داستان كوتاه discussion
نوشته هاي ديگران
>
داستان کوتاه به روایت ویکی پدیا ـ آلمانی
date
newest »
newest »
خیلی ممنون واقعا استفاده کردم.
دستتان هم به خاطر پیدا کردن این متن و هم به خاطر ترجمه خوب این متن درد نکند.
موفق باشید.
دستتان هم به خاطر پیدا کردن این متن و هم به خاطر ترجمه خوب این متن درد نکند.
موفق باشید.
Mehdi wrote: "خیلی ممنون واقعا استفاده کردم.دستتان هم به خاطر پیدا کردن این متن و هم به خاطر ترجمه خوب این متن درد نکند.
موفق باشید."
خوشحالم از اینکه مورد استفاده قرار گرفت و تشکر







داستان کوتاه فرم ادبی مدرنی از نثر است که مشخصه ی مهم آن در کوتاه بودنش میباشد۰ این مشخصه از طریق فشرده سازی حدممکن محتوا حاصل میشود۰پیدایی داستان کوتاه و همچنین رمان های دنباله دار با پیدایی نشریات دوره ای در قرن نوزدهم در رابطه ی مستقیم قرار دارند۰ زمانیکه نشریات عمومی مبلغ قابل توجهی برای نویسندگان داستان های کوتاه میپردازند که سود بیشتری از داستان نویسی در بازار کتاب برایشان دارد۰
تاریخچه :۰
ژانر داستان کوتاه از میان داستانهایی اکثرأ به زبان انگلیسی و بویژه در ادبیات آمریکا پدیدار میشود (بعنوان مثال: ادگار آلن پو، شروود اندرسون، اف. اسکات فیتزجرالد، ارنست همینگوی، ویلیام فاکنر، سینکلر لوییس، هنری سلزر)۰
در آثار زیبای آلن پو به داستانهای کوتاه بسیار برمیخوریم
در کشورهای آلمانی زبان نخستین نشانه ها از پدیداری داستان کوتاه به سال ۱۹۰۰ بازمیگردد۰ در این حیطه داستان کرتاه میبایستی نخست جایی برای خود در میان انواع دیگر کوتاه نویسی همانند قصه، روایت، وقایع و خاطرات روزانه ، باز میکرد و در نهایت همین شیوه توسط نویسندگان اکسپرسیونیسم مانند آلفرد دوبلین و رابرت موزیل بکار گرفته شد۰
داستان کوتاه آلمانی فبل از همه محصول <<برش های پاک>> از سال ۱۹۴۵ به بعد میباشد۰ این عنوان نشانگر تلاش نویسندگان در این مقطع خاص زمانی برای آغازی نوین در ادبیات یا همان اعلام <<ساعت صفر>> ادبی توسط آلفرد آندرش بود۰ این نویسندگان درحالیکه از این ژانر نوین در ادبیات آمریکا (معروفترین آنها ارنست همینگوی) مایه میگرفتند، نوشته های کوتاه با زبان بسیار ساده، بگونه ای آگاهانه از تبلیغات وسیع ایدئولوژیک و میهن پرستانه در ادبیات ناسیونال سوسیالیسم را در دسترس عموم قرار میدادند۰ این سبک نوین برنامه ی گروه ۴۷ را شامل میشد که نویسندگانش آثار بسیاری را در این ژانر از خود برجای نهادند۰
تا دهه ي پنجاه قرن بیستم داستانهای کوتاه به گونه ای نقادانه به دوران بعد از جنگ پرداخته اند. موضوعات مهمی از جمله بازگشت دردناک نیروهای نظامی و مهاجران و فراریان به خانه، فقر بزرگ و دامن گیر عموم در انتهای دهه ی چهل، مشکلات عدیده سربازانی که میبایستی خود خویش را در صلح بازمییافتند و جستجوی انسان در میانه ی ویرانه ها ۰
بسیاری از نویسندگان این دوره هیچگونه سمت و سوی سیاسی را هدف داستانهای خویش نگرفته و بیشتر درپی اوضاع از هم گسسته پدیده های عمومی بشری مانند کاستی در ارتباطات، نگاه به اوضاع، خبرچینی و عدم تفاهم میان نسل ها بوده اند۰
از مشهورترین نویسندگان دوران بعد از جنگ در فضای ادبی آلمانی زبان میتوان بعنوان مثال ولفگانگ بورشرت، هاینریش بول، ولف دیتریش شنور، ایلزه آیشینگر، هانس بندر، الیزابت لانگگسر، آلفرد آندرش، ماری لوئیز کاشنیتز، زیگفرید لنز، ولفگانگ ویراخ، هاینتز پیونتک و گابریله ووه من، را نامبرد۰
در اواسط دهه ی شصت این ژانر ادبی بسیاری از معانی خود را از دست داد۰
<<درحالیکه نویسندگانی هنوز خود را در زیر سقف های فرو ریخته مییافتند، از میان ویرانه ها و تخریب، معجزه ی شکوفایی اقتصادی سربرکشید و از میان انسانهای درمانده و فقیر و دهشتزده، جامعه ای راحت و آسوده خیال۰ شاعران جوان ۱۹۴۵ ی، هم آنانی که بر رنج و فریادهای تظلم و شکایات بشری تکیه زده و آثار خویش را بر این پی نهاده بودند، همه حرفه ای، معروف و شناخته شده، اینک راحت در خانه هایشان نشسته و پریشانی هایشان را فراموش میکردند۰ هنگامیکه شهروند شکایتی ندارد، چرا بایستی آرامشش را با پریشان سازی و ناخوشی ها برهم زد۰ جوهر داستان کوتاه اما تهاجمی، برانگیزاننده، ضد بورژوازی و تهییج کننده است۰ سلاحی است که راحت طلبی را نشانه گرفته، سیاستهای شترمرغی را برنمی تابد و رنج و غم پنهان و زشتی ها را برملا میسازد۰ مخالفتی هم با احساس امن حماسی در رمان های پیشین و یا قصه های بلند لالایی وار ندارد۰
از آنجا که گسترش داستان کوتاه بلافاصله بعد از جنگ با موضوعات زمانه ی خود رابطه ی تنگاتنگی داشت که اینک از میان رفته و فراموش شده و قدیمی مینمودند، نسل نوین نویسندگان داستانهای کوتاه در پی یافتن فرم های جدید برای عرضه آثار خود برآمد۰ با گذشت زمان از فشرده سازی های بیشتر و کم کردن متن ها و کلمات غیرضرور برای تکوین فرمهای جدیدتر استفاده شد۰ از نویسندگان این دوره میتوان پیتر بیخسل، کورت مارتی، هلگا ام نوواک و توماس برنهارد را نامبرد۰
دوران اینترنتی اما دروازه های بسیاری را برای احیاء گشود که این ژانر نیز در قالب فرمهای متفاوت و با کنار زدن کژی ها و ناراستی ها به مشکلات بی شمار بشری در آن پرداخته است۰
ویژگی ها
هیچکونه ویژگی تعریف نشده، که در تمامی آثار این ژانر (داستان کوتاه) یکسان بوده یا باشد۰ با این همه چند مشخصه را میتوان یافت که بعنوان مثال در داستانهای کوتاه در دهه ی پایانی جنگ دوم مورد توجه اکثر نویسندگان بوده است: ـ
ـ بلندی داستان به حدی است که بتوان در یک نشست آنرا خواند۰
ـ بیانیه (پیام) نویسنده در متن در نظر اول دیده نشده و خواننده میبایستی خود از طریق تجزیه و تحلیل بدان دست یابد۰
ـ روایات همه بر اساس تئوری کوه یخ ی همینگوی نوشته شده اند که در آنها فقط بخش کمی از اطلاعات در متن آمده و بخش اعظم آن توسط خواننده در لابلای کلمات و سطرها، گره ها و رفتارها، بازگشایی و معلوم میگردد۰
فنون روایتی و زبان: ـ
ـ در بیشتر این داستان ها شخص راوی به گزارشی با حفظ فاصله از آن میپردازد، همچنین که در بعضی نوشته ها من ـ راوی (اول شخص) این وظیفه را بر عهده میگیرد۰ بعنوان مثال در داستان ،،من کتابی در باره ی کافکا نمینویسم،، اثر ولفگانگ هیلدس هایمر ، و یا دیدگاه روایتی ای که راوی به حیطه ی داستان تعلق ندارد، مانند داستان کوتاه ،،معمار گرسنه است، اثر گونتر برونو فوکس۰
ـ ورودی یا مقدمه ی بسیار کوتاه که در بسیاری مواقع از جانب بعضی نویسندگان نادیده گرفته میشود و اقدام فوری و بلافاصله، مثل معرفی شخصیتهای ناشناس توسط ضمایر۰
ـ استفاده از فنون ایجاز از طریق صرفه جویی در کلمات با کمک گیری از اشارات، نمادها و استعارات۰
ـ روایت زمانمند، اغلب بطورکلی در زمان گذشته، تا حدودی با استفاده از تک گویی های همزمان درونی و تصویر یا فضا سازی۰
ـ زمان روایت شده در فاصله ی میان چند دقیقه تا ساعت، اغلب اتفاقی لحظه ای یا وضعیتی خاص و نمونه، یا ثبت لحظه کاهش داده میشود۰
ـ کارگیری از سبک موجز زبانی، محاورات روزمره، گاه استفاده از زبان محلی، لهجه و یا اصطلاحات صنفی۰
ـ ابهام در سطوح دو یا چندگانه ی زمینه، مانند استفاده ی بجا و تکرار نکات مناسب در قالب استعاره های متفاوت جهت ایجاد نغمه ای جذاب و حامل پیام بر گستر روایت۰
ـ پایان باز، نقطه ای و نامنتظر خواننده را رسمأ به تفکر و بازنگری وقایع کشیده چنانچه هنوز پرسشی در ذهن او باقی باشد، پاسخ را در مراجعه به صحنه ها جستجو مینماید۰
ـ اجتناب از ارزیابی، تفسیر و راه حل۰
موضوعات، هنجارها و شخصیت ها
ـ ایجلد صحنه های پر تضاد با استفاده از طرح واره های نمایشی مایه گرفته از احساسات۰
ـ غالبأ یک یا دو شخصیت نوعی و اصلی در مرکز روایت مطرح (در بعضی روایات از شخصیتهای بیشتری استفاده شده) و فقط بواسطه مشخصه ها توصیف میشوند۰
ـ تلاش در کاستن از مکان ها
ـ روایت برش ی یا نقطه ی عطف ی از زندگی شخص یا شخصیت ها۰
ـ کنش خطی
ـ اجتناب از زیادی کنش ها و جریانات۰
ـ طرح موضوعات مربوط به مشکلات زمانه
ـ بروز نوعی تغییر بخت (اغب در پایان)۰
ـ روزمرگی کنش ها و شخصیت ها: شخصیتهای منتخب انسانهای معمول جامعه بوده و نشانه هایی از قهرمانگرایی و تشخص در انها دیده نمیشود۰
بسیاری از نویسندگان در دوره ی معاصر در داستان کوتاه بعنوان ژانری باز از عناصر مختلف ژانرهای دیگر، مانند جنبه های متفاوت افسانه یا قصه برای طرح ها و آزمون های جدید استفاده میکنند۰
چند نقل قول
ـ آن مثبت گرایی قرن نوزدهمی در باور به اینکه میتوان جهان را در پانصد صفحه تسخیر نمود دیگر در ما وجود ندارد و بهمین دلیل فرم کوتاه را انتخاب کرده ایم۰ـ
ـــ خوزه لوییز بورگس ــ
ـ داستان کوتاه داستان بلندی است که برای کوتاه شدن زمانی بلند می طلبد ـ
ــ ویسنت آلکساندر ــ
ـ آرزوها و بلندهمتی های سخت جوش در من قادر به رها کردن این فرم نیستند و چنانچه آنرا جدی انگاریم، داستان کوتاه ـ به نظر من ـ یکی از مشکل ترین فرم های نثر است، چرا که هیچ فرم دیگری از نویسنده توقع چنین نظم و دیسپلین سنگینی ندارد۰
ــ ترومن کاپوت ــ
ـ هر قدر کوتاه تر میکنی، فشرده تر میشوی۰ـ
ــ آنتون چخوف ــ
ـ یک اثر هنری نمیتواند به حد کافی کوتاه باشد، چرا که ارزش آن به فشرده گی و سرعت عمل در کوتاه کردتش بازمیگردد ـ
ــ گیلبرت کیت چسترتن ــ
ـ داستانهای کوتاهی وجود دارند مانند هشت سطری های گوته که با تفکرات به احساس درآمیخته در روابط و فضاها بیان میشوند و بعضی دیگر چنان کوتاه و فشرده که گویی در وقت خواندن مانند نارنجک دستی میترکند۰ ـ
ــ ولفگانگ لیبن آیمر ــ
ـ داستان کوتاه وجود ندارد۰ هر کس قوانین خاص خودش را بکار میگیرد.... من براین باورم که داستان کوتاه در مفهوم نهایی کلمه، مدرن، یعنی مربوط به زمان حاضر، فشرده و متوجه به هدف و سخت درهم کشیده است۰ هیچ گونه غفلتی را برنمی تابد و برای من جذاب ترین فرم نثر است، چرا که در کمترین چهارچوبه ها روایت میگردد۰ شاید هم به این دلیل که من همیشه درگیر <زمان> بوده ام و داستان کوتاه تمامی عناصر زمان را در خود دارد: ابدیت، لحظه، قرن۰
این اشتباهی مهلک است که بعنوان مثال سردبیری از یک نویسنده بخواهد داستان کوتاهی برایش بنویسد۰ بر من گاه سالها گذشته تا توانسته ام طرحی را که از یک داستان کوتاه داشته ام بروی کاغذ منتقل کنم۰ـ
ــ هاینریش بول در گفته های کارگاهی در جمع نویسندگان مونیخ ۱۹۶۸ــ
ترجمه: نادر