Dandelion - قاصدک discussion

23 views
شعروترانه > هیچ، هیچ، هیچ

Comments Showing 1-17 of 17 (17 new)    post a comment »
dateUp arrow    newest »

message 1: by Ali (new)

Ali Ashini (CafeChy) (aliashini) | 244 comments Mod
پر زد در هواي دل هامان جغد شبها
تاريك و تيره كرد خانه ي دلها
فرستاديم نگاه هايمان را به بدرقه ي خورشيد
واي
كه بدرقه در اين هواي سم آلود
براي
هيچ
هيچ
هيچ!
فروردين 85



(setareh).ساینا ستاره (sainaahmadigmailcom) | 687 comments دل خسته دیدمت از آوار خیس باران

....!!!


message 3: by Nazanin1987 (new)

Nazanin1987 | 131 comments جغد ها در
شب های ما پرسه می زنند
و بی آنکه در روز
چشممان به عقابی
روشن شود
باز شبی می آید
اینبار با خفاش های
خون آشام


message 4: by Mahyar (new)

Mahyar Mohammadi | 250 comments کی می میریم پس؟


message 5: by Nazanin1987 (new)

Nazanin1987 | 131 comments Mahyar wrote: "کی می میریم پس؟"

نمی دونم
ولی سخت منتظرم زودتر بیاد
خیلی
خیلی
خیلی
خیلی
زود


message 6: by Maryam (new)

Maryam (maryammmmmmm) همه که میمیریم چه بخوایم چه نه
مهم زندگی کردن هست



message 7: by Ali (new)

Ali Ashini (CafeChy) (aliashini) | 244 comments Mod
Mahyar wrote: "کی می میریم پس؟"

لحظه ها را یک به یک می شمارم و عهد کرده ام که اگر تا 30 سالگی راحت نشدم خود خودم را راحت کنم چرا که بیزارم از زندگی با زندگی.


message 8: by Nazanin1987 (new)

Nazanin1987 | 131 comments Ali wrote: "Mahyar wrote: "کی می میریم پس؟"

لحظه ها را یک به یک می شمارم و عهد کرده ام که اگر تا 30 سالگی راحت نشدم خود خودم را راحت کنم چرا که بیزارم از زندگی با زندگی."


چه عهد آشنایی



message 9: by Mahyar (last edited Nov 06, 2009 12:29AM) (new)

Mahyar Mohammadi | 250 comments تا سال ِ سی وقت زیاد است.... کی میــــمیـــــریــــم پس؟

زندگی فقط به لذّت لحظاتی خوش است که تنها یک لحظه از زندگی ما را می تواند پر کند. همین


message 10: by Saeedeh (new)

Saeedeh mosavi | 268 comments چرا اينجااينقد در مورد مرگ حرف ميزنين؟شهر ارواح راه انداختين؟
.
.
.
هيچ مساوي با مرگ نيست
هيچ مساوي با بودني هستش كه با نبودن تفاوت نداره
بودني كه فايده اي نداره



message 11: by Saeedeh (new)

Saeedeh mosavi | 268 comments Mahyar wrote: "کی می میریم پس؟"

مهيار جان چرا از مرگ ميگي؟پس كتابهام چي ميشن؟هوم؟


message 12: by Mahyar (new)

Mahyar Mohammadi | 250 comments شهر ارواح نه، سمفونی ِ مردگان!

:دی


(setareh).ساینا ستاره (sainaahmadigmailcom) | 687 comments نمیدونم چرا این حرفارو میزنین؟

فکر نمیکنم آدمهای عشق اینجوری به زندگی‌ نگاه کنن....

مرگ ... چرا...؟

حرفاتون نگرانم می‌کنه....


message 14: by Mahyar (new)

Mahyar Mohammadi | 250 comments عشق مثل جاده ی یک طرفه هست. یا باید از اول دو نفر با هم شروع کنن تا با هم تا ته اش برند، یا همیشه یکی باید دنبال دیگری بدوه، یا اصلاً باید تنها تا ته جاده رو بره. هیچ وقت نمیشه که کسی از روبرو بیاد تو چشات نگاه کنه و بگه دوستت دارم.... چون این جاده یک طرفه است. اگر هم بیاد ورود ممنوع اومده


message 15: by Nazanin1987 (new)

Nazanin1987 | 131 comments و اگه ورود ممنوع اومده باشه زود می فهمه و بر می گرده
و مطمئن باش دنده عقبم نه
کنارت راه می یوفته
و دیگه اونم تو چشات زل نمی زنه
عشق کلاف دوسر است
یک سرش مرگ یکسرش زندگی
که همیشه طرف مرگ
زورش به زندگی
چربیده
چون عشق بی پایان
و هیچ وقت اونی که دوست داری و نمی تونی داشته باشی
هیچ وقت
یک قانون نانوشتس



(setareh).ساینا ستاره (sainaahmadigmailcom) | 687 comments من نی ام. همان نی که خدا بر لبهایش می گذاشت و می نواخت. همان نی که موسیقی اش در هفت آسمان می یچید و با صدایش سیاره ها می رقصیدند و ستاره ها پولک نور می پاشید.



*****



من نی ام. همان نی که خدا بر لب هایش می گذاشت و می نواخت. اما ترانه ام گم شد. دیگر آهنگم در خلوت خدا نپیچید.



شیطان گذشت. خندید و گفت: دیدی..! دیدی این آدم با خودش چه کرد؟!!! و صدای خنده هایش در پرده های آسمان پیچید و به یادم آورد زندگی را . . . اجبار را . . . زیستن را . . . اجبار را . . .و در خنده های او بود که معنای لاجرم زندگی را دانستم و ندانستم که اجبار را می شود مجبور کرد.



*****



ترانه ای آرام وزید. ترانه ای ساده و ملکوتی و مجبور کرد اجبار را



و من سبک شدم و بالا رفت . . .



وخلوت کردم و بالا رفتم . . .



خالی شدم و بالا رفتم . . . و شنیدم نوا را و شنیدم نغمه را و شنیدم سرود را . . . و بالا رفتم . . .



*****



و من فراموش کرده بودم و یادم رفته بود که نی اگر خالی نباشد نوایی ندارد.در خالی نی هزار ترانه است. هزار نغمه و سرود . . .



ترانه رد شد و من ماندم و نوایی که سینه سرخ را عاشق کرد و نغمه ای که هنوز هم می تپد
....



message 17: by Mahyar (new)

Mahyar Mohammadi | 250 comments خوشا به سعادتت


back to top