داستان كوتاه discussion

49 views
داستان كوتاه > جیریق جوروق / محسن ص

Comments Showing 1-7 of 7 (7 new)    post a comment »
dateDown arrow    newest »

message 1: by Mohammad (new)

Mohammad Pharhangian | 13 comments سلام. فکر کنم نوشتن داستان در فضای فرهنگی دیگران کمی سخت باشه. وفکر کنم این سختی برای خواننده بیشتر باشد. خواندن داستانی از نویسنده که در اون فرهنگ نیست
موفق باشید


message 2: by Mohammad (new)

Mohammad Pharhangian | 13 comments درسته. دید جالبیه.
.تلفظ صحیح اسم من (روژ ره ش) است


message 3: by elham (new)

elham (laaalaaammm) | 90 comments چرا مری؟ چرا یه فرهنگ دیگه؟
این کم لطفی به خو دمون هر چند از نظر من فقط اسم ها از ان ما نبود ... به نظر من اگه به جای مری مریم بود خیلی دل چسب تر بود


افسانه بینشونه | 5 comments خوبه ولی تهش یه معما برام مونده که چرا این آدم هیچ کاری نمیکنه، شاید فقط یه اشاره مبهم لازم داره تا منطق این انفعال برای آدم کمی روشن بشه


message 5: by Milad (new)

Milad  Zarinfar | 19 comments بعضی از ترکیب های توصیفیت خیلی خوب و خوش ترکیبه،مثل انگشت فحش و حنجره ی تراکتور صفت و...ولی مثلا "پلک هاش را مث پرتقال به هم فشار داد اشکهاش مث آب پرتقال سرازیر شد" خوب نیست، زوری به نظر میاد.
در کل خوبه


طيبه تيموري | 659 comments فکر کردن بجای آدمهایی که دارای فرهنگ های مختلف هستن تنها در صورت داشتن درد مشترک می تونه جذاب و قابل درک باشه
اگه کاراکترهای داستانتون ایرانی بودن، عذابی که از سکوت پسر می کشیدم بیشتر بود. اما نمی تونم الان هیچ احساس خاصی نسبت به موضوع داشته باشم جز سکوت


message 7: by mosafer (new)

mosafer | 51 comments سلام رفیق
خیلی وقت بود که نیومده بودم.
خیلی خوشحالم. اینجا چقدر شلوغ شده. چقدر دوستان صاحب نظر و دلسوز وارد گروه شدن. خیلی حوبه
ولی تو محسن عزیز
کم کار شدی ها!
داری انرژیت رو جمع می کنی که یه شاهکار بنویسی؟
برای این داستانت فقط می تونم بگم که خیلی احساساتی شدی
و دوست داشتی انزجارت رو از اون موقعیت و اون تیپ شخصیت به دیگران هم منتقل کنی.
اما...
افراط کردی برادر گلم!
ناراحت نشی ها، ولی عین بچه ای بودی که فقط سعی کرده حرسش رو خالی کنه. اونم فقط سر یه شخصیت
نتونسته و شاید نخواسته بودی که یک معضل اجتماعی رو نشون بدی و تا حدودی ریشه یابی کنی.

مجبور شدم برای پیدا کردن پستت چند صفحه برگردم عقب تا پیدات کنم. چون دوست داشتم نقدم رو دوباره با داستان تو شروع کنم

بازم بنویس دوست عزیز


back to top