داستان كوتاه discussion
گفتگو و بحث
>
حشاشين - تامس گيفورد
date
newest »
newest »
من این کتاب را 8 سال پیش خوندم کتاب فوق العاده قشنگی است و در حدود 1000 صفحه است از کتابفروشی ها میتونی پیدا کنی
نه عزیز دلم ممنونتم.
در ضمن خودم اینجوری نیستم که.
حالا که گفتم اینجوری تو که نمی تونی ببینی که چجوری اما منظورم بی دست و پا بود.
در ضمن من چهار سال توی اون مشهد عزیز و دوست داشتنی زندگانی کردم اونجا هم دست کمی از اصفهان نداره.
کتابهای قدیمی چاپ گیر نمی آد.
خودم یه جوری پیداش می کنم همین که معرفی کردی دست گلت درد نکنه عزیزم.
ممنون.
در ضمن خودم اینجوری نیستم که.
حالا که گفتم اینجوری تو که نمی تونی ببینی که چجوری اما منظورم بی دست و پا بود.
در ضمن من چهار سال توی اون مشهد عزیز و دوست داشتنی زندگانی کردم اونجا هم دست کمی از اصفهان نداره.
کتابهای قدیمی چاپ گیر نمی آد.
خودم یه جوری پیداش می کنم همین که معرفی کردی دست گلت درد نکنه عزیزم.
ممنون.
د بیا.
اونجا ها رو هم بلدم ها.
من کتاب قدیمی دوست ندارم.
نو دوست دارم.
حوصله وصله پینه رو هم ندارم.
ولی میام مشهد باهات بریم اونجا ببینم چیا دارن جدیدا.
ممنون.
اونجا ها رو هم بلدم ها.
من کتاب قدیمی دوست ندارم.
نو دوست دارم.
حوصله وصله پینه رو هم ندارم.
ولی میام مشهد باهات بریم اونجا ببینم چیا دارن جدیدا.
ممنون.
اصولا در دنيا ترور رو با حشاشيون مي شناسند و مي توان گفت كه سرمنشا ترور سياسي (چه واژه مزخرفي از خودم در آوردم خوب ترور اول فقط سياسي بوده و گرنه مي شده ادم كشي) از فرقه اسماعيليه حسن صباح آغاز شده و اينكه چرا به حشاشيون معروف بودند اين طور گفته مي شه كه آدم هايي كه براي ترور تربيت شده بودند قبل از اعزام به ماموريت بهشان حشيش داده مي شده و مي كشيدند و وقتي از خود بي خود مي شدند باغي به آنها نشان داده مي شده كه در آن فزاي توهم زا به آنها القا مي شده كه اينجا بهشت است و اگر اين ترور را انجام بدهيد چه بميريد و چه زنده بمانيد در همين بهشت ماوا خواهيد گرفت.
ضرب المثل در باغ سبز نشانش دادن نيز از همين جا سر چشمه گرفته است.
ضرب المثل در باغ سبز نشانش دادن نيز از همين جا سر چشمه گرفته است.
لطفا سند اين دارو فروش بودن را بگيد تا من مطالعه كنم چون اقوال بر كشيدن شدن حشيش در هنگام شب قبل از اعزام براي ترور بوده است.
خوشحال مي شوم كه اين قول را هم در منابع مطالعه كنم.
ممنون.
خوشحال مي شوم كه اين قول را هم در منابع مطالعه كنم.
ممنون.
اما حشاشین در زمان خاندان بورجا در امپراطوری رم بوده اند که اتفاقا حشیش هم می کشیدند و کشیش بودند و دشمنان خاندان بورجا را می کشتند
فرزان اين موضوع برام جالبه. سالها پيش كتابي را مطالعه مي كردم كه از واژه assasiasion
توش استفاده شده بود. خواستم بفهمم كه ريشه اين كلمه كجاست و اون روزها به هر فرهنگ لغت فارسي و انگليسي اي كه دم دست بود سر زدم اين واژه را برگرفته از باطنيون و گروه حسين صباح مي دانستند.
از يكي از اساتيد زبان شناسي هم بعد ها ريشه اين كلمه را پرسيدم و او هم ريشه آن را از باطنيون و اسماعيليان مي دانست كه وارد زبان انگليسي شده است.
به خود واژه دوباره نگاه كن.
دقيقا معناي حشيش را در ذهنت تداعي مي كند در صورتيكه اگر آن گروه رومي كشيش حشيش كش بوده اند قطعا به آن چيزي كه مي كشيدند حشيش نمي گفته اند.
تا آنجا كه يادم مي آيد قديمي ترين يزي كه در زبان لاتين در رابطه با همين چيزي كه مي كشند و مي روند به كرات نامسكون وجود دارد كلمه گراس (علف) است و اصولا هم بايد رومي ها گراس يا همان برگ گياه شاهدانه را مي كشيدند چون دسترسي آنان در آن زمان به بنگ (حشيش) كه محصولي مربوط به آفريقا و جنوب هندوستان بوده و هست تقريبا نا ممكن به نظر مي آيد.
توش استفاده شده بود. خواستم بفهمم كه ريشه اين كلمه كجاست و اون روزها به هر فرهنگ لغت فارسي و انگليسي اي كه دم دست بود سر زدم اين واژه را برگرفته از باطنيون و گروه حسين صباح مي دانستند.
از يكي از اساتيد زبان شناسي هم بعد ها ريشه اين كلمه را پرسيدم و او هم ريشه آن را از باطنيون و اسماعيليان مي دانست كه وارد زبان انگليسي شده است.
به خود واژه دوباره نگاه كن.
دقيقا معناي حشيش را در ذهنت تداعي مي كند در صورتيكه اگر آن گروه رومي كشيش حشيش كش بوده اند قطعا به آن چيزي كه مي كشيدند حشيش نمي گفته اند.
تا آنجا كه يادم مي آيد قديمي ترين يزي كه در زبان لاتين در رابطه با همين چيزي كه مي كشند و مي روند به كرات نامسكون وجود دارد كلمه گراس (علف) است و اصولا هم بايد رومي ها گراس يا همان برگ گياه شاهدانه را مي كشيدند چون دسترسي آنان در آن زمان به بنگ (حشيش) كه محصولي مربوط به آفريقا و جنوب هندوستان بوده و هست تقريبا نا ممكن به نظر مي آيد.
توضیحات ابتدای کتاب خداوند الموت ترجمه ذبیح ا...منصوری انتشارات جاویدان چاپ 29 سال74:در قرن 4و5 هجری در کشورهای اسلامی به خصوص ایران دارو فروشان را به نام حشاشین می خواندند و در بعضی شهرهای بزرگ ایران بازاری به نام بازار حشاشین یعنی داروفروشان وجودداشته استدر قست پیکی از خراسان صفحات 24 و25 هم توضیحاتی در مورد نظرات برخی مورخین درباره ی بهشت حشاشین و حشیش کشیدن پیروان حسن صباح داده شده
البته این حشاشین با اون حشاشین کاملا فرق می کنه مثل پرتقال با پرتقالمن فقط چون حرفش شده بود از حیثیت پیروان حسن صباح دفاع کردم
مگه مرده ها حیثیت ندارن؟در ضمن من کاری با درستی و غلطی عقایدشون ندارم.یه مسئله ی تاریخی رو توضیح دادم
واقعا این قضیه ارزش این همه بحث رو داره؟کسی برای یزید روضه نمی گیره ولی خیلی ها در مورد خودش و زندگیش حرف می زنن.اگه عقاید یا عملکرد گروهی غلطه دلیل نمیشه که هر چیز بی ربطی بهشون نسبت داده بشه.این طوری تاریخ تحریف می شه.این افراد هر کاری که می کردن یا نمی کردن به هر حال تحت تاثیر حشیش نبوده همونطور که نازی ها واقعا هیتلرو دوست داشتن وتحت تاثیر مخدرهم نبودند حالا درست یا غلط
نارين خانم بي خيال چقدر اين قضيه رو كش مي دين؟
حالا حشيش مي كشيدن يا دارو فروش بودن.
بعضي ها قول حشيش كشيدن رو قبول دارند و برخي هم قول دارو فروش بودن رو پس چرا بحث مي كنيد اينقدر باهم.
بدرود.
حالا حشيش مي كشيدن يا دارو فروش بودن.
بعضي ها قول حشيش كشيدن رو قبول دارند و برخي هم قول دارو فروش بودن رو پس چرا بحث مي كنيد اينقدر باهم.
بدرود.
سلامدوستان همه تقريبا درست گفتند.
من كمي توضيح مي دهم.
اين كه ما بپذيريم مردي مانند حسن صباح با بنگ كشيدن و معتاد و افيوني بارآوردن يارانش سالهاي سال در برابر سلاطين سلجوقي و خلفاي عباسي ايستادگي كرد با عقل جور در نمي آيد.
بعدها هم كه الموت به راهنمايي و ميهن فروشي يك ايراني نامش نصيرالدين توسي به دست هلاكو فتح شد هيچ نشاني از مزارع(!) كشت حشيش در آنجا يافت نشد.
ولي در سندهايي به ماجراي بنگ كشي پيروان حسن نامشان فدايي كه براي كشتن دشمنان
به نقاط مختلف فرستاده مي شدند اشاره شده است.آن هم درست در لحظه اعزام براي انجام ماموريت.به اين دليل كه با خاصيت عتوهم زاي آن پذيرش مرگ براي آن فرد شدني باشد.
به اين ترتيب مي توان نتيجه گرفت ضمن اينكه اسماعيليان بنگ كشي نمي كردند از اين ماده براي تخدير ذهن سربازان در لحظه كشتن مخالفانشان مانند خواجه نظام الملك استفاده مي كردند
فرهاد جان اگر توضيحات بنده را خوانده باشيد من هم همين چيزي را كه شما نوشته ايد قبلا خدما دوستان عرض كردم.
ممنون به خاطر توضيحاتت.
در ضمن درست مي فرماييد براي آن مقدار مصرف نيازي هم اصولا به مزارع حشيش نبوده است و يك باغچه كوچك در حد يك كرت هم كفايت مي كرده است.
ممنون.
ممنون به خاطر توضيحاتت.
در ضمن درست مي فرماييد براي آن مقدار مصرف نيازي هم اصولا به مزارع حشيش نبوده است و يك باغچه كوچك در حد يك كرت هم كفايت مي كرده است.
ممنون.
من هم با نظر محمد حسين موافقم خواجه نصير و همچنين خواجه نظام الملك اگر چه به مهاجمان مغول در حكومت كردنشان كمك كردند اما تلاشهايشان در جهت حفظ كليت ايران بوده است.
اينها به هيچ وجه وطن فروش نبوده اند چه اينكه اگر خدمات افرادي چون اينان نبود مغول ها با سياست زمين سوخته تمام ايران را نابود مي كردند و اكنون ما چيزي از گذشته مان در اختيار نداشتيم و يا شايد نسل امروز ايران نسلي متعلق به مغول ها بود تا ايرانيان.
اينها به هيچ وجه وطن فروش نبوده اند چه اينكه اگر خدمات افرادي چون اينان نبود مغول ها با سياست زمين سوخته تمام ايران را نابود مي كردند و اكنون ما چيزي از گذشته مان در اختيار نداشتيم و يا شايد نسل امروز ايران نسلي متعلق به مغول ها بود تا ايرانيان.
با این که خودم هم در کش دادن این بحث سهیم بودم ولی پیشنهاد می کنم دیگه دست از سر حسن صباح و خواجه نظام الملک و...برداریدو برگردید سراغ حشاشين تامس گيفورد



از کجا پیداش کنم؟