Mathematics discussion

20 views
شعر

Comments Showing 1-2 of 2 (2 new)    post a comment »
dateDown arrow    newest »

message 1: by mehdi (new)

mehdi | 17 comments Mod
یاد ایامی که سهمی از ریاضی داشتیم
مغز خود رابا قوانینحساب انباشتیم

یاد ایامی که با یک عالم از سر زندگی

پای خود را در مسیر هندسه بگذاشتیم

یاد ایامی که مشتق در صدامان زنده بود

دست انتگرال؛ مارا از تنفس کنده بود

جذر ما مجذور دنیا بود و بی اندازه تا

بی نهایت در صداهامان صدا افکنده بود

یاد ایامی که دستان ریاضی مثل باد

دست ما را در سکوت زندگی مان می فشرد

یاد آن ایام شیرین ای دریغا ای دریغ

غنچه امید ما از خستگی نشکفته بود




message 2: by mehdi (new)

mehdi | 17 comments Mod
حساب و جبر جانا همه هستی ات بیارا
که رسد ز رمز خلقت نفحات حق شما را

لگاریتم هر گلی را که ز باغ پایه چیدم

رخ دلربات دیدم که رقم زده نما را

چو به تابع ات کشیدم خط منحنی چه دیدم

به دو دیده در تعجب نگریستم خدا را

به کمند رشته هایش چراست اوفتادن

قدح لیمیت خوردن به وجودتان گوارا

مَکُنی به صفر ضربم که توان آن ندارم

ز کرانه های بالا نفرستی این بلا را

هنر ریاضیات است غزلی بدین روانی

که روان خسته ما ننوازد این نوا را



back to top