در ساعتِ سکوتِ مقدس در ساعتِ سکوتِ مقدس discussion


7 views
فريب

Comments Showing 1-2 of 2 (2 new)    post a comment »
dateUp arrow    newest »

Abbas آنك ،طلوع روشن باران
دردشتهاي دور
آنك ،شكفتن شقايق
درنيزه هاي نور

روزي ازاين گونه
باري
فريب بزرگ خلق بود.
***
اينك ،حضورمداوم مرگ
دروسعت زمين.
اينك ،شكاف شقيقه
درراستاي تيغ ...
هزاره اي اينچنين ،
باري
نصيب خلق شد!



Abbas افسوس
به ناگاه ،
چون خنجري بي نيام
درمجلس تنبور وزخمه چنگ
روييدند
وبدانگاه
كه فرش خونين خيابان ،
براندام عاشقان
كفن مي شد
بلاهت باروزشت
درمحفل اوباش
رقصيدند.
خاكسترسكوت
برآبگنه هاي صبح
فرونشست ،
وقلندران
برسردابهاي بي شراب
قفل نهادند.
روزگاران بي غش شادماني
درقابهاي خاطره
خفتند
وعشق دردستهاي دغمسه
پرپرشد.
حاصل :
ماييم وانتظار...
وديوارهاوگورها
برآسمان فاجعه
هاشورمي زنند.



back to top