تمام زنان زحمتکشان و رنجبران خواهران منند. و تو تمام منی "اوفيليا"!
از مادرم زاده شدی پيش از آن که در زوزهی زايمان زاده شود، و با خواهرانم از بطن بابونه و بهار آمدی، پيش از آن که بميرند. در تو عاشقانی بزرگ بر گردِ خوشهی گندمی غزل میخوانند. در من خستگانی کوچک بر بستر کوچهها پريشانند.
رختشويان و کارگران
مادران منند.
تمام زنان
زحمتکشان و رنجبران
خواهران منند.
و تو
تمام منی "اوفيليا"!
از مادرم زاده شدی
پيش از آن که در زوزهی زايمان
زاده شود،
و با خواهرانم
از بطن بابونه و بهار آمدی،
پيش از آن که بميرند.
در تو
عاشقانی بزرگ
بر گردِ خوشهی گندمی
غزل میخوانند.
در من خستگانی کوچک
بر بستر کوچهها
پريشانند.