داستان كوتاه discussion

90 views
گفتگو و بحث > بحث ، گفتگو ، نقد و نظر در خصوص كتاب : بار ديگر شهري كه دوست ميداشتم

Comments Showing 1-23 of 23 (23 new)    post a comment »
dateDown arrow    newest »

MahtaBi KhaNooM | 1782 comments آقای حمید...من کتاب رو دانلود کردم ولی متاسفانه اجرا نمیشه و مشکل داره فایلش...میشه یه نگاهی بش بندازی؟!


message 2: by Mehdi (new)

Mehdi | 1795 comments Mod
من دانلود کردم مشکلی نداشت.


message 3: by Parvane (new)

Parvane | 44 comments منم دانلود کردم مشکلی نداشت.. ممنون
راستی بهتر نیست هماهنگی کنیم تا هر دفعه قسمتهای مشخص از کتاب رو به بحث بذاریم؟
مثلا به طور مثال، مشخص کنیم این هفته تا فلان صفحه کتاب رو بخونیم و هر کسی نظر و احساس و یا ایده اش رو در مورد این قسمت با بقیه به اشتراک بذاره...


MahtaBi KhaNooM | 1782 comments بله...مشکل من هم برطرف شد..ممنون


پروانه جون پیشنهاد خوبی دادی...منم همین پیشنهاد رو دارم!


message 5: by [deleted user] (last edited Aug 14, 2008 07:13AM) (new)

پس تا صفحه 18مي خونيم
و شب مي نويسيم
متشكرم
از همه قسمت بندي هاي خوب
...


message 6: by Elnaz (new)

Elnaz | 326 comments سلام
خوشحالم از اين كه بالاخره كتابمون مشخص شد و شروع به خوندنش كرديم.ممنونم از پروانه عزيز به خاطر ايده خوبش و از آقا حميد به خاطر قرار دادن كتاب در قسمت دانلود.
فكر نمي كردم نگارش كتاب اين طوري باشه.از اون كتابايي كه بايد بيشتر از يكبار بخونيش تا خوب بفهميش
جملات خيلي قشنگي داره،بعضي هاش رو يادداشت كردم
اما من باكتاب هايي كه مدام در سفر بين گذشته و حال هستند ارتباط برفرار نمي كنم
ولي، بار ديگر شهري كه دوست مي داشتم يك كتاب ادبي نابه
شهر،آواز نيست كه رهگذري به ياد بياورد،بخواندوفراموش كند


message 7: by Mehdi (new)

Mehdi | 1795 comments Mod
این هم نقد من در مورد این کتاب
-------------------------------------

تو همان گاه بود که می توانستی روز را در من برویانی. در تو نگریستم و صدای فریاد سگ ها شب را در اعماق من بیدار کرد. هلیا! هلیا! در آن لحظه های عذاب آفرین کجا بودی؟

این کتاب شامل سه بخش : باران رویای پاییز ، پنج نامه از ساحل چمخاله به ستاره آباد و پایان باران رویا است که می توان عاشقانه ترین بخش آن را باران رویای پاییز دانست.
بار دیگر شهری که دوست می داشتم ، داستان عاشقی پسر مردی کشاورز است که سخت دلباخته دختر خان شده است و هنگامی این داستان را روایت می کند که عشقش (هلیا) پس از گذر روزها از فرارشان از شهری که در آن کودکی خود را به دست جوانی سپرده بودند ، او را تنها رها کرده و به خانه بازگشته بود.مرد عاشق به شهری باز می گردد که روزگاری به خاطر عشقش از آن گریخته بود و از آن طرد شده بود.به شهری که دوستش می داشت...و می گوید هیچ عشقی ماندگارتر از عشق به خاک نیست...حتی عشقی که برایش از خاکت بگذری !
مضمون داستان بار دیگر شهری که دوست می داشتم تکراری است، با این همه این بار نادر ابراهیمی با نثری متفاوت ، لطیف و سرشار از احساس آن را به رشته تحریر درآورده است.
این کتاب ، تنها داستان گلایه ها و واگویه های مرد عاشقی نیست که محبوبش رهایش کرده...نویسنده با دقت و ظرافت در پشت پرده دلتنگی عاشقی تنها ، بسیاری از عادات ، معضلات و نکات اجتماعی و حتی سیاسی را در چارچوب یک جامعه کوچک مورد اشاره قرار داده است.
نادر ابراهیمی در این کتاب خواننده را با جریانی آرام وارد دنیایی از تضاد ها و تناقض های جامعه می کند که افکار پوسیده حاکم بر آن معصومیت کودکی را به بی وفایی ، عشق را به نفرت و زندگی را به زنده ماندن تنها تبدیل کرده است و هنگامی که عاشق تنها رها شده به شهری که روزگاری دوستش می داشت...در آن به دنیا آمده بود و با هر نفس عشق را در دل پرورانده بود...بازمی گردد ، هر چند پدران این شهر از دنیا رفته اند اما رسوم و عادات کهنه آنان همچون تار عنکبوتی ، هر زنده و جانداری را به بند می کشد؛ عنکبوت پیر مرده اما تارها هنوز پابرجا مانده است.
آنچه باعث می شود فضای حاکم بر این شهر کوچک ، یادآور روزهای سیاه و سفید روسیه در زمان انقلاب باشد ، شاید زمینه فکری نویسنده است که البته در کتاب " یک عاشقانه آرام " نمود بیشتری دارد.
نادر ابراهیمی در روزهای انقلاب که احزاب و گروه های زیادی متولد شدند و جوانان زیادی را به خود جذب کردند ، یک کمونیست بود و شیوه تفکر ، نگرانی ها و دغدغه هایی که در داستان هایش به چشم می خورد مربوط به باورهای حزبی اوست.
هر چند داستان بار دیگر شهری که دوست می داشتم ، انباری از جملاتی لطیف و عمیق با مفاهیمی زیبا و تاثیرگذار است اما گاهی به نظر می رسد این کتاب ، یک کتاب داستان نیست ؛ گویی این جملات ، حرف دل نویسنده ای است که روی کاغذ فریاد کشیده است تا بالاخره خوانده شود...درست مثل کتاب هایی که جملاتی کوتاه و زیبا از نویسنده های مختلف نقل می کند.
به شخصه کتاب باردیگر شهری که دوست می داشتم را یک داستان نمی دانم. کتاب مجموعه ای است شعر هایی که سعی شده است با نثری مسجع و یکدست در کنار هم قرار بگیرند. این کتاب شاعرانه ترین و در عین حال عاشقانه ترین کار نادر ابراهیمی است.
آنچه که بیش از هر چیز ذهن مرا در این کتاب به خود جلب می کند تلاش نویسنده در شکستن جملات و آوردن افعال در میانه جملات و بی ژایان گذاشتن برخی جملات است. گویی نویسنده با این کار می خواسته سرگشتگی و گاه هراسش را بیش از پیش به خواننده اثر القا کند.
واج آوایی های درونی جملات یکی از بی بدیل ترین فارسی نوشت های داستانی را به نمایش گذارده است. تسلط نویسنده بر استفاده صحیح از حروف و در پیامد آن استفاده از کلماتی که آن حروف را در برگرفته باشند بی آنکه به خواننده اثر جمله سازی را القا کند توانایی نویسنده را به رخ می کشد.
نوع گفتگوی میان شخصیت اصلی داستان با معشوقه اش یکی از بی نظیرترین داستان های فارسی را رقم زده است. ساده و بی تکلف و در عین حال عاشقانه و سجاوندی مثال زدنی. جملات کوتاه سیر مطنطن نویسی را شکسته و خواننده را در گیر چیزی بیش از آنچه که هست نمی کند و از این روست که ذهن خواننده برای خیال ژروری باز گذاشته می شود.
کتاب بار دیگر شهری که دوست می داشتم یکی از معدود کتاب های داستانی است که به شعر پهلو می زند. نادر ابراهیمی با نوشتن این کتاب بسیاری را مجذوب خودش کرد و در طول بیش از 40 سال از انتشار این کتاب تا کنون نویسندگان کوچک و بزرگ فراوانی با تاسی از سبک نوشته ابراهیمی در باردیگر شهری که دوست می داشتم به جرگه نویسندگان و شاعران این مرز و بوم پا گذاشتند و هلیا یکی از محبوبترین نام های کسانی بود که شیفته ادبیات معاصر ایران هستند.
آری هلیا در سالهایی جای لیلی را در ادبیات ایران گرفت و این نشان از قدرتهای منحصر به فرد این کتاب و نویسنده توانایش نادر ابراهیمی داشت.




message 8: by Parvane (new)

Parvane | 44 comments ممنون از همه دوستان به خاطر همکاری و همراهیشون....امیدوارم آغازی باشه واسه هدفهای بزرگتر....
آقا حمید 18 صفحه در یک هفته دیگه؟
واسه یک هفته فکر می کنم مناسب باشه...


message 9: by Elnaz (new)

Elnaz | 326 comments به نظر من هم اين داستان شبيه شعره
نامه ها فوق العاده اند(فكر كنم 18صفحه بعديه
يك جور دردودل نويسنده



message 10: by Farzan (new)

Farzan (persianguy1983) | 1379 comments منم کتاب را دانلود کردم و دارم می خونم تا صفحه 18 مناسبه .


message 11: by Mehdi (new)

Mehdi | 1795 comments Mod
سلام محمد حسین جان
خیلی جالبه که تا حالا کتابی یا نوشته ای از ابراهیمی رو نخونده بودین.
نقد من رو هم که دو سه پست قبل از تر از شما بوده را هم امیدوارم مطالعه کرده باشین.
حد ستون در مورد ابراهیمی درسته.
اما لذات فلسفه فکر کنم نتیجه بدی داره می ده برای شما.
در ضمن اون کتاب زیاد کتاب جدی ای در مورد لذت های فلسفه نیست.
سه از 5 هم فکر کنم به یک جور عناد شبیه باشه. البته نظر شماست و محترم.
موید باشید.


message 12: by [deleted user] (new)

بهتر است اول از نويسنده كتاب شروع كنم:
خالق اوست و ما خواننده
.....
نادر ابراهیمی در [چهاردهم] فروردین‌ماه سال ١٣١۵ در تهران به‌دنیا آمد. تحصیلات مقدماتی را در این شهر گذراند و پس از گرفتن دیپلم ادبی از دبیرستان دارالفنون، به دانشكده‌ی حقوق وارد شد. اما این دانشكده را پس از دو سال رها كرد و سپس در رشته‌ی زبان و ادبیات انگلیسی به درجه‌ی لیسانس رسید.



او از ١٣ سالگی به یك سازمان سیاسی پیوست كه بارها دستگیری، بازجویی و زندان رفتن را برایش درپی داشت.



ارایه‌ی فهرست كاملی از شغل‌های ابراهیمی، كار دشواری است. او خود در دو كتاب ”ابن مشغله” و ”ابوالمشاغل” ضمن شرح وقایع زندگی، به فعالیت‌های گوناگون خود نیز پرداخته است. ازجمله شغل‌های او بوده است: كمك‌كارگری تعمیرگاه سیار در تركمن‌صحرا، كارگری چاپخانه، حسابداری و تحویلداری بانك، صفحه‌بندی روزنامه و مجله و كارهای چاپ دیگر، میرزایی یك حجره‌ی فرش در بازار، مترجمی و ویراستاری، ایران‌شناسی عملی و چاپ مقاله‌های ایران‌شناختی، فیلمسازی مستند و سینمایی، مصور كردن كتاب‌های كودكان، مدیریت یك كتاب‌فروشی، خطاطی، نقاشی و نقاشی روی روسری و لباس، تدریس در دانشگاه‌ها و ...



در تمام سال‌های پركار و بی‌كار یا وقت‌هایی كه در زندان به‌سر می‌برد، نوشتن را ـ كه از ١٦ سالگی آغاز كرده بود ـ كنار نگذاشت. در سال ١٣۴٢ نخستین كتاب خود را با عنوان ” خانه‌یی برای شب” به‌چاپ رسانید كه داستان ”دشنام” در آن با استقبالی چشمگیر مواجه شد. تا سال ١٣۸٠ علاوه بر صدها مقاله‌ی تحقیقی‌ و نقد، بیش از صد كتاب از او چاپ و منتشر شده است كه دربرگیرنده‌ی داستان بلند (رمان) و كوتاه، كتاب كودك و نوجوان، نمایشنامه، فیلمنامه و پژوهش در زمینه‌های گوناگون است. ضمن آن‌كه چند اثرش به زبان‌های مختلف دنیا برگردانده شده است.

نادر ابراهیمی چندین فیلم مستند و سینمایی و همچنین دو مجموعه‌ی تلویزیونی را نوشته و كارگردانی كرده، و آهنگ‌ها و ترانه‌هایی برای آن‌ها ساخته است. او همچنین توانسته است نخستین مؤسسه‌ی غیرانتفاعی ـ غیردولتی ایران‌شناسی را تاسیس كند؛ كه هزینه و زحمت‌های فراوانی برای سفر، تهیه‌ی فیلم و عكس و اسلاید از سراسر ایران و بایگانی كردن آن‌ها صرف كرد؛ ولی چنان‌كه باید، شناخته و به‌كار گرفته نشد و با فرارسیدن انقلاب و جنگ، متوقف شد.



او فعالیت حرفه‌یی خود را در زمینه‌ی ادبیات كودكان، با تاسیس ”مؤسسه‌ی همگام با كودكان و نوجوانان” ـ با همكاری همسرش ـ در آن مؤسسه متمركز كرد. این مؤسسه، به‌منظور مطالعه در زمینه‌ی مسائل مربوط به كودكان و نوجوانان برپا شد و فعالیتش را در حیطه‌ی نوشتن، چاپ و پخش كتاب، نقاشی، عكاسی، و پژوهش درباره‌ی خلق‌وخو، رفتار و زبان كودكان و نیز بررسی شیوه‌های یادگیری آنان دنبال كرد. ”همگام” عنوان ”ناشر برگزیده‌ی آسیا” و ”ناشر برگزیده‌ی نخست جهان” را از جشنواره‌های آسیایی و جهانی تصویرگری كتاب كودك دریافت كرد.



ابراهیمی در زمینه‌ی ادبیات كودكان، جایزه‌ی نخست براتیلاوا، جایزه‌ی نخست تعلیم و تربیت یونسكو، جایزه‌ی كتاب برگزیده‌ی سال ایران و چندین جایزه‌ی دیگر را هم دریافت كرده است. او همچنین عنوان ”نویسنده‌ی برگزیده‌ی ادبیات داستانی ٢٠ سال بعد از انقلاب” را به‌خاطر داستان بلند و هفت‌جلدی ”آتش بدون دود” به‌دست آورده است.



نادر ابراهیمی در زندگی پرفرازونشیب خود، جایگاه خاصی برای ورزش نگهداشته است. او رشته‌های مختلف ورزشی را تجربه كرده، یكی از قدیم‌ترین گروه‌های كوهنوردی به‌نام ”اَبَرمرد” را بنیان نهاده و در توسعه‌ی كوهنوردی و اخلاق كوهنوردی، تاثیرگذار بوده است
و
خردادماه امسال دارفاني را وداع گفت..روحش شاد


message 13: by [deleted user] (new)

آثارش :
ادبیات بزرگسال
۱ - خانه‌ای برای شب ۲ - آرش در قلمرو تردید (یا: پاسخ‌ناپذیر) ۳ - مصابا و رویای گاجرات ۴ - بار دیگر شهری که دوست می‌داشتم ۵ - هزارپای سیاه و قصه‌های صحرا ۶ - افسانه‌ باران ۷ - در سرزمین کوچک من - منتخب آثار ۸ - تضادهای درونی ۹ - انسان - جنایت - احتمال ۱۰ - مکان‌های عمومی ۱۱ - رونوشت بدون اصل ۱۲ - درحد توانستن - شعرگونه ۱۳ - غزل‌داستان‌های سال بد ۱۴ - ابن مشغله - زندگینامه، جلد اول ۱۵ - ابوالمشاغل - زندگینامه، جلد دوم ۱۶ - فردا شکل امروز نیست ۱۷ - براعت استهلال - از مجموعه‌ «ساختار و مبانی ادبیات داستانی» ۱۸ - مقدمه‌ای بر فارسی‌نویسی برای کودکان ۱۹ - مقدمه‌ای بر مصورسازی کتاب‌های کودکان ۲۰ - مقدمه‌ای بر مراحل خلق و تولید ادبیات کودکان ۲۱ - مقدمه‌ای بر آرایش و پیرایش کتاب‌های کودکان ۲۲ - دور ایران در شش ساعت - گزارش دومین نمایشگاه ایرانگردی در سال ۱۳۷۱ ۲۳ - چهل نامهٔ کوتاه به همسرم ۲۴ - آتشْ بدون دود - داستان بلند هفت جلدی ۲۵ - با سرودخوان جنگ، در خطهٔ نام و ننگ ۲۶ - یک صعود باورنکردنی ۲۷ - تکثیر تاسف‌انگیز پدربزرگ ۲۸ - مردی در تبعید ابدی - براساس زندگی ملاصدرا ۲۹ - حکایت آن اژدها ۳۰ - بر جاده‌های آبیِ سرخ - داستان بلند ۱۰ جلدی، براساس زندگی میرمَهنای دوغابی ۳۱ - صوفیانه‌ها و عارفانه‌ها - بخشی از «تاریخ تحلیلی پنج‌هزار سال ادبیات داستانی ایران» ۳۲ - یک عاشقانه آرام ۳۳ - سه دیدار با مردی که از فراسوی باور ما می‌آمد ۳۴ - طراحی حیوانات - طرح‌های کوثر احمدی، با گفتاری تحلیلی در باب مفاهیم و تعاریف «طرح» در هنرها ۳۵ - الف‌با - تحلیل فلسفی ۵۰ طرح از علی‌اکبر صادقی‌ـ نقاش ۳۶ - پیشگفتار ”کوچه‌های کوتاه” - مجموعه‌ قصه‌های کوتاه گروهی از شاگردان نادر ابراهیمی




message 14: by Mehdi (new)

Mehdi | 1795 comments Mod
ممنون آرزو خانم اطلاعات بسیار خوبی بود.
امیدوارم که همه دوستان استفاده لازم را ببرند.
موفق باشید.


message 15: by [deleted user] (new)

و حالا كتاب بار ديگر شهري كه دوست مي داشتم
.
.
اين دومين كتاب بود كه از نادر ابراهيمي خوندم.نتونستم بگم شاهكاره.چون هم زمان با اون شاهكاري مثل پرنده خارزار رو داشتم مي خوندم .اما انقدر اين كتاب دلنشين و بقولي نازنين است كه بيشتر جملاتش هميشه در يادمه .
کتاب سه بخش داره. بخش اول و سوم به شکل جریان سیال ذهن روایت می‌شه و بخش دوم پنج تا نامه‌س. یه داستان عاشقانه‌س درباره‌ی پسر و دختری که از بچگی با هم بودن و بعد عاشق هم می‌شن و این‌ها. نثر شاعرانه‌ای داره
شکل روایت رو خیلی خوب از آب درآورده و نخای ارتباط که ذهن راوی رو بین وقایع و زمانای مختلف می‌برن و می‌آرن خیلی خوب قرار داده شده‌ن.
اين يک داستان راديکال است. راديکال (با تعريف نقد ريشه‌ای و دگرگون‌خواه) با پشتوانه‌ای رمانتيک.

راوی، به جنگ آن افيونی می‌رود که روح هليا را در تسخير خويش آورده. افيونی که او را به گدايی، انتظار، پوزش، التماس و در نهايت ايمان به تقدير می‌کشاند. و در مقابل چنين می‌گويد که «هليای من! زندگی طغيانی‌ست بر تمام درهای بسته و پاس‌داران بستگی. هر لحظه‌يی که در تسليم بگذرد، لحظه‌يی‌ست که بی‌هودگی و مرگ را تعليم می‌دهد» (ص54)
تکيه‌ای چنين بر تسليم نشدن و چنين آرمان‌خواهی، گرچه رمانتيک به نظر می‌رسد، اما وقتی که نويسنده به زيبايی، آرمان و مبارزه از سويی و نيستی و هيچی (nihilism) از سويی ديگر، اين دو دشمن ديرينه را، چنان با هم آشتی می‌دهد که ديگر مبارزه در فضايی جاودانه‌خواه و ايده‌آليستی متناقض‌نما و پوچ می‌نمايد، بر آن می‌شويم که در قضاوت خويش تجديد نظر کنيم و اين نقد ريشه‌ای و دگرگون‌خواه را نه آغشته، که موازی با رمانتيسيم فضای داستان بدانيم. صحبت از سطوری‌ست که شايد بتوان آن را مانيفست مبارزه‌ی آرمان‌خواهانه شمرد:
«من که از درون ديوارهای مشبک، شب را ديده‌ام. و من که روح را چون بلور بر سنگ‌ترينْ سنگ‌های ستم کوبيده‌ام. من که به فرسايش واژه‌ها خو کرده‌ام. و من- باز آفريننده‌ی اندوه. هرگز ستايش‌گر فروتن يک تقدير نخواهم بود. و هرگز تسليم‌شدگی را تعليم نخواهم داد. زيرا نه من ماندنی هستم نه تو، هليا! آن‌چه ماندنی‌ست، ورای من و توست.» (ص53)
راوی، بازگشت به شهر را تسليم می‌دانست و سرآخر، گرچه دير، بازمی‌گردد. در اين بازگشت اما تسليم و شکستی نيست. چرا که «بازگشت به شهر»ی رخ نداده است. شايد به همين سبب نام داستان، بار ديگر، شهری که دوست «می‌داشتم» باشد. چرا که ديگر، این شهر را دوست ندارد. به ياد آوريم سخنان آغازين راوی را که «شهر، آواز نيست که رهگذری به ياد بياورد، بخواند و بعد فراموش کند. هيچ‌کس شهری را بی‌دليل نفرين نخواهد کرد. هيچ‌کس را نخواهی يافت که راست بگويد که شهرم را نمی‌شناسم.»
و او شهرش را می‌شناسد و به همين دليل ديگر اين شهر را دوست ندارد. چرا که، گرچه او بازگشته است، اما به جايی که ديگر آن شهر نيست. او به شهری «ديگر» بازگشته. و شايد از همين رو باشد که به پسربچه‌ای اشاره می‌کند که دست در دست پدرش دارد و می‌گويد: او منم.
او بازنگشته، او آغاز گشته. از سر خط.
.
.
.
.
بايد اعتراف كنم من نتوانستم تا صفحه 18 بخوانم .همه را با هم دوباره خواندم
وزمزمه اي كه مي شنوم اين است
بخواب هليا دير است ...


message 16: by [deleted user] (new)

كتاب هاي نادر ابراهيمي اكثرا خوبند
و مخصوصا ...هليا..
عشقي كه ناتمام ماند
از اينكه اينهمه نقد براش خوندم
چيزهاي كه نمي دونستم
خوشحالم و تشكر مي كنم


message 17: by M.H.R (new)

M.H.R (mhrr) | 313 comments نمادهاي بسيار زيادي توي داستانش به كار رفته. و البته در كنارش عدم توالي ميان رويدادها و وقايع، من خواننده را در ابتداي داستان يه كم گيج كرده بود و طول كشيد كه با داستان ارتباط برقرار كنم. در واقع تعداد بيشمار نمادها و عدم توالي رويدادها يه كم داستان را در ابتدا پيچيده كرده بود.





message 18: by MahtaBi KhaNooM (last edited Aug 15, 2008 09:46AM) (new)

MahtaBi KhaNooM | 1782 comments باید اعتراف کنم که نتونستم تا صفحه تعیین شده بخونم و خودم رو نگه دارم و تمام 54 صفحه رو خوندم.

من خودم رو در حدی نمیدونم که بخوام کتابی رو نقد کنم با این حال نظرم رو میگم:

این کتاب از نظر من یک داستان کوتاه نبود... و میشه گفت حرفهایی بود که از نهاد خود شخص بلند میشه.
حرفهایی که شاید به صورت آزاد و دور از قالب داستان نشه اونها رو بیان کرد و یک بیان محکم و کوبنده به سیاههی های اطرافش داره... رنگ های شاد و زیبایی که به مرور خودشون رو میبازند و تبدیل به سیاهی میشن.
داستان از زبان فردی گفته میشه که هیچ جای کتاب اسمش فاش نمیشه و جالب اینجاست که هیچوقت بنام مورد خطاب مخاطبش قرار نمیگیره.
دلبستگی دو نفر که از بچگی همراه هم بودند و بخاطر اختلاف طبقاطی، خانواده ها مانع از اونها میشن و کار به فرار میکشه.
در داستان اشاره به "امکان" ،"ترس"،آزمایش"،"درماندگی"
و دیگر کلماتی شده که به زیبایی اونها رو تفسیر کرده و حاصل این تفاسیر فرار از زندانیه که محیط براشون ساخته.

گاهی وقت ها انسانها با دروغ هایی که برای خودشون میبافن زندگیشون قشنگ میشه و نگرششون تغییر میکنه ولی هیچ دروغی همیشه پایدار نیست و بالاخره یک روز بناش خراب میشه.
"بگذار که انسان ساده ترین دروغ های خوب را باور کند"

نشوندهنده فشاریه که از واقعیت های تلخ به راوی مسلط شده.

در کل کتابی رمانتیک و سرشار از جمله های ناب و حرفهای پنهان سیاسی بود.

تولد دوباره پسرک و دخترک در پایان داستان شروعی نو رو برای اونها رقم میزنه با دو زندگی متفاوت





message 19: by Parvane (last edited Aug 17, 2008 05:14AM) (new)

Parvane | 44 comments اولش که شروع کردم به خوندنش، فکرکردم با یه داستان عاشقانه روبرو هستم، ولی بعدا فهمیدم که جملات فراتر از معنا ظاهریشون هستن..ابایی ندارم از این که بگم دو بار این قسمت رو خوندم تا معناشون واسم روش شد..هنر ابراهیمی توی پنهان کردن معنا توی جملات، فوق العاده بود..اعتراف می کنم خوندن این بخش بار اول اصلا برام جذاب نبود ولی بار دوم دل چسب بود
متن کلا یک درد و دل هست..دردی که سالهاست توی دل راوی موندگار بوده..ولی این درد و دل با شیوه ی هنرمندانه ای نوشته شده...در کل من با خوندن کتابای ابراهیمی حس می کنم که می خواد ما رو یه جور شاید با یادداشتهای خصوصیش آشنا کنه..یادداشتهایی که شاید هدفی جز سهیم کردن احساسات با بقیه نباشه نه یاد دادن و رسیدن به یه هدف خاص
جملات دلنشین زیادی داشت، یکی از این جمله های که واسم جالب بود این بود:
"به یاد داشته باش که یک مرد، عشق را پاس میدارد، یک مرد هر انچه می تواند به قربانگاه عشق می آورد، آنچه فدا کردنی ست فدا میکند، آنچه شکستنی است می شکند وآنچه تحمل سوز است تحمل میکند اما هرگز به منزلگاه دوست داشتن به گدایی نمی رود"
راستی من نفهمیدم بلاخره چرا "امسال بهار نارنج نخریدن؟"!
منم به همون 18 صفحه کفایت کردم....هر وقت که بقه دوستان که فکر کنم فقط من و آقا حمید باشیم!!! گفتن، بقیه رو ادامه می دیم!



message 20: by Mehdi (new)

Mehdi | 1795 comments Mod
و من چند تا دوستان همه داستان را بار دیگر یکجا خوندیم و نظرمان را دادیم بهتر است بقیه دوستان هم بقیه داستان را بخوانند و نقدهایشان را بنویسند.

از همه دوستان ممنونم که بار دیگر وادارم کردند که این کتاب ارزشمند را بخوانم.


message 21: by Mehdi (new)

Mehdi | 1795 comments Mod
دوست گرامی سلام

من و چند نفر دیگر از دوستان کتاب را بار دیگر یکجا خوندیم و نقدهایمان را هم نوشتیم.
بهتره بقیه دوستان هم بقیه کتاب را بخوانند و نظرشان را بنویسند.

از همه دوستانی که باعث شدند تا بار دیگر این کتاب ارزشمند را بخوانیم متشکرم.

موفق باشید.


message 22: by Farzan (new)

Farzan (persianguy1983) | 1379 comments واقعیت رو بگم نخوندم چون من این طور کتاب خوندم را دوست ندارم باید کتاب حضور فیزیکی داشته باشه برام تا مجازی به دلم نمی چسبه پس فقط نقد بچه ها رو خوندم اما همون چند صفحه ای هم که خوندم برای جالب بود اما یک کم شعرگونه بود


message 23: by Parvane (new)

Parvane | 44 comments آقا فرازن با حضور فیزیکی کتاب 100% موافقم! کتاب ورق زدنش هست که می چسبه! من که رفتم خود کتاب رو خریدم..با اینحال از آقا حمید ممنونیم...


back to top