Dandelion - قاصدک discussion
عاشقانه منوتو
>
میخوام برم
date
newest »
newest »
و قرنهای بعد تو را همچنان دوست خواهم داشتآنقدر که در خیال آن همه عشق
تو در سفینهای نزدیک من
من در سفینهای دیگر، بسیار نزدیکتر از خودم با تو
دست میکشیم به گونههای هم
بر صفحهی تلویزیون.
حرفِ من به شعرِ «بیژن نجدی
روزها آمد و رفتآسمان ابری شد، باران بارید، برف آمد، آب شد
آسمان آبی شد
من به گوشم همه شب سوز نوای همه همهمه ها جاری شد
گفتمت هیچ نمیدانی و لیک
تو به من خندیدی
تو فراوان سخن از پاکی باران گفتی
گل باران زداه از باغ دل خسته ام اما چیدی
رازقی راز گل سرخ چه می داند چیست؟
من تو را گفتم: روزگاری در پیش است
که در آن عشق ندارد جایی
و در آن روح چنان بیمار است
که تو گویی مرده است
و تو گفتی: تو که از عشق نمیدانی هیچ
و هی خندیدی
من نمیدانستم تو چرا می خندی
من نمیفهمیدم روشن آینه در دست تو مرده ست و تو
ابر تاریک ندیدن را هجی می کردی
من نفهمیدم سر راه من کور تو چاهی کندی
و من افتادم در آن از سر خامی و نابینایی
لیک امروز دگر نیست به قلبم یادی
از دروغ و ستم و مکر و فریب یادت
میروم تا ته آن کوچه که بن بست نبود
یاد تو در دل من میمیرد
و از امروز به بعد آزادم
عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت که گناه دگران بر تو نحواهند نوشت
من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش
هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت
همه کس طالب یارند چه هوشیار و چه مست
همه جا خانه ی عشقست چه مسجد چه کنشت
نا امیدم مکن از سابقه ی لطف ازل
تو پس پرده چه دانی ؟ که که خوبست و که زشت ؟
...
اشک در چشم خیابان جاریستباران میبارد
من ز اندیشه پرم، در طرف راست به گوشم حرفیست
راست می گویی
من چه میدانم که، که خوبست، که بد
که هشیار و که مست
من که باشم که بخواهم به کسی گویم خوب، به کسی گویم بد
من خودم زار و خرابم و لبالب ز بدی
اشک در چشم خیابان جاریست
باران همچنان میبارد


میخوام دیگه برم من ،ازت میخوام جدا شم
آخه دیدم دستت رو مهمون دست دیگه است
یه روز و روزگاری شاید بخوای برگردی
اما بدون عزیزم دل من و شکستی
منتظرت میمونم شاید یه روز بخوای ببینی
چه کردی ای غریبه با این دل دیوونه
اما بدون عزیزم دیگه تو رو نمیخوام
نه اینکه عاشق نیستم،هنوز همون دیوونه ام
آخه چقدر شکستی این دل عاشق تو
یکبار نگفتی اشکاش حیف همش بریزه
دیگه دلی نمونده بخواد برات بخونه
دیگه کسی نمونده بخواد برات بمیره
همش صبوری کردم توی دلم گریستم
اما دیگه خسته ام میخواد تنهات بزارم
بزار برای آخرین بار یه شعر برات بخونم
آروم تو گوشت بگم دوست دارم عزیزم