داستان كوتاه discussion
نوشته هاي ديگران
>
عطار نیشابوری
date
newest »
newest »
«کی بود بر آب بنیاد استوار» خواندنش خوش آمد و بسیار! بسیار!
سپاس فراوان نادر گرامی.
درباره آنچه که پیشتر با هم آغاز کرده ایم نشانه هایی هم درین شعر دیده می شود که جالب است:
گفت این هر دو جهان بالا و پست
قطره یی آب است نه نیست و نه هست
یک جهان بالا (روی زمین) و یک جهان پست (زیر زمین) همان اندیشه سومریان است که با تغییری چند به اندیشه های ارسطو هم راه می یابد و او از دو شرق و دو غرب سخن به میان آورده است. همان اشاره ای که در قرآن می رود(الرحمن 17)
*به ویژه استفاده از واژه ی نگار در ساختار این نظر و بیان آن توسط یک دیوانه بسیار جالب است۰
به معانی نگار در لغتنامه بنگریم:ـ نقش, آب و رنگ, بزک, آرایش, خط و خال, نقش بر نگین انگشتری, نقش بر سکه, نقش حنا بر دست و پا, رنگ به رنگ, بت, کنایه از گل, کنایه از محبوب و معشوق, طرح, نقشه, صورت, تصویر, شمایل, پیکر, صورت(مقابل عنصر۰ مقابل هیولا) پدیده و عَرَض (مقابل جوهر)
هیئت ظاهر, شکل و شمایل, نگاشته, مصور, مجسم, مصنوع, ساخته, تحریر,
نگاران ضمیر= اندیشه ها
گشت ز اول قطره یی آب آشکار
قطره یی آب است با چندین نگار
اشکان آب اینجا نشانه ی چیه ؟ خب چون تو کل شعر تکرار شده و میخوام بدونم منظورش چیه ؟ آیا شعر در مورد آفرینش زمین صحبت میکنه ؟ یا در مورد این دنیا و اون دنیا.
آب در اینجا باید نماد ناپایداری باشد. خود شاعر اشاره می کند که: کس ندیدست آب هرگز پایدار
کی بود بر آب بنیاد استوار
خانه ای روی آب دقیقا معادل
house card
در انگلیسی است که البته آن را خانه پوشالی هم برگردان کرده اند.
ماجرای این شعر عطار نیشابوری و چرایی آوردن آن در اینجا این بود که در جریان مطالعه ی منابعی در زمینه ی آفرینش و روایات اساطیری و در راستای این موضوع, هم آنچه بیشتر مردم آنرا افسانه میدانند و مینامند سرگرم خواندن متنی بودم که تلاش در بیان مفاهیم بینالمللی برای برخی از نمادهای بنیادین دارد از جمله عناصر بنیادین چهارگانه که عبارتند از آتش, باد(هوا), آب و خاک۰ این نویسنده منابع خود را از متن تورات بیرون کشیده و مدعی ست که علت انتخاب تورات فقط به این دلیل است که با آن آشنایی داشته اما نظر او قابل تعمیم به تمامی اساطیر ملل خواهد بود و فقط به نمادها و سمبول ها در تورات محدود نمی شود۰ بعنوان مثال در کتاب نخست موسی باب یکم آیه ی نخست چنین آمده:ـ
ـ و زمین (خاک)خشک و خالی بود و تاریکی در ژرفا و نفس(دم ـ هوا ـ باد) بر سطح آب در نوسان بود۰ و خدا گفت: نور (آتش) باشد۰
خاک جنبههای مادی (دنیای مادی)را نمادین میسازد (یعنی هرآنچه از جهان ماده که پیرامون ما را فرا گرفته ست) که طبیعتاً پیکر و جسم ما نیز شامل آن میگردد که توسط آن در جهان مادی حرکت میکنیم۰
آب جنبههای گوناگونی دارد۰
از یکسو جهت نمادینه ساختن دریافتها و احساسات می آید چه بسیاری از احساسات با مایعات نمادینه میشوند (اشک, عرق بدن, فوران هورمونی, خون) اما جاری بودن آن زمان را نمادینه میسازد۰ میگوییم بگذار ببارد تا گیاهان برویند (متولد شوند زنده باشند متحول گردند۰)۰
هوا (باد) نماد تفکر است۰ همان اندیشه که همچون باد نمیتوان آنرا گرفت و به چنگ آورد۰ در زبان توراتی روح و دم (نفَس – هوا) هر دو باهم یکسانند۰ همچنین در زبانهای عبری لاتین یونانی۰
اما از سویی هوا نماد اندازهگیری فضا هم هست۰ فضایی که اطراف ما را فرا گرفته ست به قیاس هوا اندازهگیری می شود۰ شاید اینجا کمی گمراهکننده بنماید که بعنوان مثال شمشیر و به تعبیری آهن با عنصر هوا نمادینه شده است۰ اما همانگونه که میتوان با شمشیر چیزها را برید و شکافت میتوان با قدرت اندیشه چیزها را شکافت و تحلیل نمود و به شناخت آنها رسید۰ میگویند فلانی تیزهوش ست۰
آتش نماد خواست و به تعبیری اراده ست۰ از یک سو به ما اراده میدهد برای بقا (خوردن و نوشیدن, تولید مثل و امنیت مادی۰ از سویی اما نوعی تحریک روحی ست که ما را جلو میبرد و رهنمود ماست۰ آتش زاینده ی نور است که امکان دیدن را به ما میدهد۰ از اینروی نماد آگاهی ست۰ همچنین انفجار یا جرقه ی نخستین ایده و برق متشعشع روحی نیز جنبههای دیگر این عنصر بنیادین یعنی آتش (نور) هستند۰
اما ما دارای دو روح متفاوت در زبان آلمانی هستیم که البته همیشه باعث سوء تعبیر میشوند۰
یکی به مفاهیم اندیشه, فهم, منطق که با عنصر هوا (باد) نمادینه شده اند۰
دیگری به مفاهیم الهام, آگاهی, و رهیافت روحانی که توسط آتش نمادینه شده اند۰
تمییز و تفکیک میان این دو نماد و آنچه را که نمادینه ساخته کار آسانی نیست۰ بعنوان مثال ایده ی ناب با هوا نمادینه می گردد۰ اما نیرویی که از چنین ایده یی برمیخیزد و آگاهی از ایده را بوجود میآورد با آتش نمادینه شده است۰ از این روی احساسات و عواطف با نماد آتش پیوند میخورد درحالیکه از نظر ریشه ی واژه میبایستی در حیطه ی هوا قرار گیرد۰ بعنوان مثال میگوییم شعله ی احساسات در او خاموش شد۰
۰۰۰
نویسنده ادامه میدهد تا به جدولی بلند از نمادها در رابطه با مقولات جهانی میرسد که من فقط به سه رده از آن اشاره میکنم۰
عنصر ----- آتش ------ هوا ------- آب ------- خاک
انسان------ روح ----- فهم ------ احساس --- پیکر
(آگاهی)۰ (دریافت)۰----------------------
کیهان ---- انرژی ----- فضا ----- زمان ------- ماده
آری سرگرم این بحث بودم که به گونه یی اتفاقی منطقالطیر را گشودم و آن قطعه ی بالا آمد
نخست دوبار خواندمش و بعد نمادهای انتخابی عطار را در این جدول و در این نظام مقایسه نمودم۰ نتایج برایم بسیار هیجان انگیز و جالب بود۰ بویژه اینکه عطار نه تنها این نمادهای بنیادین را بخوبی میشناخته و از زبان پنهان آن آگاه بوده بلکه در این قطعه به همان اندیشه ی آفرینش در اساطیر ودایی اشاره نموده که میگوید در آغاز نه هستی بود و نه نیستی۰
و بعد به نماد آب اشاره میکند آبهای آغازین در بالا و قطره ی آبی که نیروی زندگی در آن نهفته ست در پایین که در جدول نمادین بالا سطوح احساس و زمان را دربرمیگیرد و نگار در آب که به آهن (نماد فهم )۰ که جهان بالا و پایین را همچون آیینه یی در مقابل هم قرار میدهد۰ ماکرو و میکرو کوسموس را هر دو باهم یکسان میگیرد۰ همان که در بالا همان که در پایین۰
نتایج را به عهده ی علاقهمند به پیگیری این بحث میگذارم۰
Farzan wrote: "اما ناپایداری چی ؟"ناپایداری جهان! گذر زمان یا همان که در میان زروانیان در دوران اشکانیان یا پیشتر به زروان و دیرند خدای آمده است.



کاین دو عالم چیست با چندین خیال (کمال)۰
گفت این هر دو جهان بالا و پست
قطره یی آب است نه نیست و نه هست
گشت ز اول قطره یی آب آشکار
قطره یی آب است با چندین نگار
هر نگاری کآن بود بر روی آب
گر همه زآهن بود گردد خراب
هیچ چیزی نیست زآهن سخت تر
هم بنا بر آب دارد در نگر
هر چرا بنیاد بر آبی بود
گر همه زآهن بود خوابی بود
کس ندیدست آب هرگز پایدار
کی بود بر آب بنیاد استوار
منطق الطیر