فرهاد نعمانی و سهراب بهداد در کتابی تحت عنوان «طبقه و کار در ایران؛ آیا انقلاب اثرگذار بوده است؟» انتشارات دانشگاه سیراکیوز سال ۲۰۰۶، در صفحه ۳۰ با استفاده از شاخص های بالا یعنی همان دارایی های سازمانی،اقتدار و مهارت های مدرن که سازنده فرصت های تفکیک شده زندگی اند یعنی مدلی که توسط رایت جمعیت شناس و جامعه شناس امریکایی پالایش یافته است به جدولی تحت عنوان سنخ شناسی طبقه دست یافته اند که بدون توجه به فرض ها و پیش فرض های آنان و ورود به بحث درستی و نادرستی ادعاهایشان که جای بحث فراوان دارد در زیر عیناً آورده می شود تا ضمن خلاصه کردن موضوع به بحث مهمی اشاره شود و این نوشته به پایان خود رسد.(جدول یک)
نویسندگان کتاب مورد بحث بر پایه داده هایی که از مرور داده های دومین (اطلاعات موجود در آثار در دسترس) به دست آورده اند آرایش طبقاتی جامعه ایران را طی سال های ۱۹۷۶ ، ۱۹۸۶ ، ۱۹۹۶میلادی (۱۳۵۵ ، ۱۳۶۵ ، ۱۳۷۵) در ضمیمه کتاب آورده اند که با حذف تقسیم بندی درونی هر طبقه کلیات ارائه شده جدول در زیر می آید. (جدول دو)
در مورد اطلاعات ارائه شده در بالا ذکر چند نکته الزامی است. اولین مساله اتکا به داده های رسمی به ویژه سالنامه های آماری است که طبعاً مهم ترین منابع محسوب می شوند لیکن تصویری کامل به دست نمی دهند؛ موضوعی که فراروی هر محققی با هر هدفی قرار دارد. نکته دوم تحولات بسیار حیاتی در زمینه آرایش طبقاتی جامعه ایران در فاصله سال های ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۷ است که دوره شکل گیری و پایدار شدن طبقه سرمایه دار ناکارآفرین و نوکیسه است. فقدان اطلاعات مستند، کامل و بهنگام در تمامی زمینه ها و از جمله (و شاید بیش از سایر زمینه ها) در باب طبقه اجتماعی در ایران سبب غلط آموزی، فراوان گویی و بی ربط گویی فراوان شده است. به عنوان بحث پایانی مقاله حاضر به نکته یی اساسی اشاره می شود که تا حدودی معضل مطالعه طبقه در ایران را نیز آشکار می سازد. براساس اطلاعات موجود و بر پایه نگاه کارشناسانه چنانچه جامعه به سه طبقه و هر طبقه به سه لایه تقسیم شود و متغیرهای کیفی و کمی متعددی مورد توجه قرار گیرد به گونه یی تخمینی می توان به شکل زیر با درصدهای مربوطه دست یافت. این تخمین از پژوهش در دست انجام نگارنده که در آن ثروت (۶۰ درصد امتیازها)، منزلت (۱۵ درصد امتیازها) و قدرت (۲۵ درصد امتیازها) یکجا مورد توجه قرار گرفته اند، ارائه می شود.(جدول سه) باید توجه داشت که ترکیب سه متغیر قدرت، منزلت و ثروت تصویر متفاوتی از ساختار طبقاتی صرفاً بر پایه ثروت به دست می دهد. در مطالعه نگارنده ۲۵ درصد از کل جامعه در شرایط فقر نسبی و مطلق قرار دارند که ۱۸ درصد آنان نیازمند دریافت نوعی کمک هستند. مساله مسکن که موضوع اصلی پژوهش مورد اشاره نگارنده است مهم ترین قلم سبد هزینه های خانوار از پایین پایین تا متوسط متوسط به حساب می آید. لایه های پایین پایین و پایین متوسط در معرض موج جدید اسکان نایایی قرار دارند. بر همین اساس نگارنده تشکیل صندوق ملی مسکن را ضرورتی فوری تلقی می کند. اشاره به این موضوع از آن روی اهمیت دارد که در صورت دسترسی به نوعی سرپناه پایدار، آرایش طبقاتی جامعه حداقل در رابطه با پنج لایه از ۹ لایه (متوسط متوسط تا پایین پایین) دستخوش تغییر جدی خواهد شد. اجازه دهید با طرح مساله یی مهم که شبیه سازی های نادرست را آشکار می کند بحث حاضر به پایان آید. در منابع و متون غربی به ویژه در رسانه های همگانی از ۱۰ سال پیش سخن از تحلیل رفتن طبقه متوسط و گسترش فقر به میان آمده است http://nasour.net/?type=dynamic&l....
نویسندگان کتاب مورد بحث بر پایه داده هایی که از مرور داده های دومین (اطلاعات موجود در آثار در دسترس) به دست آورده اند آرایش طبقاتی جامعه ایران را طی سال های ۱۹۷۶ ، ۱۹۸۶ ، ۱۹۹۶میلادی (۱۳۵۵ ، ۱۳۶۵ ، ۱۳۷۵) در ضمیمه کتاب آورده اند که با حذف تقسیم بندی درونی هر طبقه کلیات ارائه شده جدول در زیر می آید. (جدول دو)
در مورد اطلاعات ارائه شده در بالا ذکر چند نکته الزامی است. اولین مساله اتکا به داده های رسمی به ویژه سالنامه های آماری است که طبعاً مهم ترین منابع محسوب می شوند لیکن تصویری کامل به دست نمی دهند؛ موضوعی که فراروی هر محققی با هر هدفی قرار دارد. نکته دوم تحولات بسیار حیاتی در زمینه آرایش طبقاتی جامعه ایران در فاصله سال های ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۷ است که دوره شکل گیری و پایدار شدن طبقه سرمایه دار ناکارآفرین و نوکیسه است. فقدان اطلاعات مستند، کامل و بهنگام در تمامی زمینه ها و از جمله (و شاید بیش از سایر زمینه ها) در باب طبقه اجتماعی در ایران سبب غلط آموزی، فراوان گویی و بی ربط گویی فراوان شده است. به عنوان بحث پایانی مقاله حاضر به نکته یی اساسی اشاره می شود که تا حدودی معضل مطالعه طبقه در ایران را نیز آشکار می سازد. براساس اطلاعات موجود و بر پایه نگاه کارشناسانه چنانچه جامعه به سه طبقه و هر طبقه به سه لایه تقسیم شود و متغیرهای کیفی و کمی متعددی مورد توجه قرار گیرد به گونه یی تخمینی می توان به شکل زیر با درصدهای مربوطه دست یافت. این تخمین از پژوهش در دست انجام نگارنده که در آن ثروت (۶۰ درصد امتیازها)، منزلت (۱۵ درصد امتیازها) و قدرت (۲۵ درصد امتیازها) یکجا مورد توجه قرار گرفته اند، ارائه می شود.(جدول سه) باید توجه داشت که ترکیب سه متغیر قدرت، منزلت و ثروت تصویر متفاوتی از ساختار طبقاتی صرفاً بر پایه ثروت به دست می دهد. در مطالعه نگارنده ۲۵ درصد از کل جامعه در شرایط فقر نسبی و مطلق قرار دارند که ۱۸ درصد آنان نیازمند دریافت نوعی کمک هستند. مساله مسکن که موضوع اصلی پژوهش مورد اشاره نگارنده است مهم ترین قلم سبد هزینه های خانوار از پایین پایین تا متوسط متوسط به حساب می آید. لایه های پایین پایین و پایین متوسط در معرض موج جدید اسکان نایایی قرار دارند. بر همین اساس نگارنده تشکیل صندوق ملی مسکن را ضرورتی فوری تلقی می کند. اشاره به این موضوع از آن روی اهمیت دارد که در صورت دسترسی به نوعی سرپناه پایدار، آرایش طبقاتی جامعه حداقل در رابطه با پنج لایه از ۹ لایه (متوسط متوسط تا پایین پایین) دستخوش تغییر جدی خواهد شد. اجازه دهید با طرح مساله یی مهم که شبیه سازی های نادرست را آشکار می کند بحث حاضر به پایان آید. در منابع و متون غربی به ویژه در رسانه های همگانی از ۱۰ سال پیش سخن از تحلیل رفتن طبقه متوسط و گسترش فقر به میان آمده است
http://nasour.net/?type=dynamic&l....