Home
My Books
Browse ▾
Recommendations
Choice Awards
Genres
Giveaways
New Releases
Lists
Explore
News & Interviews
Genres
Art
Biography
Business
Children's
Christian
Classics
Comics
Cookbooks
Ebooks
Fantasy
Fiction
Graphic Novels
Historical Fiction
History
Horror
Memoir
Music
Mystery
Nonfiction
Poetry
Psychology
Romance
Science
Science Fiction
Self Help
Sports
Thriller
Travel
Young Adult
More Genres
Community ▾
Groups
Quotes
Ask the Author
Sign In
Join
Sign up
View profile
Profile
Friends
Groups
Discussions
Comments
Reading Challenge
Kindle Notes & Highlights
Quotes
Favorite genres
Friends’ recommendations
Account settings
Help
Sign out
Home
My Books
Browse ▾
Recommendations
Choice Awards
Genres
Giveaways
New Releases
Lists
Explore
News & Interviews
Genres
Art
Biography
Business
Children's
Christian
Classics
Comics
Cookbooks
Ebooks
Fantasy
Fiction
Graphic Novels
Historical Fiction
History
Horror
Memoir
Music
Mystery
Nonfiction
Poetry
Psychology
Romance
Science
Science Fiction
Self Help
Sports
Thriller
Travel
Young Adult
More Genres
Community ▾
Groups
Quotes
Ask the Author
Dandelion - قاصدک
discussion
133 views
شعروترانه
> بسترم صدف خالی یک تنهاییست
Comments
Showing 1-3 of 3
(3 new)
post a comment »
date
newest »
message 1:
by
[deleted user]
(new)
Jan 19, 2010 09:37AM
بسترم صدف خالی یک تنهاییست
و تو چون مروارید گردن آویز کسان دگری
چشم من محو جمال مه توست
چشم تو پر ز تنفر و نگاهی گنگ است
دست من پر ز نیاز و همه مهر
دست تو سرد و فقط توخالیست
عاشقت گشتم و جان در ره این عشق دهم
که چه زیبا بود این جان دادن
بازیم دادی و تنها به هوس پیوستی ؟!؟
وقت رفتن به اشارت به نیاز
گفتمت :گنه این دل بیچاره چه بود؟
گنه چشم و دل و دست پر از مهر، چه بود؟
بستری را که برایت صدفی پر در بود ... بین که اینک
اشک چشمم شده همبستر این مروارید
بوی عطر تو هنوزم به فضا می پیچد
عطر یاس و گل نرگس به چه خوش می پیچد
تو بدان که هنوزم که هنوز... در این خانه به رویت باز است
قلب من با دل تو قربتش طولانیست
ولی افسوس دلت با من نیست
نازنینم: گل من... همه زندگیم به فدای رخ توست
با همه جور و جفا من هنوزم مستم
مست یک باده که مدهوش و خرابم کرده
یاد این جمله بیفتادم باز:کاش انسان به جای دیوار یکسره پل می ساخت
پلی از عشق و وفا .. مهر و صفا و معلق همه جای دنیا
نازنینم جسم من پلی از عشق شود
زیر پایت و تو راحت بگذر
خواه تنها ...خواه با هر که دلت می خواهد
تو فقط لطف کن و وقت گذر گام خود نرم و آهسته گذار
آخر این صد پاره به جفایی بند است... التماست کنم آرام گذر
آرزویم همه خوشبختی توست...تو فقط خوش باش و
من... تما شا گر این خوشبختی
نازنینم قسمت می دهم این عشق ز من باز نگیر
یاد تو ... خا طره ات همدم این تنهاییست
تو فقط لطفی کن و به گامی کوتاه از این پل بگذر
و من منتظرم... همین ما را بس
شعری زیبا از ه .ا.سایه
reply
|
flag
message 2:
by
nakta
(new)
Jan 19, 2010 10:34PM
اين شعرحقيقت عشقوميگه هميشه يكي عاشق بوده ويكي معشوق
هيچ وقت دوعاشق پيدانميشه
reply
|
flag
message 3:
by
(setareh).ساینا
(new)
Jan 22, 2010 01:52PM
با توام بهترینم
من که یک روز...
کلبه خوشبختی تو را با گلهای شوقم فرش خواهم کرد
و...
همیشه هایم رابه همیشه هایت
...گره
منتظرت می مانم
...
همین
reply
|
flag
back to top
post a comment »
Add a reference:
Book
Author
Search for a book to add a reference
add:
link
cover
Author:
add:
link
photo
Share
Dandelion - قاصدک
Group Home
Bookshelf
Discussions
Photos
Videos
Send invite
Members
Polls
unread topics
|
mark unread
Welcome back. Just a moment while we sign you in to your Goodreads account.
و تو چون مروارید گردن آویز کسان دگری
چشم من محو جمال مه توست
چشم تو پر ز تنفر و نگاهی گنگ است
دست من پر ز نیاز و همه مهر
دست تو سرد و فقط توخالیست
عاشقت گشتم و جان در ره این عشق دهم
که چه زیبا بود این جان دادن
بازیم دادی و تنها به هوس پیوستی ؟!؟
وقت رفتن به اشارت به نیاز
گفتمت :گنه این دل بیچاره چه بود؟
گنه چشم و دل و دست پر از مهر، چه بود؟
بستری را که برایت صدفی پر در بود ... بین که اینک
اشک چشمم شده همبستر این مروارید
بوی عطر تو هنوزم به فضا می پیچد
عطر یاس و گل نرگس به چه خوش می پیچد
تو بدان که هنوزم که هنوز... در این خانه به رویت باز است
قلب من با دل تو قربتش طولانیست
ولی افسوس دلت با من نیست
نازنینم: گل من... همه زندگیم به فدای رخ توست
با همه جور و جفا من هنوزم مستم
مست یک باده که مدهوش و خرابم کرده
یاد این جمله بیفتادم باز:کاش انسان به جای دیوار یکسره پل می ساخت
پلی از عشق و وفا .. مهر و صفا و معلق همه جای دنیا
نازنینم جسم من پلی از عشق شود
زیر پایت و تو راحت بگذر
خواه تنها ...خواه با هر که دلت می خواهد
تو فقط لطف کن و وقت گذر گام خود نرم و آهسته گذار
آخر این صد پاره به جفایی بند است... التماست کنم آرام گذر
آرزویم همه خوشبختی توست...تو فقط خوش باش و
من... تما شا گر این خوشبختی
نازنینم قسمت می دهم این عشق ز من باز نگیر
یاد تو ... خا طره ات همدم این تنهاییست
تو فقط لطفی کن و به گامی کوتاه از این پل بگذر
و من منتظرم... همین ما را بس
شعری زیبا از ه .ا.سایه