Anahita discussion
Literature
>
ادبيات زنانه
date
newest »
newest »
نظرات خانم لاهيجي يك مقداري يكسو نگرانه است.اما زنان سر منشا تحولات فراواني در جهان بوده اند.
ولي تقسيم جنسيتي چه اينكه منتهي به برتري زن يا برتري مرد بشود را هم اصلا قبوا ندارم.
زن و مرد دو موجود متضاد هستند كه در عين تضاد هاي فيزيكي و حتي روحي براي به اشتراك گذاردن انديشه ها و افكار و حتي جسمشان خلق شده اند بهتر است به اشتراكات بپردازيم و نه افتراقات.
اگر هر كدام از اين دو جنس دنبال برتري جويي نسبت به جنس مقابل باشد دنيايي بهتر از آنچه كه امروز داريم متصور نخواهد بود.
نميدونم اما به نظر من ايشون فقط سعي داشتن رفع ابهام كنن و يك قضيه رو از يك ديدگاه تازه بررسي كنن.قصد اثبات برتري يك طرف رو نداشتن بلكه ميخواستن موجوديت زن رو در ادبيات اثبات كنن
به نظرمن چيزي كه باعث ميشه درمورد اين مباحث فوري جبهه گيري بشه اينه كه هنوز متاسفانه مقوله اي به نام زن اثبات نشده(بيشتر درايران)به همين خاطر هر حرف و هر خط كشي باعث سوءظن ميشه و به بيراهه كشيده ميشه
مثلا راجع به همين ادبيات،شروع ميكنن به خرده گيري كه چرا اثري از زنان در ادبيات نيست و ...اما تا جهت ميره سمت ارائه دلايل حضورنداشتن زنان،فوري جبهه گيري ها شروع ميشه
البته منظور من مدعيان و صاحبان فن هستن،كسايي كه دراين زمينه مطالعه كردن و اثر چاپ ميكنن كه چنين است چنان است
مشكل ترين قسمت قضيه اينه كه زنان در ايران و شايد جهان بايد تك تك مسائل و مقوله هايي رو كه حضورش و ماهيتش براي مردان اثبات شده رو يكي يكي براي ماهيت زن از نو اثبات كنن.حقوق مدني ادبيات،ورزش،معنويت،علم و ... ازين دست مقوله ها هستن
به نظرمن چيزي كه باعث ميشه درمورد اين مباحث فوري جبهه گيري بشه اينه كه هنوز متاسفانه مقوله اي به نام زن اثبات نشده(بيشتر درايران)به همين خاطر هر حرف و هر خط كشي باعث سوءظن ميشه و به بيراهه كشيده ميشه
مثلا راجع به همين ادبيات،شروع ميكنن به خرده گيري كه چرا اثري از زنان در ادبيات نيست و ...اما تا جهت ميره سمت ارائه دلايل حضورنداشتن زنان،فوري جبهه گيري ها شروع ميشه
البته منظور من مدعيان و صاحبان فن هستن،كسايي كه دراين زمينه مطالعه كردن و اثر چاپ ميكنن كه چنين است چنان است
مشكل ترين قسمت قضيه اينه كه زنان در ايران و شايد جهان بايد تك تك مسائل و مقوله هايي رو كه حضورش و ماهيتش براي مردان اثبات شده رو يكي يكي براي ماهيت زن از نو اثبات كنن.حقوق مدني ادبيات،ورزش،معنويت،علم و ... ازين دست مقوله ها هستن
من نمی فهمم این تلاش رو برای اثبات کردن.زن هست.وجود دارد. اثر دارد. این خودش اثبات شده است. دیگه چیو باید اثبات کنند؟
زن هست اما كسي نميبيندش
وجود داره اما وجودش همه جا حس نميشه
اثر داره اما اثرش ديده نميشه
مسئله اثبات حقانيته
اثبات حضور و وجود و اثر داشتن زنه در تمام عرصه ها
زن در تمام تاريخ از رنسانس بگير تا همين شكوفايي و نواوري،وجود داشته اما وجودش صرفا يك طفيلي تلقي ميشده و ميشه.انساني كه تا بوده منبع لذت و ازدواج و بچه دار شدن بوده
از همون موقع تا الان زن يه چيزي حدود يه تاريخ عقب افتاده،حالا اونا ميخوان اثبات كنن كه اين عقب افتادگي به خاطر بي لياقتي نبوده،به خاطر ناقص العقل بودن نبوده،عقبش انداختن.براي اثبات مدعاشونم مجبورن از اول شروع كنن به نشون دادن ردپاهايي كه به جا مونده اما روشون خاك نشسته
وجود داره اما وجودش همه جا حس نميشه
اثر داره اما اثرش ديده نميشه
مسئله اثبات حقانيته
اثبات حضور و وجود و اثر داشتن زنه در تمام عرصه ها
زن در تمام تاريخ از رنسانس بگير تا همين شكوفايي و نواوري،وجود داشته اما وجودش صرفا يك طفيلي تلقي ميشده و ميشه.انساني كه تا بوده منبع لذت و ازدواج و بچه دار شدن بوده
از همون موقع تا الان زن يه چيزي حدود يه تاريخ عقب افتاده،حالا اونا ميخوان اثبات كنن كه اين عقب افتادگي به خاطر بي لياقتي نبوده،به خاطر ناقص العقل بودن نبوده،عقبش انداختن.براي اثبات مدعاشونم مجبورن از اول شروع كنن به نشون دادن ردپاهايي كه به جا مونده اما روشون خاك نشسته
به نظر من زن هست. اثر هم داره.اما يك نكته هست در دنياي مدرن امروزي كه قدرت مطلق در دست مردان هست با قيل و قال به جايي دست ژيدا نخواهند كرد زنان.
گذشته ها گذشته است و شخم زدن تاريخ دردي را دوا نمي كند.
زنان قدرت فراواني دارد از پتانسيل هاي بالايي هم برخوردارند سرمنشا تغييرات شگفتي هم هستند پس بهتر است به آن چيزي كه الان هستند و آثاري كه الان مي توانند بر جا بگذارند متمركز شوند چون قدرت رسانه اي برتر مردان. قدرت اقتصادي و نظامي و سياسي مردان اجازه عرض اندام براي به رخ كشيده شدن گذشته زنان را نمي دهد.
مردها هم اگر بخواهند زنان را ناديده بگيرند واقعا كار ابلهانه اي را انجام مي دهند.
اما امروز مهم است نه ديروز.



اينها بخشي از صحبتهاي خانم شهلا لاهيجي مدیر انتشارات روشنگران و مطالعات زنان است كه از سايت كانون زنان ايراني انتخاب كردم
«بسیاری معتقدند زنان بانیان رمان نویسی هستند اما مردان این ادعا را قبول ندارند و می گویند چیزی به نام نویسنده به مفهوم زن وجود ندارد بلکه اینها زنان قلمزن هستند و نویسندگی آنان را جدی نگرفتند.»
دیکنز زنان را به عنوان نویسنده تعریف نمی کرد و درباره شان می گفت این نویسنده سه بچه دارد و یک رمان و دیگری چهار بچه دارد و دو رمان.
ايشان فراموش شدن آثار 100 زن رمان نویس مشهور قرن 17 را مصداق دیگری از مشکلات حضور ادبی زنان می داند: «اگر اثری از زنان در گذشته دیده نمی شود به خاطر این نیست که آنها در گذشته چیزی ننوشتند یا شعری نگفتند. فمینیست ها در نقدهایشان از «فراموشی عمدی» نام می برند. جامعه پدرسالار آماده است زنان و فعالیت هایشان را به فراموشی بسپارد. ثبت نشدن آثار 100 زن نویسنده هم نوعی سرقت تاریخی است یا می دانیم که در کشور خودمان زنان شاعر بسیاری وجود داشتند که جرات نکردند آثارشان را در جایی بنویسند. آنهایی هم که نوشتند سرنوشت شومی داشتند مثل رابعه بنت کعب.»
او می گوید: «قرن 18 را یادمان باشد که زنان مجبور می شدند نام های مردانه یا دوجنسی برای خود انتخاب کنند. یکی از چیزهایی که آثار زنان را به لحاظ اجتماعی تنزل می داد، جنسیت شان بود و دیدن نام یک زن روی اثر کافی بود که آن اثر هرگز خوانده نشود.» داستان هایی که زنان می نویسند حدیث نفس خود یا مجموعه ای از زنان دیگر است. یک قهرمان در داستان ظهور می کند و کمتر از داستان های مردان شخصیت های متنوع دارد. این یکی از اتهاماتی است که به داستان های زنان می زنند.
لاهیجی در این باره می گوید: «مدافعان نقد فمینیستی در برابر اتهام خسته کننده بودن و حدیث نفس بودن داستان زنان معتقدند زنان آن دوران امکان جهانگردی نداشتند. اگر تولستوی نمی توانست به جنگ برود یا مارکز خبرنگاری را در اسپانیا آغاز نمی کرد آیا امکان داشت که جنبه های مختلف جامعه را ببینند؟»
به اعتقاد لاهیجی اگر در گذشته رمان های زنانه شرح حال های نفس بوده اما امروزه نگاه زنان عوض شده و به کوشش خود زنان داستان نویسی از حیطه مردانه خارج شده است. غلبه «رمنس» و موضوع های عاشقانه در رمان های زنان از دیگر انتقاداتی است که به نویسندگان زن وارد می کنند.
شهلا لاهیجی با بیان این نکته ادامه می دهد: «در ابتدای نویسندگی زنان غلبه با رمنس بود اما در آثار نویسندگان معاصر برابری زن و مرد را می بینیم که در کار جین استین نمی دیدیم. نمی شود استین را محکوم کرد چرا که تمام کاری که در آن زمان یک زن می توانست انجام دهد ازدواج بود اما استین ازدواج نکرد. زنانی مثل او که خلاف جریان آب حرکت می کردند و تعاریف را به هم می ریختند، فراتر حرکت کرده اند.»
لاهیجی درادامه از نقد ادبی می گوید؛ اینکه بسیاری معتقدند آثار ادبی را نباید نقد کرد: «آیا حق داریم از دنیای امروز دنیای زمان «جین استین» را نقد کنیم؟ زمانی می توانیم آثار جین استین را نقد کنیم که تنها جهان پیرامونش را بررسی کنیم. این نوع بررسی دو شکل از جامعه را به ما ارائه می دهد؛ جامعه ای که استین و برونته ها در آن زندگی می کردند با جامعه امروزی که ما در آن زندگی می کنیم متفاوت است.»