داستان كوتاه discussion

70 views
گفتگو و بحث > جشن سیزده بدر

Comments Showing 1-8 of 8 (8 new)    post a comment »
dateUp arrow    newest »

message 1: by Ashkan (new)

Ashkan Ansari | 2135 comments پیش نوشتار
پژوهش در آیین های باستانی ایران بسیار دشوار است. دشواری آن نه به دلیل نبودن منابع پژوهشی، که به دلیل درهم آمیختگی آنهاست. میان آیین زرتشت، کمی پیشتر از کورش کبیر (سوم) تا آنانی که گاهی مزدستیان خوانده می شوند در پایان دوره ساسانیان تفاوت بسیاری است. در بیشتر موارد نمی توان بدون توجه به زمان پدیداری کتاب و یا کتیبه ای، اسناد بدست آمده را به پیش از آن تعمیم داد.
دیگر آنکه آیین ها و افسانه های دیگر قومیت ها ممکن است با باورهای دینی و آیینی ما آمیخته شده باشند و باید توجه داشت تا هنگام پژوهش تا جایی که ممکن است ریشه پدید آمدن باورها را جستجو کرد تا تحلیل ها به بیراهه نروند.
در این نوشتار کوتاه که به پیشنهاد دوست گرامی ام، محسن ص. به سیزده بدر پرداخته ام تلاش کردم تا این دو مهم را رعایت کنم.
اشکان انصاری - تهران فروردین ماه 1390


message 2: by Ashkan (last edited Apr 04, 2011 12:39AM) (new)

Ashkan Ansari | 2135 comments سیزده منحوس یا خجسته!
با بررسی کهن ترین نوشته های آریایی که وداها باشند، یک نکته مشخص است و آن اینکه اهریمن هیچ عددی ندارد و در باور زرتشتیان که به مرور سیری تکاملی را می پیماید تا به پایان دوره ساسانیان می رسد، پلیدی (نحسی) از اهریمن است. و در آنجا نیز پلیدی عددی ندارد (برخلاف روشنایی یا نیکویی اوهرمزد یا هرمزد)
در داستان پیدایش انسان در آیین زرتشتی این چنین می رود که هرمزد، نخستین انسان را می آفریند: گئومرِت (کیومرس یا کیومرث) اهریمن برآشفته از آن برای تباهی گئومرت که نشانی دوست داشتن (عشق) است به پا می خیزد و هرمزد افسونی می خواند که اهریمن را به تیرگی خود می راند و سه هزار سال در همانجا می ماند، افسرده از دست یافتنی نبودن گئومرت و ترس از شکست از هرمزد و نیکی!
تا این که جهی یا جِهیکا گام پیش می نهد در سپاه اهریمن. در نوشته های دوره ساسانی، او را دیو دختر اهریمن خوانده اند که در نوشته های پیشین چنین نیست. باری او نخستین زن است و بدکاره! که اهریمن را از پریشانی می رهاند و پیروزی اهریمن را بی گمان می داند.
اهریمن با سپاه دیوان می آید از برای پتارگی و تباهی و هرمزد سپاهش را می آراید تا برابر اهریمن بیاستد. سپاهش چون ستارگان نیک (اختران سعد) آب شیرین، سبزی و رویش و ... است و برای گئومرت بهی یا بهیکا را می آفریند که نشان از زن پاک دامن دارد.
سرسپاه اهریمن آز است و اهریمن با سپاهش می تازد و ستارگان پتیاره (اختر نحس) را می آفریند تا ستارگان نیک را بیالاید چونان که آب را شور می کند و شورزار پدید می آورد و سرما و ... چون پتیاره است و تباه می سازد.
و در پایان هرمزد گئومرت را (انسان) به سه جنگ افزار می آراید که باور دارند اگر هرکس از آن سه جنگ افزار بهره گیرد سپاه اهریمنی را در هم می شکند: هئومت، هئووخت و هئوورشت (اندیشه نیک، گفتار نیک و کردار نیک در برابر دوش هئومت، دوش هئووخت و دوش هئوورشت یا اندیشه پلید، گفتار پلید و کردار پلید)
و از مینوی خرد (مینوگی خرت به سکون خ و فتح ر) است که پیروز این جنگ نه در دست هرمزد است و نه اهریمن که در دست انسان هاست.
این فرهنگ جای فرار از پلیدی را نمی گذارد که ما بیاندیشم که سیزدهم فروردین ماه نحسی دارد و نیاکان ما برای فرار از آن، از خانه ها می گیرختند. هرچند برخی روزها را مناسب کارهایی نمی دانسته اند اما به باور من نحسی جنبه ای وارداتی دارد از اعراب و پس از آن از غرب. نمونه هایی را در زیر آورده ام که نشان می دهد تا چه اندازه سیزده پلید یا نیکو و پسندیده بوده است:
1. روز سیزدهم هر ماه ایرانی (باستان) تیشتر روز (تیر روز) است. تیر ایزد باران است و ستاره نیکی است.
2. سیزدهمین روز از ماه اومری خارزمی گذشته، یکی از بزرگترین جشن ها «چیری روچ» است. روچ باید همان روج باشد که نزد بلوچان هنوز رایج است و ما آن را روز می گوییم. (برابر مهرگان) بر من روشن نیست که چیری یا خیری همان تشتر یا تیر است و یا معنای دیگری دارد اما نزدیکی تیش در زبان سغدی این گمان را در من بیشتر کرد که این دو یکی هستند.
3. لرها هم جشنی کهن داشته اند که به فراموشی سپرده شده است با نام بره پی (در پیش بره می رود) از سیزدهم فروردین تا چله بهار که بره ها را برای نخستین همراه مادرانشان به چرا می برند.
نمونه هایی از این دست بسیار است که شوربختانه همین ها به یادم مانده اند. در میان جشن کهن سیزده بدر تنها لرها و کردها هستند که به روشنی سرچشمه آنها را پیدا کرده ام؛ در کردی سیزده بدر و در لری لنگه سیزده خوانده شده است. یکی دیدگاه کشاورزی دارد (نزد کردان و جشن باران باید باشد) و دیگری دیدگاه دامپروری (روزی است که خلمه ها یا بره های نوزاد را از شیر می گیردند و شیر باز به دامپرور خواهد رسید.)

اهمیت جشن سیزده بدر
با توجه به جشن های آریاییان در فلات ایران و شمال و شرق آن، من گمان می کنم (حدس می زنم) که سیزده بدر در دسته جشن های پر اهمیت نباید باشد در برابر جشن هایی چون یلدا، نوروز، تیرگان، مهرگان و سده اما با گذشت زمان و کم رنگ شدن اهمیت گاهشمار کشاورزی این جشن ها نیز به آرامی معنایشان دگرگون شده است. همانگونه که یلدا، یکی از کهن ترین و مهمترین جشن ها برابر هندوانه و آجیل گرفته می شود و یا سده و مهرگان و تیرگان از یاد آریاییان ساکن ایران رفته است و تنها یادداشتی کمرنگ شده در سررسیدها. و جشن چهارشنبه سوری که به درستی بر من روشن نیست که کدامین جشن آریایی بوده است اهمیت بسیار می یابد. زیرا آریاییان هفته نداشته اند و هفته آورده اعراب است. شاید یکی از گاه انبارها باشد و یا شاید از جشن های اندرگاهان از پنجه گم شده (پنج روز آخر سال) هرچه هست به دلیل وجود آتش باید ایرانی باشد.

آینده جشن های ایرانیان
از امام محمد غزالی خواندم که نوشته بود در سده و نوروز نباید شادی کرد، لباس نو پوشید و ... که باید عزاداری کرد تا مجوسان از میان بروند. و شگفتا که سدها (نه صدها) سال است کسانی چون او این را به گوش ایرانیان می خوانند. زمانی که می بینم چگونه جعفر برمکی هفت سین به دربار هارون الرشید می برد و می بینیم ایرانیانی که شاید فارسی سخن گفتن هم نمی دانند، در دیگر کشورها هفت سین می چینند و از آتش می پرند و هفت سین را در سازمان ملل به پهنای جهان می گسترند باید به دشمنان این نیک آیین گفت که برخیره خیر! ‏



message 3: by Sanaz (new)

Sanaz nei (sahel12) ممنون


message 4: by Ashkan (new)

Ashkan Ansari | 2135 comments خواهش می کنم. ‏
:)


message 5: by Ashkan (last edited Apr 03, 2011 12:33PM) (new)

Ashkan Ansari | 2135 comments پرسش نخستین به باور من نیاز به یک تحلیل تاریخی دارد از آغاز باید تئوری هایی طرح کرد و پس از آن تلاش کرد تا با استدلال آنها رد یا قبول نمود.
این نظر شخصی من است و به هیچ عنوان جنبه علمی ندارد. من فکر می کنم اعرابی که دویست سال به شکل مستقیم و دویست سال هم غیر مستقیم بر ایران حکومت کردند که دست کم دویست سال نخست حکومتی بسیار خشن بوده است باید تاثیری بر فرهنگ ایرانی می گذاشتند هرچند که تاثیرپذیری آنها حتا در زبانشان کم نیست. ‏
با ورود موج مدرنیته که آغاز آن را در دوران ناصرالدین شاه می دانم و پایانش را در اواخر دهه چهل خورشیدی در دوران محمدرضاشاه، زمینه ای را در جامعه ایجاد کرد که پذیرش فرهنگ غربی آسان تر به نظر آید هرچند که دروان رضاشاه بخشی از آن شوربختانه با خشونت انجام گرفت. ‏
نکته دیگر آنکه بخش بزرگی از جشن های باستانی بر اساس زندگی کشاورزان و اهمیت کشاورزی بنیان گذاشته شده اند بنابراین با کم شدن کسانی که در زمینه کشاورزی کار می کنند و همچنین تغییر تقویم از تقویم کامل خورشیدی و انتخاب تقویم ناقص قمری و جایگزینی هفته به جای ماه های تقویم اوستایی، همه و همه دست به دست هم دادند تا بخشی از این جشن ها از میان روند. ‏
نکته دیگر این که نباید فراموش کنیم که پس از اعراب، مغولان و ایلخانان مغول بر این سرزمین تاختند و بعد خونریزی های نادر شاه و ناکارآمدی زندیان ایران را به بحرانی فرهنگی روبرو کرد. چون فرهنگ نیاز به آرامش دارد. ‏
از این مستندات تاریخی که بگذریم من آمیختگی فرهنگی را چیرگی نمی دانم. چیرگی فرهنگی بلایی بود که برسر مردم بین انهرین و شمال آفریقا آمد که خود را عرب می خوانند که البته عرب نژاد نیستند. آنها نژاد خود را نیز از دست داده اند. ‏
من درباره دروغ سیزده شنیده هایی افواهی دارم و شاید معادل همان دروغ اول آوریل باشد. من هم بعید می دانم که این از فرهنگ ایرانی بوده باشد. ‏
ولی همانگونه که گفتم اظهار نظرم علمی نیست و تنها گمانه زنی است. ‏


message 6: by Ashkan (new)

Ashkan Ansari | 2135 comments :)


message 7: by Asal (new)

Asal (asalyli) | 5 comments تشکر


message 8: by Ashkan (new)

Ashkan Ansari | 2135 comments سپاس از تو عسل گرامی


back to top