غزل معاصر discussion

48 views
زهرا آقـامیـری

Comments Showing 1-4 of 4 (4 new)    post a comment »
dateDown arrow    newest »

message 1: by Hadi (new)

Hadi | 90 comments Mod


قفس براي چه از من مگر چه مي خواهي

ازين كبوتر بي بال و پر چه مي خواهي



هميشه حرف من اينست عاشقت هستم

بگو كه تازه تر از اين خبر چه مي خواهي



ببين كه بخت من و چشم تو به يك رنگ است

مگر تفاهم ازين بيشتر چه مي خواهي



من از تو سهم زيادي نخواستم اما

هميشه سهم تو اينست هرچه مي خواهي



خدا كند كه تو هم عاشق كسي بشوي

ولي به تو ندهندش اگرچه مي خواهي…




message 2: by Hadi (new)

Hadi | 90 comments Mod

نسیم هر نفست می کشد به هر سویم

صدای از نفس افتاده در هیاهویم


بخواه تا که به پایت سپر بیاندازد

کمانکشی که کمین کرده بین ابرویم


شراب بوسه ات و شوکران لبهایت

چه سفره ایست که می گستری فرا رویم


برهنه تر کن ازین صبح شانه هایت را

به شب نشینی شب بافه های گیسویم


دگر به بستر خورشید تن نخواهی داد

اگر شبی بگذاری سری به زانویم


نه با تلنگر باران نه با نوازش باد

که بذر عشقم و با بوسه ی تو می رویم




message 3: by Hadi (new)

Hadi | 90 comments Mod
ای زخم چندین ساله ات بر سینه ی ایام

گاهی سرت بر خاک و گاهی سایه ات بر بام


ای عشق ای تقدیر تن داده به اغوشم

لب می خوش بیمار چشم اتشین اندام


جاری شده در بستر هر رود طغیان گر

بنهان شده در خواب اقیانوس ها ارام


ای امده از لحظه های خواب و بیداری

امیزه ی نیمی حقیقت نیمه ای الهام


هر سو نشانی داری و از تو نشانی نیست

دل خواه دور از دست بر اوازه ی بی نام


دوری بزن در حلقه ی گیسوی من ای عشق

جام لبت را یک نفس بگذار بر لبهام....



message 4: by zst (new)

zst taheri (zsadattaheri) | 55 comments تا غزل زنده است زندگانی هست
پیشتر از عشق غزل زندگانی ست


back to top