داستان كوتاه discussion

38 views
گفتگو و بحث > در تعریف زیبایی

Comments Showing 1-7 of 7 (7 new)    post a comment »
dateDown arrow    newest »

Nader - نادر ***

زیبایی


زیبایی مفهومی انتزاعی ست که بشدت با تمامی جنبه های وجودی (بودش) انسان همراه است۰
مفهوم کلی این واژه با سامان فلسفی مقوله ی زیبایی شناسی (استتیک) در رابطه قرار میگیرد۰
مانند هر نوع ارزش دهی (رده بندی ارزشی) این موضوع که در خود باری مثبت حمل مینماید به گونه ای تعیین کننده ی ارزش چیزهاست۰ اما همانگونه که گفته شد انتزاعی است یعنی مفهومی ذهنی است و از ذهن برمیخیزد و به مقیاس و اندازه گیری ارزش چیزها (با بار مثبت و نه منفی ـ سوی منفی آن در ارزش گذاری زشتی عملکرد دارد) میپردازد و وابسته ی به اهداف ارزش گذار است که میتواند حتی توسط توده های اجتماعی مشخص شود۰
اینکه چه مقیاسی در این رده بندی ارزش زیبایی را تعریف یا مشخص میکند از موضوعات علوم طبیعی و روان(روح)شناخت است۰

آنچه در امور روزمره زیبا خوانده میشود، تأثیر مثبت و مطبوعی را گویند که توسط احساس دریافت میگردد۰ به تعبیری آن احساس مطبوعی که از شخصی یا چیزی یا حالتی دریافت میگردد۰ یک فکر زیبا، یک بدن زیبا، یک قطعه ی موسیقی زیبا. یک شعر زیبا، یک نقاشی زیبا یا طبیعتی زیبا۰ و این کاملاً نسبی و با نظام ارزش دهی در هر فرد و هر اجتماعی در مقاطع زمانی مختلف متفاوت مینماید۰ در این ارزش گذاری هماهنگی و تقارن دو عامل تعیین کننده هستند۰

مبحث زیبایی شناسی در فلسفه تلاش برآن داشته تا برای پرسش زیبایی چیست؟ پاسخی بیابد۰ با نگاهی به تاریخ فلسفه در بحث زیبایی شناسی میبینیم که همه فلاسفه و اندیشمندان در تاریخ اندیشه ی بشری به این مهم پرداخته اند۰
بعنوان مثال در فلسفه ی قرون میانی اروپا زیبایی به تابش، برق و تشعشع حقیقت تعریف شده است که وابسته به یکی از ویژگی های اندیشه در توافق با واقعیت میگردد۰ در دنیای جدید زیبایی دیگر یک ویژگی در تعریف اشیاء نبوده بلکه بعنوان قضاوت (حکم) در فهم یا شعور معنا میشود۰
یکی از تأثیرگذارترین تعاریف زیبایی در دنیای نوین را ایمانوئل کانت در سال ۱۷۹۰ میلادی مطرح کرده و زیبایی را بعنوان موضوعی در کارکردهای ویژه ی نیروی قضاوت چنین تعریف میکند: زیبایی قضاوت (حکم) زیباشناختانه است۰ به تعبیری ساده تر، زیبایی حکم سلیقه است۰ برای تحلیل دقیق تر این بحث بایستی به مقال نقد نیروی قضاوت (حکم) اثر کانت مراجعه شود که در اجمال مرزهای میان خوب، مطبوع و زیبا در حیطه ی سلیقه به قضاوت گذاشته میشود۰ بدان مفهوم که احکام زیباشناختی از نظر کانت بر پایه ی دریافت های شخصی و ذهنی از لذت (خوشی) بنا شده اند۰ بعنوان مثال داشتن هوس و شهوت یا نداشتن آن در قضاوت زیبایی ۰ در این معنا شاید بتوان زیبایی را خیلی ساده به این شکل تعریف کرد: زیبایی همانی است که برای ما، شخصاً خوشایند است۰ اما کانت به یک تفاوت اشاره میکند و آن اینکه، خوشایند را هر کس به کونه ای دیگر دریافت و درک میکند۰ درصورتیکه حکم زیباشناختی از نیروی قضاوت عام برخاسته و برای همه زیبا زیباست و دچار تفاوت سلیقه ها نیست۰
در ادامه ی نظر کانت بحث مربوط به زیبایی و سلیقه ژرف تر میشود که در حوصله این مقال نیست۰


منبع

http://de.wikipedia.org/wiki/Sch%C3%B...

***
ادامه دارد۰


message 2: by Ashkan (new)

Ashkan Ansari | 2135 comments خواندنی بود نادر گرامی و سپاسگزارم


Nader - نادر Ashkan wrote: "خواندنی بود نادر گرامی و سپاسگزارم"

با درود

محسن عزیز در گروه جمله این پرسش را مطرح کرده است که زیبایی چیست؟
در نگاهی اجمالی در فرهنگ ویکی پدیا به اشارات بالا برخوردم که بسیار وسیع است و شاید ترجمه ی کامل آن به فارسی به چند صفحه بکشد۰ خلاصه ای از بخش های آغازین آنرا در اینجا هم جهت اطلاعات عمومی آوردم که شاید مورد استفاده قرار گیرد۰
زیبایی در هنر و موارد دیگری هم در دست ترجمه است که به آن اضافه خواهد شد۰
سپاس از توجه شما۰


Nader - نادر ***

***
در تعریف زیبایی (بخش دوم) ۰
***

هنر و زیبایی

در دوران مدرنیته مقوله ی زیبایی در هنر نیز به چالش و نقد کشیده شده است۰
زیبا دیگر "تابش تابناک حقیقت" نیست، بلکه به عکس، به زیبا شده، خوش آمده و نه حقیقی معنا میشود۰ بعنوان مثال تمامی موضوع گونه (مد) و گونه ها در رابطه با هنر
معنایی غیرجدی و غیر حقیقی و بهمین دلیل در تعریف کلاسیک زیبایی مفهومی غیرهنری بخود گرفته است۰
آلمان ها به عنوان مثال زیبایی در گونه (مد) نوین را در علم اشتقاق واژه ها به آش (ملغمه) درهمی از باقیمانده ی غذاهای آشپزخانه تعبیر کرده اند (کیچ) که ظاهر آن تزیین شده باشد۰ در هنر مدرن مفاهیم والا، زشت، جالب یا معتبر بجای مفهوم زیبایی مینشینند و به این طریق زیبایی مفهوم خود را در تعریف هنر و گونه های معاصر آن از دست میدهد۰

مقوله ی زیبایی شناسی

مقوله ی زیبا(یی) شناسی (از ریشه ی یونانی استسیس به مفهوم دریافت یا ادراک) تا قرن نوزدهم میلادی قبل از هر چیز به زیبایی قابل دریافت یا درک شدنی بازمیگشت و در رابطه با حدود قوانین و هماهنگی در طبیعت و هنر، تعریف میشد۰
امروزه، در گفتمان روزمره، مفهوم زیباشناخت بیشتر مترادف زیبا، خوش سلیقه و یا جذاب و پرکشش می آید۰ اما در حیطه ی علم به عنوان موضوعی مطرح میگردد که تمامی خصوصیات مربوط به انتخاب و چگونگی دریافت و ادراک اشیاء توسط انسان در آنها مستتر است۰
در فلسفه واژه ی زیباشناخت (استتیک) موارد کاربرد متفاوت دارد۰در جایی به نظریه ی عام (نه فقط در هنر) دریافت ها (ادراک) حسی بازمیگردد و جایی دیگر در نظریه ی هنر یا به تعبیری طرح در انداختن (دیساین) مورد کندوکاو قرار میگیرد۰
با تأکید بسیاری از فلاسفه (از جمله کانت که شرح آن در بالا آمد) موضوع ارزش و مقیاس های آن باعث میشود تا نتوان فقط با تکیه بر دریافت های محض در حیطه ی ذهنیت از جمله زیبا یا زشت به تعریفی جامع از زیباشناخت رسید۰ چرا که نوع و چگونگی حس (نفس) و معنویت در آن از عوامل تعیین کننده هستند۰
برخی از نظریه های زیباشناختی تأکید برآن دارند که موضوع زیباشناخت فقط در چهارچوبه های نظام علائم و نشانه ها قابل درک خواهد بود۰

***

ادامه دارد


message 5: by Tania (new)

Tania (tania-sh) | 8 comments ارزشمند بود نادر جان
"قشنگ یعنی تعبیر عاشقانه اشکال" سهراب سپهری


message 6: by Ashkan (new)

Ashkan Ansari | 2135 comments من صبر می کنم تا در آخر نوشته «پایان» نوشته شود. پس از آن سخن بسیار دارم


message 7: by Nazanin (last edited Sep 02, 2010 12:43PM) (new)

Nazanin | 4 comments در پاسخ این سوال که گفته شده است" زیبایی چیست؟" میتوان گفت هر آن چیزی است که آدمی را به خود جلب می کند و ما خواهان تکرار و دیدار یا شنیدن آن هستیم. همینطور زشتی که در مقابل زیبایی قرار دارد و هر آن چیزی است که از آن دوری می کنیم و از تکرار و حضور آن بیزاریم.
اما ماهیت این شیفتگی ولذت از زیبایی فقط یک عکس العمل عاطفی است یا عقل هم در این دریافت دخیل است!درک زیبایی یک موضوع مرکب است . هم عوامل عاطفی در آن دخالت دارد و هم عوامل عقلی.هر توضیحی درباره درک زیبایی باید اهمیت بایسته را برای عنصر عاطفی در واکنش ما نسبت به زیبایی قايل شود.این عنصر عاطفی اغلب برچسب "لذت زیباشناسانه" به خود می گیرد که می تواند از لذت در ساده ترین شکل آن تا نشیه خلسه آور تنوع داشته باشد. البته این لذت از زیبایی و میل به تکرار آن را همچون غا یتی در نفس خود می نگریم و نه صرفاً برای ارضای حسی درونی. فرد غذا شناس که تجربه هایی زیباشناسانه از مزه غذا دارد از مزه ماهی سفید به خاطر نفس آن مزه لذت می برد نه از برای ارضای گرسنگی خود. در عین حال باید برای عنصر عقلی هم درواکنش و برداشت زیبایی نیز محلی قايل شد.وقتی چیزی را زیبا می یابیم یا به کیفیت زیبا شناسانه آن تاکید می ورزیم ارزشگذاری عقلی مطرح می شود.اگر چنین نباشد ،هرگز نمی توانیم دلیلی برای داوریهای زیبا شناسانه خود اقامه کنیم و یا حد اقل خود را قانع کنیم که چرا چیزی را زیبا می دا نیم!
به شخصه با نظر ونگوگ در مورد زیبایی موافقم که می گوید اگر واقعا عاشق طبیعت باشی ،زیبایی را در هر کجا خواهی دید.اگر به چیزهایی که زیبا مینامیمشان دقیقتر بنگریم یک ویژگی مشترک بین آنها خواهیم یافت .همه آنها کیفیتی حیاتی دارند و یا نسخه ای از طبیعتند که تحسین زیباشناسانه را ایجاب میکند.بهترین واژه ای که می تواند این کیفیت را توصیف کندکلمه زیبایی است که آن را میتوان در آدمیان،خوردنیها،اسبها، مناظر،نمایشنامه ها، کنسرتو ها،نقاشی ها،بناها و آوازها دید.


back to top