق نبوده بلکه خود بخشی از دوئیتی مادی ست پیچیدگی های بسیار در باورداشت انسانها به همراه می آورد۰ همان مشکلاتی که در مسیحیت نیز به سبب تقابل خدا و اهریمن در دوئتیتِ مادیِ تجلیِ عالم شکل میگیرد نیز به ریشههای کیهان شناخت ودایی باز می گردد۰
برهما در هنگام آفرینشِ ابعادِ نوینِ هستی در واقع نسخه هایی از مدارج یک دو سه و ۰۰۰ می آفریند۰ (در مقایسه میتوان کپی های متعددی از یک تصویر را نه از روی یک نسخه ی اصلی بلکه هر کپی از روی کپی بعدی را در نظر گرفت که هر کپی مقداری از کیفیت خود را نسبت به کپی قبلی از دست میدهد)۰ به این طریق برهما لایههای جهانی یا فضاهای جهانی را با موادی تشکل میبخشد که هر قدر جدیدتر است از کیفیت پست تری نیز برخوردار است۰ در این لایههای جهانی موجودات نیز پست تر شده و سطح درجه ی آگاهی آنان نیز به همین نسبت پایینتر و پست تر است۰
در ازل و نخستین مراحل آفرینش هنوز هیچ پیکر آسمانی متراکمی وجود ندارد۰ این پیکرهای مادی (اجسام) بعد از آن و به واسطه ی توانایی آفرینش برهما از جهان های والاتر کیهانی تشکل مییابد و دائماً و بدون انقطاع آفریده (کپی) میشود و از سوی دیگر نابود و منهدم میگردد۰ درحالیکه ابعاد والاتر (نسخه های اصلی) همچون ساختاری نامریی و به ظاهر بی زمان به حیات خویش ادامه میدهند۰ اما زمانی نیز فرا میرسد که این جهان های بی زمان نیز به انتهای زمان خود میرسند, درهم فرو می ریزند و از میان می روند۰
دسترسی و آگاهی از این ابعاد والاتر برای انسان که توانایی دریافتها و آگاهی او به جهانی سه بعدی خلاصه میشود امکان ناپذیر می نماید۰ همچون رادیویی که توانایی دریافت امواج تصویری تلویزیون را ندارد۰ جهان هایی که دارای ابعادی بیش از سه یا چهار یا پنج ۰۰۰ میباشند به درک انسان در نمی آیند و بخشی وسیع از آنها بر انسانها پوشیده و اسرارآمیز باقی می ماند۰ همین واقعیت پژوهش های گسترده ی کیهان شناسان را به معنای واقعی کلمه بدون نتیجه و دیدگاهی جامع باقی می گذارد۰ چرا که آنها بدرستی نمیدانند تا چه مقطعی از این گستره را واقعی تلقی نمایند۰ منظر کیهان برای آنها در سه یا چهار بعد خلاصه و محدود میشود و پدیدههای متعلق به گستره های والاتر برایشان ناشناخته و غیرقابل درک است۰
ادامه دارد ۰۰۰




با هر نظر انتقادی و ژرف بر بازمانده ی متون و شواهد مقدس از فرهنگ کهن هند گویی انسان همچون خطی مارپیچ تا قله ی قدمتِ و تاریخ بالا میرود۰۰۰۰ پدیدههایی که در تمامی تاریخ روح انسانی بی مانند باقی خواهند ماند۰
این از سخنان ویلهلم فون شِلِگِل بنیان گذار هندشناسی در میانه ی قرن هجدهم در آلمان است۰ نابغه یی زبانشناس که بر ده زبان تسلطی کامل داشته است۰
هيچ فرهنگ كهن ی چنين مجموعه یی از آثار مكتوب، همانند فرهنگ كهن هند، از خود بجای نگذاشته است. اين بدان جهت است كه اين فرهنگ کمتر از فرهنگ های كهن دیگر همانند فرهنگ های سومر، ایران و يا مصر دچار تاخت و تاز و یا فروپاشی شده; بسیار کمتر از میان رفته یا فراموش شده و چونین بنظر میآید که تا به امروز با اجراي مراسم و آئين های معنوی خویش زنده تر مانده است. بهمين دليل نيز بسياری از آثار نوشتاری هند نسبتاً جوان ميباشند، چرا كه بر روی الواح سفالين ثبت نشده، بلكه اغلب بر رویِ برگ نخل ثبت و منتقل شده و در طول صده ها و هزاره ها دوباره و چندباره نسخه برداری و از نو نوشته شده است. گرچه کهن ترين برگها از این متون كه امروزه در دست است، بين هزار تا دوهزار سال از عمرشان ميگذرد، اما محتوایِ این همه به دوران و منابعی بسيار کهن تر از خود بازميگردد.
بخش بزرگی از این متون به زبان بسیار پیچیده و وسیع سانسکریت نوشته شده و بیانگر موضوعات مقدس و روحانی(شناخت خدا و انسان) می باشند۰ اما در میان این حجم گسترده ی فرهنگی ـ آیینی اطلاعات علمی جذابی پنهان و پوشیده باقیمانده است۰
در دهه های گذشته بخشی از متون ودایی (آیور ودا) در غرب مطرح و مورد استقبال بسیاری قرار گرفت که در زمینههای پزشکی و سلامت بدن پژوهش می نمودند۰ بخش دیگر و گسترده یی که کمتر مورد توجه قرار گرفته اساطیر و بازگویی چگونگی ساختار عالم (سانکهیا) است که در آن از دانش فیزیک چند بُعدی هم سخن رفته است۰ کیهان شناختِ پورانا توصیف و چگونگی آفرینش و برپایی جهان است که نخست بعد از تحولات علمی در قرن بیستم کشف و از نو مورد دقت و بررسی قرارگرفته و هنوز هم بسیاری از آن ناشناخته باقیمانده (ترجمه نشده) و شاید به گونه یی پنهان و پوشیده نگاه داشته شده (بعضی از متون کهن در معابدی نگاهداری میشوند که بسیاری از پژوهشگران اجازه ی دستیابی به آن ندارند۰) و بنا به دلایل گوناگون از بررسی آن چشمپوشی شده است۰
در کیهان شناخت پورانا سخن از موارد زیر رفته است: ـ
انحنای فضا در خود
ماده شکلی از انرژی همیشه در تغییر و دگرگونی
نسبیت فضا و زمان
برپایی کیهان میلیاردها سال پیش از این با گسترش ماده در قالب نطفه ی آغازین
عمر ۴ تا ۶ میلیارد ساله ی زمین
اینکه خورشید به نیمه ی عمر خود رسیده و در دو میلیارد سال آینده پیش از نابودی یکصد برابر بزرگتر از این خواهد شد
و بسیاری اطلاعات دیگر که امروزه دانش کیهان شناخت با آن رو در روست همه سرنخی هم در متون ودایی دارند۰
این پرسش پیش میآید که این اطلاعات در متون ودایی از کجا سرچشمه گرفته اند۰ اطلاعاتی که دست رسی بدان مستلزم وجود بعضی فن آوری های نوین است۰ سرچشمه ی منابع ودایی چه و از کجا بوده اند؟
متون ودایی بدون هیچ پرده پوشی و یا حاشیه روی از دوران آغازینی سخن میگویند که انسانها با خدایان رابطه داشته و خدایان نگرشهای ضروری در رابطه با هستی و زندگی را از انسانها دریافت نموده و از آن در طرح ها و ساختارهای کیهانی بهره می برده اند۰
پنج هزار سال پیش از این دانایان و برگزیدگان فرهنگ ودایی تصمیم برآن میگیرند این دانش بینظیر (وداها) را بر روی برگهای نخل منتقل و ثبت نموده و از دوره ی تاریکی (کالی یوگا ـ دورانی که در آن بسر می بریم)۰ عبور دهند۰
پیش از آنکه در متون ودایی به آفرینش و برپایی کیهان بپردازیم بهتر آن است که به نسبیت زمان در نگرش ودایی اشاره کرده باشیم۰
در متون ودایی از نسبیت زمان در ترکیب و ساختار و روابطِ میانْ سیاره یی و میانِ ابعاد سخن رفته است۰ این نگرش به خواستههای نخستین و یا به خرافات و باورهای اساطیری این فرهنگ بازنگشته بلکه نگرشی ژرف در فیزیک چند بعدیِ کیهانی ست۰
آلبرت آینشتاین نخستین پژوهشگر غربی بود که گفت: ـ فضا بدون بستگی به زمان و زمان بدون بستگی به فضا هیچ یک به تنهایی و در خود به شناخت درنمی آیند۰ او بود که واژه ی ترکیبیِ زمان ـ فضا یا زمانِ فضایی را برای نخستین بار مورد استفاده قرار داد۰
با سپاس از آینشتاین و تفسیر جامع او در بحث فیزیک کوآنتوم که ما را با طرحی کلی از فضا و زمان آشنا ساخت بایستی یادآور شد که او در آغاز قرن بیستم بخوبی با وضعیت فیزیکی ماده (تراکم) آشنا بوده و بهمین دلیل پدیده ی زمان را از قوانین مکانیک نیوتن ی جدا می کند۰
نگرش آینشتاین به آنجا میرسد که وضعیت ماده در کیهان در مرزهای مشخصی با قوانین محدود زمینی همخوانی نداشته و از آنجا به این نتیجه ی منطقی ره می برد که فضا و زمان ورای زمینی پدیدههایی با کیفیت دیگرگونه بوده و با نگرش و شناخت فضا و زمان بر روی زمین کاملاً متفاوت هستند۰
این درست همان است که ما در میان منابع کهن ودایی با آن روبرو می شویم۰ این منابع به اطلاع ما می رسانند که در جهان دنیاهای فرابُعدی وجود دارد که زمان در آنها بسیار آهسته تر از زمین میگذرد۰ از دیدگاه چنین دنیاهایی, در ابعاد موازی, زمان بر روی زمین بسیار پرشتاب و سریع در گذر است۰ از دیدگاه زمینی اما گاه به نظر میرسد که در ابعاد گسترده ی کیهانی زمان تقریباً از حرکت بازمی ایستد۰
این نظریه همان است که آینشتاین آن را در قالب سفر سفینه ی فضایی با سرعت متمایل به نور در فضا و بازگشت آن پس از مدتی به زمین نمایش میدهد که زمان بر سرنشینان موشک بسیار کندتر از زمینیان گذشته است۰ اینکه پس از این سفر چند سالی از عمر سرنشینان سفینه گذشته درحالیکه از عمر زمین هزاران بلکه میلیونها سال می گذرد۰
فیزیک ودایی به دلایل این نسبیت فضا ـ زمانی اشاره می کند: طبیعتِ چندبُعدیِ جهان۰
نه تنها در سفینه های پرشتاب با سرعت های بالا زمان کندتر میگذرد(در مقایسه باگذشت زمان بر روی زمین) بلکه سطوحِ ابعادِ مادی با ارتعاشاتِ نوسانیِ بالا (تراکم کمتر) نیز از همین قانون پیروی میکنند و جریان زمان بر آنها نیز کندتر می گذرد۰
بعنوان مثال در متن مقدس به خط سانسکریت (سریماد بهاگاواتام ۳۰۱۱۰۱۳) آمده است: ـ
ـ تمامی پیکرها و اجسام در جهان از اتم ها تا کهکشان ها بر روی مدارهای خود چند سالی متفاوت می چرخند۰ از ستارگان تاثیرگذار(تارا) سیاره ها (گِراها) مجموعه های ستاره ییِ تابان (ریکسا) و دیگر پیکره ها(آدینا) تا به اتم ها (پارامانو) در تمامی کیهان(یاگات) پراکنده و بر روی مدارهای خود (چاکرا ـ ستا به مفهوم چرخش مارپیچی) در چرخش اند و مسیر دایره ی خود را در زمان های متفاوت (سامواتسارا ـ آواسانِنا) به پایان می رسانند۰ این همه اما تحت تأثیر والاترین زمانِ ابدی(کالا) به نمایش درآمده است۰
معروف ترین متن سانسکریت, بهاگاواد ـ گیتا, ماده را همچون انرژیِ خدایی در دگرگونی و تغییرهای بی پایان معنا می کند۰ (بهاگاواد گیتا ۸/۴)۰ اینکه ماده از تکههای اتمی بهم پیوسته (سنگهای لوگو) تشکل نیافته بلکه به گونه ی انرژی جاری در جهات افقی و عمودی تا ابد قابل تغییر و تبدیل است۰
افقی: ماده در سطح قابل شناخت و دید ما دائماً دست به تولید انواع جدید می زند۰
عمودی: ماده در سطوح والاتر کیهانی در درجات متفاوت تراکم (ابعاد) در تغییر و دگرگونی بروز می کند۰
هر درجه و شدت از تراکم مادی در نوع متفاوتی از فضا جلوه می نماید: جهانی با تداوم فضایی ـ زمانی و موجوداتی که از نظر جسمی با جریان ارتعاش های نوسانی در آن همخوانی دارند۰
بعنوان مثال اتر (لایه ی جو زمینی) مملو از برنامههای متنوع رادیو ـ تلویزیونی و رسانه یی که فقط از طریق دستگاههای گیرنده ی خاص خود قابل دریافت می باشند۰ بدین طریق در کیهان نیز لایههایی با تراکم های مادی متفاوت ( بُعد ـ لایه ها) وجود دارد که در زبان سانسکریت لوکا نامیده شده است۰
در لوکاهای والا که تراکم مادی کمتر و کمتر میگردد زمان نیز کندتر و کندتر جریان دارد۰ نسبیت زمان با تراکم مادی هماهنگی دارد۰ در این چرخه ی فشرده سازی مادی در حینی که در سطوح والاتر بعنوان مثال یکسال میگذرد بر روی زمین بطور موازی هزاران یا میلیونها سال می گذرد۰ این بدان معناست که چنانچه موجوداتی با تراکم مادی کمتر از ابعادی والاتر بعنوان مثال ده هزار سال پیش از این به زمین آمده باشند و امروزه دوباره به زمین بازآیند شاید بر آنها ده ماه گذشته باشد درحالیکه بر روی زمین سیصد نسل بشری آمده و رفته است۰
متون ودایی گزارش های دقیقی از اتساع زمان کیهانی از دیدگاه زمینی در اختیار می گذارند: ـ
۳۶۰ سال زمینی = یک سال در ایندرا لوکا
۳۰۳۰ سال زمینی = یک سال در ساپتا ـ ریشی ـ لوکا (مجموعه ی ستاره یی هفت دانا)۰
۹۰۹۰ سال زمینی = یک سال جرو وآ لوکا
سه میلیون و یکصد سال زمینی = یک سال مانو لوکا
۳۱۱۰۴ میلیون سال زمینی = یک سال براهما لوکا
یا به تعبیری دیگر: ـ
یک سال زمینی = ۲۴ ساعت نیمه خدایان در ایندرالوکا = حدود ۳ ساعت در ساپتا – ریشی – لوکا = حدود ۱ ساعت برای جرو وا ها = ۱۰ ثانیه برای مانو = حدود یک صدهزارم ثانیه در بعد جهانی برهما۰
یکصدهزار سال زمینی ثانیه یی برای برهماست۰
*
۰۰۰