Anahita discussion
Literature
>
"در ستايش زن"
date
newest »
newest »
جيرجيرك ممنون از متن زيباو قشنگت آقا مهيار عزيزم، شما ديگه چرا ؟با اونهمه مطلب جالب كه ازتون خوندم فكر ميكردم كه شما واقع بينانه تر از اين حرفها باشين .
زندگي قشنگه و با هدف . و قشنگيش به پر رمز و راز بودنشه .
هر آنچه هم كه بر سر هر كدام از ما رفته ،بر اساس بايدهايي بوده كه شايد هيچوقت كشفشون نكنيم ولي بايد تلاشمون را تا نهايت داشته باشيم .



آنجا می ایستند
و لب ِ موج شکن،درد ِ دل می کنند
صداهایشان
پرنده ها را به پرواز وا می دارد
و برگ ها را می ریزد
زنانی از روزگاران ِ ناشناخته
***
زمانی هست که جهان
به سکون می رسد
روز هایی که ُگل ها را
در دفترچه ای می فشردیم
تا خشک شوند
زنان
چنین چیزی اند
***
که می داند کجا و ِکی؟
به ناگاه در می یابیم
که همگان صدایی را می زیستیم
که آنان
با ما بجا نهاده بودند
"ایلهان برگ"
****************************************
قطره های باران بر خاک بوسه زدند و به نجوا چنین گفتند:"ای مادر!ما کودکان ِ دلتنگ وُ افسردهءتوییم/که از ملکوت به سویت باز آمده ایم
******
ای زن!موسیقی ِ چشمه ساران ِ زندگی،در لبخندهءتوست
******
تو ای زن!دل ِ جهان را با ژرفای اشک هایت فرا گرفته ای
هم بدان گونه که دریا،پهنهءخاک را
******
ای بانوی دیار ِ بیگانه!من تو را می شناسم
تو را می شناسم/تو در دریا زندگی می کنی
ای بانوی دیار ِ بیگانه!تو را در روز ِ پائیزی/در شب تابستان،در دلم دیده ام
ای بانوی دیار ِ بیگانه!به آسمان گوش فرا می دهم
شنیده ام!نغمهءتو را شنیده ام/دل را به تو سپرده ام
ای بانوی دیار ِ بیگانه!پس از آن که بر فراز ِ جهان اوج گرفتم/به دیار ِ نا آشنا فرود آمدم
و بر آستانهءخانهءتو چون مهمان آمدم
"رابیندرانات تاگور "
*****
به راستی والاتر،حساس ترو مهربان تر از مادر سراغ داریم؟
آنجا که پای انسانیت به میان می آید،جنسیت رنگ می بازد/و به واقع انسانیت وامدار ِ عظمت ِ زن می گردد
كولي باشد، عشيره اي يا شهري،مدير است./بسياراني كه ِمهتران ِ قومشان بودند وُ زن بودند.شيرزن بودند
خوی زن نه بر مبنای منفعت،بلکه بر مبنای محبت است/چرا که او حسابداري محتسب مزاج نیست/عاشق است وُ عاشقانه زیست می کند
آلودگی های قدرت کمتر قداست ِ او را لکه دار کرده است و این شرف و قداست ِ اوست که دروغ های زندگی را قابل تحمل می کند
زن، وجدان ِ نگران وُ بیدار ِ بشریت است