داستان كوتاه discussion

35 views
گفتگو و بحث > خدایان سومر ۱

Comments Showing 1-4 of 4 (4 new)    post a comment »
dateUp arrow    newest »

message 1: by Nader - نادر (last edited Jul 28, 2010 12:47AM) (new)

Nader - نادر در رابطه با این پرسش که سلطنت موهبتی خدایی است که بر عهده ی شاه به عنوان نماینده ی خدا بر روی زمین نهاده شده، بسیار سخن رفته است و تعابیر بسیارند۰
در سال ۱۹۹۸ کتابی را از یک محقق زبان و خط شناس به نام سیچین از نسخه ی آلمانی به فارسی برگرداندم که هیچگاه به مرحله ی چاپ نرسید۰
در این کتاب عمدتأ به تمدن سومری، نخستین تمدن شناخته شده در بین النهرین که مطابق یافته های مکتوب (الواح تا حال کشف شده که خواندن خط تصویری به تجرید کشیده شده بر روی آنها خود نظریه های متفاوتی را طرح میزند) به ۳۸۰۰ قبل از میلاد بازمیگردد، پرداخته شده، این تمدن (شهر نشینی) و تمدنهای مادی ـ پارسی همزمان و بعد از آن که در اوج خود به تمدن متمرکز دوران هخامنشی میرسد، بسیار نزدیک و تأثیرپذیر از یکدیگر بوده اند، ۰
در بخشی از این کتاب به تاریخ شاهان سومر با توجه به الواح بابلی که بیش از سی هزار از آن بدست آمده و هنوز هم در دست ترجمه میباشند، پرداخته شده است که آنرا بابت آشنایی بیشتر در زمینه های تحقیقاتی در اینجا به گونه ای خلاصه می آورم۰ چه معتقدم دانستن روایات و تحقیقات در باب اساطیر از ملزومات هنر نویسندگی است۰
لازم به تذکر میدانم که آنچه در این مقاله آمده لزومأ با تحقیقات دیگر و نظریه های دیگر در این زمینه متفاوت بوده و هیچ دلیلی برای موافقت و یا مخالفت با آن از جانب خودم نمی بینم و به آن بعنوان یک اثر تحقیقی (که شاید هم جهت مندی هایی در آن مشاهده شود)، از طرف نظریه پردازی که بیش از سی میلیون نسخه از کتابهایش به زبانهای مختلف دنیا چاپ شده و مدت یک دهه از پرفروشترین های بازار کتاب اروپا بوده است، نگاه کرده و در رابطه با موضوع بالا در اینجا آورده ام۰

سومر سرزمین خدایان

بدون شک <<کلمات کهن>> ی که طی هزاران سال زبان و فرهنگ و خطوط متون مقدس ادیان و کاهنان را تشکل بخشیده اند، زبان سومری بوده است۰
خدایان سومری از کهن ترین خدایان تاریخ بشریت هستند۰ هنوز شجره نامه ها و تواریخی از خدایانی کهن تر از خدایان سومری بدست نیامده است۰ تعداد و اسامی این خدایان بالغ بر صدها میگردد۰ اما زمانیکه این خدایان را رده بندی مینماییم، مشخص میگردد هیچیک به گونه ای تصادفی روی کار نیامده و وجودشان دارای ضوابط و قوانین خاص خود بوده است۰
این خدایان تحت فرمان مجمعی از دوازده خدای بزرگ و مقتدر عملکرد داشته اند که همگی از یک فامیل میباشند۰
چنانچه دیگر اقوام درجه دوم مانند، پسرعموها، عمه ها، دایی ها و خاله ها را از این گروه وسیع حذف نماییم، ، تعداد باقیمانده همان مجمع اصلی و تعدادی از خدایان و الهه گانی را تشکل میبخشند که هر یک با اقتدار و مستقل موظف به انجام وظایف محوله به خویش بوده است۰
اما سومریان در آثار مکتوب خود از خدایان دیگری هم سخن به میان آورده اند که مربوط به دوران قبل از طوفان و خلقت اشیاء میگردد۰این خدایان، خدایان آسمانی هستند با نام هایی چون تیامات، انشار، کیشار، و ... در هیچیک از آثار مکتوب سومری اشاره ای بدان نرفته که این خدایان پایشان به زمین رسیده باشد۰
با بررسی نزدیکتر متوجه میشویم که این گروه از خدایان از قبل از خلقت زمین وجود داشته و پیکرهایی آسمانی میباشند که منظومه ی شمسی را تشکل میبخشیده اند۰ این اساطیر سومری در واقع موجوداتی آسمانی هستند که از نظر علمی و کیهانشناخت در عصر حاضر تصور پیدایش منظومه ی شمسی خودمان را در ذهن بیدار مینمایند۰
فرهنگ خدایان کوچکتر زمینی در واقع نشانگر این واقعیت است که این خدایان کوچک ، خدایانی محلی و ناحیه ای بوده اند۰
بیشتر وظایف این خدایان مربوط به امور خاکی و زمینی میشده است۰
بعنوان مثال، الهه نین. کاشی یا بانوی آبجو ـ مسئولیت تهیه و تولید انواع نوشابه را بر عهده داشته است۰ از اینگونه خدایان هیچ روایتی حاکی از آنکه همانند خدایان اصلی و آسمانی دست به اعمال قهرمانانه با سلاح های قدرتمند بزنند نقل و ذکر نشده است۰خدایان در این گروه ترس و واهمه ای از یکدیگر نداشته اند۰ نقوشی از این خدایان را بر کنده کاریهای صخره ای حیتی میتوان دید۰

اما در میان این دو گروه، خدایان دیگری وجود داشته اند که بعنوان خدایان زمین و آسمانها از آنها نام برده شده است۰ بنا به معتقدات سومری این گروه در آغاز آسمانی بوده و بعدها پای بر زمین نهاده اند و به امور زمینی پرداخته اند۰ اما نبایستی این گروه را با گروه پایین تر از خود یعنی خدایان منطقه ای یکی دانست، گروه خدایان آسمانی ـ زمینی بیشتر امور بین المللی و جهانی (زمینی) را تحت نظر داشته اند۰ بنا به همان اعتقادات سومری بشر توسط همین گروه از خدایان با مقصود و اهداف خاصی خلق میشود۰
این خدایان دارای قدرت و عملکردهایی فرا انسانی بوده اند، اما ظاهر فیزیکی آنها همانند بشر بوده است۰ همانند بشر نیز دارای احساسات و عواطف بوده و به همان گونه ی بشری نیز زندگی میکرده اند۰ عشق ورزیده، از هم تنفر پیدا کرده و به هم اعتماد داشته و یا یکدیگر را دروغگو یا فاسد خطاب میکرده اند۰
نقش های این خدایان گاه تا هزاران سال در تاریخ بشری ادامه یافته است۰ اگر هسته ی مرکزی این خدایان را مورد توجه قرار دهیم و از نزدیکتر بررسی نماییم به سلسله ی پادشاهی خدایان میرسیم۰ فامیلی که سخت با یکدیگر نزدیک و در عین حال در جنگ و نزاع نیز بوده است۰
در رأس این هرم به خدای خدایان، خدایان آسمانها و زمین، به <<آن>> برمیخوریم که در الواح بابلی و آشوری <<آنو>> نامیده شده است۰
آن یا آنو در اصل پدر تمامی خدایان است۰ پادشاه خدایان، حیطه ی پادشاهی او آسمانها و سمبل و نشان ویژه اش یک ستاره است۰
در خطوط تصویری سومری علامت + (ستاره ی <<آن>>) به مفهوم آسمان و خدا میباشد۰ (علامت بعلاوه در فارسی)۰ این مفهوم چهارگانه ی سمبولیک هزاران سال در حینی که خط سومری به خط تصویری اکدی و بعدأ به خطوط بابلی و آشوری تبدیل میگردد، دوام آورده و مفهومی مشخص و واحد داشته است. ـ خدا ـ
این علامت از دوران آغازین تا از بین رفتن خط میخی در حدود میلاد مسیح، همیشه در کنار نام خدایان قرار داشته و مفهوم آن در کنار نام شخص نشان از نامیرایی او بوده است۰ همچنین تأکید بر اینکه حیطه ی فرمانروایی او نه زمین بلکه آسمانها بوده است۰
او دارای کاخی آسمانی بوده که دیگر خدایان برای مشورت و کمک خواهی و یا شرکت در جلسات مجمع خدایان به این کاخ آسمانی میرفته اند۰
در الواح تا حال ترجمه شده، کاخ آسمانی <<آن>> با دقت توصیف شده است۰ بعنوان مثال نگاهبانان این کاخ همه تحت فرمان خدایی به نام خدای درخت حقیقت و زندگی بوده اند۰ همچنین توصیفات تخت و تاج او و یا مراسمی از چگونگی حضور و نشست و برخاست دیگر خدایان در مقابل او ...۰
الواح سومری همچنین به توصیف وقایع و پیشامدهایی پرداخته اند که باعث شده تا چند تن از موجودات میرا از زمین در کاخ آسمانی به حضور <<آن>> رسیده اند۰اغلب آنان به درخواست زندگی ابدی نزد او رفته اند۰ آداپا یکی از آنان است۰ او موجودی کامل و انسانی بوده که خدایی که خالق اوست به او اجازه میدهد تا به حضور <<آن>> برسد۰ در متون سومری توصیف این شرفیابی و اینکه از او چه انتظاراتی رفته از زبان خود آداپا آمده است۰ هرچند که آداپا از گرفتن و خوردن نانی که آن به او میدهد به دلیل عدم اعتماد به او چشم پوشی میکند و زندگی ابدی نیافته و به عنوان یک کاهن تطهیر شده به زمین بازمیگردد۰
۰۰۰۰۰
اعتقاد سومریان بر اینکه بعضی از میرندگان مفتخر گردیده اند تا برای دیدار آنو به قصر باشکوه آسمانی او در آسمانها پای نهند بازتاب مستقیمی در روایات تورات عهد عتیق داشته و در داستان سفر آسمانی هنوخ و همچنین الیاس پیامبر منعکس گردیده است۰
الواح سومری اما حکایت از وقایعی میکنند که در آنها <<آن>> برای انجام مراسم و آیین هایی به زمین آمده است۰ اما از آنجاییکه حضور او در زمین کوتاه و موقت بوده، برای این اقامتها محل سکونتی بنا میگردد۰ این محل که مرکز فرهنگی سومری میباشد، در شهر اوروک (ارخ در کتاب تورات عهد عتیق) بنا شده است۰ جاییکه همسر او آنتو بر آن فرمانروایی میکرده است۰ در این منطقه منزلی مسکونی برای او بنا میگردد که باستانشناسان در عمیق ترین لایه های باستان شناسانه در اوروک (عراق فعلی) به آن رسیده و آنرا معبد آنو نام نهاده اند۰اینکه این معبد هجده بار بازسازی شده از دلایل اهمیت آن در دوره ی خویش بوده است۰
معبد آنو را <<ای. آن. آ>> نامیده اند که به مفهوم <خانه ی آن>> میباشد۰
در الواح بابلی آمده است که این بنای مقدس مکانی برای تقدس ناب است۰ در روایات آنان آمده است که بزرگترین خدایان در ساخت این بنا تشریک مساعی داشته اند۰ دیوارهایش همانند مس است و بلندای آن به ابرها میرسد۰ کاخی درخور خداوندی آسمانی۰
یکی از الواح سومری یافت شده در اوروک استقبال رسمی و شکوهمند از آنو و همسرش آنتو در یکی از دیدارهایشان از این شهر را توصیف و نقش کرده است۰ به علت آسیبهایی که به این لوح وارد شده از جایی قابل خواندن است که آنو و آنتو در محوطه باغ این معبد نشسته اند. خدایان دیگر با حفظ سلسله مراتب همیشگی و همچون گذشته ها در جلو و عقب حمل کننده ی عصای سلطنتی هستند۰ حتی کوچکترین حرکات آنان از قبل نوشته و معین گردیده است۰
در این حین الهه گان ـ دختران آنو، شیئی را که علامت و کاربرد آن هنوز هم شناخته نشده است به سمت <<ای. نیر>> (خانه ی تختخواب های طلایی) حمل مینمایند۰ سپس در صفی منظم به سرای باغ باز میگردند۰ درحینی که شام با قواعد و رسوم بسیار دقیق تهیه میگردد یکی از کاهنان با روغنی خوش عطر و شراب لولاهای دروازه های اصلی مربوط به استراحتگاه را چرب میکند۰ تا هیچ صدایی باعث پریشانی نگردد۰ یکی دیگر از کاهنان منجم به بالای برج معبد رفته و آسمان را بررسی مینماید۰ او در انتظار طلوع ستاره ای میماند که نامش <<آنوی بزرگ آسمانی>> است۰ این کاهن میبایستی آوازی را میخوانده که نام آن <<برای آنکه روشنایی میآورد، سرورمان آنو>> میباشد۰ پس از این مراسم و طلوع ستاره ی آنو، مراسم صرف شام با شستن دستها در ظروف طلایی آغاز میگردد۰ این جشن پس از شام با شستشوی دهان ادامه یافته و کلیه ی حاضران در مجلس صف کشیده و آن و آنتو از میان آنان به داخل استراحتگاه میروند۰
در اینجا از چهار خدای مهم نام برده شده که وارد استراحتگاه میشوند و تا صبح بعد همراه با آن و آنتو در آن میمانند۰ درحالیکه بقیه ی خدایان در مقابل دروازه های بیرونی به حفاظت میایستند۰
در این شب تمامی سرزمین سومر جشن میگیرد۰ با علامتی که از معبد اصلی ارسال میگردد، در تمامی معابد دیگر در شهرهای دیگر آتش ها و مشعلها روشن شده و شهرها نورباران میشوند۰
در صبح بعد باز مطابق مراسم از قبل پیش بینی شده آن و آنو بر روی تخت های روان تا محل عزیمتشان به آسمان بدرقه میشوند۰ آنها پس از گذشتن از <<خیابان خدایان>> درحالیکه جمعیت سرودی به نام <<درکنار اسکله ی مقدس>> را میخوانند، به جاییکه کشتی آنو در انتظار اوست، رسیده و در آنجا <<آن>> و <<آنتو>> درحالیکه سرود وداع توسط کاهنان خوانده میشود با خدایان دیگر دست داده و سپس به کشتی مینشینند۰
در میان هزاران الواح بدست آمده هنوز هیچ تصویر، و تمثالی از آنو مشاهده نشده است۰
اما او از درون تمامی پیکرها و تصاویر پادشاهان در طول تاریخ بشری به ما مینگرد۰
آنو نه تنها پادشاه پادشاهان است، بلکه از رحمت و برکت اوست که تاج و تخت پادشاهی به دیگران نیز وانهاده میشود۰
بر اساس روایات سومری آنو هسته ی آغازین قدرت و انرژی بخش تمامی موجودات است۰
نماد پادشاهی او <<آن. نو. تو.>> است که از آنِ آنو معنا میدهد۰ آنو را از آرایش سرش میشناخته اند و عصای سلطنت و خدایی او را مظهر قدرت دانسته اند و همچنین عصای دیگری نیز که از نشانهای چوب دست چوپانی بشریت است نیز به او تعلق داشته است۰
عصای چوپانی امروز اما قبل از اینکه در دست پادشاهان باشد بیشتر در دست مذهبیون و پاپ ها و اسقف هاست۰
عصای سلطنتی اما هنوز همراه با تاج ها در اختیار پادشاهان است۰

ادامه دارد


Nader - نادر دومین خدای بزرگ سومر از نقطه نظر اهمیت و قدرت ان.لیل بوده است۰ نام او به مفهوم سرور فضاها و هواها آمده است۰ پدر خدای طوفان در نسل بعدی خدایان کهن۰
ان، لیل پسر آنو است۰ در کاخ آسمانی آنو متولد شده و در گذشته ای دور به زمین می آید و بزرگترین خدای آسمانها و زمین میشود۰
هرگاه که خدایان در مجمع کاخ آسمانی به حضور میرسند، ان. لیل در آنجا حاضر است و در کنار پدر نشسته است۰
بر روی زمین مجمع خدایان در شهر نیپور و در کاخ انلیل برگزار میشده است۰ کاخی تطهیر شده توسط خود او۰
ان. لیل همچنین دارای یک کاخ آسمانی به نام ای. کور به معنای خانه ای همچون کوه، بوده است۰نه تنها سومریان بلکه خدایان سومر نیز ان. لیل را به عنوان بزرگترین و مقتدرترین خدای خود شناخته و او را <<فرمانروای همه ی سرزمین ها>> مینامیدند۰
بنا به قول الواح سومری ان. لیل قبل از اینکه مدنیت و نظم بر روی زمین ایجاد گردد، به زمین آمده یکی از سروده های زیبای سومری به نام سرود ان. لیلٍ درستکار بسیاری از نقطه نظرهای اجتماعی و همچنین مدنیت را بر میشمارد که چنانچه ان. لیل و رهنمودها و قوانین او نبود، هیچیک عملی نشده و جنبه ی واقعیت نمی یافته است۰
در الواح همچنین آمده است که ان. لیل قبل از <<سیاه کله>> کان (سر سیاهان، نامی که سومریان به انسانهای نخستین داده اند.) و قبل از خلقت انسان بر روی زمین ، حضور داشته است۰ او مرکز فرماندهی خویش بر روی زمین را در ناحیه ای که تبدیل به شهر نیپور میگردد، بنا مینهد۰ این مرکز در اصل مرکز رابطه میان آسمان و زمین است۰ سومریان منطقه ی گذار و پهنای میان زمین و آسمان را <<دور. آن. کی>> (دروازه ای به خانه ی آن)نامیده اند۰
بسیاری از آنچه که ان. لیل بر روی زمین انجام داده در قالب سروده ها و غزل های شاعرانه در الواح سومری ثبت گشته است۰
در شرح حال ان. لیل آمده است:ـ در دوران ازلی، آن هنگام که فقط خدایان در نیپور زندگی میکردند و انسان هنوز آفریده نشده بود، ان لیل با الهه ای آشنا میشود و او را به همسری خویش برمیگزیند۰ <<سود>> نام این الهه است که به معنای پرستار، مراقب و محافظ آمده و به او لقب <<نین. لیل>> به معنی بانوی فضاها داده اند۰
یکی از الواح بدست آمده در نیپور ان، لیل و نین. لیل را هنگام صرف غذا و چگونگی رسیدن غذا به آنان نشان میدهد۰ این لوح را <<اور. آن. لیل>> (خادم ان. لیل) نقاشی کرده است۰
سومریان احترامی آلوده به ترس در برابر ان. لیل داشته چرا که او تصمیمات مدون شده در مجمع خدایان را با اقتدار کامل در زمین به اجرا مینهاده است۰
باد خطرناکی را هم که قادر است شهرها را بروبد از او میدانند۰هم او بوده که در زمان طوفان بزرگ تصمیم به نابودی کل بشریت را داشته است۰ اما از سویی زمانیکه از بشر رضایت داشته رفتارش بسیار مهربانانه و مملو از برکات و خیر بوده است۰ بشر سومری پیشرفت خود در کشاورزی و کاشت و برداشت را از اقدامات ان. لیل میداند و شاخص ترین نشان او در این حیطه داس سرپهن است۰
انتصاب پادشاهان بر روی زمین از اختیارات تام او بوده است۰ او این پادشاهان را به عنوان مجری دستورات خدایی (آنو و مجمع خدایان) بر روی زمین و نظارت بر اعمال قانون آسمانی بر بشر انتخاب میکرده است۰ در الواح چگونگی دقیق این انتخابات آمده و اینکه ان. لیل به پادشاهان قدرت اعمال قوانین را با اعتماد به آنان اعطاء مینموده است۰ حتی حمورابی که خدایی به نام مردوک از خدایان بابلی او را به رسمیت شناخته، بر الواحی که از خویش بجای نهاده مقدمه ای نوشته و در آن مقدمه متذکر گردیده که آنو و ان. لیل مرا برآن داشته اند تا برای سلامت و شادی ملت تمامی تلاش خویش را بکار گیرم تا عدالت در این سرزمین برقرار و رعایت گردد۰
ان. لیل همچنین داننده و بیننده ی همه چیز بوده و تحت ضوابط و قوانین اخلاقی در جامعه ی خدایان عمل میکرده و چنانچه خطایی از او سرمیزده در دادگاه خدایان مورد بازجویی و مجازات واقع میشده است۰ از جانبی نیز در مقابل شکایات از جانب جامعه ی میرا از حمایت قوانین خدایی بهره میبرده است۰
یکی از مواردی که در این مورد در الواح ذکر شده شکایتی است که یکی از پادشاهان سومری در شهر اور مستقیمأ با مجمع خدایان در میان نهاده است. این شاه در شکایت خود میگوید. چرا بایستی جامعه ی سومری و مردم آن تحت فرمان و دستورات و تصمیمگیری های خدایی باشند که دارای ریش ی غیر سومری است۰ در این شکایتنامه آمده است<<چرا به انلیلٍ بیگانه و از نژادی غیر سومری حق انتخاب پادشاهان اعطاء گردیده است؟>>۰

در ادمه ی این بحث خواهیم دید که ان. لیل چه نقشی در موضوعات و امور خدایی و زمینی بر روی کره ی خاک داشته و چکونه پسران او دچار اختلافات شده و نبردهای خدایان از کجا می آید۰
از <<ان. کی>>سومین خدای سومری، برادر ان. لیل سخن رفته است۰ او دارای نام دیگری نیز هست۰ << اٍ آ>> ۰
ا آ نیز همچون برادرش خدای آسمانها و زمین بوده و در کاخ آسمانی <<آن>> متولد و بزرگ شده است۰
زمان آمدن او به زمین بر اساس گزارشات ثبت شده بر الواح سومری به هنگام بعد از طوفان بزرگ باز میگردد که آبهای خلیج فارس بیش از هر زمان دیگری به داخل خشکی نفوذ کرده اند به گونه ای که بخشهایی از نواحی جنوبی سرزمین سومر را مردابهای وسیع تشکیل میداده اند۰
اٍ. آ در ترجمه ی کلمه به کلمه معنای خانه ی آبی میدهد۰ و در توصیف او آمده است که او یک مهندس و استادکار بسیار متبحر بوده که امور ساختمانی کانال ها و سدها و ساختن حوضچه های آبرسانی و همچنین خشک نمودن بخش بزرگی که زیر آب رفته است را برعهده دارد۰
همانگونه که از نامش برمی اید، آب محل زندگانیش بوده و کاخ بزرگ خود را در کناره ی مرداب و آبهای جنوبی بنیان نهاده است۰ این شهر نام با مسمای <<ها. آ. کی>> را داشته که به معنی مکانی در میان ماهیان در آبها میباشد۰ این شهر را همچنین <<ا. ری. دو>> نامیده اند که به معنای وطن جهانگردان آمده است۰
اِ. آ سرور و آقای آبهای شور، دریاها و اقیانوسها بوده است۰
در الواح سومری رویدادهای ویژه ای در آغاز تاریخ دائمأ تکرار شده اند۰ در دورانی که خدایان به تقسیم وظایف پرداخته اند۰ ان. کی دریاها و فرمانروایی بر اعماق را برداشته است۰ او بعنوان فرمانروای دریاها ساختن کشتی ها را به سومریان می آموزد تا با آنها به دورترین نقاط زمین سفر کنند و با خود سنگها و فلزات ارزشمند و نایاب را به سومر حمل نمایند۰
مهرهای استوانه ای مربوط به دوران آغازین تاریخ (آغاز و قبل از تاریخ) ان. کی را خدایی محصور در میان رودها و ماهی ها نمایش داده اند۰اینکه او در رابطه ی با ماه نیز نقش شده باید به دلیل جزر و مد دریاها بوده باشد۰ به او القابی همچون سروری با چشمان تابان داده شده است۰ (موزه برلین)۰
در الواح سومری زندگانی ان. کی بسیار غریب و اعجاب آور مینماید۰ او که در آسمان به دنیا آمده هنگامی که به زمین می آید، زمین تهی از حیات بوده است۰
خود او در گزارشی میگوید:ـ هنگامیکه به زمین نزدیک میشدم، بسیاری از سرزمینها هنوز هم در زیر سیلاب بودند۰
او که بعد از طوفان بزرگ به زمین آمده است اعمالی را که برای مسکونی نمودن آن برعهده کرفته را شرح داده. رود دجله را با آب تازه ی زندگی بخش پر کرده و بعد خدایی را برای ساختن انواع کانال ها در جنب دجله و فرات برای قابل کشتیرانی ساختن آنها مشخص و منتصب مینماید سپس باتلاق ها و مردابها را خشک مینماید و در همین ناحیه مکانی را برای مهاجرت انواع پرندگان در نظر میگیرد۰ خیزرانی وسیع که چوبهای نی آن در امور ساختمانی مصرف میشده است۰ او خود در گزارشاتش تأکید میکند که من شخم زدن و کاشتن را تحت نظر گرفتم و شیارهای مقدس را گشودم، اصطبل ها را ساختم و گله ها را تشکل بخشیدم۰
باستان شناسان این گزارشات ان. کی را تحت عنوان نظم جهانی میشناسند۰
او بعنوان خدا در آغاز تاریخ وظیفه ی ساختن انواع آجر برای ایجاد خانه های مسکونی و همچنین طرح و ایجاد شهرها، صنعت فلزکاری و هنرها را برعهده گرفته است۰
ان. کی در گزارشات ثبت شده نه تنها یکی از خدمتگزاران بزرگ برای بشریت توصیف شده. بلکه نماینده ی اصلی بشر در مجمع خدایان نیز ذکر میگردد۰
بنا به گزارشات همین الواح از اوضاع قبل از طوفان بزرگ و آنچه که بعدأ در روایات تورات عهد عتیق نیزآمده ان. کی یا اٍ. آ خدایی توصیف میگردد که از تصمیم مجمع خدایان در مورد نابودی کامل نژاد بشری مطلع و از آن سرپیچی مینماید و نوح بین النهرینی را با رهنمودهای خویش برای بقای نژاد بشری از طوفان سهمگین جهانی بیرون میکشد۰

ادامه دارد


Nader - نادر این مقال را از این جهت در اینجا آوردم که جای بحث و کفتکو در آن باز باشد۰


message 4: by Ashkan (last edited Jul 27, 2010 01:04AM) (new)

Ashkan Ansari | 2135 comments نادر گرامی بسیار لذت بردم به ویژه آنکه خود من در پژوهشی گرفتار هستم که بسیار به تمدن سومریان باز می گردد. در این که سومریان تاثیر بسیاری در تمدن های پس از خود به ویژه در نزد بابلیان، اکدیان و یهودیان داشته اند شکی نیست. نمونه بارز آن اوتناپیشتیم است که در عهد عتیق با کمی تغییر به نام نوح تغییر کرده است ولی کلیت داستان یکی است و یا الهه ایشتار دختر آنو و یکی تاثیر گذارترین خدایان سومری که با انسان ها تماس بسیاری دارد. در فرهنگ بابلیان به نام اینانا تغییر می کند و البته داستانش هم دگرگون می شود. ایشتار صورت فلکی شهریور (خوشه گندم یا سنبله که در پهلوی شتریور و در اوستایی خشتروئیریه خوانده می شود) که بابلیان باور داشته اند که معشوقه تموذ است و به دلیل جوری که بر وی روا می دارد، تموذ در زمستان از پیش اینینا کوچ می کند و وی به دنبال او می رود تا او را باز گرداند (دیده نشدن این دو صورت فلکی در زمستان در نیم کره شمالی) و با بازگشت آن دو تابستان آغاز می شود. جالبتر آنکه ایشتار به فرهنگ یونانیان می رسد و باز دگرگون می شود. ایشتار در فرهنگ سومریان بسیار هوس ران است و علاقه بسیاری به همبستری با آدمیان دارد ولی با ورود ایشتار یونانیان به فرهنگ رومی و نشر مسحیت او را ویرگو یا باکره و نماد مریم مقدس دانسته اند. ‏
من باور دارم که تاثیر فرهنگ سومریان را نزد ایرانیان باید به سه بخش تقسیم کرد. نخست پیش از تمدن بابلیان، پس از تمدن مادی تا آغاز پدیداری زرتشت و پس از شکست اردوان پنجم اشکانی و پیروزی اردشیر بابکان و آغاز دوره ساسانیان. ‏
در دوره نخست سنگ نگاره هایی یافته ام که این شباهت را بی کم و کاست نمایش می دهد که به ویژه در کرمانشاه وجود دارد. در این دوره فرهنگ سومری گسترش شگفت انگیزی در ایران دارد و جز خط که از ایلامیان (به ناروا عیلام نوشته می شود) است، بقیه فرهنگ از سومریان وارد شده است. ‏
پس از پدیداری زرتشت، خدایان برچیده می شوند و دو مینوی نیکی و بدی جای آن را می گیرد. این تفکر به گونه ای بنیادین با باور سومریان تضاد دارد. سومریان بر این باور بوده اند که هرچه رخ می دهد در دست خدایان است و خدای بد وجود ندارد. در صورتی که در داستان نخستین انسان در اوستا که گئومرت (به کیومرث تغییر کرده است) نام دارد پس از افسون سه هزار ساله هرمزد (اهورمزد) که تمامی جهان را به نیکی پدید می آورد، اهرمن با سپاه دیوان برجهان می تازد از برای پتیارگی! و هرچه پست و بد است از اوست، چون بیابان و آب شور و سرما و اختر نحس. ‏
در دوره ساسانیان مغ ها بازگشتی به فرهنگ سومریان دارند و بر ایزدان افزوده می شود و تعداد آنها بالا می رود که در وندیداد نسک آمده است. ‏
در ابتدا زرتشتیان هفت امشاسپند را می شناختند که جهان از آنهاست. اهورمزد (اهورا مزدا در اوستایی - روز نخستین از فروردین که نوروز است. فرورتین در پهلوی و فره وشی در اوستایی) اردیبهشت (ارتا وهیشتا در پهلوی و اشی وهیشتا در اوستایی) خرداد (خوردت در پهلوی و هئوروتات در اوستایی) امرداد (اموردت در پهلوی و اَمِرِتات در اوستایی) شهریور (شتریور در پهلوی و خشتروئیریه در اوستایی) بهمن (وُهومن در پهلوی و وُهومنن در اوستایی) و اسفند (سپندارمذ یا سپندرمت در پهلوی و سپنت آرمئیتی در اوستایی) ‏
این ها هر یک نمادی در هدایت جهان بوده اند اما در دوره ساسانیان هم تعداد ایزدان افزایش می یابد هم وظایف امشاسپندان. ‏
پس از اسطیلای اعراب بر ایران آن دسته از باورهای سومریان غالب می شود که پیشتر در میان عبرانیان رواج یافته بود.‏
باز هم سپاسگزارم نادر گرامی از آغاز چنین گفتگویی. امیدوارم نظر دیگر دوستان را هم اینجا بخوانم


back to top