Dandelion - قاصدک discussion
شعروترانه
>
هنوز عاشقم آن مهربان يكتا را
date
newest »
newest »
سئوال نه، سؤالچه زیبا بود. مرا به یاد ِ معلّم سال ِ نخست دبستان ِ خودم انداخت. اگر زحمات ِ او نبود من هیچ گاه به این جا نمی رسیدم
:)
اومدم ساده و بي وزن و قافيه بگم معلم هاواساتيد دور من
دوستون دارم
میم را به محبت شما،
عین را به عشق شما،
لام را به لعل شما
و میم را به مهربانی شماهدیه می کنم
...!!



كسي كه ياد به من داده بود الفبا را
كسي كه ساخت مرا آشنا به واژه آب
سپرده بود به دستم كليد دريا را
كسي كه قلب وي از آسمان سختي ، تر بود
چو مي نواخت به باراني از صدا ما را
هميشه در وسط ذهن كودكانه من
نشسته بود به پاسخ ، سؤال دنيا را
كسي كه بر سر ميزش هميشه گلدان بود
كسي كه دوست نمي داشت غير گلها را
كسي كه بوسه به رويم به خواب مي زد ، اگر
به هر بهانه نمي خواست عذر دعوا را
كسي كه بار نخستين به دست من بنهاد
به باغ كاغذي عشق ، دست «سارا» را
به شكل مادر من بود گاه و مي روياند
حضور دائم او لحظه هاي زيبا را
هنوز طرحي از او در خيال من باقي است
زمان ، خراب نكرد اين بناي رويا را
كجاست تا كه ببيند شيار چهره من
كسي كه توصيه مي كرد خط خوانا را
خوشا صفاي مي هفت سالگي اي دل
هنوز تشنه ام آن جرعه گوارا را
(بهمن صالحي)/م