Dandelion - قاصدک discussion

19 views
شعروترانه > هواي هيچ هوايي را ندارم

Comments Showing 1-3 of 3 (3 new)    post a comment »
dateUp arrow    newest »

(setareh).ساینا ستاره (sainaahmadigmailcom) | 687 comments گاهی هوای هیچ هوائی ندارم
جز نشستن روبروی پنجره ای
که به هیچ روزنی باز نمی شود
دیشب خواب می دیدم
بر شاخه های یاس خشکیده
یاس باغچه ء کودکی هایم
هزار شکوفه ء سفید
به اندازه ء مژگانت
هی بوی آمدنت را وعده میداد
نگفته بودم که می آئی ؟
فقط تو با بوی بهار می آئی
من را بگو که هزار پائیز
تو را در سرخی غروب می جستم
اصلا بیا و امشب آن دامن نارنجی
آن پیراهن بی تار و پود
آن صندل های بی بند ...
چرا دارم به رخت های تو می اندیشم؟
پنجره را ببند ببند آن پنجره را
قمری ها دارند نگاهم می کنند
می خواهی بدانی ؟
می دانی اصلا چرا پیش نگاهت نشسته ام؟
برو چشم هایت را توی آینه ببین
حتم دارم آینه را میبوسی
..!!!


message 2: by Saeedeh (new)

Saeedeh mosavi | 268 comments فوق العاده بود ساينا
حس فوق العاده اي داره توش


message 3: by Farhad Taheri (last edited Jan 12, 2010 09:25PM) (new)

Farhad Taheri (FarhadTaheri) من گرفتار بلا گشتم و ناچار فرار
در دلت از غم هجرم نبود هیچ قرار

دوریت قلب من از سینه برون کرد و فسرد
غم عشاق جدا مانده دنیا همگی بر من نالان بسپرد

پشت این پنجره ماندی و منم دور شدم
از نبودت به برم بی نی و بی نور شدم

نای برگشتنم امشب به دلم باز آمد
نغمه بودن تو در دل این ساز آمد

جز تو در قلب من آمال دگر نیست که نیست
یاد تو در دل من تا ته دنیا باقیست


back to top