نگاهی از درون به جنبش چپ ایران گفتگو با کورش لاشایی نگاهی از درون به جنبش چپ ایران گفتگو با کورش لاشایی discussion


7 views
گفتگویی با حمید شوکت درباره «نگاهی از درون به جنبش چپ ایران»

Comments Showing 1-1 of 1 (1 new)    post a comment »
dateUp arrow    newest »

خرس مارکسیسم اروپایی تحت تاثیر لیبرالیسم اروپایی و دمکراسی غرب بود و ریشه در سنت سوسیال-دمکراسی و انترناسیونالیسم دوم، ریشه در نظرات کائوتسکی، برنشتین و آدلر داشت و در مقابل، مارکسیسم ما مارکسیسم روسی بود که در استبداد تزاری رشد کرده بود. آنچه به چین مربوط می‌شود از زاویه دیگری حائز اهمیت است. ما در رد نظرات حزب توده که چوبدست شوروی بود به جوانب غیردمکراتیک و انحصارطلبانه مارکسیسم روسی نرسیدیم. بلکه وابستگی حزب توده به شوروی بود که ما را به مخالفت با این نوع برداشت از مارکسیسم می‌کشاند. نکته دیگر تکیه حزب توده بر گذار و همزیستی مسالمت‌آمیز بود که در دهه ٦٠ و ٧٠ میلادی وجه غالب مارکسیسم روسی بشمار می‌آمد و چین از مبارزه مسلحانه‌ای دفاع می‌کرد که در میان جوانان از اقبال فراوانی برخوردار بود و پیروزی انقلاب مسلحانه در کوبا، الجزایر و ویتنام را پشتوانه حقانیت خود می‌ساخت. اگر بافت طبقاتی را نیز ملاک قرار دهیم متوجه می‌شویم که در پی انقلاب سفید و اصلاحات ارضی شاه که ساختار جامعه شهری را دگرگون ساخت، بنیادهای جامعه شهری برهم ریخت. هجوم روستاییان به شهر و درهم‌آمیختگی جامعه شهری با لایه‌های روستایی که در ترکیب طبقاتی جریانات چپ بازتابی شکننده داشت، در تمایل به بدیل‌هایی که کمونیست‌های چینی ارائه می‌دادند بی‌تاثیر نبود. بدیل‌هایی که ریشه در بافت و تمایلات روستایی حزب کمونیست چین داشت. همین واقعیت با توجه به کشش شمار گسترده‌ای از جوانان به جریان های چپ باعث شد تا پیش از آنکه با ارزش‌ها و تمدن جامعه شهری خو گرفته باشند به مبارزه اجتماعی کشیده شده و به رویارویی با استبداد بپردازند. حال آنکه خود به ارزش ها و معیارهای استبدادی آغشته بودند. چنین بافتی بنا بر عدم برخورداری از سنت و بنیادهای تمدن شهری، تمایلی خفته و کششی غریزی به تخریب داشت و هر چه را که ناب و صیقل یافته بود، به نشانه ارزشی منحط و بورژوایی به نقد می‌کشید. وجه بارز این گرایش، سطح نازل فرهنگی و روشنفکر ستیزی آن بود که از همان تمایلات و روحیه روستایی برمی‌خاست و نهایت خود را در پرستش توده و تقدس فقر باز می‌یافت. با چنین دریافت واژگونه‌ای از مارکسیسم، تمدن و لیبرالیسم غرب به نشانه انحطاط و بی‌بندوباری، چون مانعی در راه آزادی محرومان بشمار می‌آمد و با نفی دمکراسی صوری، حق برخورداری از آزادی در جامعه آرمانی را تنها و تنها از آن مدافعان انقلاب می‌دانست و سرانجام خود را در بیراهه دیکتاتوری و استبداد باز‌می‌یافت.
http://politic.iran-emrooz.net/index....


back to top