Dandelion - قاصدک discussion

20 views
شماوداستانتان > داستان از ابراز عشق

Comments Showing 1-7 of 7 (7 new)    post a comment »
dateUp arrow    newest »

ارمـغـان مهـاجری  | 226 comments Mod
ابراز عشق.....


یک روز آموزگار از دانش آموزانی که در کلاس بودند پرسید آیا می توانید راهی غیر تکراری برای ابراز عشق ، بیان کنید؟ برخی از دانش آموزان گفتند با بخشیدن عشقشان را معنا می کنند. برخی «دادن گل و هدیه» و «حرف های دلنشین» را راه بیان عشق عنوان کردند. شماری دیگر هم گفتند «با هم بودن در تحمل رنجها و لذت بردن از خوشبختی» را راه بیان عشق می دانند.

پسری برخاست و پیش از این که شیوه دلخواه خود را برای ابراز عشق بیان کند، داستان کوتاهی تعریف کرد: یک روز زن و شوهر جوانی که هر دو زیست شناس بودند طبق معمول برای تحقیق به جنگل رفتند. آنان وقتی به بالای تپّه رسیدند درجا میخکوب شدند. یک قلاده ببر بزرگ،جلوی زن و شوهر ایستاده و به آنان خیره شده بود. شوهر، تفنگ شکاری به همراه نداشت و دیگر راهی برای فرار نبود.

رنگ صورت زن و شوهر پریده بود و در مقابل ببر، جرات کوچک ترین حرکتی نداشتند. ببر، آرام به طرف آنان حرکت کرد. همان لحظه، مرد زیست شناس فریادزنان فرار کرد و همسرش را تنها گذاشت. بلافاصله ببر به سمت شوهر دوید و چند دقیقه بعد ضجه های مرد جوان به گوش زن رسید. ببر رفت و زن زنده ماند.

داستان به اینجا که رسید دانش آموزان شروع کردند به محکوم کردن آن مرد. راوی اما پرسید : آیا می دانید آن مرد در لحظه های آخر زندگی اش چه فریاد می زد؟ بچه ها حدس زدند حتما از همسرش معذرت خواسته که او را تنها گذاشته است! راوی جواب داد: نه، آخرین حرف مرد این بود که «عزیزم ، تو بهترین مونسم بودی.

از پسرمان خوب مواظبت کن و به او بگو پدرت همیشه عاشقت بود.›› قطره های بلورین اشک، صورت راوی را خیس کرده بود که ادامه داد: همه زیست شناسان می دانند ببر فقط به کسی حمله می کند که حرکتی انجام می دهد و یا فرار می کند.

پدر من در آن لحظه وحشتناک ، با فدا کردن جانش پیش مرگ مادرم شد و او را نجات داد. این صادقانه ترین و بی ریاترین ترین راه پدرم برای بیان عشق خود به مادرم و من بود



message 2: by Ali (new)

Ali Ashini (CafeChy) (aliashini) | 244 comments Mod
مرا یاد حکایتی انداخت...
همیشه پروانه در آتش شمع می سوزد تا شعله های شمع جان بگیرد و کاش این را همه امان بدانیم و با آن باور زندگی کنیم..


ارمـغـان مهـاجری  | 226 comments Mod
ممنونم علی جان


(setareh).ساینا ستاره (sainaahmadigmailcom) | 687 comments زيبا بود دوست من
انتخاب قشنگي داشتي


ارمـغـان مهـاجری  | 226 comments Mod
سلام ساینای عزیز من دوست خوب من

ممنونم ساینای عزیزم خوشحالم که خوشت اومده:*******


message 6: by Mahyar (last edited Oct 28, 2009 12:22PM) (new)

Mahyar Mohammadi | 250 comments دیگه واقعاً زیاده روی بود! این داستان به نظر من کم ارزش بود


Daddy.long.legs (daddylongleg) | 13 comments salam. dastane yek eshghe vaghei va amigh bod ...ey kash ...




back to top