داستان كوتاه discussion

51 views
برگ خزان دیده

Comments Showing 1-17 of 17 (17 new)    post a comment »
dateUp arrow    newest »

message 1: by Ashkan (last edited Oct 11, 2009 08:53AM) (new)

Ashkan Ansari | 2135 comments برگ خزان دیده چون تاب خورد تا زمین
جلوه چو مستان کند، در نظرِ آن و این
باد خزانی به داس، برکندش؛ خوشه چین
رود به سر می برد، این بدن پرجبین
روی درختان شدست از بزکش عنبرین
کیست که گوید خزان، هیچ ندارد به بر

طنطنه ی (1) شاطه اش (2)، کرده درختان سنان (3)
این قلم پر ز رنگ، بر کف دستِ خزان
گو که نفس بسته اند تا که بهارین زمان
گرم به شولای برگ، باز بگردد جوان
راز بگوید همی، این شجر بی زبان
زین فلک بی حساب، زین چپر (4) پر سمر (5)

پاییز 88 – تهران – باغ فردوس
پی نوشت : کاری اداری مرا امروز با خود به حوالی باغ فردوس (تجریش) کشاند. بعد از انجام کارم، بخاطر شروع سنگین امروز که هیکلش را بر شانه هایم انداخته بود، برروی یکی از سکوهای تازه ساز شهرداری در کنار خیابان ولیعصر نشستم تا نفسی تازه کنم. برگهای زرد و چروک خورده درختان چنار خیابان، بی آنکه توجهی به عابرین پیاده و سواره داشته باشند، مستانه تلوتلو می خوردند و وقتی به پایین درختان در جوی آب می افتاند، آب مثل جنازه عزیزش، آنها را بر سر می برد به ناکجا آباد عدم. قصد کردم کمی بیشتر وقت بگذارم و شعری بنویسم در قالب مسمط به تقلید از طبیعت سرایی های منوچهری درباره آنچه دیده ام و نتیجه اش شد شعر فوق در قالب مسمط مسدس مرخم.

-------------
(1) طنطنه = آوازه
(2) شاطه = آرایش کننده، شانه کننده
(3) سنان = سر نیزه
(4) چپر = خانه چوبی کوچک و حقیرانه، مجاز است از جهان
(5) سمر = افسانه، راز



message 2: by hasti (last edited Oct 07, 2009 12:10PM) (new)

hasti | 284 comments اشکان جان
چه نگاه شاعرانه ای داری به اطرافت
تبریک می گویم
و همینطور به خاطر این شعر زیبا که سروده ای

تنها اشکالش فکر می کنم
استفاده از کلمات سخت و قدیمی است
که نیاز به تعریف دارد
اگر روان تر و امروزی تر بسرایی
بیشتر به دل می نشیند
البته این نظر من است
و اصلا هم از زیبایی های شعر شما نمی کاهد

در قالب مسمط مسدس مرخم؟!ا
از این عبارت، فقط گیجی نصیبم شد و بس

موفق باشی دوست عزیز



message 3: by Ashkan (last edited Oct 08, 2009 02:33AM) (new)

Ashkan Ansari | 2135 comments این سبک را بیشتر منوچهری برگزیده بود برای توصیف طبیعت. فکر می کنم نمونه ای از آن را در کتب دبیرستانی به ما هم تدریس کرده بودند:
گویی بط سفید جامه به صابون زدست

خود واژه مسمط اسم مفعول است از مصدر تسمیط به معنای مرواریدی که در رشته شده است و در ادبیات به قالبی اشاره دارد که بیش سه بیت هم وزن باشد و همه هم قافیه جز در بیت آخر که می تواند هم قافیه باشد یا نباشد که به آن قافیه سمطی می گویند بسان مرواریدی که در یک رشته کرده باشند. باید توجه داشت که وزن جاری شعر در تمامی آن باید یکسان باشد و سمطی ها نیز معمولا هم قافیه اند.
این نوع شعر انواعی گوناگون دارد که عبارت اند از مربع (چهارتایی)، مخمس (پنچ تایی) ...، معشر (ده تایی) که از هر یک نمونه هایی در ادبیات فارسی موجود است.
مرخم به معنای دم بریده، به کنایه به این قالب شعری گفته می شود چرا که در قافیه سمطی، قافیه ابیات بالایی بریده می شود.
در برخی منابع معتبر این اطلاق صورت نگرفته است مثل لغتنامه دهخدا.



message 4: by Ashkan (last edited Oct 08, 2009 02:34AM) (new)

Ashkan Ansari | 2135 comments در مورد کلمات نچندان امروزی، من حق را به شما می دهم ولی زمانی که به شیوه کلاسیک شعر نوشته می شود، قید وزن وجود دارد و در بسیاری از موارد، هرچند که من از زبان عربی خوشم نمی آید، بخاطر آنکه این نوع شعر نوشتن به نوعی واردات از عربستان است پایه ای بر وزن مفاعیل دارد و واژه یابی و وزن گزینی را در میان واژگان عربی آسانتر می کند و انتقال افکار نویسنده را سهل تر. (این مسئله نشان می دهد که فردوسی چه ادیب برجسته ای بوده است)
استفاده از کلماتی رواجی در امروز ندارند خوب و پسندیده نیست. این به دلیل ضعف دایره لغات بنده و عدم حضور ذهن کافی رخ داد و بهبود این امر مطالعه بیشتری را می طلبد که امیدوارم بتوانم به این مهم دست یابم.
بسیار سپاسگزارم از نقد دلسوزانه ات


message 5: by hasti (new)

hasti | 284 comments ممنون از توضیحات خوب و کاملت اشکان جان
بسیار استفاده کردم


message 6: by Nazanin1987 (new)

Nazanin1987 | 597 comments یه شعر خوب
و یه کلاس درس خوبتر
ممنون هستی جونم که گیج شدی(مثل من) تا اشکان خان
یه همچین جواب کاملی بده
:))


message 7: by Ashkan (last edited Oct 08, 2009 02:39AM) (new)

Ashkan Ansari | 2135 comments خواهش می کنم. متاسفانه به دلیل عدم علاقه من به مطالعه منابع دیجیتالی، صرفا کتب را ورق می زنم و در مورد منابع موجود دیجیتالی اطلاعی ندارم. ولی کتابی در همین مورد معرفی می کنم که بسیار مفید است.
سبک شناسی شعر، محمدتقی بهار، انتشارات امیرکبیر سال 2536


message 8: by Ashkan (new)

Ashkan Ansari | 2135 comments حمید جان خیلی ممنونم از نظر لطفت


message 9: by Parva (new)

Parva Rostami | 348 comments اشكان جان واقعا لذت بردم
هم از شعر بسيار قشنگت وهم از توصيفات بي نظيرت از اون لحظه
ولي واقعا سخته كه توي شلوغي خيابون وهياهوي مردم شعري با اين سبك سروده بشه
همون طور كه خودتون ميدونيد اين قالب هاي شعري
براي شاعراني بوده كه با فراغ بال
زير سايه همايوني روزگار مي گذراندند
واقعا آفرين داره سرودن چنين شعري
در هياهوي چنين شهري


message 10: by Ashkan (new)

Ashkan Ansari | 2135 comments پروای عزیز
سپاس فراوان از نظر لطفت


message 11: by Farzan (new)

Farzan (persianguy1983) | 1378 comments اشکان بیشتر باید باغ فردوس بری
انگار تاثیرات مثبتش زیاد بوده
منم با خودت ببر تا شاید چیزی به ذهنم برسه بنویسم


message 12: by Behzad, دیوونه (new)

Behzad Vahdati manesh (behzadium) | 1320 comments Mod
ممنون اشكان جان لذت بردم از شعر زيبات
و استفاده كردم از توضيحات كاملت در مورد سبك
شما گفتي از زبان عربي خوشت نميآد
من ميگم از اين زبان متنفرم و هر روز هم اين حس در من تشديد ميشه
كاش سعي كنيم از اين دست كلمات كمتر استفاده كنيم
و واقعا فارسي بنويسيم
( اشاره به داستان فارسي شكر است اثر جمالزاده)
با تشكر فراوان
بهزاد



message 13: by Ashkan (new)

Ashkan Ansari | 2135 comments بهزاد جان
خیلی ممنونم از لطفت. متاسفانه برخلاف تمامی تعاریف زبان شناسی، عده ای کم سواد ترکیب بی معنای "زبان کامل" را برای این زبان عقب افتاده استفاده می کنند و فکر می کنند که اگر واژگان عربی را زیاد استفاده کنند نشان از سواد و فرهیختگی آنها دارد. همانطور که گفتم استفاده از این کلمات در شعر، بخاطر ضعف دایره لغات من بود. من هم امیدوارم این رویه تغییر کند از جمله در خود من!؟


message 14: by Parva (last edited Oct 16, 2009 11:03AM) (new)

Parva Rostami | 348 comments دوستان من خودم از مخالفان سر سخت استفاده از كلمات بيگانه در زبان فارسي هستم.ولي فكر ميكنم درست نباشه در باره زبان عربي اينطور بگيم
هرچند من هيچ وقت اين زبان رو دوست نداشتم وحضور در كلاس عربي برام شكنجه بود
ولي نبايد از حق گذشت
زبان عربي زبان بسيار كامليه چه از نظر دايره لغات وچه از نظر دستور زبان

ولي كامل بودن اين زبان دليلي براي تاييد از استفاده از اون نيست
موفق باشيد


message 15: by Ashkan (new)

Ashkan Ansari | 2135 comments پروای عزیز
بحث من هم همین است. شما که می دانم آثار دکتر ناتل خانلری را می خوانید دیگر چرا!؟
در زبان شناسی اصلا چیزی با عنوان کمال یک زبان وجود ندارد. یک زبان می تواند پیشرفته باشید یا نباشد. و زبان عربی دقیقا به دلیل همان ساختاری که بعضی ها به عنوان کمال زبان بدان می نگرند، نشان از پس رفتگی و عقب ماندگی این زبان دارد. سعی می کنم در این مورد به منابعی مراجعه کنم و آنها را مستند سازم


message 16: by Parva (last edited Oct 16, 2009 11:23AM) (new)

Parva Rostami | 348 comments اشكان عزيز
حق با شماست شايد كلمه كامل كلمه خوبي براي اين بحث نباشه
وبهتر بود ميگفتم زباني گسترده

اشكان جان
من كه تاكييد كردم
كه با استفاده از اين زبان كاملا مخالفم
ولي براساس اطلاعاتي كه دارم فكر ميكنم زباني غني وگسترده باشد
هرچند ادعا نمي كنم كه اطلاعاتم كامل ودرسته
وخوشحال ميشم اگر منابعي به من معرفي كنيد كه
با اطلاعات بيشتر ودقيق تري در اينباره اظهار نظر كنم


البته بايد بگم من به خاطر يك سري ضرورت ها
صرف ونحو وتجزيه وتركيب رو خوندم
وبا اينكه سر كلاس عربي هميشه داشتم
به استادهاي عزيزم ثابت ميكردم كه زبان
ما براي كامل شدن نيازي به زبان عربي ندارد
ولي معتقد بودم كه زبان عربي يك زبان غني است
واين غني بودن مسلما به معني بي ارزش بودن وناقص بودن
زبان زيباي خودمان نيست
پيروز باشي




message 17: by Ashkan (new)

Ashkan Ansari | 2135 comments پروای عزیز
بر اساس همین بحث، در بخش بحث و گفتگو مطلبی در خصوص زبان شناسی گذاشته ام که امیدوارم مفید باشد. سعی می کنم در دیدگاه من کوچکترین اثری از اعتقادات ناسیونالیستی نباشد تا بشود کاملا علمی با این دست مسائل برخورد کرد.
جمع آوری منابعی که سالها پیش خوانده ام و خیلی از آنها انتشار عمومی نشده اند کمی زمان بر است ولی حتما آنها را جمع آوری خواهم کرد و به اطلاع شما می رسانم.



back to top