Forough Farrokhzad / فروغ فرخزاد discussion

105 views
صبر سنگ

Comments Showing 1-2 of 2 (2 new)    post a comment »
dateUp arrow    newest »

message 1: by Sonia (new)

Sonia ahmadi | 1 comments روز اول پيش خود گفتم
ديگرش هرگز نخواهم ديد
دوز دوم باز مي گفتم
ليك با اندوه و با ترديد

روز سوم هم گذشت اما
بر سر پيمان خود بودم
ظلمت زندان مرا مي كشت
باز زندان بان خود بودم
...


message 2: by Shahla (new)

Shahla Moradi | 1 comments دل گمراه من چه خواهد کرد

با بهاری که می رسد از راه؟

ِیا نیازی که رنگ می گیرد

در تن شاخه های خشک و سیاه
اشعار فروغ فرخزاد شعر جنون

دل گمراه من چه خواهد کرد؟

با نسیمی که می تراود از آن

بوی عشق کبوتر وحشی

نفس عطرهای سرگردان

*****

لب من از ترانه می سوزد

سینه ام عاشقانه می سوزد

پوستم می شکافد از هیجان

پیکرم از جوانه می سوزد
*****

هر زمان موج می زنم در خویش

می روم، می روم به جائی دور

بوتهء گر گرفتهء خورشید

سر راهم نشسته در تب نور
*****

من ز شرم شکوفه لبریزم

یار من کیست ، ای بهار سپید؟

گر نبوسد در این بهار مرا

یار من نیست، ای بهار سپید
*****

دشت بی تاب شبنم آلوده

چه کسی را بخویش می خواند؟

سبزه ها، لحظه ای خموش، خموش

آنکه یار منست می داند!
*****

آسمان می دود ز خویش برون

دیگر او در جهان نمی گنجد

آه، گوئی که اینهمه «آبی»

در دل آسمان نمی گنجد
اشعار فروغ فرخزاد شعر جنون

در بهار او ز یاد خواهد برد

سردی و ظلمت زمستان را

می نهد روی گیسوانم باز

تاج گلپونه های سوزان را
اشعار فروغ فرخزاد شعر جنون

ای بهار، ای بهار افسونگر

من سراپا خیال او شده ام

در جنون تو رفته ام از خویش

شعر و فریاد و آرزو شده ام
اشعار فروغ فرخزاد شعر جنون

می خزم همچو مار تبداری

بر علفهای خیس تازهء سرد

آه با این خروش و این طغیان

دل گمراه من چه خواهد کرد؟


فروغ فرخزاد


back to top