داستان كوتاه discussion
گل واژه / صالح.ر.ن
date
newest »
newest »
message 1:
by
Mahyar
(new)
Nov 03, 2009 05:40AM
سیزدهمینش واقعاً منحوس بود. شما واقعاً خیلی خوب شعر می گویید، به ویژه هجویات و طنز
reply
|
flag
چایی آوردم،تو، پس کجایی؟گفتی که می آیی ولی تاخیر کردی
شاید که قندان شعرت سنگین بود،دیر کردی
با آن همه شوخ چشمی و طنز و شیوایی
این شاعر بی شعر ،را در انتظارت ،پیر کردی
شاید که با دیر آمدن از کوی رندان
شعر عمه، عمو، خاله، دایی را ز بر کردی
من مانده ام .چایی ت سرد شد
این شاعر بی شاعرصفت را
در لحن شعرهایت غافلگیر کردی
فقان wrote: "سد آفرین"دوست عزیز مثل این که خیلی به فارسی کهن پایبندی که صد را با سین نوشتی. کمتر کسی پیدا می شود که جرات چنین کاری را داشته باشد. آفرین بر شما باد!
ء
"در یک کلام "عالیاگر بند از کفن بگشاییَم ای دوست، می بینی
که حتی بر کفن هم - بعد مرگم - شعر می گویم
این بیت رو بسی دوست می دارم_البته دور از جون شاعر همه سبک حریفش_!ء
صالح عزيز واقعا عالي بود ولذت بردمفكر ميكنم مثل هميشه مجبورم ساختار شكني كنم وبه جاي به به وچه چه به چند نكته اشاره كنم.اميدوارم منو ببخشي
بيت 11 مصرع دوم بدجوري سكته داره .شايد با كمي بالا وپايين كردن درست بشه.راستشو بخوايد حيفم اومد شعر به اين قشنگي ايرادي داشته باشه.حتي به اين كوچيكي
موفق باشي







