Rumi دوستداران شمس ,مولوی discussion

3 views
آن مشت را مبین در آن مشت مویز باشد

Comments Showing 1-3 of 3 (3 new)    post a comment »
dateDown arrow    newest »

message 1: by f. (last edited Aug 25, 2016 12:08PM) (new)

f.  | 1028 comments Mod
مثنوی نه از نوع شعر های معمولی است بلکه نغمهء الهی و سرود روحانی یی است که بزبان مرد فرشته خو و عاشق بر تربیت انسان ساخته شده و منظور گویندهء آن نه کسب نام و نان و نه جاه و مقام دنیوی و نه اظهار فضل بوده بلکه سراپای وجودش از عشق به حقیقت و انسانیت مالامال بوده.

مولانا در مثنوی علم و عِرفان و عشق هرسه را بهم آمیخته و از آمیزش آنها معجونی خوشگوار ساخته که بمذاق همه کس سازگار است. خود مولانا بر پشت مثنوي نوشته كه : مثنوي را جهت آن نگفته ام كه حمائل كنند و تكرار كنند بلكه تا زير پا نهند و بالاي آسمان روند كه مثنوي نردبان معراج حقايق است نه آنكه نردبان را بگردن گيري و شهر به شهر گردي ، چه هرگز بر بام مقصود نروي و بمراد دل نرسي كه :

نردبان آسمان است اين كلام .. هر كه از اين بر رود آيد ببام

ني ببام چرخ كو اخضر بود .. بل ببام كز فلك برتر بود

بام گردون را از او آيد نوا .. گردشش باشد هميشه زان هوا

در این کتاب مقدس مولانا کرکتر های مختلف انسانها را خلق میکند و آنها را به نمایش میگذارد.

دوستان عزیز: این داستان ها را بدقت بخوانید زیرا افسانه هایست که حکایت احوال و عواطف کنونی ما را شرح میدهند.

source :http://www.farda.org/articles/s_rafi/...


message 2: by f. (last edited Aug 25, 2016 12:08PM) (new)

f.  | 1028 comments Mod
حکایت مرد بقال و طوطی و روغن ریختن طوطی در دکان



بقالی طوطی قشنگ سبز رنگی داشت که بسیار خوب سخن میگفت و در دکان او سمت نگهبانی داشت و با مشتری های دکان شوخی کرده به آنها متلک وقصه ها میگفت. این طوطی هم کلمات آدمیان را به خوبی تقلید کرده حرف میزد و هم چون بهترین و خوش نواترین طوطیان آواز میخواند.روزی صاحب دکان به خانه رفت و نگهبانی دکان را بعهدهء طوطی گذاشت. از قضا در دکان گربه ای به موشی حمله کرد و طوطی از ترس جان از بالای دکان جستن کرده بطرف دیگر فرار نمود و در ضمن این حرکت شیشه های روغن بادام را که در آن قسمت دکان بود، انداخت و شکست و روغن آنها بر زمین ریخت. پس از اندک زمان صاحب دکان بر گشت و سر جایش نشست. همینکه نشست دید جایش چرب است و چون توجه کرد دید روغن ها همه ریخته و زمین دکان پر از روغن است. صاحب دکان از این اتفاق عصبانی شده با دست به سر طوطی زد و از اثر ضرب دست او موی سر طوطی ریخته سرش کل و بیمو گردید. پس از این واقعه طوطی گویایی خود را از دست داد و بقال که علاقه ای مفرد به سخنان طوطی داشت، پشیمان گردیده ناله و زاری آغاز نمود. او از شدت پشیمانی ریش خود را میکند و میگفت : افسوس که طوطی خوش بیانم لال شده و آفتاب نعمتم زیر مه و ابر پنهان گردیده. ایکاش آنوقت که میخواستم دست به سر این حیوان شیرین زبان بزنم دستم شکسته بود و به امید اینکه طوطی شیرین سخنش گویایی خود را باز یابد به هر فقیر و مستمندی پول میداد و کمک میکرد. خلاصه سه روز و سه شب با نا امیدی در دکان نشست و با هزار رنج و غصه با خود میگفت : خداوندا ! این مرغ کی به سخن خواهد آمد و هر ساعت به طریقی سخنی بمیان می آورد وبه این امید هر لحظه صورت و منظره ایرا در جلو چشم مرغ قرار میداد تا شاید طوطی را وادار به سخن گفتن نماید.

از قضا درویشی از جلو دکان او عبور کرد که سرش کل و بیمو بود. طوطی همینکه درویش را دید، به سخن آمده با لهجهء تاثیر آمیزی گفت : ای درویش برای چه در شمار کل ها آمده ای؟ مگر تو هم از شیشه روغن ریخته ای ؟



مردم از سخن طوطی و از قیاسی که نموده درویش را مثل خود پنداشته بود، به خنده افتادند.


باید متوجه بود که کار پاکان و اشخاص بزرگ را با خود قیاس کردن اشتباه است، اگر چه هر دو کار بهم میمانند ولی با هم فرق ها دارند. در نوشتن شیر درنده و شیر گاو و گوسفند بیک شکل هستند اما معنی آنها با هم فرق فاحشی دارند. همهء عالم از این جهت گمراه شده اند که در میان آنها کمتر کسی اشخاص بزرگ و با خدا را میشناسد. در نزد مردمان شقی چون چشم بینا ندارند اشخاص خوب و بد یکسان است. از همین جهت است که با انبیا و اولیای خدا همسری کردند و آنها را مثل خود پنداشتند و تصور کردند و گفتند : ما بشر و ایشان بشر ، ایشان خواب و خوراک دارند و ما هم خواب و خوراک داریم، پس باهم مساوی هستیم.


Source:
http://www.farda.org/articles/s_rafi/...


message 3: by f. (last edited Aug 25, 2016 12:08PM) (new)

f.  | 1028 comments Mod
اشعار مولوي به دو قسمت تقسیم ميشود، نخست منظومه معروف اوست كه از معروف ترين كتابهاي زبان پارسي است و آنرا "مثنوي معنوي" نام نهاده است.

اين كتاب كه صحيح ترين و معتبرترين نسخه هاي آن شامل 25632 بيت است، به شش دفتر منقسم شده و آن را بعضي به نام صيقل الارواح نيز ناميده اند.

دفاتر شش گانه آن همه به يك سياق و مجموعه اي از افكار عرفاني و اخلاقي و سير و سلوك است كه در ضمن، آيات و احكام و امثال و حكايتهاي بسيار در آن آورده است و آن را به خواهش يكي از شاگردان خود بنام حسن بن محمد بن اخي ترك معروف به حسام الدين چلبي كه در سال 683 هجري رحلت كرده است ، به نظم درآورد ، جلال الدين مولوي هنگامي كه شور و وجدي داشته، چون بسيار مجذوب سنايي و عطار بوده است، به همان وزن و سياق منظومه هاي ايشان ، اشعاري با كمال زبردستي بديهه مي سروده است و حسام الدين آنها را مي نوشته.

نظم دفتر اول در سال 662 هجري تمام شد و در اين موقع به واسطه فوت زوجه حسام الدين ناتمام مانده و سپس در سال 664 هجري دنباله آنرا گرفته و پس از آن بقيه را سرود .

قسمت دوم اشعار او، مجموعه بسيار قطوري است شامل نزديك صدهزار بيت غزليات و رباعيات بسيار، كه در موارد مختلف عمر خود سروده و در پايان اغلب آن غزليات ، نام شمس الدين تبريزي را برده و به همين جهت به كليات شمس تبريزي و يا كليات شمس معروف است. گاهي در غزليات خاموش و خموش تخلص كرده است و در ميان آن همه اشعار كه با كمال سهولت مي سروده است، غزليات بسيار دقيق و شيوايي هست كه از بهترين اشعار زبان پارسي به شمار مي آيد.
جلال الدين بلخي پسري داشته است به نام بهاءالدين احمد معروف به سلطان ولد ، كه جانشين پدر شده و سلسله ارشاد وي را ادامه داده است. وي از عارفان معروف قرن هشتم بشمار مي رود و مطالبي را كه در مشافهات از پدر خود شنيده است ، در كتابي گرد آورده و " فيه مافيه" نام نهاده است. منظومه اي نيز به همان وزن و سياق مثنوي بدست هست كه به اسم دفتر هفتم مثنوي معروف شده و به او نسبت مي دهند اما از او نيست. از ديگر آثار مولانا ، مجموعه مكاتيب و مجالس سبعه شامل مواعظ اوست.
هرمان اته، خاور شناس مشهور آلماني درباره جلال الدين محمد بلخي (مولوي) چنين نوشته است:
به سال ششصد و نه هجري بود كه فريدالدين عطار، اولين و آخرين بار حريف آينده خود كه مي رفت در شهرت شاعري بزرگترين همدوش او گردد، يعني جلال الدين را كه آن وقت پسري پنجساله بود در نيشابور زيارت كرد. گذشته از اين كه (اسرارنامه) را براي هدايت او به مقامات عرفاني، به وي هديه نمود با يك روح پيشگويانه عظمت جهانگير آينده او را پيشگويي كرد.
جلال الدين محمد بلخي، كه بعدها به عنوان جلال الدين رومي اشتهار يافت و بزرگترين شاعر عرفاني مشرق زمين و در عين حال بزرگترين سخن پرداز وحدت وجودي تمام اعصار گشت،

source: http://www.mashal.org/home/main/shehr...


back to top