اتوبوس discussion

8 views
شیشه بخار گرفته > معامله بهشت

Comments Showing 1-1 of 1 (1 new)    post a comment »
dateUp arrow    newest »

message 1: by Sara.g (new)

Sara.g | 222 comments Mod
در قرون وسطا كشيشان بهشت را به مردم مي فروختند و مردم نادان هم با پرداخت هر مقدار پولي قسمتي از بهشت را از آن خود مي كردند. فر دانايي كه از اين ناداني مردم رنج مي برد دست به هر عملي زد نتوانست مردم را از انجام اين كار احمقانه باز دارد تا اين كه فكري به سرش زد ... به كليسا رفت و به كشيش مسئول فروش بهشت گفت: قيمت جهنم چقدره؟ كشيش تعجب كرد و گفت: جهنم؟ مرد دانا گفت: بله جهنم. كشيش بدون هيچ فكري گفت: 3 سكه. مرد سراسيمه مبلغ را پرداخت كرد و گفت: لطفا سند جهنم را بدهيد. كشيش روي كاغذ پاره¬اي نوشت: سند جهنم. مرد با خوشحال آن را گرفت و از كليسا خارج شد. به ميدان شهر رفت و فرياد زد: من تمام جهنم رو خريدم اين هم سند آن است. ديگر لازم نيست بهشت را بخريد چون من هيچ كس را داخل جهنم راه نمي دهم!


back to top