تاریخ ایران discussion

1 view
هخامنشیان و آسیای میانه

Comments Showing 1-1 of 1 (1 new)    post a comment »
dateUp arrow    newest »

message 1: by Hamed- (last edited Aug 25, 2016 12:18PM) (new)

Hamed- pasargad | 16 comments Mod
هخامنشیان و آسیای میانه



هخامنشان نیز همچون مادها، دسته ای از اریاییان بودند که پس از ورود به ایران، در منطقه فارس کنونی مستقر شدند. کوروش بزرگ (559 - 529 ق.م)، یکی از پادشاهان بزرگ این امپراطوری بود که در زمان وی، اغتشاش در مرزهای شمال شرقی ایران، به اوج خود رسید. بنابراین، پس از انکه ویشتاسب (گشتاسب)، پدر داریوش بزرگ را به ساتراپیِ هیرکان (گرگان) و پارت برگزید، توانست مرو، هرات، باکتریا (بلخ)، زرنگ (حدود سیستان)، سُغد و خوارزم را نیز، به تصرف در اورد.


بطور کلی تازمان مرگ کوروش بزرگ، محدوده شرقی و شمال شرقی ایران، شامل این نقاط می گردید :

پارت ( حدود خراسان)، زرنگ، هرات، خوارزم، باختر (بلخ)، سغد، گندهار (قندهار)، نه تکوش و ارخواتیش (رخج بعدی)



گیرشمن، انتهای این متصرفات در اسیای میانه و غرب ترکستان را تا حدود جیحون ذکر می کند. یعنی نقاطی که بعدها، محل سکونت اوغوزها، از جمله ترکمانان گردید. به اعتقاد مرحوم پیرنیا، کوروش بزرگ، در نزدیکی رود سیحون، شهری به نام خود احداث نمود ( به یونانی : کرزو پولیس)، که گروهی انرا « مرکنده» یا همان« سمرقند» دانسته اند.

در زمان داریوش بزرگ (522 - 486 ق.م) هَم ، شورش های بزرگی در محدوده شمال شرق ایران بر پا گردید که سکاهای اریاییِ اسیای میانه و هیرکانیا (گرگان) و سپس مرگیانی ها ( مرغانی ها - مرو)، به انها پیوستند. داریوش بزرگ برای برقراری نظم، ایران را به 33 « خشَترَه» یا ( استان) تقسیم نمود و برای هر یک از ساتراپ ها، خَشَترَه پاوِن ( شهربان)، گماشت. در شمال شرق ایران، پارت، باختر (بلخ)، سُغد و خوارزم، از جمله این ساتراپ ها بودند.


در میان این نقاط ، سُغد و خوارزم، از مهم ترین نواحی محسوب می شدند.
سُغد، نه تنها محل تجارت با کُلِ اسیای میانه و خاورِ دور محسوب می شد، بلکه به عنوان ناقِل و حامل اندیشه ها و عوامل داد و ستد فرهنگی ( مخصوصآ فرهنگ ایرانی) هم، پیشگام گردیده بود. مثلآ زبان سُغدی، طیّ چندین قرن، در این باب، نقش مؤثری را ایفا کرد. بطوری که زبان مشترک اسیای میانه باقی ماند.

ترکانِ اوغوزِ اویغوری، نوشته های کهن خود را به زبان سُغدی می نوشتند. بنابر استدلال گیرشمَن، نه تنها سغد، بلکه خوارزم و سایر مستملکات شرقی هخامنشیان، به خاطر حکومت شهنشاهان این امپراطوری، به مدّت سه قرن و نیم، از صلحی کامل برخوردار شدند و از نظر عُمران و ابادانی، به توسعه حقیقی خود دست یافتند.





* سکاها در عصر هخامنشیان


این قوم، بازماندگان همان اریایی های قدیم محسوب می شدند که از « ایران وئیجه» امده و در سراسر اسیا و فلات ایران پخش شدند. براساس نوشته های هرودت و مطالب مندرج در کتبیه های عصر هخامنشی، بخشی از سکاها، از ماوراء النهر تا حدود سواحل شرقی دریای خزر (ترکمنستان فعلی) می زیستند و از انان به نام های : ماساژِت ها، دوربیک ها و داهه ها، یاد کرده اند. این گروه، بخش زیادی از فرهنگ، اداب و رسوم و اعتقادات خود را برای ایندگان خود، از جمله اوغوزها، به یادگار گذاشتند.

دسته دوم سکاهایی بودند که در غرب دریا ی خزر و شمال غربی ایران، تا اروپا ، سکونت و کروفر داشتند.


این مردمان را هرودت، «اسکیث» و فرانسوی ها بعدها « سیت ها» نامیدند. به نوشتۀ پطروشفسکی :

« جایگاه اصلی سکاها، در اسیای میانه و در بین دو رود جیحون و سیحون بوده و پادشاه انها، «اسکوتی» نامیده می شد و انها، همان کسانی بودند که در نقوش تخت جمشید، با کلاه نوک تیز به نمایش درامده اند.»

حضور قدرتمند سکاها، تا زمان هجوم اسکندر گجستک همچنان باقی ماند. بطوری که پیشروی سپاهیان وی، ازسوی سکاها، متوقف گردید. اسکندر در مقابل مقاموت سواره مظام سکایی در کنار رود سیحون، بدون توجه به توصیۀ سرداران بزرگش، از رود گذشت و به تعقیب انان همّ گماشت. ولی اندکی پس از پیشروی و همچنین خستگی در بیابان های بی اب و علف، مجبور به عقب نشینی شدند.

براساس نوشته های دیودور سیسیلی و همچنین کُنت کورث، چنین استنباط می شود که اسکندر، از سیستان، به طرف رَخج و شمال افغانستان رفته و پس از عبور از کوه های پر برف ان نواحی، به باختر ( دشت شمال افغانستان) و سرانجام به نزدیکی منطقه جیحون رسید. در اینجا، سُغدیان با تحریک و حمایت ماساژِت ها یا همان
اسکیت ها، تحت رهبری « اسپیتامَن»، امیر سُغدیان و همچنین کمک خوارزمی ها، راه را بر سپاهیان اسکندر بستند. ولی کاری از پیش نبردند.



اسدالله معطوفی


back to top