داستان كوتاه discussion

26 views
نوشته هاي ديگران > مقدمه ی دکتر بهرام فره وشی بر دومین حلقه ی قدرت

Comments Showing 1-6 of 6 (6 new)    post a comment »
dateUp arrow    newest »

Nader - نادر مقدمه ی دکتر بهرام فره وشی بر کتاب دومین حلقه ی قدرت، نوشته ی کارلوس کاستاندا

۰۰۰
دوستان ارجمند من خانم مهران کندری و آقای مسعود کاظمی از من خواسته اند تا گفتاری بر ترجمه ی این کتاب بنویسم۰ ایشان بزرگواری کرده اند و دانسته های ناچیز مرا در این باره چیزی پنداشته اند۰
مرا چون با کار و آثار کارلوس کاستاندا و اینگونه آثار اندک آشنایی هست، پاسخ به مهر و محبت و حسن ظن ایشان را این گفتار تقدیم گشت۰

سال ها پیش، روان شاد پروفسور هانری کربن ایرانشناس، فیلسوف و عارف بنام فرانسوی، نخستین جلد این کتاب را که ترجمه ی فرانسوی آن بتازگی در پاریس منتشر شده بود و در محافل ادبی پاریس غوغایی برانگیخته بود، همچون ره آوردی به من هدیه داد۰ در آنوقت من در کار تحقیق و پژوهش در حال و کار درویشان بودم۰ پروفسور کربن مایل بود نظر مرا در باره ی این کتاب بداند و میخواست تا شبی درباره ی آن به گفتگو بنشینیم۰
بعدها که فرصت دست داد، این کتاب و کتابهای دیگر کاستاندا را خواندم، ولی دوست و استاد مهربان و بزرگوار من دیگر در این دنیا نبود، او به واقعیت دیگر پیوسته بود۰
***
مطالب سلسله کتابهای کاستاندا به اندازه ای شگفت انگیز است که خواننده با اینکه در متن وقایعی قرار میگیرد که ظاهرأ همه واقعی هستند، نمی تواند آنها را باور بدارد۰ ولی کسانی که با فلسفه و ادبیات وسیع هندی و یوگایی آشنایی دارند و متون عرفانی ایرانی را خوانده اند بزودی درمیابند که نوشته های کاستاندا عطر دل انگیز آشنا میدهد۰
این سلسله کتاب که تا کنون هفت جلد آن بچاپ رسیده و میلیونها نسخه از آنها در زبانهای مختلف نشر یافته است نقطه ی عطفی در ادبیات جهان بشمار میروند و چیزی که بر ابهام و شگفتی جستجوگر می افزاید آنست که شش جلد از این کتابها بنام رویداد واقعی نشر یافته و هفتمین آنها به نام رویداد تخیلی و غیرواقعی به بازار کتاب آمده است و بنظر میرسد که کاستاندا تحت فشار خاصی این کتاب هفتم را غیرواقعی عرضه کرده است۰ عقل سلیم خواننده حکم میکند که یا هر هفت کتاب را تخیلی بداند و یا هر هفت را واقعی بپندارد و چیزی که در این میان تردیدی در آن نیست آنست که کتاب اول از این دوره، تز دکترای او در دانشگاه کالیفرنیاست و حاوی پژوهشهای میدانی جوان دانشجویی است که برای تهیه ی تز خود به میان سرخپوستان و بومیان یاکویی رفته است و در واقع تحقیقی بکلی علمی و واقعی و پژوهشگرانه است۰
در هر حال چه این کتابها واقعی باشند و یا تخیلی، باندازه ای خوب و پرمایه وفیلسوفانه و عارفانه نوشته شده اند که کاستاندا به هر حال نقطه ی عطفی در اینگونه ادبیات پدید آورده است و کتابهای او در قلمرو فلسفه است، در اروپا و آمریکا نیز او را بعنوان فیلسوف میشناسند و کتابهایش را بیشتر در قفسه های کتب فلسفی میتوان یافت۰
گفتار کاستاندا نوعی فلسفه و جهان بینی جدید است۰ وقایع کتاب او یا رویدادهای واقعی است و یا چیزی شبیه به واقع و در حد یک تئورم۰
کاستاندا آنچه را که رشته است یا خود تجربه کرده است و یا آنچنان در عرفان جدید و کهن و فنون جادویی آشنایی و تبحر دارد که چیزی شبیه به واقعیت و یک واقعیت مجرب به قلم آورده است و در هر حال حتی اگر کتابهای او را در قلمرو فلسفه نپنداریم، در قلمرو ادبیات جهانی یک نوآوری شگرف و شگفت انگیز ببار آورده است و راهی را که پیشتر الدوس هاکسلی در ادبیات گشوده بود پیش گرفته و آنچنان پیش رفته است که راه های تازه ای برای کشف واقعیتی دیگر یافته است۰
بخش نخست این سلسله گفتار قسمتی از سرگذشت دانشجوی جوانی است که در پی یافتن گیاهان توهم زا برای تهیه ی تز دکترا در رشته ی مردمشناسی به سونورا در مکزیک میرود و در نواحی بین رودخانه کلورادو و رود ریو دوگراند و مرزهای مکزیک که محل سکونت بومیان یاکویی و تاراهومارا است به عارف جادوگر یا جادوگر عارفی برمیخورد که هم پزشکمرد است و هم شمن۰ شاگردی او را در ماه ژوئن سال ۱۹۶۱ به مدت چهار سال کردن مینهد۰ سپس ترس و هراسی روح او را فرا میگیرد و در سی ام سپتامبر سال ۱۹۶۵ از ملاقات با استاد خود دون خوان ماتوس سرباز میزند، ولی نیرویی مرموز دوباره او را بسوی پیر مرشد میکشاند و مجموعأ حدود ده سال در خدمت او بسر میبرد و این دوره کتاب حاصل رهنمودهای پیرمرشد است که دفاع از بخش نخست آن در دانشگاه کالیفرنیا در لوس آنجلس درجه ی دکترا را نصیب او میگرداند و این تز در سال ۱۹۶۸ توسط دانشگاه کالیفرنیا منتشر میگردد۰ بنابراین، کمترین، این است که جلد اول این دوره از گفتارهای پژوهشی سراسر علمی و جدی است۰ در واقع به هیچ وجه نمیتوان انکار کرد که کاستاندا به عارف جادوگری برخورده است و مدتها شاگردی او را کرده است و از مکتب عرفان او چیزهایی آموخته است که بطورکلی در همه ی متون عارفانه ی جهان موجود است۰
واقعیت دیگر، یا واقعیت جداگانه ای که کاستاندا از آن سخن میگوید، واقعأ وجود دارد و امروزه با تحقیقات جدید پاراپسیکولوژی به هیچ وجه دیگر نمیتوان منکر این نوع واقعیت ها گشت۰ این واقعیتِ دیگر بویژه برای ما ایرانیان و بطورکلی شرقیان که خود گاهی در متن این واقعیات قرار گرفته ایم، محسوس و گاه ملموس است۰ شاید یک فرد غربی با فرهنگ خاص خود نتواند بزودی آنچه را که کاستاندا روایت میکند، باور بدارد ولی بسیاری از گفته های او چیزی جز تجربه های عرفان ایرانی و هندی نیست، و هنر کاستاندا در اینست که این مطالب را با متد و تحلیل گری و اغلب با ناباوری مطرح ساخته است۰
اگر وی با عرفان ایرانی و هندی و چینی آشنایی داشت، شاید آنقدرها در ناباوری خود پافشاری نمیکرد و زودتر ذهن عقلگرای خود را تسلیم احساس خویش میکرد و به آنچه که میخواست زودتر دست مییافت۰ کوشش استاد او، دون خوان ماتوس، در سالهای متمادی بر این بوده است که ذهن عقلگرای او را بشکند و معلومات ابژکتیو او را بباد انتقاد بگیرد و به او بباوراند که واقعیت آن نیست که تو میپنداری، بلکه واقعیت آن است که تو حس میکنی۰ در واقع استاد میکوشد تا بنوعی دیگر و با فنون کهن بومی، روانشناسی اعماق <<یونگ>> را به شاگرد خود بباوراند۰


Nader - نادر ۰
کتاب پنجم او سراسر جستجویی است برای یافتن واقعیت پرواز۰ وی نخست میکوشد تا بداند آیا پرواز او خیالی بوده است یا جسمانی و هیچگاه هم پاسخی درست بر این پدیده نمییابد۰ درحالی که پرواز یکی از موضوعات شایع در ادبیات عرفانی و در فولکلور درویشی است۰<<میر سیا الیاد>> در کتاب یوگای خود از این پرواز بارها یاد کرده است و کاستاندا با اینکه خود به مقام استادی رسیده است و گروهی را رهبری مینماید هنوز هم در پرواز خود شک دارد۰
دون خوان نخست کاستاندا را با گیاهان توهم زا وارد جرگه ی شاگردی و تربیت خاص خود میکند و برای اینکه حالات عرفانی وجد و جذبه و شوق را به او بنمایاند، او را وامیدارد تا از راسیونالیسم مطلق خود که شیوه ی فکری یک غربی است عدول کند۰ از اینرو وی را با گیاهان توهم زا و طریق استفاده از آنها آشنا میسازد و این طریق ناپخته ایست که هنوز بومیان مکزیکی از آن استفاده میکنند و طریقی است که در سه هزار سال پیش در ایران رایج بوده است و منگ ویشتاسبی یا هوم نمونه ای از این گیاهان توهم زاست۰ اما ایرانیان و هندیان از این راه های ابتدایی سالیان دراز است که برگذشته اند و برای کسب حالات عرفانی روشهای برتر و لطیف تری را یافته اند۰ عارفان ایرانی که هزاران سال است سالک این راهند، راه های متعدد دیگری یافته اند که گویا فرهنگ مکزیکی با همه ی بزرگی آن بدانها دست نیافته است۰ در عرفان شرقی طریق وصول به این واقعیت جداگانه فقط با گیاهان توهم زا نیست۰ در عرفان ایرانی و هندی برای رسیدن به وجد، برای فرو رفتن به درون و برای ارتباط با ناخودآگاه و پیوستن به <<آسن خرد>> یا خرد فطری، راه های زیبای بیشتری وجود دارد که موسیقی و رقص (سماع) و رنگ و زنگ و ورد و ذکر و مانترا و غیرو از آن جمله اند۰منظور این است که برای خرد شدن در ناخودآگاه و درک کیفیت آن حال حتمأ لازم نیست که گیاهان توهم زا مصرف شود۰ یک مراقبه نیز میتواند بسادگی به مکاشفه بیانجامد و وصول به مرز واقعیت های دیگر راه های سالم تر، پاکیزه تر و زیباتری هم وجود دارد۰
مرگ در این دوره از کتاب واقعیتی ملموس است و ترس آور نیست۰ یک عارف مکزیکی، یک سلحشور است۰ رزمنده ایست که همواره در میدان نبرد است و مرگ در سمت راست او همواره با اوست و گریز، خود جزئی از این رزمندگی است۰ ترس همواره از ناشناخته ها حاصل میگردد و چون مرگ برای عارف مکزیکی چیزی شناخته شده است، بنابراین از آن ترسی ندارد۰ مرز دنیای پس از مرک برای دون خوان با گامی طی میشود و عارف مکزیکی هر وقت که اراده کند میتواند داخل قلمرو واقعیت های دیگر بشود و از آن بیرون آید۰ از اینرو مرگ با اینکه همواره نزدیک انسان است و گاهی باید از آن گریخت ولی پدیده ی ترس آوری نیست، زندگی را نباید از اندیشه ی مرگ تلخ و تاریک ساخت۰ مرگ واقعیتی است دیگر و ترس آور نیست و رهایی بخش هم نیست۰ چه بسا دوستانی که نومید از زندگی، کتابی از کاستاندا را خوانده اند و به زندگی بازگشته اند۰ آموزشهای دون خوان امیدی مبهم ولی پر نیرو و از آن سوی، زندگی در دل پدید می آورد که سلامتی بخش است۰ اندیشه ی غالبی که در سراسر این دوره از گفتارها وجود دارد و همواره پدیدار میگردد، اندرزی شفابخش و آرام کننده است که مایه و پایه ی اندیشه های فلسفی دون خوان و کاستانداست و ریشه در عرفان هند و ایران و جهان دارد و موجب آسایش جسم و هم جان میگردد۰ آن اندرزی که با بیان های گوناگون و در موارد مختلف از دهان دون خوان شنیده میشود، ایجاد خلأ درونی است که مطابق با ارزنده ترین روشهای تحلیل روحی روانشناسی جدید است۰ دون خوان به شاگرد خود همواره گوشزد میکند که برای وصول به مقصود و برای سپردن راه کمال نخستین آموزش، از میان بردن جدال درونی است۰ ناراحتی ها و نابسامانی های جسمی و روحی ما مردمان این قرن، جدال درونی و مکالمه ی اندرونی است که همواره آسایش را درست در آن موقع که میخواهیم آسوده باشیم و کسب نیرو کنیم از ما میگیرد۰ رویدادی در زندگی روزمره ی انسان روی میدهد، چه خوب و چه بد، این رویداد خود پایان میگیرد، ولی در ذهن ما تازه آغازمیگردد۰ گرچه سرشت گذشت زمان و خاصیت اصلی آن این است که لحظه های زندگی و رویدادهای بد و خوب آنرا به گذشته ها انتقال دهد و واگذارد، ولی انسان این قرن عادت کرده است که این لحظه ها را کش بدهد و سخت میکوشد تا آنها را که طبعأ به گذشته ها تعلق دارند، با صرف نیروی ذهنی از کیسه ی گذشته ها بیرون کشد و به زمان حال باز آورد و این درست به هنگامی است که خود از کار سخت روزانه فراغت یافته و نیاز به آرامش دارد۰ انسان این قرن گذشته های غالبأ تلخ را همواره نشخوار میکند و خود را ناراحت میدارد و مجالی برای آسایش روح و ذهن خود باقی نمیگذارد۰ در لحظه ی رویداد، آن رویداد را تحمل میکند و سپس در لحظات دیگر، در روزها، ماه ها و حتی سالها در باره ی آن رویداد غالبأ تلخ با خود مکالمه و مجادله درونی ایجاد میکند۰ جدالی سخت در درون خود برمی انگیزد که اگر چنین میشد و یا اگر چنان میگفتم، چنان میشد و چنین میگفت۰ اگر فلانی چنین گفت می بایستی پاسخی چنان داده میشد و گاه شبی به سحر میکشد و هنوز این جدال درون، این مکالمه ی ذهن با خود پایان نیافته است و در سپیده دم، صحنه ی جدال که تن و روح آدمی است سخت آشفته و درمانده است۰ گاه این صحنه جدال شدیدتر از آنچه در واقعیت بوده است در درون آدمی جریان مییابد و آسایش فرد را بهم ریخته و کینه ای دیرپای بوجود می اورد که در روح و جان آدمی ریشه میدواند۰ باید این بگومگوهای درونی برکنار شوند، باید این خودخواهی ها از میان بروند تا آسایش حاصل شود۰ از اینرو است که دون خوان همواره درصدد شکستن این <<من>> است که همواره در میان است۰ این <<من>> همواره حایل میان من و آسایش من است، حایل میان من و آگاهی های اندرونی من است۰ این من تا برنخیزد، من اندرونی یا ناخودآگاه که به مطلق پیوسته است روی نخواهد نمود۰ دون خوان میکوشد تا این من را از میان بردارد و آنرا بشکند۰ اندیشه ی غالب و روانشناسانه و عرفانی نوشته های کاستاندا تقریبأ همین دو نکته است: من را از میان برداشتن و خلأ درونی در خویشتن پدید آوردن۰ با این روش، انسان در ماوراء <<من>> حساس و رنگ پذیر خود، بنا بر شایستگی و گنجایش خود، آنچه را که میخواهد میتواند ببیند و دریابد و این روش والایی است که اساس همه ی روشهای عرفانی است از ایران و هند تا مکزیک قلب یک عارف ساحر یاکویی۰ خلأ درونی که در مراقبه پیش میآید، مبتنی بر زدایش من است که موجب رهایش فرد و جلوه ی من بی رنگ و درونی است۰ انسان در جدال درونی، نیروهای آسایش بخش وجود خویش را ضعیف میکند و نیروی خردکننده ی اهریمن شر را ناخودآگاه در اعماق وجود خود بزرگ و بزرگتر میکند و می کوشد تا بدست خود نیروی اندیشه ی شر را بر تمام وجود و اعصاب خود مسلط سازد۰ از اینرو دون خوان همواره بر شاگرد خود فریاد میزند که این جدال درونی، این مکالمه ی درونی را در اندرون خود خاموش سازد و به او میگوید: <<اصلأ تو کیستی، تو در روی این زمین پهناور کیستی که این چنین دم از من می زنی؟>> این سخن در تمام دوره ی کتابهای کاستاندا به چشم میخورد تا بدانجا که شاگرد خود را وامیدارد که باور بدارد که وی در این دنیا هیچ نیست۰ تا مانند شیخ بزرگوار ابوسعید ابوالخیر در پاسخ مدعی بگوید که، آن پشه هم تویی، ما خود هیچ نیستیم۰
مترجمان ارجمند کتاب کوشیده اند تا آن را همانطور که هست بی کاست و فرود به پارسی برگردانند و این کاری بس مشکل است، زیرا که این کتاب با اینکه ساده نوشته شده است و دارای اصطلاحات خاص خود است و سیر داستان نیز در همه ی مجلدات چنان است که اعصاب خواننده را سخت میفشارد۰ این کتاب مانند همه ی کتابهای فلسفی از انگونه کتاب ها نیست که بدست بگیرند و آنرا تا پایان بخوانند۰ این کتاب را باید با تأنی خواند و با جهان بینی ویژه ی آن اندک اندک آشنایی یافت۰ گاه تعقیدهایی در مفهوم جمله ها وجود دارد و در واقع خود کاستاندا نیز که راوی گفتار استاد خود است، بخوبی آنها را درنیافته است ولی صمیمانه آنها را یادداشت کرده است و به همین جهت بارها از استاد خود توضیح میخواهد و استاد نیز گاه نمی تواند و یا نمی خواهد اندیشه ی خود را به زبانی ساده تر بیان نماید۰ گاه نیز اندیشه ای او مانند بیشتر اندیشه های عرفانی قابل بیان نیست و کلمات بار معنا را نتوانند کشید، از اینرو معنای جمله ای گاه فقط در بطن ذهن استاد خرد میماند و باید آن نوع جمله ها را با همان معانی استعاری آنها پذیرفت، چون استاد خود چنین میخواهد و اندیشه ی تردیدآمیز و مبهم خود را میخواهد همانطور مبهم القاء کند۰گاه مؤلف اصطلاحاتی را بکار میبرد که ویژه ی طرز اندیشه و فولکلور قومی استاد اوست و نمیتوان معادل دقیقی برای آنها یافت و این بار نامأنوس معنی سبب تعقید در مفهوم جمله میگردد، از اینروی نارسایی هایی را که احیانأ در متن ترجمه پدیدار میگردند نباید به قصور از سوی مترجمان تعبیر کرد۰ کار ترجمه ی این کتاب سخت دشوار است، گفتاری ساده، فلسفه ی عمیقی را در بر میگیرد و کرداندن متن به پارسی نیز باید چنین باشد و ریختن مفاهیم دشوار در کلماتی ساده کار را دشوارتر میگرداند۰ از اینرو دست یازیدن به کار ترجمه کتابی این چنین علاوه بر مهارت و چیره دستی در دو یا سه زبان جرئت و دلیری و دقت نیز میطلبد و دوستان ارجمند من بخوبی از عهده ی این کار برآمده اند۰ امید است مجلدات دیگر کتاب نیز به همت ایشان به پارسی درآید و توشه ای ارزنده در دسترس خواستاران اینگونه اندیشه ها قرار گیرد۰

تهران، شهریور ماه ۱۳۶۴
بهرام فره وشی


message 3: by Ashkan (last edited Aug 07, 2010 01:13AM) (new)

Ashkan Ansari | 2135 comments فره وشی انسان کم مانندی است و نوشته هایش نیز. بسیار خواندنی بود. سپاسگزارم


message 4: by faranak (new)

faranak | 189 comments نادر جان
خيلي ممنون از نوشته اي كه گذاشتي
من اين كتاب را نخواندم
ولي با اين مقدمه ي جذاب ميل به خواندن آن پيدا كردم


Nader - نادر faranak wrote: "نادر جان
خيلي ممنون از نوشته اي كه گذاشتي
من اين كتاب را نخواندم
ولي با اين مقدمه ي جذاب ميل به خواندن آن پيدا كردم"



فرانک عزیز

اگر با آثار کاستاندا آشنایی ندارید، لازم میدانم توضیح دهم که: ۰
این کتاب (دومین حلقه ی قدرت) پنجمین کتاب از مجموعه ی ده کتاب است که کارلوس کاستاندا در طول عمر خود به نوشتن آنها اقدام نمود۰ برای آشنایی با جهان بینی ای که او تلاش در بیان آن در این مجموعه ی آثار را داشته و در زمان خود (دهه های هفتاد تا نود قرن گذشته) بسیار مورد بحث و جنجال در میان روشنفکران معاصر بویژه در دنیای غرب قرار گرفت، بایستی از خوانش نخستین کتاب آغاز و به ترتیب انتشار آن به زبان اصلی پیش رفت تا در جریان سیر تکوینی این نوع جهان بینی عرفانی که بسیار مرموز و جادویی و در عین حال بسیار ساده، طبیعی، واقعی و پذیرفتنی، اما بشدت باور ناکردنی است، قرار گرفت۰
خواندن یک کتاب در میانه ی این مجموعه گرچه خالی از لطف نیست ، اما نقاط کور و پرسشهای بی پاسخی را در ذهن می انگیزد۰ چرا که اینها همانند درس هایی هستند که با توالی منظمی از سوی استاد عنوان شده اند و خواندن یک اثر در میان این مجموعه همانند نشستن در سر کلاس درس در میانه ی سال تحصیلی است و همانگونه که دکتر فره وشی نیز آورده این مجموعه را نمیتوان همچون یک رمان در دست گرفت و بلا انقطاع خواند و به مفهم مطالب عنوان شده در آن نائل آمد۰ مطالبی که گاه خود نویسنده نیز در فهم آن دچار درگیری است، چرا که نتیجه ی ده سال گزارش (بقول کاستاندا) میدانی است. گزارش کارآموزی های یک شاگرد (مردمشناس) نزد پیر، مرشد، شمن، مرد معرفت، سالک مبارز، عارف سرخپوستی بنام دون خوان ماتوس از قوم یاکی در صحرای سونورا در مکزیک ۰
مجموعه ی این ده کتاب به توالی تاریخ انتشار به زبان اصلی که همه به فارسی ترجمه شده به قرار زیر است: ۰

1-The Teachings of Don Juan: A Yaqui Way of Knowledge (1968)
تعلیمات دون خوان (طریقه ی معرفت نزد یاکی ها)۰ ۱۳۶۵ انتشارات فردوس ـ ترجمه ی حسین نیر
2- A Separate Reality: Further Conversation with Don Juan (1971)
حقیقتی دیگر (باز هم گفت و شنودی با دون خوان)۰ ۱۳۶۴ انتشارات آگاه، ترجمه ی ابراهیم مکلا۰
3_ Journey to Ixtlan: Lessons of Don Juan (1972)
سفر به ایختلان (سفر به ناکجا آباد ـ درس های دون خوان)۰ این کتاب تحت عنوان سفر به دیگر سو در ایران منتشر شده است۰
4- Tales of Power (1974)
افسانه های قدرت (نخستین حلقه ی قدرت)۰ ۱۳۶۳ انتشارات فردوس ـ ترجمه ی مهران کندری و مسعود کاظمی۰
5- The Second Ring of Power (1975)
دومین حلقه ی قدرت ـ چاپ اول ۱۳۶۴ ترجمه ی مهران کندری و مسعود کاظمی
6- The Eagle's Gift (1981)
هدیه ی عقاب ـ ۱۳۶۵ ترجمه ی مهران کندری و مسعود کاظمی
7- The Fire from Within (1984)
آتش درون ـ ۱۳۶۸ ترجمه ی مهران کندری و مسعود کاظمی
8-The Power of Silence, Further Lessons of don Juan (1988)
قدرت سکوت ـ ۱۳۶۸ ترجمه ی مهران کندری
9- The Art of Dreaming (1994)
هنر خواب بینی ـ ۱۳۷۴ ترجمه ی فرزاد همدانی
10- The Active Side of Infinity (1998)
کرانه ی فعال بیکرانگی ـ ۱۳۷۹ ترجمه ی مهران کندری


message 6: by faranak (new)

faranak | 189 comments نادر عزیز
از اطلاعاتی که ارائه دادی ، بینهایت سپاسگزارم


back to top