اتوبوس discussion

13 views
مردانه > قربونی

Comments Showing 1-11 of 11 (11 new)    post a comment »
dateDown arrow    newest »

message 1: by Masoud (new)

Masoud Nikkhoo | 123 comments Mod
چله ی زمستان بود و زمین ها از سرما یخ زده بود. کنار خیابان در صف مردانه ی اتوبوس ایستاده بودم و به تاریخچه ی اتوبوس های این خط فکر می کردم. خط تهرانپارس- انقلاب. سال ها اتوبوس های دوکابینه ی صورتی رنگی در این خط کار می کردند که در این اواخر بیش از حد قراضه شده بودند و در واقع در این خط جان می کندند. با آمدن شهردار جدید، نسل این اتوبوس ها منقرض شد و اتوبوس های جدیدی در این خط شروع به کار کردند که جای بلیط، پول می گرفتند. عمر این اتوبوس ها کوتاه بود و پس از مدتی قرار شد اتوبوس های جدیدی در این خط کار کنند و ما بجای اتوبوس، بی آر تی صدایشان کنیم. بی آر تی با اتوبوس تفاوتی نداشت، البته مسیر بی آر تی طولانی تر شده بود و این ماشین ها تا میدان آزادی می رفتند
چند روزی بود که بی آر تی راه افتاده بود ولی من در آن روز سرد اولین بار بود که می خواستم سوار بی آر تی شوم. هنوز ایستگاه درست و حسابی برای بی آر تی نساخته بودند و از همان صف کنار خیابان اتوبوس های پولی استفاده می کردیم. نوبت من نزدیک بود. تخمین زدم که براحتی می توانم سوار بی آر تی بعدی شوم. منتظر بودم که این بی آر تی که جلوی ما ایستاده برود و بی آر تی بعدی جایگزینش شود و من بتوانم سوار شوم. راننده ماشینش را راه انداخت. فرمانش را پیچاند و چند متری جلو رفته بود که یک زن میانسال با سرعت به سمت ماشین نزدیک شد. همانطور که می دوید به راننده اشاره می کرد که درب را باز کن. راننده هم که نتوانست دستور زن را نادیده بگیرد همانطور که با سرعت کم داشت حرکت می کرد درب زنانه را باز کرد و انتظار داشت که زن همچنان که می دود، با یک حرکت پرشی سوار ماشین شود. زن هم همین خیال را داشت اما زمین یخ زده بود و ناگهان پایش سر خورد و مثل ماهی رفت زیر لاستیک بی آر تی. راننده ماجرا را در آینه ی بغل می دید اما تا بخواهد ترمز کند از پای زن رد شده بود. صحنه ی فجیعی بود. رویم را برگرداندم تا بیش از این منظره ی دلخراش پای زن را نبینم. فکر نمی کنم نیاز باشد که شرح دهم چقدر آدم دور این صحنه جمع شده بودند. آدم های خیرخواه، آدم های هیجان دوست و آدم های کنجکاو. همه بودند
پس از گذشت حدود بیست دقیقه، تنها اتفاقی که افتاده بود تماس با اورژانس بود. بی آر تی های دیگر کارشان را از سر گرفتند. سوار شدم تا هرچه سریعتر از این صحنه دور شوم. هرچند فراموش کردن چند ثانیه ای که این اتفاق رخ داد ممکن نبود. با خود فکر می کردم که انگار ما باید همیشه سنت ریختن خون جلوی هر چیز نو را اجرا کنیم. این هم قربانی بی آر تی. خدا آخر و عاقبتش را به خیر بگذراند
چند سالی از این ماجرا می گذرد و حالا ایستگاه های بی آر تی شیک شده اند و احتمال این اتفاقات کمتر شده است ولی این ماجرا از ذهنم پاک نمی شود و هربار زنی را می بینم که لنگان لنگان سوار بی آر تی می شود، از خودم می پرسم آیا همین زن بود


message 2: by Mina (new)

Mina | 22 comments واقعه خیلی دل خراشی بود و تشبیهش به ریختن خون برای هر چیز نو زیرکانه


message 3: by Sara.g (new)

Sara.g | 222 comments Mod
همیشه وقتی کسی از قانون سرپیچی می کنه یه جور تاوان (جریمه)
پس می ده ولی تاوانی که راننده و زن پس دادن خیلی سنگین بود. حتی لطف کردن و محبت هم باید قاعده و قانون داشته باشه بعضی وقتا لطف، بدتر از بی لطفیه و کارو خراب می کنه


message 4: by Masoud (new)

Masoud Nikkhoo | 123 comments Mod
درسته. به نظر میاد برای درست شدن جامعه یا اتوبوس بیشتر از هر چیز دیگه به قانون نیاز داریم


message 5: by Maral (new)

Maral | 35 comments نه آقا به این قانون چه کار دارید؟
مشکل از ماست


message 6: by Sara.g (new)

Sara.g | 222 comments Mod
تا قانون و زور بالا سر ما نباشه مشکل ما هم حل نمی شه.


message 7: by Masoud (new)

Masoud Nikkhoo | 123 comments Mod
مارال عزیز درست می گویی، بی شک مشکل از ماست. ولی حتی اگر فرض کنیم مردم کشور ما خارق العاده ترین مردم جهان هم هستند، انتظار من از قانون، مجریان آن و البته وکیل ها تغییر نمی کنه. به نظر من یک مملکت درست و حسابی مملکتی نیست که پر از آدم های خوب و ایده آل باشه که به بهترین شکل زندگی می کنند، بلکه مملکتیه که با قوانینش به زندگی خارق العاده ی ما شکل بهتری می ده


message 8: by Maral (new)

Maral | 35 comments درسته حق با شماست، اما مشکل از تک تک ماست که در هیچ شرایطی به قانون احترام نمیذاریم.
کشور ایده آل جایی میتونه باشه که مردم به ضعیف ترین قوانین هم احترام بذارن بدون حضور هیچ ماموری که بخواد جریمه کنه یا مچشونو بگیره.


message 9: by Masoud (last edited Sep 05, 2010 04:30AM) (new)

Masoud Nikkhoo | 123 comments Mod
درست می گی. با این وجود من فکر می کنم این مسئله بیش از آنکه گناه ما باشه، بدبختی ماست. نمی دونم پس از وقایع اخیر در کشورمون این قبیل توصیه ها رو شنیدی که در مخالفت با دولت مثلا اعتصاب کنید، مالیات ندید و یا قبض هاتو نو پرداخت نکنید و خلاصه قوانین حکومتی رو پایمال کنید
واقعیت اینه که این مسئله در تمام تاریخ ما بوده. یعنی یه زمانی روحانیون تبلیغ به قانون شکنی می کردند و حالا که روحانیون حکومت می کنند قضیه برعکس شده
حالا چجوری انتظار داری من که پدر، پدربزرگم و احتمالا پدر اون قانون شکنی رو فضیلت می دونستند و حتی اکنون هم این توصیه به من می شه یه قانون مدار باشم
شاید الان بتونم در مورد فضایل قانون مداری کلی فلسفه ببافم ولی مطمئنم که چه بسا در عمل خودم هم نتونم یک قانون مدار ایده آل باشم و این موضوع به تربیت نخستین برمی گرده که قبلا راجع بهش نوشتم


message 10: by Maral (new)

Maral | 35 comments آره یادمه مثل اتو به برق زدن ساعت9...
من انتظار دارم ما مثل پدرانمون نباشیم ما درست رفتار کنیم
1شعار هست که میگه اگر میخوای آدمها به حرفهات گوش کنن اول خودت به حرفهات اعتقاد داشته باش حالا من یکم اینو عوض میکنم اینجوری :
اگر میخوای جامعه ی خودتو عوض کنی اول به قانونش احترام بذار حتی اگر همه نقضش کردن!;)


message 11: by Sara.g (new)

Sara.g | 222 comments Mod
ولي اين قانون شكني با قانون شكني كه مي خواي ازش به عنوان يه حربه عليه كسي استفاده كني فرق داره. مثلا اگه وقتي چراغ براي عابر پياده قرمزه اگه رد شي هيچ مسئولي ضربه نمي بينه جزء اينكه خودت بايد يه عمر فلج گوشه خونه بشيني. يا همون اتفاقي كه براي اون زن افتاد. با اين موافقم كه اول بايد قانوني وجود داشته باشه و تو براي سلامت خودت و جامعه بايد قانونو رعايت كني.


back to top