Dandelion - قاصدک discussion

26 views
شعروترانه > چيستي هايكو و آشنايي با هايكو

Comments (showing 1-4 of 4) (4 new)    post a comment »
dateDown arrow    newest »

message 1: by Ali (new)

Ali Ashini (CafeChy) (aliashini) | 244 comments Mod
"هايكو" از معروف ترين فرم هاي شعر كوتاه در جهان است كه هفده هجا دارد و در سه سطر نوشته مي شود. هايكو نه وزن دارد و نه قافيه و آرايه هاي كلامي در آن به ندرت به كار مي رود. حدود دو هزار سال پيش هايكو جزوي از يك فرم شعري 31 هجايي به نام " تانكا " بود كه از دو بخش تشكيل مي شد و معمولاً ‌آن را شاعران به شيوة پرسش و پاسخ مي سرودند. در قرن شانزدهم ميلادي به تدريج بخش هفده هجايي تانكا مستقل شد و آن را " هاكايي " يا "‌هايكو " ناميدند.
هايكو در ابتدا محتوايي طنز آميز داست و به تدريج بر اثر در آميختن با فلسفة " ذن " اعماق و جوانب‌‌ آن گسترش يافت. ايجاز و سادگي و در عين حال عمق هايكو و هنر تصويري بديع آن، علاوه بر آن كه در چهار قرن گذشته شاعران زيادي را در ژاپن به خود كشانده است، در دوره معاصر در خارج از ژاپن هم با استقبال قشر كتاب خوان و شاعران و هنرمندان مواجه شده است و علاوه بر ترجمه هايكوهاي ژاپني به اغلب زبانهاي دنيا، در سراسر جهان شاعراني پيدا شده اندكه به سرودن شعر به شيوة هايكوهاي ژاپني مي پردازند. امروزه دوستداران و هايكو سرايان سراسر جهان داراي انجمن هاي خاص هايكو در سطح محلي و ملي و بين المللي هستند و با برگزاري همايش ها و سمينارهاي دوره اي و يا از طريق سايت هاي اينترنتي به بحث و تبادل نظر در مورد هايكو و تاريخچه و ابعاد هنري آن مي پردازند.
هايكو شايد مهم ترين كالاي صادراتي فرهنگ ژاپن به جهان امروز باشد. تعداد كساني كه در سراسر دنيا ـ از پير و جوان و زن و مرد ـ در كار گفتن هايكو هستند شايد قابل شمارش نباشد. آن قدر سايت و وبلاگ به زبان هاي مختلف در مورد هايكو وجود دارد كه شايد عمرهاي كوتاه ما به خواندن همه آنهاكفاف ندهد.
چه عاملي باعث شده است كه يك قالب ادبي تا اين حد محبوبيت فراگير جهاني پيدا كند؟ شايد در وهلة نخست،‌ترجمه پذيري آن مهم ترين نكته اي است كه باعث اقبال عمومي بدان شده باشد. هايكو بيشتر مبتني بر تصوير است تا بازي ها و شگرد هاي زباني. برگرداندن تصوير به زبان هاي ديگر بسيار راحت تر از ترجمه ترفندهاي زباني است. در اين هيچ ترديدي نبايد كرد. فلسفه اي كه با هايكو همراه است نيز از عواملي است كه آن را براي ملت هاي مختلف جذاب كرده است. دعوت به تماشاي طبيعت از نگاهي ديگرگونه و تعمق در روان و رفتار آدمي، به خودي خود پيشنهادي دلرباست و در عصر آهن و تكولوژي انسان ها به اين نوع نگاه نياز روحي شديدي دارند. سهل و ممتنع بودن اين نوع شعر بسياري از اهل ذوق را بر آن مي دارد كه در اين فرم طبع آزمايي كنند، زيرا در نگاه اول چنين به نظر مي رسد كه سرودن چنين شعرهايي كار هر كسي است. وضع قواعد روشن و فرمول هاي عملي براي گفتن هايكو، مشوق بسيار كساني بوده است كه وارد اين عرصه شده اند و بدون احساس تكلف و دشواري،‌ هايكو نوشته اند. بعيد مي دانم در ادبيات هيچ سرزميني اين قدر قواعد مشخص براي سرودن شعر در يك قالب ادبي وضع شده باشد.
تعيين چارچوب ها و الگوهاي مشخص و تعريف فرمول ها و فرامين مكانيكي، در ايجاد اين توهم كه سرودن هايكو كاري بي دردسـر و بـدون رياضيات ذهني است نقش مهمي داشته است. دستورالعمل هاي هايكو نويسي، به يكسان سازي فرم و زبان اين نوع شعر انجاميده كه با ذات هنر كه از كليشه و چارچوب بيزار است در تضادي آشكار است؛ يعني چنين روندي منجر به توليد انبوه محصولات مشابه فكري در كارخانه هاي ذهن و زبان شاعران هايكوسراي سراسر جهان، تحت ليسانس فرهنگ ژاپني شده است و اين يكنواختي و تكرار لحن و زبان و تصوير،‌ شور و عمق راستين هايكو را پوشانده و آنچه توليد مي شود، محصولاتي است كه از لحالظ ظاهر به اصل خود شباهت دارند، اما از طعم و عطر و خاصيت آن خبري نيست.
نكته بعد، تسليم بي چون و چراي هايكوسرايان به نمادهاو تصاوير و خصايل فرهنگ ژاپن است. گويي،‌بايستي « فصل واژه » همه هايكوسرايان جهان هماني باشد كه شاعران ژاپني گفته اند و تخطي از اين اصول، گناهي نابخشودني است. اگر هايكوسراي ژاپني ماه سرد را نماد پاييز يا زمستان مي داند، ‌ديگران را در همه زمان ها و مكان ها چاره اي نيست جز اين كه به اين نماد تن در دهند و براي آن كه به عدم رعايت قواعد مسلم انگاشته شده متهم نشونـد، حـسّ دروني خود را ناديده مي انگارد و به حسي كه فرهنگ ها و دستورالعمل ها به او ياد داده اند، پناه مي برند. آيا « فصل واژه » هاي يك شاعر كويري ايراني با « فصل واژه » هاي يك شاعر شمالي بايد يكسان باشد؟
واقعيت ديگري كه امروزه با آن رو به رو ييم اين است كه هايكوسرايان امروز طبيعت را از روي هايكوهاي استادان اين شعر آموخته اند و در خود طبيعت كمتر مطالعه كرده اند.
اين همان اتفاقي است كه در شعر قديم فارسي هم اتفاق افتاده است . شاعران سبك خراساني در قرن چهارم و پنجم برخوردي بي واسطه با طبيعت و محيط اطراف خود داشتند، اما شاعران دوران بعد،‌ به جاي آنكه همانند اسلاف خود با طبيعت و محيط پيراموني درگير شوند، با تصاوير شعري ديوان هاي شاعران پيش از خود درگير شدند و شناختشان از طبيعت، همان شناختي شد كه از رهگذر مطالعة اشعار ديگران به دست آورده بودند. در واقع، نگاه آنان نسخه بدلي بود از نگاه استادان پيشين و اصالت نداشت. به ناچار، عناصر طبيعي در شعر آنان به شكل استعاره و ايماژ در آمده بر گرفته از سنت شعري بود نه ديدار بي واسطه با مناظر و مرايا.

در ايران ترجمة هايكوهاي ژاپني با واسطه و بيشتر از روي ترجمه هاي انگليسي و آلماني آنها صورت گرفته است. بر بنده روشن نيست كه اولين بار چه كسي به ترجمة شعر هاي ژاپني پرداخت. تا آن جا كه مي دانم در اوايل دهة چهل، "حسن فياد " ترجمة چند شعر كوتاه ژاپني را در مجلة آرش انتشار داد و از آن پس نيز ترجمه هاي پراكنده اي در مجلات ادبي به چاپ رسيد. "سهراب سپهري" و "احمد شاملو" از جمله كساني بودند كه دريچه اي از هايكوهاي ژاپني بر روي قشر كتابخوان ايراني باز كردند. كتاب هايكو كه " احمد شاملو " و " ع . پاشايي " ترجمه و گردآوري كرده اند، علي العجاله مهم ترين منبع شناخت اين گونة شعري در زبان فارسي است. علاوه بر اين تا كنون ده ـ پانزده كتاب شعر هايكو به زبان فارسي ترجمه و منتشر شده است و به بركت رواج روز افزون اينترنت و دسترسي آسان به منابع و ارتباط با انجمنهاي متعدد دوستداران هايكو در جهان، اين پديده دربين قشر جوان كتابخوان از اقبال روز افزوني برخوردار شده است.
شعر كوتاه امروز ايران بيشتر متأثر از هايكو و ساير فرم هاي شعري خارجي است كه با نام و طرح و طرح واره به چاپ رسيده است و حد و اندازه و تعريف روشني نيز ندارند. دقيقاً نمي دانيم اين فرم شعري چه مشخصاتي دارد و در چند سطر و با چه ويژگي هايي بايد نوشته شود. تلاشي نيز تاكنون براي تعريف اين فرم شعري صورت نگرفته است و اين شاعران بوده اند كه بر اساس احساس دروني خود، حدي براي سطرهاي شعر قائل شده اند. بنابراين هم شعرهاي يك سطري، شعر كوتاه ناميده مي شوند و هم شعرهاي هفت ـ هشت سطري. در قالب هاي كهن مثل رباعي و هايكو، وضع سطر (يا مصراع) و تعداد هجاها و محل قرارگيري قافيه مشخص است. هم شاعر تكليفش روشن است كه بايد شعرش را چگونه بياغازد و چه سان به پايان برد و هم خواننده مي داند باچه نوع شعري سر و كار دارد. در دفتر اشعار دو تن از كوتاه سرايان ايران، "محمد زهري" و "منصور اوجي" هم با شعرهاي كوتاه يك سطري مواجهيم و هم با شعرهاي كوتاه دوازده سطري. وزن اين شعرها نيز متفاوت است و بنا به قواعد شعر نيمايي، يك سطر گاه يك كلمه است و گاه دوازده كلمه. حضور قافيه در اين شعرها دلبخواهي و متناسب با حسّ و حال شاعر است. همين امر، تعريف اين نوع شعر را با دشواري مواجه كرده است.

مهدي اخوان ثالث بر اساس خسرواني هاي كهن، تعدادي نوخسرواني سروده است كه عبارت است از شعرهاي كوتاه سه سطري كه داراي وزن يكنواخت ( در هر قطعه نه در تمامي قطعات ) است و سطرهاي اول و سوم آن قافيه دارد. اين تلاش كه كسي آن را ادامه هم نداده است، كمابيش ما را براي رسيدن به يك فرم مشخص در شعر كوتاه امروزي ياري مي كند.

نگارنده:
سيد علي مير افضلي


message 2: by Ali (new)

Ali Ashini (CafeChy) (aliashini) | 244 comments Mod
اليته من خودم شخصا قائل به شعر بودن هايكو نيستم.

شعر تعريف دارد در كتاب "معيار الاشعار" آمده كه شعر كلامي است موزون و مخيــّل... حال مقفا بودنش در آن كتاب اشاره نشده است..

اما هايكو،موج نو، و اشعار! كوتاه معاصر كه نه موزون بوده نه مخيل و نه مقفا چگونه نام شعر بر خود مي گذارند نمي دانم.


message 3: by Ali (new)

Ali | 4 comments همونطور که میدونید در اشعار فارسی هم نمونه ای داریم که بی شباهت به هایکو نیست: مفردات. بر خلاف هایکو، موزون است و مخیّل. ولی مقفا نیست واقعاً. شاید صائب تبریزی رو بتوان نماینده ی شایسته ی این شعر در ادبیات فارسی دونست. اتفاقا مفردات هم گاهاً روشی برای طنزگویی بوده است. یک نمونه از شعر صائب

بخیه ی کفشم اگر دندان نما شد عیب نیست

خنده میاید ورا بر هرزه گردی های من


message 4: by Ali (last edited Aug 26, 2010 07:10AM) (new)

Ali Ashini (CafeChy) (aliashini) | 244 comments Mod
دقيقا علي جان نكته ي خوبي رو اشاره كردي و دقيقا قصد و منظور اين نوشته و من همين بود كه شما به خوبي باز كردي مطلب رو. من هم در تعريف شعر از كتاب معيار الاشعار مقفا بودن رو گفتم نيامده و موزون بودن و مخيّل بودن از شروط اصلي ذكر شده. در متن اصلي مقاله ي جناب مير افضلي در كتاب نيوز كه اينجا خلاصه اي از آن باز انتشار يافته هم ذكر شده كه ما در ادبيات كهن خودمان حتي پيشتر از هايكو، مفردات داشته ايم.
خسرواني هاي اخوان هم از جمله ي آنهاست كه واقعا يك تجربه آزمايي شيرين و قوي از اخوان در شعرهاي سه سطري است كه واقعا شعر است.


back to top

unread topics | mark unread