Anahita discussion

27 views
ارواح بزرگوار > ژاله اصفهانی

Comments Showing 1-4 of 4 (4 new)    post a comment »
dateUp arrow    newest »

message 1: by SerA (last edited Oct 20, 2009 02:43AM) (new)

SerA Mo (saramoazamian) | 460 comments Mod
ژاله اصفهانی (مستانه سلطانی)در سال 1300 در اصفهان پا به جهان گذاشت پس از به پایان رساندن تحصیلات ابتدایی و متوسطه در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت در سال 1326 در سن 25 سالگی به همراه همسرش ناگزیر به مهاجرت از ایران شد و به اتحاد جماهیر شوروی رفت در نخستین بخش زندگی خود در مهاجرت دوره 5 ساله ادبیات را در بکو به پایان رساند و با آموختن زبان آذربایجانی بیش از هزار بیت از سروده های سخنوران کلاسیک و معاصر آذربایجان را به شعر فارسی برگرداند سپس درسال 1333 همراه همسر و دو پسر خود برای ادامه تحصیل به مسکو رفت و در سال 1339 با درجه دکترا در رشته ادبیات از دانشکده دولتی لامانوسف مسکو فارغ لاتحصیل شد با آغاز کار علمی در انستیتوی ادبیات جهان مکسیم گورکی رساله ای به نام نیما یوشیج پدر شعرنو پارسی به زبان روسی در مسکو منتشر ساخت این کتاب نخستین اثری است که در روسیه درباره نیما به چاپ رسید ژاله در سال 1359 به ایران بازگشت و پس از چند سال به لندن رفت . در ژوئن ۲۰۰۲ در کنفرانس سالانه بنیاد پژوهشهای زنان که در کلرادو برگزار شد، ژاله اصفهانی به عنوان زن برگزیده سال انتخاب شد. سرانجام ژله آذرماه 86در سن 86 سالگی در لندن دارفانی را وداع گفت


http://www.dingdaang.com/article.aspx...


message 2: by SerA (new)

SerA Mo (saramoazamian) | 460 comments Mod
آثار

اشعار
گل‌های خود رو، تهران، ۱۳۲۴
زنده رود، مسکو، ۱۳۴۴
زنده رود، چاپ دوم، تهران، ۱۳۵۸
کشتی کبود، تاجیکستان، ۱۳۵۷
نقش جهان، مسکو، ۱۳۵۹
اگر هزارقلم داشتم، تهران، ۱۳۶۰
البرز بی شکست، لندن، ۱۳۶۲
البرز بی شکست، چاپ دوم، واشینگتن، ۱۳۶۵
ای باد شرطه، لندن، ۱۳۶۵
خروش خاموشی، سوئد، ۱۳۷۱
سرود جنگل، لندن، ۱۳۷۲
ترنم پرواز، لندن، ۱۳۷۵
موج در موج، تهران، ۱۳۷۶
مجموعه‌ای از شعرهای او در سال ۱۳۴۴ با عنوان زنده رود در مسکو منتشر شد.و همچنین گزیده‌ای از اشعار او هم با نام پرندگان مهاجر (Migrating Birds) به زبان انگلیسی انتشار یافته‌است.

سایر آثار

نیما یوشیج: پدر شعر نو.
عارف قزوینی: شعر و موسیقی مبارزش.
هر گل بویی دارد: ترجمه اشعار خارجی به فارسی، لندن ۱۳۶۵
ترجمه چند نمایشنامه از زبان آذری
آثار تحقیقی و تطبیقی در باره شعر معاصر ایران، افغانستان و تاجیکستان
سایه‌های سال، خاطرات.


message 3: by SerA (new)

SerA Mo (saramoazamian) | 460 comments Mod
زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست

هرکسی نغمه خود خواند و

از صحنه رود

صحنه پیوسته به جاست

خرم آن نغمه که مردم بسپارند
به یاد

ژاله اصفهانی


message 4: by Jirjirak324 (last edited Oct 27, 2009 10:36AM) (new)

Jirjirak324 | 3 comments "كلاغ"
روی درخت ِ گردوی گس آن کلاغ ِ پیر
صد سال خانه کرد و ُ هزاران هزار بار
گردو از آن درخت بدزدید وُ خاک کرد
هر بار روی خاک
منقار ِ خویش را ِز کثافات پاک کرد
یک بار هم ندید
آن بلبل ِ جوان ِ غزلخوان ِ باغ را
یا دید وُ حس نکرد
آن روح ِ عاشقانهء دور از کلاغ را
***
"جنگل اي جنگل"

سلام اي جنگل ِ خاموش!
سلام اي جنگل ِ فرسوده از خواب ِ زمستاني
سلام اي آرزومند ِ بهار اي همنفس بامن!
ز بار ِ برف ِ سنگين شانهء خشكت چو خالي شد
چرا اشكت شده جاري؟
مگر از رنج‌هاي رفته ياد آري؟
خوشا آن گريهء شادي
پس از دوري وُ دشواري....
تو كه من نيستي، بارِِ ِ دگر سبز وُ شكوفان شو
زنو آمادهء باد ِ بهاران شو
جوانه آور وُ برگ آور وُ مأواي مرغان شو
شبانگه َاختران را از فلك برچين وُ پَرپَر كن
از آنها جامهء سيمينه در بَر كن
كه فردا بينمت غرق ِ شكوفه،
جنگل اي جنگل...

***
من اين دو شعر زنده ياد"ژاله اصفهاني" رو خيلي دوست داشتم
سپاسگزارم دوست عزيز



back to top