مهدی اخوان ثالث discussion

8 views
salam

Comments Showing 1-10 of 10 (10 new)    post a comment »
dateDown arrow    newest »

message 1: by مرد دوم (last edited Aug 25, 2016 12:22PM) (new)

مرد دوم  | 11 comments Mod
سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت
هوا دلگیر.درها بسته.سرها در گریبان.دستها پنهان
نفسها ابر.دلها خسته غمگین
درختان اسکلتهای بلورآجین
زمین دلمرده .سقف آسمان کوتاه
غبارآلوده مهر و ماه
زمستان است


message 2: by Leila (last edited Aug 25, 2016 12:22PM) (new)

Leila MHosseini | 1 comments Khoshhalam azinke avalin ozve in groohe ziba hastam.
mamnoon az aghaye Ali.


message 3: by مرد دوم (last edited Aug 25, 2016 12:22PM) (new)

مرد دوم  | 11 comments Mod
az ebraze lotfeton mamnonam
bavaram nemishod ke kasy ta hala eghdam be morefy akhavan nakarde bashe ,vaghean ajibe


message 4: by مرد دوم (last edited Aug 25, 2016 12:22PM) (new)

مرد دوم  | 11 comments Mod
حیف از تو ای مهتاب شهریور ، که ناچار
باید بر این ویرانه محزون بتابی
وز هر کجا گیری سراغ زندگی را
افسوس ، ای مهتاب شهریور، نیابی
یک شهر گورستان صفت ، پژمرده ، خاموش
بر جای رصب و جام می سجاده ی زرق
گوران نهادستند پی در مهد شیران


message 5: by مرد دوم (last edited Aug 25, 2016 12:22PM) (new)

مرد دوم  | 11 comments Mod
سلامت را نميخواهم پاسخ گفت
سرها درگريبان است
كسي سربرنياردكرد پاسخ گفتن ديدار ياران را
نگه جز پيش پاراديد:نتواند
كه ره تاريك ولغزان است
وگر دست محبت سوي كس يار زد
به اكراه دراوردازبغل بيرون
كه سرماسخت سوزان است


message 6: by مرد دوم (last edited Aug 25, 2016 12:22PM) (new)

مرد دوم  | 11 comments Mod
قاصدک ابر های همه عالم شب و روز در دلم میگریند...مردی از تبار غم زاده ی بی قراری و شاعری که بعد از سپهری به عنوان استاد شعر نو پذیرفتمش


message 7: by مرد دوم (last edited Aug 25, 2016 12:22PM) (new)

مرد دوم  | 11 comments Mod
مهدی اخوان ثالث
--------------------------------------------------------------------------------

منزلی در دوردست
منزلی در دوردستی هست بی شک هر مسافر را
اینچنین دانسته بودم ، وین چنین دانم
لیک
ای ندانم چون و چند ! ای دور
تو بسا کاراسته باشی به ایینی که دلخواه ست
دانم این که بایدم سوی تو آمد ، لیک
کاش این را نیز می دانستم ، ای نشناخته منزل
که از این بیغوله تا آنجا کدامین راه
یا کدام است آن که بیراه ست
ای برایم ، نه برایم ساخته منزل
نیز می دانستم این را ، کاش
که به سوی تو چها می بایدم آورد
دانم ای دور عزیز !‌ این نیک می دانی
من پیاده ی ناتوان تو دور و دیگر وقت بیگاه ست
کاش می دانستم این را نیز
که برای من تو در آنجا چها داری
گاه کز شور و طرب خاطر شود سرشار
می توانم دید
از حریفان نازنینی که تواند جام زد بر جام
تا از آن شادی به او سهمی توان بخشید ؟
شب که می اید چراغی هست ؟
من نمی گویم بهاران ، شاخه ای گل در یکی گلدان
یا چو ابر اندهان بارید ، دل شد تیره و لبریز
ز آشنایی غمگسار آنجا سراغی هست ؟


message 8: by مرد دوم (last edited Aug 25, 2016 12:22PM) (new)

مرد دوم  | 11 comments Mod
روی جاده ی نمنک
اگرچه حالیا دیریست کان بی کاروان کولی
ازین دشت غبار آلود کوچیده ست
و طرف دامن از این خک دامنگیر برچیده ست
هنوز از خویش پرسم گاه
آه
چه می دیده ست آن غمنک روی جاده ی نمنک ؟
زنی گم کرده بویی آشنا و آزار دلخواهی ؟
سگی ناگاه دیگر بار
وزیده بر تنش گمگشته عهدی مهربان با او
چنانچون پاره یا پیرار ؟
سیه روزی خزیده در حصاری سرخ ؟
اسیری از عبث بیزار و سیر از عمر
به تلخی باخته دار و ندار زندگی را در قناری سرخ ؟
و شاید هم درختی ریخته هر روز همچون سایه در زیرش
هزاران قطره خون بر خک روی جاده ی نمنک ؟
چه نجوا داشته با خویش ؟
پ یامی دیگر از تاریکخون دلمرده ی سوداده کافکا ؟
همه خشم و همه نفرین ، همه درد و همه دشنام ؟
درود دیگری بر هوش جاوید قرون و حیرت عصبانی اعصار
ابر رند همه آفاق ، مست راستین خیام ؟
تقوی دیگری بر عهد و هنجار عرب ، یا باز
تفی دیگر به ریش عرش و بر این این ایام ؟
چه نقشی می زده ست آن خوب
به مهر و مردمی یا خشم یا نفرت ؟
به شوق و شور یا حسرت ؟
دگر بر خک یا افلک روی جاده ی نمنک ؟
دگر ره مانده تنها با غمش در پیش ایینه
مگر ، آن نازنین عیاروش لوطی ؟
شکایت می کند ز آن عشق نافرجام دیرینه
وز او پنهان به خاطر می سپارد گفته اش طوطی ؟
کدامین شهسوار باستان می تاخته چالک
فکنده صید بر فترک روی جاده ی نمنک ؟
هزاران سایه جنبد باغ را ، چون باد برخیزد
گهی چونان گهی چونین
که می داند چه می دیده ست آن غمگین ؟
دگر دیریست کز این منزل ناپک کوچیده ست
و طرف دامن از این خک برچیده ست
ولی من نیک می دانم
چو نقش روز روشن بر جبین غیب می خوانم
که او هر نقش می بسته ست ،‌ یا هر جلوه می دیده ست
نمی دیده ست چون خود پک روی جاده ی نمنک


message 9: by مرد دوم (last edited Aug 25, 2016 12:22PM) (new)

مرد دوم  | 11 comments Mod
مهدی اخوان ثالث
--------------------------------------------------------------------------------

رباعی
گر زری و گر سیم زراندودی ، باش
گر بحری و گر نهری و گر رودی باش
در این قفس شوم ، چه طاووس چه بوم
چون ره ابدی ست ،‌هر کجا بودی ، باش


message 10: by [deleted user] (last edited Sep 13, 2007 11:56PM) (new)

گفت و گويي بود و نجوائي
يادگار، اي ، با توام، خوابي تو يا بيدار؟
من دگر تابم نماند اي يار
چندمان بايست تنها در بيابان بود نوشيد اين غبار آلود؟
چندمان بايست کرد اين جاده را هموار؟
***
من دگر بيزارم از اين زندگي ، فهميدي، اي ،بيزار
يادگارا، با توام، خوابي تو يا بيدار؟
خست حرفش را و خواب آلود گفت
اي دوست
ما هم اينسان
وليکن بارها با تو گفته ام
کوچکترين صبر خدا چل سال و هفده روز تودرتوست
***


back to top